خوشبختانه سایت ها و وبلاگ های ترکمنی روز به روز در حال افزایش می باشد که واقعا جای خوشحالی دارد .یکی از این سایت ها که به صورت شدید در حال فعالیت در مورد مسایل اخیر در ایران به ویژه اعتراضات اقوام می باشد سایت ارکینلیک ( آزادی)می باشد .این سایت نیز از سایت های فیلتر شده ترکمن ها می باشد که این خود نشانگر نبود آزادی به معنای واقعی می باشد
سایت ارکینلیک را بدون فیلتر با کلیک بر لینک زیر مشاهد ه کنید:
http://www.ehobo.com/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5lcmtpbmxpay5vcmcv&hl=1111101001
: «خورشيد عمرت به شفق نشسته است.» مردمي كه در فرهنگسراي اقوام روزجمعه به مناسبت جشنواره فرهنگي، هنري تركمنها در ساعت 4 بعدازظهر گردهم آمده بودند، با شنيدن اين مصرع شعر شاعر تركمن «مختومقلي»، كه به زبان تركمنها خوانده شد دست زدند و برنامه شروع شد.
تركمنها مراسم خاصي هنگام سلام و احوالپرسي دارند.
فرد كوچك تركمن وقتي به بزرگتر خود ميرسد سلام ميگويد، سپس فرد بزرگتر بايد احوالپرسي كند و به همين منوال آداب و رسوم احوالپرسي به جا آورده ميشود.
«فرهنگ ايراني برآمده از فرهنگ اقوام ايراني است. تركمنها ناخودآگاه ما را به ياد سومريها مياندازند. به تازگي به اثبات رسيده است كه سومريها شاخهاي باستاني از اقوام ترك بودند، شباهت خانهها، آلاچيقها، زبان و نامها نشان دهنده هم ريشه بودن اين دو قوم است، پس ميتوان نتيجه گرفت قوم تركمنها بشريت را تحت تاثير نبوغ خود قرار داده است.»
«ملا عاشور قاضي»، مدرس دانشگاه، مترجم قرآن كريم عضو پيوسته زبانشناسي ايران، پژوهش فرهنگ و ادب تركمن در جشنواره تركمنها كه با محوريت مختومقلي برگزار شد، سخن گفت. او از مختومقلي تنها شاعر و عارف تركمن به عنوان شاعري كه شعرش را تنها در راه اسلام و دين سروده است، نام برد. شعرهاي مختومقلي به فرانسه، آلماني، روسي و فارسي ترجمه شده است.
قاضي گفت: «مختومقلي آرزوي وحدت مردم را داشت.»
برنامه با اجراي هفت بند، تك نوازي ني و اجراي موسيقي سنتي ادامه پيدا ميكرد. خانواده «مجيد تكه» ساز مينوازند. مجيد و سه دخترش با لباسهاي تركمنها و باز زيورآلات نقرهاي سه تار نواختند و مجيد تكه تك خواني ميكرد.
«محمد امين كنعاني»، دكتراي جامعهشناسي با گرايش جمعيت شناسي هيات علمي دانشگاه معتقد است كه هيچ قشر بندي طبقاتي در ميان تركمنها وجود ندارد. آنچه تركمنها را از هم جدا ميكند سن تركمنهاست. ميان «باي» و «غريب» كه همان فقير و غني فارسي است از نظر لباس پوشيدن و صحبت كردن هيچ تفاوتي نيست.»
«چومرها» در دوران گذشته تركمنهاي دامداران و كشاورزان يكجانشين بودند. البته ثابت شده است كه تركمنها به دلايل حكومتي همواره در كوچ بودهاند حتي خود «چومرها» هم به دليل عدم پرداخت ماليات و زير فشار بودن حكومت كوچ ميكردند. در زمان رضا شاه يعني از سال 1304 زندگي تركمنها دچار تحول شد سياست يكجانشيني رضا شاه، ساختار سياسي و فرهنگي تركمنها را دچار تحول عميق كرد.»
«با حشتي طواق سعادتي» با «خدر زيتونلي» موسيقي سنتي تركمنها را اجرا كردند. زيتونلي، تكنوازي ني هفت بند «يدي بوغون» را با صداي طواق سعادتي هم نوا كرد.
«اسفنديار رحيم مشائي» رييس سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران و معاون شهردار آخرين نفري بود كه تنها وارد فرهنگسرا شد. ساعت هفت بود و برنامه به جهت سخنراني او به تعويق افتاده بود. اما خبرنگارها در سالن آمفي تئاتر سينما بهاران او را رها نميكردند، «ايران هميشه شاهد حضور و همبستگي اقوام مختلف بوده است. آنهايي كه ميگويند ملتي اقتدار دارد كه يك قوم باشد بايد نظري به تاريخ ايران افكنند. در آينده جهان مرزي وجود ندارد، دستها همه در دستهاي يكديگر است. اين آينده مختوم بشر است. آينده زمين از آن انسانهاي با فطرت است. فطرت و ذات پاك مختص قوم يا رنگ پوستي نيست. همه مردم با همه ظرفيتهايشان ميتوانند فطرتي پاك داشته باشند. قوم تركمن در اين ميان جزو ايرانياني بود كه ذات پاك خود را نشان داد و دست در دست ديگر اقوام، ايران را ساخت. اين شكوه و عظمت ايران امروز نشانه همدلي همه اقوام كشور بوده است. وظيفه ما انتقال ميراث بزرگ فرهنگي پدرانمان به آيندگان است.»
