تبليغاتX
دانشجویان ترکمن دانشگاه زابل

زابل دانشگاه سینینگ تورکمن دانشجولرینگ وبلاگی

تاریخچه اسب های اخال تکه ، دیروز و امروز

ارزش خونی اخال تکه از اغاز خلقت در امر پرورش و اصلاح نژاد اسب در کتابهای قدیمی مشخص به طوری که شما می توانید نژاد های اسب قدیمی دنیا را در اسیای مرکزی بیابید.

نقوشی که پیش از ابتدا قرن دوم و اواخر سده سوم به جای مانده نشان می دهد که اسیا مرکز اسب های زیبا با پاهای قوی، گردنی بلند و سریع بوده اند .

مولف های باستانی نقل کرده اند که اسب های طلایی رنگ ویژه ای وجود داشته اند . هر اشرافی از روم در رویای رسیدن به اسب جهت شکار و جنگ بوده اند امپراتور چین به ارامیس (امپراتوری روم) تعدادی اسب فرستاد . اخال تکه از قدیمی ترین نژاد های است که در زمان سیفان شاه در سده سوم و چهارم دفن شده اند  انها را در روسیه در سرزمین کوه التایی که بیشتر نگاه ها به نوعی به اخال تکه برگشت پیدا کرده بود.

در زمانی که ایین اسلام شروع شد و گسترش یافت در بسیاری از کشورها ی عربی با اسب های عرب امیزش انجام می شد . قبل از ان اسب عرب حیوانی نادر بود و در بیشتر حیواناتی که برای جنگ استفاده می شد شتر ها بوده اند تاثیر اسب های اخال تکه بر روی اصلاح نژاد اسب های عرب امر مسلمی بود که در بسیاری از موارد انها را نسبت به دشمن برتری میداد . تعداد اندکی از اسب های اخال تکه برای اصلاح نژاد اسب های عرب استفاده که موجب تکامل و پیدایش اسب های قوی برای سواره نظام شده اند.

بعدها که ترکمن ها تصمیم به حرکت به اسیای مرکزی گرفته اند اصلاح نژاد اسب های عرب تنها با اسب های اخال تکه بوده است . شهرت نژادی و محبوبیت اسب های عرب ؛ که کارل دسون و میشل و دیگران نقل کرده اند که اسب های عرب ( مانیکونا یا مانجی) که اسب های کشش بوده اند در تکامل انها از خون اخال تکه استفاده شده اند. کار بزرگ در امر اصلاح نژاد در اسب در دنیا ، کار بر روی  نژاد انگلیسی در سده هیچده و نوزده میلادی که موجب پیدایش اسب مسابقه تربرود شد که در پیدایش این نژاد انگلیسی از اسب های اخال تکه و نژاد استران استفاده شده است.

عکس ها نشان می دهد که تربرود بسیار شبیه به اسب های اخال تکه است . بسیاری از مردم اروپا که به روسیه و ناحیه ترکمن نشین در سده 18و 19 میلادی سفر کرده اند از تشابهات تربرود به اخال تکه اگهی داشته اند و با خود اسب های ترکمن را با قطار به انگلستان می بردند در این سیستم  یا نظام هیچوقت از کشور های عربی ( که زیر سلطه انها بود استفاده نشد.) اسب های اخال تکه نه تنها به کشورهای عربی و اروپایی برده  شده اند بلکه ترکمن اتی یا نریان اخال تکه در تکامل نژاد تراخنر المانی نیز نقش داشته اند .

اما قدرت نفوذیت بیشتر اسب های اخال تکه در روسیه است بطوری که اخال تکه از محبوبیت خاصی در بین مردم روسیه داراست . تزار پیتر علاقه زیادی به اخال تکه داشته اند پیتر مادیان اخال تکه را ( الیزات ) نامید و انها را بسیار دوست می داشت . در سده های 18 و 19 میلادی الخی های بزرگی از اسب های اخال تکه در روسیه وجود داشتند. دولت روسیه اسب های اخال را با قیمت های بالا می خرید . استفاده خون اخال تکه در نژاد های قوی مانند قرباغ و نژادهای دون هم بود . در سال 1839 ، 800 راس اخال تکه در اصلاح نژاد  نژادهای دون استفاده شده اند .

شهرت جهانی اخال تکه به عنوان اسب های سواری و اسب یورتمه است .

شهرت اسب سلطان بر طبق گفته پروفسور دی. ا . ویت اول از همه ، اسب های عرب نبوده بلکه  اخال تکه بوده است . پروفسور ویت همچنین نقل میکند که محبوبیت اخال تکه همانند اسب های عرب بوده است. البته ترکمن اتی همان اخال تکه است . برای اصلاح نژاد اسب های سواری و یورتمه از اسب های اخال تکه استفاده شده مانند: سلطان / فیرست / شاه/ درکون/ جیران/ کاسمین هاک / لالن قوچ و دیگر اسب ها.

جذابیت اسب های اخال تکه از هنگامی که ترکمن ها در سال 1881-1882 به روسیه وارد شده اند

می باشد .از لحاظ نظامی انها خیلی علاقمند بوده اند که اسب های اخال تکه در سواره نظام استفاده کنند . بعد از تشکیل حکومت یکپارچه در روسیه اقتصاد ترکمن ها وابسته به اسب نبود ، هنگامی که خیلی از انها از کوچ نشینی باز داشته شده  و در پی ان در مکان هایی سکنی گزیدند و سیزیجات می کاشتند.