| حتي تركمن هاي تحصيل كرده هم به شيوه درماني شهناز پرخوان معتقدند و هر از گاهي كه مرضي ناچيز يا دردي ناعلاج میهمان ناخوانده اندامشان مي شود، به ديدار شهناز مي روند. شهناز هم به ناگاه با كفگير داغ به آنها حمله مي كند تا ارواح خبيث را از بدن او بيرون بكشد و بيماري اش شفا يابد | ![]() |
تهران- 20خرداد 1384- ميراث خبر گروه فرهنگ، هستي پودفروش:"شهناز پرخوان" نوار موسيقي تركمن را بار ديگر به گوشهايش مهمان مي كند، به خلصه مي رود و با انبوهي از جن و پريان به صحبت مي نشيند. خود را با طنابي به سقف آلاچيق آويزان مي كند و حركات ناموزون و نامفهومي را نمايش مي دهد. به ناگاه با كفگير داغ به فردي كه روي فرش خوابيده است حمله ميكند تا ارواح خبيث را از بدن او بيرون بكشد و بيماري اش شفا يابد. حتي تركمن هاي تحصيل كرده هم به اين شيوه درماني شهناز پرخوان معتقدند و هر از گاهي كه مرضي ناچيز يا دردي ناعلاج مهمان ناخوانده اندامشان مي شود، به ديدار شهناز مي روند. خانه هنرمندان هم پر است از زنان شيك پوش، دانشجويان جامعه شناسي و زنان شاغل. قرار است منيژه مقصودي عضو هيات علمي گروه انسان شناسي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران از تحقيق ميداني كه طي اقامت هاي طولاني اش در روستاهاي تركمن نشين تركمن صحرا انجام داده است صحبت كند. ساعت 5 جلسه آغاز مي شود و راس ساعت همه در سالن گفتگو درطبقه دوم خانه هنرمندان حضور دارند. "پرخوان تركمن صحرا"، رجب دردي زاده 70 يا75 ساله. هيچ كس او را به اسم رجب يا دردي زاده نمي شناسد. ازطايفه گوگران شهرستان كلاله در گلستان است. او به پرخوان يا درمانگر تركن ها معروف است. او اين توانايي را نه از پدر به ارث برده و نه استاد ديده است. درمان او الهامي است اين ادعاي خود رجب يا پرخوان است. او هم تكنيك خود را دارد. او رابط پريان و بيمار است. او معتقد است كه اين ارتباط باعث مي شود پريان يا جنيان بيماري و مرض را از بدن بيمار بيرون بكشد. درمان درچند جلسه انجام مي شود." زناني كه در خانه هنرمندان با چشمان باز و متعجب به گفته هاي مقصودي گوش مي دادند شايد در فكر تهيه بليط به روستاي يل چشمه تركمن صحرا بودند. اما هنوز قضاوت زود است. "زن ميان سال كه شايد 40 سال است به گفته اطرافيان دستان شفا بخش دارد. بيمار از نگاه كردن به زن اكراه دارد. جذبه اعتماد به نفس و عدم وجود مرزي بين او و بيمار ويژگي خاص اين زن است. او حريم هاي جنسي را مي درد. معتقد است كه اين يك وظيفه است. بابت درمان پولي دريافت نمي كند و شايد هفته ها بيمار را در خانه اش تيمار كند تا مراحل درمان را با آسودگي خاطر بر روي او انجام دهد. ماساژ درماني، گياه درماني و موسيقي درماني تكنيك هاي جداگانه هر يك از اين دابارتوپار هاست. دابار توپار را تركمن هاي محلي به آنها اطلاق مي كنند. گروهي از تركمن هاي به درمان گروهي معتقدند. گروه زيادي درمانگر دور بيمار جمع شده و تكنيك هاي خود را بر روي بيمار آزمايش مي كنند. زن 50 ساله تركمن كه در خانه محقري زندگي مي كند از گياهان پشت در خانه براي درمان بيماراني كه از تهران هم مي آيند استفاده مي كند. ارزان در دست رس و موثر. بيمار دراز مي كشد زن با لمس تن او جاي درد را شناسايي مي كند. سپس دستش را روي قلب بيمار مي گذارد و شروع مي كند به سخن گفتن به زباني ناشناخته.او مي گويد من با جن ارتباط برقرار كرده و از او در درمان بيماري كمك مي طلبم. پرخواني تاريخ فراز و نشيب زيادي را طي كرده تا به رجب يا شهناز رسيده است. پيش از اسلام آوردن، تركمن ها شمني بودند. در آن زمان هم شيوه درمانگري براين منوال بود. باكمي آميختگي با بدويت. با ورود اسلام شمن ها درمانگري خود را با دين تازه در آميختند و معجون درمانگري تركمن ها را به سرزمين ايران آوردند. تمام كساني كه نزد پرخوان رفته اند و او را از نزديك ديده اند بر سر يك مسئله توافق دارند. نگاه پرخوان جذاب است. انرژي او تا يك هفته در بدن اطرافيان وجود دارد. شخصيت او كاملا غير طبيعي است. با گفته هاي مقصودي و از شواهد چنين مشخص است كه پيش بيني درست از آب درآمد. نمايش فيلم ضربه كاري را زد و بانوان متعهد تصميم خود را براي آخر هفته گرفتند. |
دوازدهمين برنامهی باشگاه دوستداران موسيقي مقامي ايران ، كه به دليل همزماني با مسابقهی فوتبال ايران_مكزيك از سري مسابقات جامجهاني فوتبال 2006 آلمان ، به تعويق افتاده بود ، يكشنبه بيستوهشتم خردادماه از ساعت 16.30 در تالار ناصري خانهی هنرمندان ايران ، برگزار ميشود .
اين برنامه به نمايش فيلمي از ساختههاي حميدرضا اردلان دربارهی قليچ انوري ، نوازنده و خوانندهی تركمن اختصاص دارد . پس از نمايش فيلم ، محمدرضا اصلاني ، مستندساز و حميدرضا اردلان در خصوص اين فيلم و نيز موسيقي تركمني سخنراني خواهند كرد .
ويژگي موسيقي ترکمني در ايران و تاريخ اين موسيقي و روشها و شيوههاي آن فصل ناشناختهاي براي بسياري از محققان و دانشمندان است.
منبع : خانهی هنرمندان
حاجمحمد ايلي افزود: ذکر خنجر و لالايي ترکمني از آواهاي آييني موسيقي ترکمن هستند که ذکر خنجر يا رقص خنجر جزو شعرهاي حماسي پيش از اسلام است که براي به وجد آوردن يک جنگجو و آمادهسازي او پيش از جنگ همراه با موسيقي سراييده ميشده است. بعد از اسلام، اين ذکر را عارفان هنگامي که ميخواستند به درجهي عرفاني برسند و با خداوند راز و نياز کنند، ميخواندند. آنها بهصورت حلقهاي هشت تا 10 نفره گردهم ميآمدند و ذکر خدا را بهصورت شعرهاي عارفانه و يا بهعنوان همان ذکر خنجر ميخواندند. لذا اينگونه شعرها جزو موسيقي آييني مردمان ترکمن هستند.