خیلی از کشور ها نیازمند اسب برای جنگ بوده اند که خیلی از این اسب ها به ایران ، هند، افغانستان و انگلیس فروخته می شد که این خطر برای موقعیت و جایگاه این نژاد بشمار می رفت . اما در این سرزمین

زاکا سپیکاسکی که خیلی اسب های اخال تکه را دوست داشت مزرعه اصلاح نژاد زاکاسپیکاسکی را در سال 1897 با پول خود تاسیس کرد. اولین مدیر این مزرعه فردی روسی به نام کوساک .جی.ای  مازن  که از بهترین اخال تکه ها را پیدا کرده و از همان اغاز کار پیدایش بهترین لاین از نریان این نژاد را ایجاد کرد.

مازن شروع به نوشتن   stud  book و پیشنهد ثبت این نژاد را کرد بعد از مدتی در سال 1912 تزار نیکولای دوم اسنادی که زاکاسپیکاسکی سازماندهی کرد را تایید  و حالت رسمی به ان بخشید.

در سال 1915 و پیش از ان در حدود 40 نژاد خالص از اخال تکه ماده وجود داشت.

ایب های اخال تکه توسط زاکا سپیکاسکی شناخته شده اند ، قبل از این هم در بسیاری از جنگ ها از جمله جنگ تاشکند1909- پیاتیکو لکد1912 و کیوو1913 تاثیر اسب های اخال تکه کاملا واضح بوده است . بسیاری از جورنال و روز نامه های مطرح دنیا از خصوصیات این نژاد نوشته شد و وان اترینگر از نریان جیران از شهرت اسب های ترکمن در مزرعه اش استفاده کرد. بعد از جنگ ها و شورش ها زاکاسپیکاسکی فقط بر روی این نژاد ارام و سرزنده تا به امروز کار کرد . خصوصیات این نژاددانشمندان روسی از جمله  کی.جورلو.جی اس  نلو و گب شوسکی را بر ان داشت که در سال 1926 تا 1927 شروع به نوشتن شجره نامه اخال تکه نموده اند و بعد از مدتی شروع به نوشتن  stud book قدیمی ترین نزاد خالص جهان پرداخته اند. کی.ای .جوولو  مرمز اصلاح نژاد جدیدی را سازماندهی کرد و گروهی از مادیان ها و دو نریان نژاد ترکمن را به شمال قزاقستان (که الان به نام مزرعه لاگوسکی است ) برد.

مهمترین اتفاق تاریخی درباره این نژاد هنگامی که در سال 1958 اصلاح گر مشهور ولادیمر شامبورانت  53 اسب اخال را از ترکمن ها خرید و شروع به اصلاح انها کرد و سپس مزرعه ترسک را بنا نهاد .شامبورانت عقیده داشت که این نژاد اخال تکه بزرگ، موزون با فنوتیپی خارجی زیبا است . او همچنین کمک به قوی ، تفریحی و سریع بودن این نژاد برای مسابقه کرد برخی از اسب های معروف شامبورانت عبارتند از: یلدظ/ گاوقار/ گانیشلی/ گلدرجاکان/ الست/ و خیلی دیگر.

که اثر اسب های اخال تکه در اینده کاملا مشخص خواهد شد. کار به صورت حرفه ای در روسیه بر روی این نژاد در هر دو کشور روسیه و ترکمنستان ثبت شد .از اغاز سال 1970 فقط 200 راس ،مادیان اصلاح شده ترکمن بود در این وضعیت دوباره وجود خطر احساس می شد و حکومت سلطنتی تصمیم به کنترل و کار را با تشکیل انجمن اصلاح نژاد اسب در ناحیه دیازان اغاز کرد . در سال 1973 دکتر کی.دیا.بووا با همکاری مستر چرکزور به بررسی همه ایب های اخال تکه در ترکمنستان ، قزاقستان و روسیه پرداختند. از اغاز سال 1973 و پیوسته تا به حال به کره اسب های اخال تکه از لحاظ خونی خالصند.

انجمن اصلاح نژاد اسب شجره نامه اسب های اخال تکه را نگهداری و هر مسئله ای را در مورد نژادهای مورد نظر نژاد های ترکمن را مشخص می سازد.دانشمندان مقالات تحت مسئلاتی را در باره نژاد اخال تکه نوشتند زیرا که تحت کنترل انجمن کیفیت اسب های داشتی مزرعه ای پیوسته بالا می رفت و به مردم این نژاد علاقمند می شدند در حال حاضر بالاتر از 1000 کره اشب ماده خالص از این نژاد وجود دارد  انجمن همچنین به بررسی اخال تکه که نشان میدادند که شایسته مسابقات هستند را مشخص کردند. در سال 1990 انجمن اصلاح نژاد اخال تکه اتحادیه شورا با نظارتاصلاح نژاد اخال تکه روسیه شروع به کار کرد وقتی که اتحادیه کارشان تمام شد به انجمن روسیه پیوستند . با وجود این هیچکدام از عضو های انجمن فقط از روسیه نبودند و اصلاح گر هایی از قزاقستان ، اوکراین و ازبکستان هم حضور داشته اند .