شعرهاي بهکار گرفتهشده در موسيقي ترکمني به دوران گذشته مربوط و از نواهاي اوزانها هستند؛ اوزانها گروههايي بودند که بهعنوان خبردهنده و يا آورندهي فرهنگ و رسوم ايلهاي مختلف به ساير ايلها شهرت داشتند. اوزانها شعرهاي شاعران را با موسيقي مربوط به هر ايل ميخواندند و اين عمل پس از قبول دين اسلام، در ميان ايلهاي مختلف بيشتر رواج داشت.
وي اظهار داشت: مختومقلي فراغي ـ عارف ترکمني ـ شعرهايي ميگفت كه ترجمهي قرآن کريم به زبان ترکمني و عارفانه بودند و هنوز هم نوازندگان ترکمني از آنها الهام ميگيرند و ميسرايند.
ترکمنها قومي خالص هستند که تا به امروز، فرهنگها و سنتهاي قديمي خود را حفظ كردهاند و زبان، لباس و موسيقي خود را به نيکي پاس داشتهاند.
اين نمايشنامهنويس ترکمني، اظهار داشت: مردم ترکمن صحرا، تمام زندگي، آيين، فرهنگ و حتا رنگ لباسشان از طبيعت گرفته شده است. در فصل بهار، صحرا پر از گلهاي سرخ لاله ميشود و رنگ سرخ نيز پايه و اساس اصلي رنگ لباسهاي مردمان ترکمن است. لباسهاي دستبافتي که از پشم سفيد گوسفند بافته ميشوند، قرمز هستند و بهصورت طبيعي با همان گلهاي لاله رنگ ميشوند.
ايلي ادامه داد: در ترکمن، لباس نوجوانها با جوانها، پسرها با مردها، دخترها با خانمها و حتا لباس افراد با سنهاي مختلف با يکديگر از نظر رنگ، طرح، نقش و استفاده از کلاه متفاوت است.
وي دربارهي مراسم ترکمنها، گفت: يک مراسم براي آقاياني گرفته ميشود که به سن 63 سالگي كه همان سن حضرت محمد (ص) در زمان رحلت است، ميرسند. در گذشته، جشن عروسي در هفت شبانه روز برگزار ميشد و در آن اوزانها و يا بخشيها ميخواندند و بازيهايي مانند اسبدواني و کشتي در آن انجام ميشد؛ کشتيگيران بزرگ و پهلوانان نامي شرق و غرب ترکمن با هم در جشن عروسي مبارزه ميكردند؛ ولي اين مراسم امروزه در يک روز برگزار ميشود و فقط افراد بسيار ثروتمند، مراسم عروسي خود را به سبک قديم برگزار ميکنند.
او تصريح کرد: از بازيهاي دخترانهي ترکمنها به «آي ترک، اون ترک» ميتوان اشاره کرد که در دو دستهي شش نفره همراه با شعرهاي مخصوص بازي ميشود. همچنين از بازيهاي پسرانه از بازي «ال کسير» ميتوان نام برد که نشانهي به قدرت کشيدن دو گروه است. در بندر ترکمن، بازي بومي به نام «آلم اولدر» يا «بنداز و فرار کن» وجود دارد که به بازي چوگان شباهت زيادي دارد.
ايلي افزود: از غذاهاي محلي بندر ترکمن که با توجه به زندگي ايلي و کوچنشيني بسيار ساده و مقوي هستند به «چکدر مکات» ميتوان اشاره كرد که با پختن گوشت و استفاده از روغن حيواني همراه با برنج تهيه ميشود.
منبع : ايسنا
زمين ادامه ي دستي ست که به گندم ميرسد
زمين ادامه ي عشق است که سرخ ترين پيرهن را بر تن دارد
و من ادامه ي زيبا ترين ترانه هاي ترس خورده ي بابا بزرگ
به ترکه ي ناظم و درد بلند جريمه
به وحشت سود و زيان تاجر زنگ حساب
به کوچه هاي خشک آب شاهي و يخ بر خر
سکوت ماندگار پدر
و فرفره هاي بي باد مي رسم ...
چه کسي آيا سه ماه تعطيلي ده سالگي ام را
از تخم مرغ فروش و تاجر بازار امتحان حساب باز پس ميگيرد جز من ؟
که از زمين تو مي رويم ...
زمين ادامه ي يک شعر است که عشق را ادامه ي شبنم ميداند
و سرخ ترين شال را براي شانه هاي فقيرت ميبافد
در سرخباد سرود و سپيده ...
زمين ادامه ي يک ريشه است تا هميشه ي بيشه
زمين ادامه ي يک سفره است
که گرده ي نان را به گرده گرفته است ...
صحرا به انفجار تر باران ايمان دارد ...
چشم بادامي من زمين ادامه ي يک " گنبد " ستاره است
و دشمن ادامه ي شهرزاد هزار و يکشبه ي خواب است
زمين اما به گندم ميرسد ...
زمين به سفره ي مردم ميرسد
زبان شناسی ترکمنی
گروه زبانی زبان ترکمنی
در دنیای امروز،سه یا چهار هزار زبان وجود دارد که زبان ترکمنی یکی از این زبانها می باشد و هیچ کدام از این زبانها نمی تواند بطور مستقل از زبان دیگر باشد و به طور قطع هر زبانی از لحاحظ ریشه با زبان دیگری مشترک است و هر کدام از این زبانهای مشترک در یک گروه زبانی قرار می گیرند زبان ترکمنی نیز در دسته زبانهای آلتایی قرار دارد در اینجا به شرح زبانهای آلتایی می پردازیم.
زبانهای آلتایی:
زبانهای آلتایی در گستره ای پهناوری از ترکیه در غرب،مناطق آسیای مرکزی شوروی و مغولستان و چین گرفته تا حوالی اقیانوس کبیر رواج دارند.اسم آلتایی از کوههای آلتایی واقع در غرب مغولستان که تصور می شود خاستگاه این زبانها باشد برگرفته شده است.شمار گویشوران زبانهای آلتایی بیش از 100 ملیون می باشد این خانواده دارای سه بخش است ترکیک،مغولی و تنگوزی .