ترکمنستان وابسته به روسیه بود و در کنار انها می بایستی بر روی ایب های خود کار می کرد با این حال برای اسب اخال تکه فجیع ترین وضع ممکن بود. در سال 1997 وضع اسب های ترکمنستان خیلی بد بود یعنی 30 % اسب های عشق اباد قدیم خالص نبود و ترکمن ها اسب هایشان را در   stud book   ثبت نکرده بودند .کار کمک به برگرداندن موقعیت ترکمنستان به تصمیم به پیدایش انجمن بین المللی اخال تکه

 (M AAK)   که با اغاز به کار اولین ریس جمهور ترکمنستان و اصلاح گری به نام گلدی گایانرو بود . این تصمیم به پیدایش مزرعه اصلاح نژاد اخال تکه در دبنا توسط تی. پونتکرو بود.

موسسه های بین المللی انجمن اصلاح نژاد اخال تکه ، انجمن اصلاح  نژاد روسیه، انجمن اصلاح نژاد  اخال تکه روسیه و موسس خصوصی اخال یورت در ترکمنستان اغاز به کار کرد.

بزرگترین انجمن اصلاح نژاد در روسیه می باشد که این انجمن همه  کارهای مربوط به کنترل در سطح جهانی و فقط به نگهداری صحیح و کنترل کار همراه با stud book     نژاد خالص اخال تکه است. شما می توانید اطلاعاتی درباره اخال تکه را با اطمینان 100% از این انجمن تهیه کنید . فقط در این انجمن اسنادی در مورد اسب های اخال تکه از جمله : تست خونی شجره نتیجه سالها کنترل ، عکس ها و. تعدادی از اطلاعات دیگر وجود دارد . انجمن اصلاح نژاد و کار اصلاح نژادی فقط در انجمن بین المللی اخال تکه و فقط این انجمن می تواند اسنادی درباره اخال تکه را به صورت واقعی ارائه نماید. فقط دو امضا قابل اطمینان درباره اخال تکه وجود داشته که این بازرسی ها در stud book   توسط تی. نی. دیا بورا و ان. وی.ابراموو است و دیگر این اسناد با امضاهای دیگر تحریف شده اند. امروزه اصلاح نژاد اخال تکه به خوبی انجام می شود . قیمت اخال تکه بین 200000 تا 800000 دلار است . روسها زیرکی و با هوش بودن اسب ها را دوست دارند انها از این اسب هی قدیمی برای ورزش و مسابقه استفاده میکنند . در سال 1997 بیشتر اصلاح گرهای ترکمنستان بدیها از روسیه خارج و اصلاح اخال تکه را به پایان رساندند که موفقیت توسط انجمن اصلاح نژاد روسیه و اصلاح گرهای ترکمن موجب حفظ اسب های ترکمن و ثبت ان به صورت یک گروه خونی که با کنترل انجمن اخال تکه در ترکمنستان به صورت خالص درامد.

با تشکر از دوست عزیزم طاهر توغدری

|+| نوشته شده در  یکشنبه 26 آذر1385 ساعت 9:39 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

عید قربان
عید قربان در ترکمن صحرا

تا عید قربان ،بزرگترین عید ترکمنها چیزی نمانده و همه ترکمنها از هم اکنون خود را برای این عید بزرگ آماده می کنند.

|+| نوشته شده در  سه شنبه 21 آذر1385 ساعت 9:56 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

بحران های قومی سال 85

بحران های قومی در سال 1385

 

 

 

ایران سرزمینی است با قومیت های گوناگون که می تواند برای سرزمینمان هم یک فرصت برای توسعه باشد و هم می تواند یک تهدید برای عقب ماندگی باشد که بسته به سیاست هایی دارد که دولت به کار می گیرد و بر این اقوام اعمال می کند

در سال 1385 ما شاهد چندین بحران قومی بودیم که از چند روز مانده به آغاز سال 85 با واقعه جاده زابل-زاهدان آغاز شد و با اهانت روزنامه ایران به اقوام آذری زبان شدت یافت و اکنون  هم با اهانت کیهان کاریکانور به قوم لر ادامه دارد .

آنچه که مسلم است این است این بحرانها ریشه در عوامل مختلفی دارد و نه در فرهنگ اقوام و مهمترین این عوامل عبارتند از :

احساس محرومیت نسبی که متأسفانه در اکثر اقوام ایرانی وجود دارد چرا که این اقوام اکثرا در مناطق مرزی و محروم که دور ازمرکز می باشد زندگی می کنند

وجود همسایه های نا امن که بر اقوام مرزنشین تأثیرمی گذارند

تحقیر اقوام ایرانی که خطرناکترین مورد می باشد که یا در قالب اعمال تبعیض گرایانه صورت می گیرد و یا در قالب لطیفه و جوک و در کل سرگرمیها .متأسفانه مردمان نواحی مرکزی ایران در اوقات بیکاری برای سرگرمی شروع به مسخره کردن اقوام و مردمان دیگر نواحی می کنند و لطیفه های در مورد انها برای یکدیگر تعریف می کنند که این رسم چندین قرن است در بین مردمان ایران رایج است که نمونه آن می توان به لطایف عبید زاکانی اشاره کرد و به جای این که دولت با طرق مختلف جلوی این اهانتها به اقوام را بگیرد به آن دامن نیز می زند و اجازه می دهد تا نشریات نیز به این گونه اهانتها بپردازند