زبانهای ترکیک گروه همگنی از بیست زبان است که تا حدود زیادی برای گویشوران همدیگر مفهوم اند.مهمترین آنها ترکی است که نزدیک به نیمی از گویشوران این زبانها را در بر می گیرد.در سمت شمال ترکیه یعنی در آذربایجان ایران و در جمهوری آذربایجان به آذربایجانی سخن می گویند .در جانب شمال در ناحیه موسوم به قفقاز ،زبانهای قره چایی در جمهوری خود مختار قره چای-چرکس بالکاری در کاباردین بالکار آذربایجان،کومیکی در داغستان آذربایجان و نونغایی که در چند جمهوری مختل تکلم می شوند.در کرانه دریای خزر ،در آسیای مرکزی زبانهای ترکمنی ،ازبکی،قزاقی،قرقیزی وجود دارند که در جمهوریهایی همانند همین نامها رایجند.بر اینها زبان قره قالپاقی در جمهوری خود مختار قره قالپاق را افزود
در بخش اروپایی روسیه ،در منطقه ولگا به زبانهای تاتاری و چواشی سخن می گویند اما در دامنه کوههای اورال زبان باشقیری رایج است . در جنوب سیبری در نزدیک کوههای آلتایی ،زبانهای آلتایی در جمهوری خود مختار گرنو آلتایی ،خاکاسی در جمهوری خود مختار خاکاس و تووایی در جمهوری خود مختار تووا رواج دارد .در منتها الیه شنال شرقی در جمهوری خود مختار یاقوت به زبان یاقوتی سخن می گویند .مهمترین زبان در غرب زبان اویغوری است که در شوروی نیز عده ای بدان تکلم می کنند.
شاخه مغولی زبان آلتایی در اساس به زبان مغولی منحصر می شود،وسایر زبانها چیزی در حدود گویشهای آن به حساب می آیند.
ازمهمترین شاخه های این زبان پس از خود مغولی دو زبان دیگر هستند که در شوروی بدان سخن می گویند.یکی از آنها بوریاتی است کحه در اطراف دریاچه بالکان سخن می گویند و سایر لهجه های مغولی در شمال چین تکلم می شوند.
و شاخه زبانهای تنگوزی هم شامل زبانهای اونکی (تنگوزی)، إونی
(لاموتی) ،مانچویی و ناتایی و سیبوی می شود.
|
زیرگروه |
شاخه |
زبانهای مهین |
زبانهای کهن | |
|
A L T A T I C آلتایی |
ترکیک T O R K I K |
جنوب غربی (اوغوزی) |
ترکی،ترکمنی،آذربایجانی |
|
|
شمال غربی (قیچاقی) |
قزاقی،قرقیزی،تاتار،باشغیری |
قره قالپاقی،قره چایی،بالکاری،کومیکی، نغایی | ||
|
جنوب شرقی (چاگاتایی) |
ازبکی،اویغوری |
سالاری | ||
|
شمال شرقی |
|
آلتایی،خاکاسی،تووایی | ||
|
|
چوواشی |
| ||
|
|
|
یاقوتی | ||
|
مغولی |
|
مغولی |
بوریاتی ، قلموقی | |
|
تنگوزی |
شمالی |
|
اِوِنکی(تنگوزی) ، اونی(لاموتی) | |
|
جنوبی (مانچویی) |
|
مانچویی،نانایی(گلدی) سیبویی |
|
قالي هاي ترکمن |
|
قالي هاي ترکمن در زيبايي شهره عام وخاص است. و در نمايشگاههاي بين المللي جايگاه خاص خود را دارد. سياح ايتاليايي " مارکو پولو " نيز در سياحت نامه خود مي نويسد: " آيا مي دانيد که در اينجا نفيس ترين و زيباترين قالي ها بافته مي شود. درخصوص قالي ترکمن کتاب ها ومقالات علمي متعددي نوشته شده و آلبوم هاي مصور چندي به چاپ رسيده است. موضوع اين مقاله، نقوش پر راز و رمز قالي ترکمن و تلاش در راستاي يافتن پاسخي به معاني نقوش قالي ترکمن از طريق طرح سوالاتي ازقبيل قدمت قالي ترکمن چيست؟ هدف اصلي از بافتن قالي چه بوده است؟ و... است. دانشمنداني همچون زالتايو، موشکووا، سايرووا، ميرتوو، و سايرين، به اين موضوع پرداخته اند که به آنها اشاره مي کند. در پاسخ به سوالات فوق از آثار قديمي وازکتابهاي مورخين و جغرافي داناني چون استرايون، والري فلاکان، لوکيا، پولين، کوينت کورتسي روف، بلا رامبرگ، ابوالقاضي بهاردرخان وهمينطور ازمنابعي همچون اوستا، تاريخ هرودت و ... نيز بهره مي جويد. اين مقاله، اقوام اسکيف ـ ساک ( م: اسکيت ياسکاها که نام آنها در طايفه سقر و سخاوي يا سکاوي ترکمن ها حفظ شده است). را که در زمانهاي دور در آسياي ميانه زندگي مي کردند، از نياکان اوليه ترکمنها به حساب مي آورد وبا استناد به منابع تاريخي و ذکر نام برخي از حکمداران آنها از قبيل توميريس ( م: تومار دايزا) و...، به اين موضوع مي پردازد که قالي ترکمن همچون آينه اي اوضاع وشرايط مختلف اجتماعي، اقتصادي، سياسي و ... نياکان ترکمن ها از قبيل سکاها و اوغوزها را منعکس مي کنند ناشر: " هنر، زيباترين قالب براي همه پيام هاي نوين و مايه گسترش و نفوذ اين پيام ها تا هر سوي خطه وسيع دلها و جان هاي انساني است." |
گزارش مراسم مختومقلی از گوتنبرگ سوئد
ماختوم قلي سزله هرنه بلنينگ اوزيگه کمليگ بيل آيتماني اولنيگ تاراشلا شاقلاتغين کونگله گلنيگ سندن سونکيلره يادگار بولسين 31 اردیبهشت 1385من گزارش مراسم را با شعری از مختومقلی آغاز کردم، این قطعه شعر به تنهائی بیانگر عظمت مختومقلی در هر زمان و حامل پیامی همیشگی برای همه ی ما میباشد. ما ترکمنها، شعرا و ادیبان بسیاری داریم و داشتیم هر یک از این بزرگان در جای جای فرهنگ و ادبیات ترکمن درسخت ترین شرایط نقش بسیار جدّی داشته و دارند. اگر کمینه..... یا عیدی به بی عدالتیها حمله میکنند، ملانفس و.... در وصف دوست داشتن و محبت میسراید، مختومقلی ، کریم، ستار ...و... به همبستگی و آزاده گی دعوت میکنند .... همه ی ادیبان ، هنرمندان و شاعران ترکمن برای صیقل دادن و پرورش یک هدف ، هدف مقدسی که پدر مختومقلی بذرآنرا کاشت همّت میکنند. اگر امروز و در آینده مراسمی برای مختومقلی برگزار میشود و برگزار خواهد شد، دلیلش این نیست و نبوده که ما فقط مختومقلی را داریم . بلکه دلیلش بسیار ساده است مختومقلی درخت زبان ادبی ترکمن را که پدر کاشته بود رشد داد و تکامل بخشید و به آیندگان این امکان را داد آنچه که پدر و پسر طی کرده اند ادامه دهند و هر روز این درخت را آبیاری کنند و شاخ و برگ آنرا تمیز نمایند، و درخت ادبیات و زبان ترکمن را هر روز تنومندتر و پر بارتر کنند. مراسم این استاد در واقع مراسم گرامیداشت تمامی ادیبان و شاعران ترکمن میباشد و یا درست تر گفته باشم جشن و سالگرد زبان و ادبیاد ترکمن است. به همین دلیل هم هفته ی مختومقلی در هرجای دنیا ترکمنی باشد گرامی خواهند داشت و به مختومقلی افتخار خواهند کرد چونکه به خود به زبان و ادبیات خود افتخار میکنند......