وجود شکاف در بین استانها

و وضعیت کنونی ایران که با توطئه بیگانگان روبروست

دولتمردان و مسئولین باید این نکته را در نظر داشته باشند که اهانت به اقوام امری بسیار خطرناک می شود که هزینه های جبران ناپذیری را در پی خواهد داشت چرا که یک فرد از قومی خاص می تواند محرومیت ها و نابرابری ها را به خاطر سرشتی که دارد تحمل نماید اما نمی تواند شاهد این باشد که تحقیرش می کنند و او را به سخره می گیرند و برای جلوگیری از ایجاد چنین بحرانهای دولت می بایست قبل از هر چیز جلوی این اهانتها را بگیرد  و به عواملی که دافع این گونه بحرانها است توجه نماید که مهم ترین این عوامل عبارتند از:

برابری در فرصتهای دستیابی به مقامات سیاسی و اداری

انتخاب همراه با اطمینان و اعتماد به مسؤلین بومی

تساوی در حقوق مربوط به مشارکت های سیاسی

از بین بردن شکافها و درگیری ها و پرهیز از سرکوب

و جلوگیری از محرومیت

تحقق حقوق شهروندی و تقویت نهادهای مدنی

بسط مشارکت سیاسی نهادینه شده

جلو گیری از تمرکز گرایی در تصمیم گیریها

 

امیدواریم که از این پس شاهد این گونه بحرانهای قومی در کشور نباشیم چرا که ضررش دامن همه را می گیرد.

 

 

کنون که نوبت توست ای ملک به عدل گرای

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه 21 آذر1385 ساعت 9:23 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

واژه یورت

                                                           معنای واژه یورت

 

آنچه که ایرانی آن را آلاچیق می نامند و ترکمنها و ترکها آن را اوی  می نامند در بیشتر زبان های دنیا با نام یورت شناخته شده است

Yurt که واژه ای انگلیسی است گویا از واژه 'Yurta' که روسی است گرفته شده است به معنای خیمه کروی اقوام آسیای مرکزی می باشد و همین کلمات با اندک تغییری نیز در زبانهای آلمانی و فرانسوی نیز استفاده می شود که عبارتند از 'Yourte','Jurte' 

اما واژه یورت که در زبانهای گروه زبانی ترکی استفاده می شود نیز این معنا را می دهد در جواب باید گفت که این گونه نمی باشد چرا که معنای یورت آنچه که روسها و دیگر زبانها می پندارند نمی باشد بلکه واژه یورت به معنای سرزمین و منطقه و یا ناحیه گفته می شود و اقوام ترک زبان آن را در مورد خانه هایشان به کار نمی برند بلکه برای منطقه و ناحیه ای اطلاق می کنند و ترک زبانان و ترکمن ها مسکنشان را   oy  ،ey , uy  می نامند و مغولها 'Ger'  می نامند.

|+| نوشته شده در  سه شنبه 21 آذر1385 ساعت 8:55 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

آلاچیق ترکمنی
alachingh

 

ترکمنان در گذشته به علت این که دائماً در کوچ بودند از خانه های استفاده می کردند که قابل حمل بودند و آن را "اوی" می نامیدند این چادر از اسکلتی چوبی به شکل دایره ای با پوششی از نمد بوده است و این چادر ها خود بر دوقسمند:

الف-قره اوی: قره اوی به چادری گفته می شود که به خاطر استفاده زیاد رنگ انها سیاه و قهوه ای می شده است و در بیشتر اوقات محل زندگی خانواده ترکمن بوده است

ب:آق اوی:چادر سفیدی است که جز برای عروس و داماد و یا مهمانان دارای احترام زیاد بر پا نمی شود .این چادرها با نمد بسیار تمیزی پوشانده می شود

کار ساختن آلاچیق و بر پا کردن اسکلت آن به وسیله مردان صورت می گیرد و نزئینات داخلی نیز توسط زنها صورت می گیرد و در حین بر پا کردن آلاچیق مراسم مخصوصی نیز وجود دارد

eskelete alachigh

آلاچیق دارای بخشهای گوناگونی است که به اختصار به معرفی آن می پردازیم:

 

1-اسکلت چوبی که از چوبهایی به شکل کمان درست می شود و درب آن نیز از تخته چوبی میباشد و در قسمت پائین اسکلت جنس چوبها به صورت ضربدری می باشد و خود اسکلت نیز دارای بخشهایی است که عبارتند از:

الف:توی نوک:به چوب دایره ای شکلی در قسمت بالای آلاچیق گفته می شود که عمل نورگیری را انجام می دهد

ب-اوق: به چوبهای کمانی شکل بخش گنبدی آلاچیق گفته می شود

ج-تارم: بخش پائینی آلاچیق که به شکل استوانه ای بوده و چوبه های آن نیز به شکل ضربدری قرار گرفته اند و به وسیله بند پوستی به هم متصل می شوند

2-قامیش :سه قطعه حصیر از جنس نی است که به دور تارم کشیده می شود

3-کچه:نمد هایی که به دور آلاچیق کشیده می شود و جنس این نمدها نیز از پشم وصابون می باشد

 موااد اولیه ولازم برای ساخت آلاچیق عبارتند از:چوب عرعر برای ساخت اسکلت ،نمد برای پوشش چادر ،پوست حیوانات (غالباً شتر)به عنوان بند،نی برای حصیر،میخ چوبی،نخهای پشمی و نخ پنبه ای برای بافت نوارها

برای ساختن آلاچیق از ابزاری چون قلم فلزی،چکش،داس،دونوع خرک که یکی برای تراشیدن چوب و دیگری برای حالت دادن وفرم دادن و کوره و... استفاده می شود البته امروزه از وسایل جدیدی چون اره نیز استفاده می کنند

آلاچیق ترکمنی به منزله مسکن و خانه ترکمن است و کوچکترین بخش از نظام اجتماعی ترکمنهاست و با قرار گرفتن چند آلاچیق در کنار یکدیگر "اوبه"به وجود می آید که اغلب با یکدیگر فامیل می باشند ولی امروزه متأسفانه کاربرد چندانی ندارد و تنها در عروسی ها و مراسم ها مورد استفاده قرار می گیرد البته هستند کسانی که پایبند به گذشته خود می باشند و در کنار منزلش آلاچیقی نیز بر پا می کند.

با دیدن عکسهای زیر بیشتر با اجزا و کاربرد آلاچیق ترکمن آشنا شوید

توی نوک

 

 

شکل ضربدری چوب ها در قسمت تارم

 

 

 چگونگی قرار گرفتن در آلاچیق

 

 

آلاچیق ترکمن دارای تاریخی بسیار زیادی است که در روز های آتی سعی می کنیم اشاره ای هم به تاریخ آن داشته باشیم

|+| نوشته شده در  دوشنبه 20 آذر1385 ساعت 10:2 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