برای بزرگداشت هر چه با شکوهتر این هفته ی مقدس مدتها بود انچمن فرهنگی ترکمنهای گوتنبرگ سوئد تلاش فراوانی به خرج داد تا مراسم بزرگی را برای شهروندان ترکمن این شهر تدارک ببیند. در این رابطه مسئولین انجمن فرهنگی ترکمنهای گوتنبرگ تلاش کردند مهمانان بزرگی از ایران دعوت کرده تا با برگزاری مراسم بزرگداشت مختومقلی بتوانند همبستگی خود را با ترکمنان سراسر جهان نشان دهند. در این رابطه انجمن فرهنگی ترکمنهای گوتنبرگ برای شاعر بزرگ و شخصیت فرهنگی صاحب نام و با نفوذ ترکمنهای ایران آقای ستار سوقی، آقای اراز محمد شیرمحمدلی بخشی و دوتار زن بزرگ ترکمنهای ایران و بخشی، سازنده و هنرمند هزار هنر ترکمنهای ایران آقای یوسف دیبائی را ازادارات مربوطه ی کشور سوئد درخواست ویزا نمود. ولی با تاًسف باید بگوئیم مسئولین انجمن از مسئولین کشور سوئد جوابی دریافت نکردند. با این وجود مسئولین انجمن مأیوس نشده و به تلاش خود ادامه دادند و کانالهای مختلفی را به آزمایش گذاشتند تا مهمانان خود را در مراسم سالگرد مختومقلی در کنار و در جمع خود داشته باشند . تلاشی که هفته ها قبل از نوروز بایرام شروع شده بود و در برگیرنده ی هزینه ی فراوانی برای انجمن ترکمنهای گوتنرگ شد هنوز هم پی گیری میشود. مسئولین انجمن هنوز هم امیدوارند شخصیتهای بزرگ هنری و فرهنگی ترکمنهای ایران را روز در سوئد ملاقات کنند و از دیدار آنان فیض ببرند. در میان همه تلاشها و امیدها خبر ناگوار از دست دادن فرزند دلبند شاعر ستار سوقی در آنتن خبرها قرار گرفت و این خبر سنگین و نا گوار همه ی تلاشهای انجمن ترکمنهای گوتنبرگ را زیر سایه ی خود قرار داد. انجمن فرهنگی ترکمنهای گوتنبرگ با صدور بیانیه ای از دست دادن جگر گوشه ی شاعر را به استاد و خانواده اش تسلیت گفتند و دعوت آن عزیزان را به زمان آتی واگذار نمودند . عدم پاسخ گوئی مسئولین سوئد و خبر ناگواری که از ایران دریافت شده بود مسئولین انجمن را بر آن داشته بود که خود را به مراسمی با امکانات خود آماده کنند. در این میان در کمال بی خبری از آلمان خبری جدید در یافت کردند که دکتر مجید تکه سازنده و دوتاریست بزرگ ترکمنهای ایران در مراسم سالگرد مختومقلی در شهر کلن آلمان شرکت میکند . انجمن گوتنبرگ از موقعیت پیش آمده استقبال کرد و آن بزرگ مرد هنر ترکمن و در کنار ایشان شاعر و نویسنده ی ترکمنستان شیرالی نورمرادف را به مراسم بزرگ داشت مختومقلی دعوت کردند.
مراسم روز شنبه مصادف با 30 اردیبهشت 1385 با نیم ساعت تأخیر ساعت19.30 دقیقه به وقت اروپا آغاز شد و تا صبح یک شنبه با گرمی خاص خود ادامه یافت. در این مراسم علاوه بر ترکمنهای شهر گوتنبرگ از دیگر شهرهای سوئد و از کشور دانمارک نیز شرکت داشتند.. ترکمهای شهر گوتنبرگ همیشه به مناسبتهای گوناگون مراسمهای گوناگونی برگزار میکردند ولی حضور انبوه ترکمنها را من فقط یکبار سالها پیش در جشن استقلال ترکمنستان در همین شهر تجربه کردم.... قبل از همه یکی از مسئولین انجمن گوتنبرگ در جایگاه سخنرانی قرار گرفت و به مهمانان خود خوش آمد گفت و سخنانی کوتاهی در مورد مختومقلی و نقش آن بزرگوار را در ادبیات ترکمن بیان نمود و خود به عنوان مجری برنامه از آقای بردی آق بندی یکی از نخبه گان ادبیات و شعر ترکمن خواست برای ایراد سخنانی در جای تالار سخنرانی قرار گیرد . بردی آقا در میان انبوه جمعیت که برای ایشان کف میزدند در تالار سخنرانی قرار گرفت و به حاضرین از طرف خود و انجمن ترکمنهای گوتنبرگ خوش آمد گفت و سخنان خود را با قطعه شعری که خود سروده بود آغاز کرد:
آی بیلمه دیم دا
باغتیم دان نألیگخ دأل، تۆرکمن دوغلانئم اۆچین،
واغتیم دان اجیر چکیأن، آغئز آلا لئغیم اۆچین،
آغزی بیره تانگری بیر، هاچان دیجک بأش دوغان،
قوانیأرئن ینه ـ ده تۆرکمن بارلئغی اۆچین،
و در ادامه به نقش ارزشمند ادیبان و شاعران ترکمن در زبان ادبی ترکمن اشاره کرد و این دو نفر برنامه ی شب را تا آخر با همکاری هم و متنوع پیش بردند و به برنامه ی شب حالت متنوعی دادند.