باربد مروزی کیست؟
موسیقی نوای روح و دل هرشنونده ای است. مصّوت های هماهنگ و روح انگیزی که از انواع وسایل و حتّی از گلوی انسان ها بیرون می جهد و هارمونی دل نوازی از آن شکل می گیرد و به گوش شنونده می رسد. اما آیا به قدمت تاریخی آن فکر شده است؟ البتّه روایات مختلفی در این باره نقل شده است که در این کوتاه سخن نمی گنجد. تا آن جا که می دانیم این صنعت بدیع در دوره هایی از تاریخ ارزش معنوی خودرا بازیافته و در دوره هایی هم به سکوت واداشته شده است. چنان چه در زمان سلسله ی ساسانیان برای این صنعت ارزش خاصّی قا یل شده بودند. درروایات می آید :« نکیسا به آواز او حیران و سرگردان می شـد.» " نظامی" سرچشمه ی صنایع موسیقی خلق ترکمن از کدام دوره شروع می شود؟ آیا از دوره ای شروع می شود که عنوان «ترکمن» شکل گرفته است یا این که به نظر دگماتیستی و چشم بسته ی کسانی « اساس آن از ویران باغشئ یا قره دألی گؤکلنگ باید باشـد.» نه. از نظر ماموسیقی مردم ترکمن پیش تر از آن عصر به وجود آمده است . دلیلش نقل و قول آکادمیک "نامدار یاکوبُوفسکی" است که می گوید: " نام خلق فراتراز خود خلق است ؛( خلق اؤز آدئندان اولئ دئر.)" در آن صورت درباره ی تاریخ موسیقی این خلق چه چیزهامی دانیم و کدام برجستگان را می شناسیم؟ آیا در باره ی آنها اطلاعات داریم؟ مسلّماًاگر لازم باشد و تحقیق شودمی توان در این زمینه آگاهی یافت. البتّه نسبت به این موضوع باید کنجکاو بود وآن را پی گیری کرد. در جستجوی تاریخ صنایع موسیقی خلق ترکمن شخصیّتی را که باید شناخت باربد یا فهلاباد (فهلبُد) مـروزی است. در ماه آوریل سال ۱۹۹۰ میلادی در بین روزهای ۲۳-۳۰م در شهر دوشنـبه به مناسبت هزاروچهارصدمین سالگرد باربد مروزی سیمپوزیومی با عنوان «باربد و آداب و رسوم آسیای نزدیک و میانه، تاریخ و عصر حاضر» برگزار گردیدکه در آن به غیر از دانشمندان اتّحاد جماهیر شوروی شخصیّت های قریب به ۳۰ کشـور از سراسر جهان شرکت نمودند. در میان آنها کسانی چون " پروفسور د. کریستینسین"، مدیر کلّ شورای موسیقی خلق ها در یونسکو،از ایران "محمّـد رجـبی"، "ساسان سیپانتا"، "مهری باقـری"، پروفسور دانشگاه دهلی "آقای عبیدی"، از لیبی "پروفسور حسن العربی" از لهسـتان "سن. ژرانسکایا- کومینه ک وس چاکانوفسکایا"، از آمریکا "گ. پاوِرِس" Пауерс و "یوزِرُف پاخوبچیک" که همگی دانشمندان و صاحب نظران برجسته ی علوم مربوطه بوده اند در این سیمپوزیوم حضور و سخنرانی داشته اند. برگزاری باشکوه این جشن که خلاّقیّت را در معیار انترناسیونالیستی ارج می نهد خود خالی از هیجان نبوده است. موضوع اصلی آن بررسی این پرسش بود که "باربد مروزی کیست؟" و چه کرده است؟ در این میان به افکار و اندیشه های بعضی از دانشمندان و ادیبان قرون وسطی می پردازیم تا ببینیم که آنـها چه می گویند: در آثار فردوسی به چنین جملاتی برخورد می کنیم: « او به سرکیس می گوید : " ای که تو بی عمل و فرتوت، اگر تو کدو باشی، باربد شربت آن است ".» در قرن XI "شریف مجامینی گرگانی" چنین می گوید: « ساسانیان هم از اقوام و خویشان سامانیان هستند و عـود رودکی میراث سـاز باربد است.» "آرتور کریستین سن" در سال های ۱۹۴۵-۱۸۷۵ "کوپِن گاگِن" درباره ی باربد چنین می گوید : " باربد جزو کسانی است که با خلّاقیّت و ابتکارات خود در عصر ساسانیان باعث شکوفایی بی نظیر در صنایع موسیقی گردیده و در این مورد این مطلب قابل ذکر است که برای عرب هایی که دین اسلام را به همراه آوردند نیز اساس خدمات شایانی بوده است. تأثیر خلّاقیّت های هنری او را در مقبولیّت دین اسلام برای تمامی خلق های مشرق زمین تا عصر کنونی نمی توان به هیچ وجه انکار نمود.". " پروفسور ت. س. وئـرزگو" Вырзго یکی دیگر از دانشمندان اهل تاشکند در باره ی باربد چنین می گوید: " خسرو دوم بعد از مدّتی جنگ بر دشمن خود پیروز می شود و قصر خودرا باز می ستاند. پادشاه این پیروزی را مدیون باربد می داند .گویا او درآن هنگام استاد مقتدر زمانه بوده است . نباید فراموش کرد که باربد هنگامی که به این سرزمین آمده بود نه تنها آلات موسیقی خودرا به همراه خود داشته، بلکه مکتب موسیقی زادگاه خویش را نیز همراه خود آورده است.". بنا به قول محققان تاریخ،باربد که همان فهلاباد یا فهلبد مروزی است، در اواخر سلسله ی شاهان ساسانی در دوره ی پادشاهی خسرو دوم فیروز ( پرویز) در سال های ۶۲۸- ۵۱۸ میلادی می زیسته است. او متولّد مرو قدیم ( ماری) بود و در همان جا دوره ی جوانی خودرا سپری نمود و در حدود۲۵ تا ۳۰ سالگی یعنی بین سال های ۶۰۰-۵۹۰ م. به خدمت خسرو پرویز دوم یکی از پادشاهان سلسله ی ساسانیان که پایتخت آنها در کناره ی رودی قرار داشت و تیسفون ( سلوکیّه) نامیده می شد،درآمد . این شهر در اطراف بغداد کنونی واقع بوده است. او درآن جا به عنوان نوازنده ی مخصوص شاهان ساسانی ارج و منزلت خاصّی داشته است. با توّجه به اطلاعاتی که آثار فردوسی و الـجهیز از دوره ی ساسانیان به دست ما می دهد، هنگامی که در سال ۶۲۸ میلادی لشکر اعراب ساسانیان را شکست می دهد و خسرو دوم نابود می شود، باربد زنده بوده است. در هنگام تاراج کاخ تیسفون که آن را با خاک یکسان می کنند، باربد به سرزمین آبا و اجدادی خود، مرو باز می گردد. به روایت "ابن ابو رَ بّـیع ابوالفرّخ الاصفهـانی": "سـرنوشت باربد به طور تراژیک خاتمه می یابد. هنگامی که در یک عروسی شرکت کرده بود، به او زهر خورانیده می شود". در ادبیّات کلاسیک، درباره ی این که چه کسی به این عمل ناجوان مردانه دست زده است ، روایات قابل تأمّلی وجود دارد. در آثار فردوسی از شخصی به نام "سارکاش "یاد شده است. همچنین در آثار "ابو منصور صئول بیده" شخصی به نام "سرکیس" و در جاهای دیگر به نام "رُبوست" آمده است. در صفحه ی ۱۶کتاب « حماسه ی باربد و آداب و رسوم فرهنگی» چاپ شهرستان دوشنبه، سال ۱۹۸۹ ، چنین آمده است:" در کاخ کسری مطرب خیلی خوش صدا و زیبارویی به نام فهلـبُد و نوازنده ای به نام رُبوست وجود داشت. همان رُبوست هم بالاخره به فهلـبُد زهر داد واو را کشت.". در باره ی تبحر و استادی باربد مروزی ، منظومه ی "خسرو و شیرین" اثر معروف نظامی گنجوی اطلاعـات ذی قیمتی به دست ما می دهد که در آن به چنین جملاتی بر می خوریم :" او (باربد) تارهای دستگاه سی تار را کوک نمود و در مایه ی« زرافغاند» سازی نواخت که تمامی سیمای دشت و صحرا از رنگ چـمن سبزه زار گشت! ". در جای دیگر چنین آمده است: " سر داد عجایب غزلی به ترکیب سـاز او، نکیسا سرگشته و حیران شد به آواز او . همچنین آمده است که : " گر چنان خـوش لـفظ بسراید باربد، کـس رقیبی نبـاشـد در رَجّ ِاو ." چنان که در سطرهای بالا مشاهده می کنیم، نظامی گنجوی برای مهارت و استادی باربد مروزی ارزش بسیاری قایل بوده است. ترانه ها و آهنگ هایی که به باربد نسبت می دهند و تا به امروز در تفکرات خلق باقی مانده است عبارتند از : « آرایش خورشید یا تاج آفتاب»،« کاخ اورنج»،« باغ شیرین»،« تخت با سعادت»،« سلوک روح و روان»،« بازی کاووس»،« جام جمشید»؛ که هرکدام تبیین کننده ی صنایع بدیع آن دوران از روزگار بشریّت است. به همین دلیل لازم است نوازندگی با آلات موسیقی ،خلق آثار فوق العادّه و بی رقیب بودن باربد مروزی را خاطر نشان سازیم. به قول محقق تاریخ "ب. اشتاین پرسه" نکیسا که در این سطور به نام او برخورد می کنیم با توجّه به تحقیقات او ارمنی الاصل بوده است. همچنین به قول "م. برکِشلی" او یونانی الاصل است. باز در جای دیگر بنا به نقل مورّخ قرن XIXدوره ی قاجارّیه "رضاقلی خان هدایت" او اهل مرو بوده است . محقق وآکادمسین ایرانشناس "ب. غفوراف" می نویسد: " لازم به تذکر و یادآوری است که در دوره ی سلسله ی هخامنشیان، ایران را از نظر اقتصادی، سیاسی و اجتماعی نه خلق های کنونی ایران بلکه تمامی اقالیم یعنی از ورای قفقاز گرفته تا خلق های آسیای مرکزی بویژه بخش هایی از تمدّن های موجود در صحاری شمال و آسیا مانند ترکستان اداره می کرده اند . [ تاریخ فرهنگی – اجتماعی دولت ایران، م. ۱۹۷۱ – ص.۵]". در این راستا وجود چنین حوادث تاریخی را در باره ی موسیقی نمی توان انکار کرد.
از نظر ما در این جا یک موضوع اساسی نهفته است که توجه ما را به خود جلب می کند. از لحاظ تاریخی دلایل مستندی وجود دارد که در دوره هایی از تاریخ، هنگام حمله ی اعراب ، آنها گروهی از مردم را به عنوان برده یا غلام همراه خود می بردند. در میان آنها برجستگان موسیقی نیز وجود داشته اند. هنگامی که اعراب از اسیرانی که از خراسان می بردند، خواستند برایشان آواز بخوانند، چنین جوابی را به آنها داده بودند که : " آوازهایی که ما اجـرا می کنیم از آن ِفهلاباد است ، یعنی آواز باربد است. ( چ. د.)، امّا ریتم آنها از آن ِفارس هاست. " ( الاصفهانی، کتاب الاغانی، م.، ۱۹۸۰- ص. ۲۹۸ ). با توجّه به این سطور و همچنین آنچه که از گزارش محققان برمی آید،می توانیم نتیجه بگیریم که اگر صنایع موسیقی ایران، فرهنگ و تمدّن عرب ها را تکامل بخشیده باشد، ما نباید فراموش کنیم هنگامی که باربد مروزی به کاخ خسرو دوم وارد شده بود ( ۶۰۰ سال قبل از استیلای عرب ها )، او ابتدا در مرو « یونگی یِـتِن سازاندا » نوازندگی را به کمال رسانیده و سپس همان مهارت و استادی کامل خودرا به کاخ می برد، و این موضوع باز هم به نوبه ی خود در راستای رشد موسیقی ایرانی در آینده کمک شایأنی نموده است. با توجّه به آثار نظامی و دیگر دانشمندان ، باربد در طول عمر کوتاه خود ۳۶۰ آواز سروده که بیشتر از ۳۰ تای آن را در اینسترومنتال ( لحن) خلق کرده است. امّا با وجود تمامی اینها در میان موسیقی و آواز