بردی آقا بعد از اتمام سخنان خود از شاهپور دوجی را برای ایراد سخنرانی و خواندن شعر به جای گاه سخنرانی دعوت کرد. آقای دوجی چهره ی شناخته برای تمامی حاضرین بود. ایشان در برنامه ریزی و در تدارک این مراسم فعالتراز همه شرکت کرده بود .آقای دوجی نه تنها به عنوان یک نخبه ی فرهنگی و ادبی در میان ترکمنهای اروپا شناخته میشود بلکه خود نیز به عنوان یک شاعر مدتی است در مراسم ها شعر میسراید. از میان انبوه جمعیت تشویق کننده آقای دوجی در جای گاه سخنرانی جای گرفت و از حضور جمعیت حاضر در مراسم امروز تشکر کرد و سخنانی در رابطه مختومقلی و نقش آن در زبان ادبی ترکمنی ایراد نمود و بعد شعری با صدای دل نشین خود در وصف مختومقلی از سروده های عزیزوف را خواند که مورد تشویق حاضرین قرار گرفت . آقای دوجی در این مراسم چندین بار در جایگاه سخنرانی قرار گرفت و از شاعران مختلف ترکمن منجمله شاعر و استاد شعر ترکمن ستار سوقی را با نام" کأر قالار"
تالاش گونی برک قوشالسا قوشاقلار،
ینگش گونی دؤلی بولور ساچاقلار،
پأک کأرینی خارایله یان قوچاقلار،
نانا یتمز کوب ایچینده حور قالار
سرود و به همین ترتیب در ادامه به آن عزیزان ستار سوقی، اراز محمد شیرمحمدلی و یوسف دیبائی اشاره کرد که قرار بود در این مراسم در جمع ما باشد ولی با مخالفت مسئولین مربوطه ی ادارات سوئد قرار گرفت..... و در ادامه شعری از آقای آهونبر شاعر فقید ترکمن را خواند.
انسان، سن بولماسنگ دنیأً ـ ده بولماز
عجیز توتما اوزونگ دنیانگ ایه سی
سنگ قوجورینگ سوودان نفت دان چیقاریار
گوزل لیگینگ دیره گی هم سویه سی
آقای دوجی در بخشهای مختلف مراسم شعرها ی گوناگونی در وصف پراغی منجمله شعری از شاعر بزرگ و خلّاق ترکمنهای ایران عیدمحمد اونق که در وصف شعر مختومقلی سروده بود را خواند:
اقبال منی آنگ اتدی چارمیخا گردی منی
باشیمی ایلاماق اوچین ترلادی دوردی منی
گون گویجینه قاینادیپ بوزدا دونگدیردی منی
اوندا- دا دئن مان دون مان جیدا دیم گوردی منی
عشق یوره گیم ده قایناپ یاندیردی گردی منی
در آخر از همه آقای دوجی شعری از خود که در وصف مختومقلی سروده بود به حضور حاضرین تقدیم نمود که بیتی از آن اینگونه است:
ادبی دیل مئزینگ دۆبی نی توتون
منزل منزل یوراپ اوزوق یول اوتن
گیجه لر اویامان گوندیزه یه تن
ایلینگ اقبالی نا یانیپ هم توتان
بلند لنگ بلندی سن مختومقلی
آقای دوجی در پایان یک بار دیگر از حاضرین تشکر کرد و یک بار دیگر هفته ی استاد شعر و ادبیات نوین ترکمن مختومقلی پراغی را به همه تبریک گفت:
مجریان برنامه را بعد از آقای دوجی نوبت را به مهمان عزیز ما دکتر مجیدتکه آهنگ ساز و دوتاریست و استاد بزرگ دوتار ترکمنصحرا تقدیم کردند . حاضرین همه جملگی این استاد را میشناختند و بارها از نزدیک به سازهای استاد گوش کرده اند و یک بار نیز در همین شهر و در همین سالن با استاد دیدار داشتند حتی بسیار جوانتر ها که در دوران کودکی صحرا را به سوی سرنوشت رها کرده بودند نام استاد را شنیده بودند .حضور استاد در صحنه همراه با کف زدنهای ممتد حاضرین روبرو شد بعد از تشویق طولانی سکوت بر فضای سالن حاکم شد. جمع حاضر در سکوت کامل کوچکترین حرکت استاد را زیر نظر داشتند. استاد مثل همیشه نرم و با طراوت خود را آماده میکرد لحظه ها مثل هفته شده بود که استاد در جایگاه سخنرانی قرار گرفت و قبل از هر چیز سالگرد مختومقلی را به همه ی حاضرین تبریک گفت و از اینکه خود را در جمع عزیزان خود میبیند بسیار ابراز خوشحالی میکرد و در ادامه به پیامهای مختومقلی و به جایگاه آن در زبان، شعر و ادبیات ترکمن اشاره کرد و بعد از حاضرین اجازه خواست و انگشتان طلائی خود را بر تارهای خود برد و به نرمی خاصی که فقط متعلق به مجید میباشد به نوازش در آورد. و حاضرین را به مکانی دیگر و دور دست به پرواز فرا خواند.
همه نه تنها مبهوت هنر مجید بودند بلکه مجید آنها را با خود به صحرا برده بود . با به اتمام رسیدن اولین ساز حاضرین کف بلندی به سلامتی مجید و هنر او زدند و شعار ساق بول از همه جا شنیده میشد . مجید در این مراسم واقعاً مایه گذاشت و بارها در صحنه حاضر شد و سازهای مختلفی را برای حاضرین نواخت و قبل از هر ساز استاد تلاش کرد در چگونه گی ایجاد ساز ها توضیح دهد و حاضرین را در جریان موقعیت زمانی هر ساز قرار میداد . استاد ساز دیلبرم که بر روی شعر مأتاجی ساخته شده بود و به وسیله ی بخشی قایغسیز چاریف ترانه شده بود را اولین بار در این مراسم به زیبائی نواخت و خود نیز قبل از نواختن ساز شعر دیلبرم را از مأتاجی برای حاضرین سرود و در مورد این شعر و چگونگی ساخته شدن ساز بر این شعر را توضیح داد. در سراسر برنامه شب مجید ستاره بود و همیشه هم با استقبال بی نظیر حاضرین روبرو شد .
مراسم بعد از چند ساز استاد مجید نوبت به هنرنمائی دختران گوتنبرگ رسید که مجریان برنامه آن عزیزان را به تالار جشن فراخواند. این دختران سالها در مراسمهای مختلف انجمن فرهنگی ترکمنها هنرنمائی کرده اند ، سارا ، ماهم و آناجان چهره های شناخته ای بودند که از سالها ی پیش در حضور مردم رقصهای فولکولوریک ترکمنی را به نمایش میگذاشتند . امروز نیز نوبت این عزیزان بود که هنر خود را در مقابل حاضرین در مراسم مختومقلی به نمایش بگذارند و سامیه نیز امسال به جمع آنها پیوسته بود. با حضور دختران در صحنه حاضرین همه گی در تشویق عزیزان کف زدند و این کف زدنها به شکل ممتد ادامه پیدا کرد. دختران قبل از هر چیز خود را معرفی کردند و سالگرد مختومقلی را به همه تبریک گفتند. بعد هنر خود را با رقص کوش دپدی به نمایش حاضرین گذاشتند نمایش دورناهای گوتنبرگ همه را به هیجان در آورد و حاضرین با خوشحالی عمیق خود دختران گوتنبرگ را تشویق کردند، مهمانان ما از ترکمنستان، از ترکمنصحرا و دانمارک اولین بار بود که هنر این عزیزان را نظاره میکردند. هر چند مهمانان مراسم، خود در ترکمنستان و ترکمنصحرا به رقص پروانه های ترکمن در شهر و روستاهای خود غرور کرده اند ولی وقتی برنامه ی دورنا های گوتنبرگ را تماشا کردند احساس جدیدی بر مهمانان دست میداد . احساس یک دلی ، احساس حضور مختومقلی درجمع حاضرین و تأثیر پیام آن بزرگوار در قلب تک تک ترکمنها در هر کجای دنیا که باشند. تشویق حاضرین به قدری زیاد بود که دختران مجبور شدند دوباره به صحنه بیایند و از احساسات حاضرین تشکر دوباره نمایند.
بعد از برنامه دختران گوتنرگ نوبت به مهمان عزیز مراسم، آقای شیرالی نورمرادف، شاعر و نویسنده ی بزرگ ترکمنستان، در صحنه حاضر شد و مورد تشویق حاضرین در سالن قرار گرفت. همه ی بزرگترهای حاضر در مجلس با شاعر آشنا بودند و از شعرهای سنگین و سوزناک ایشان با خبر بودند و میدانستند که شاعر دو زندان را پشت سر گذاشته ، نه با شوروی کنار آمد و نه به دیکتاتوری نیازوف گردن نهاد به همین دلیل هم شاعر با قلبی پاره وطن عزیز خود را ترک کرد و مدتی است که در سوئد به شکل تبعیدی زندگی میکند و در اولین سال ورود خود به سوئد برنده ی جایزه ی قلم سوئد، را از پنکلوپ سوئد دریافت کرد، شاعر قبل از هر چیز تولد مختومقلی را به حاضرین تبریک گفت و از اینکه شاعر برای مراسم این مرد بزرگ دعوت شده بود از مسئولین انجمن ترکمنهای گوتنبرگ و از حاضرین تشکر کرد . و شعرهای مختلفی را در مورد مختومقلی و ترکمنها بر حاضرین سرود . شاعر در بخشی از شعر خود میگوید.
دیر پیتراق بولان ترکمن
ایزینگا دولان ترکمن
یاد توپراقدا کوک ورمان
یاپراقی سولان ترکمن
پیتراب گیدن تورکمن
هایسی بیر دولت چوبلار
گؤر هرینگ بیر یرده سینگ
اهلی بیر هرده سینگ
شاعر بارها در صحنه حاضر شد و با وجود کهولت سن تا آخر برنامه حاضرین در مجلس را همراهی کرد و سراسر برنامه مورد تشویق حاضرین در مجلس قرار گرفت.
در بخشهای پایانی برنامه دوباره مجید در صحنه حاضر شد و با سازهای دلنشین خود حاضرین را به وجد در آورد ومورد تشویق حاضرین قرار گرفت در پایان برنامه آقای آق بندی از طرف انجمن ترکمنهای گوتنبرگ از کسانی که در تهیه ی این برنامه یاری کردند و وقت زیادی را صرف هرچه با شکوهتر شدن برنامه صرف کرده بودند تشکر کرد و از همه ی حاضرین نیز تشکر نمود و از همه ی عزیزان خواست در ماهها و سالهای آینده نیز در مناسبتهای گوناگون شرکت کنند.
و به دین ترتیب مراسم دویست و هفتاد و سومین سالگرد میلاد مختومقلی پراغی در شهر گوتنبرگ سوئد به گرمی به پایان رسید.
تهیه و تنظیم از یعقوب
منبع:سایت ترکمن ایلیم
ایده های مسموم را کنار زنید.
بی بی سارا قرنجیک
bibisara@hotmail.com
4 خرداد 1385
بیش از دو هفته است که آذربایجان نا آرام است، هر روز خبرهای مختلفی در رابطه با نا آرامیهای آذربایجان درآنتن رسانه های داخلی و خارجی به صورت گسترده گذر میکند. ظاهراً علت نا آرامیها درج مقاله و کاریکاتوری در روزنامه ی دولتی با نام ایران میباشد. که ترک زبانهای ایران را به مسخره گرفته است . به نظر بنده همه ی اینها فقط صورت مسئله میباشد، مخرج مسئله بی عدالتی های بیشماری است که ملتهای ایران سالهای سال با آن روبرو بودند و هستند. پریروز خوزستان، دیروز بلوچستان ، امروز آذربایجان، فردا ترکمنصحرا پس فردا تهران خواهد بود. اعتراضات آذربایجان نه اولین اعتراضات است و نه آخرین اعتراضات خواهد بود و نه حرکت جدا از دیگر حرکتهای اعترضی ایران میباشد. بنا به حساس بودن موقعیت آذربایجان چه از نظر جمعیتی و چه از نظر نقش ترک زبانها در تاریخ جنبشهای ایران و رهبری کشور موضع گیری رهبران ایران و دستگاه سرکوب آن با نا آرامیهای آذربایجان بسیار حساب شده بود. ( بر خلاف خوزستان، بلوچستان و کردستان..و...) در این میان بر خورد نیروهای سیاسی ایران چه در داخل و چه در خارج از کشور بسیار جالب بود. نیروهای اپوزسیون در ایران به رهبری آقای خاتمی و دیگر سرکردگان به محکوم کردن کاریکاتور بسنده کردند و هیچ اشاره ای به بی حقوقی مردم ایران و مناطق ملی کشور نداشتند تقریباً همان موضع گیری را کردند که دیگر دولت مردان و سرکردگان ایران داشتند.
نیروهای خارج نیز بخش بزرگش از اینکه طعمه ی چند نفر استقلال طلب آذری نگردند و بر چسب زیبای جدائی طلبی در پیشانی خود نداشته باشند بسیار محافظه کارانه عمل کردند. کاریکاتور را محکوم کردند و مثل همیشه خواستهای مردم را به شکل بسیار کلی تکرار کردند و هیچ تلاش نکردند و نمیکنند که جنبش آذربایجان را به جنبش ایران تبدیل کنند همان کاری که آیت الله خمینی در سال 57 کردند. تا زمانیکه در اعتراض به مقاله ای در روزنامه ی اطلاعات آیت الله شریعتمداری عمّامه ی خود را در تبریز به خیابان نه اندخته بود، مردم آذربایجان به خیابانها نیامده بودند هیچ کس نمیتواند بگوید اگر آقای شریعتمداری عمّامه ی خود را در تبریز به زمین نزده بود قیام ایران سراسر ایران را فرا میگرفت و به یک قیام سراسری تبدیل میشد.
دموکراتهای ایران در جریان اعتراضات مناطق ملی بسیار محافظه کارانه برخورد میکنند و آلوده به سموم رهبران ایران و گرفتار بی اعتمادی جبهه ی ملی و نهضت آزادی میباشند. این سه گروه همیشه سعی کردند هر صدای حق طلبانه ی ملتها را با عینک جدائی طلبی و دخالت خارجی نگاه کنند بدون اینکه یک نمونه ی عینی از قیام جدائی طلبانه ی مناطق ملی را در تاریخ هرچند ساله ی ایران ارائه دهند.چیزی که نیروهای سیاسی ایران فراموش میکنند نقش آذریها و دیگر ملتهای تحت ستم ایران در اعتراض به بی عدالتی و بی حقوقی در ایران میباشد . ما چه بخواهیم و چه نخواهیم آذربایجانیها، 40 در صد جمعیت ایران را تشکیل میدهند و هر حرکت آنها یعنی حرکت ملت ایران است هر تصمیم آذربایجانیها در ایران تصمیم ایران خواهد بود . اگر امروز آنها بر علیه ستم برخواسته اند در حقیقت مردم ایران است بر علیه ستم برخواسته، وظیفه ی ما است که خواست آنها را و جنبش اعتراضی آنها را به اصفهان و مازندران و گنبد بکشانیم . نیرو های معترض رژیم چه آنها که شعار بر اندازی را الم میکنند و چه آنها که پرچم شعار برکناری را بلند میکنند و چه آنها که شعار اصلاحات را میدهند بدون حمایت صادقانه از اعتراضات و فشار مردم بر علیه ستم، کار به جائی نخواهند برد . اصلاحات، بر کناری، بر اندازی، را باید مردم صورت دهند این فشار و اعتراضات مردم است که کدام یک از این سه الترناتیو را انتخاب میکنند. در اعتراضات مردم آذربایجان کاریکاتور فقط یک وسیله بود هدف رفع هر گونه ستم ، بی عدالتی، بی حقوقی میباشد نه چیز دیگر. اعتراضات مردم آذربایجان مثل اعتراضات کردستان، خوزستان، بلوچستان،ترکمنصحرا و دیگر اعتراضات ایران احتیاج به حمایت همه جانبه روشنفکران ایران دارد. ما بدون اینکه به سموم بدخواهان کشور، رهبران ایران،جبهه ی ملی و نهضت آزادی گرفتار شویم. دستمان را به سوی آنها دراز کنیم...... یاشاسین آذربایجان..
واقعا جای تأسف دارد که این سایت تنها به خاطر ذکر اخباری از وقایع سیستان و بلوچستان و آذربایجان فیلتر شود اخباری که حاکی از گله مندی قومیت ها از ایجاد تبعیض در کشور می باشد واقعا جای تأسف دارد
دوستان عزیز برای مشاهده این سایت لینک زیر را کلیک کنند
http://www.ehobo.com/index.php?q=aHR0cDovL3R1cmttZW5pbGltLm9yZy8-&hl=1111101001
Turkmen (Türkmen/Түркmен)
Turkmen is a Turkic language spoken by about 6.4 million people in Turkmenistan, Afghanistan, Germany, Iran, Iraq, Kazakhstan, Kyrgyzstan, Pakistan, Russia (Asia), Tajikistan, Turkey (Asia), USA and Uzbekistan.
Turkmen only started to appear in writing at the beginning of the 20th century, when it was written with the arabic script. Between 1928 and 1940 it was written with the Latin alphabet, and from 1940 it was written with the Cyrillic alphabet. Since Turkmenistan declared independence in 1991, Turkmen has been written with a version of the Latin alphabet based on Turkish.
Cyrillic alphabet for Turkmen
Latin alphabet for Turkmen (Türkmen elipbiýi)
Sample text in Turkmen
Хемме адамлар өз мертебеси ве хукуклары бюнча дең ягдайда дүнйә инйәрлер. Олара аң хем выждан берлендир ве олар бир-бирлери билен доганлык рухундакы гарайышда болмалыдырлар.
Transliteration
Xemme adamlar öz mertebesi ve xukuklary bjunča deṇ jagdajda dünjä injärler. Olara aṇ xem vyždan berlendir ve olar bir-birleri bilen doganlyk ruxundaky garajyšda bolmalydyrlar.
Translation
All human beings are born free and equal in dignity and rights. They are endowed with reason and conscience and should act towards one another in a spirit of brotherhood.
(Article 1 of the Universal Declaration of Human Rights)
شب گذشته شبی به یاد ماندنی و پر ز سرور برای دانشجویان ترکمن دانشگاه زابل بود
جشن فارغ التحصیلی آقای امام قلی قره ای
خدمت آقای قره ای این جشن را تبریک عرض می کنیم و به امید روزی که شاهد موفقیت های ایشان باشیم