خلق ترکمن در عصر کنونی هنوز بر کسی معلوم نیست که کدام یک از موسیقی و آوازها متعلّق به باربد است. به این دلیل که برای محققان علوم موسیقی و آواز، کیفیّت آهنگ آثار او نامعلوم است. امّا"مهدی برکیشلی" محقق ایرانی در اثر خود نام بعضی از آثار باربد را عنوان می کند و در رابطه با همبستگی به خسرو، روایاتی را بیان می دارد. امّا از نظر نام و سوژه درست همانند داستانی است که از طرف دستان باغشی معروف ترکمن به "نام قورت یعقوب" ساکن "یُول اؤتِن" با عنـوان « سروی آغاچ ( درختِ سرو ) » در بین مردم اجرا می شود. در نمونه ی روایتی که مهدی برکیشلی می آورد ، قهرمان اصلی در روایت باربد ،"خسرو شاه" واسب زیبای او "شبدیز" است. ولیکن در داستان قورت باغشی ،قهرمان اصلی "میر علی، سلطان حسین بایقرا" و همچنین همسر او "بناگُل" هستند.با توجّه به تحقیقات محقق ایرانی، باربد اثری به نام« گلـزار» نیز دارد. امّا آهنگ این اثر هنوز برکسی معلوم نیست. در آثار "مئللئ تاچ مرادف" و "پورلی ساریف" نیز می توان آثاری با این عناوین دید. درسمپوزیومی که در سال ۱۹۹۰ در شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان به مناسبت هزاروچهارصدمین سالگرد این موسیقی دان نامدار بر گزار گردیده بود، مبدا و بستر باربد مروزی از جانب قریب به اتفّاق محققان، شهر ماری ( مرو) قلمداد شده بود. از این رو از جانب محققان ترکمنستانی پیشنهادات جالبی ارا یه شده است . از جمله از جانب استاد ومحقق موسیقی ترکمن "جاریار جمایف" پیشنهاد شده که دانش سرای عالی موسیقی در شهر ماری را به نام « دانشسرای عالی موسیقی باربد مروزی » نام گذاری کنند. همچنین او از مجسمه سازان ترکمن خواسته بود که مجسمه ی باربد مروزی را در شهر ماری برپا کنند و آثار هنری اورا نیز در آموزشگاه های موسیقی ترکمنستان بررسی و تدریس نمایند، "…تا هنر موسیقی ملّی ترکمنی در جهت فورمیراتسیون و شکل گیری ،کارشود و به عنوان اوّلین شاخه و رساله ی موسیقی خلق ترکمن آموزش داده شود. چه بسا در پی چنین آموزشی ، بسیاری از ابهامات موسیقی خلق ترکمن برطرف می گردد."[۱] تاریخ ملت ترکمن از نظر اسطوره ای دارای وقایع جالب وروایات و حماسه های حیرت انگیز ی است که توجه انسان را به خود جلب می کند. تمامِ وقایعی که در روایات و حماسه های ترکمن ها درج شده اند، فلسفه ی خاص خودرا دارند. در متن یکی از روایات ِترکمن ها چنین می آید: " در زمان های قدیم شخصی به نام "باباغمبر" می زیسته که در بین مردم به عنوان پیر موسیقی (ساز) معروف بوده است. این شخص تاریخی در قرن ششم و هفتم میلادی در استان مرو کنونی ترکمنستان زندگی می کرده است. وی هنرمندی چیره دست در ساز و آواز و موسیقی بوده است.ملت ترکمن برای موسیقی سنتی و باباغمبر که به عنوان پیر موسیقی آنان شناخته شده احترام خاصی قایل هستند . در زمان حاضر نیز هرهفته در روزهای سه شنبه و جمعه مردم برای زیارت به آرامگاه وی که در استان مرو واقع شده است می روند. آداب و رسوم به آستان افتادن را در روزگار ما نیز می توان مشاهد کرد که هنرمندان موسیقی ترکمن برای گرفتن دعای خیر و فاتحه به این محل می آیند. هر گاه در باره ی تاریخ موسیقی، سخنی به میان می آید یکی از روایات خاصّی که در بین مردم در ارتباط با باباغمبر مشهور است، مورد توجه قرار می گیرد. "رحمان نوری اف" کدخدای روستای باباغمبر در بخش یوُل اؤتن استان مرو، روایتی را که تا روزگار ما به یادگار مانده است، به منظور انتقال میراث هنری به نسل ِآینده برای زایرانی که به این محل به زیارت می آیند، به طور مفصل و جالب توجه تعریف می کند. در زیرمصاحبت او با زوّار با بیان خود درج می گردد: " شخصی به اسم غمبر، چوپان اسب حضرت علی بوده است که بعدها لقب "بابا" به وی داده می شود.غمبر اسب حضرت علی را می چرانده و به آن خیلی خوب رسیدگی می کرده، به همین دلیل حضرت علی او را دوست می داشته است. باباغمبر در طول چراندن اسب برای خود دوتاری ساخته بود. او با این دوتارآهنگی را می نواخت که در هنگام نواختن دوتار، اسب حضرت علی که به نام " دولدول" معروف بود، به آواز دوتار گوش فراداده و اشک از چشمان دولدول می ریخته و علف نمی خورده است. به این دلیل " دولدول" روز به روز لاغرو لاغرتر می شد.حضرت علی متوجه لاغری اسب خود می شود. ازبابا غمبر پرس و جو می کند: " غمبر چرا دولدول لاغر می شود؟" غمبر پاسخ می دهد:" من نمی دانم. بعد از این روزی حضرت علی پنهان از بابا غمبر ، آنها را تعقیب و تماشا می کند. غمبر آهسته آهسته از ساحل رودخانه می رفته و دوتارمی نواخته است .دولدول نیز به آواز دوتار گوش فرامی داده وعلف چریدن خود را قطع می کرده است. حضرت علی این واقعه را از نزدیک می بیند وبه آهستگی به بابا غمبر نزدیک می شود.غمبر آمدن حضرت علی را احساس نمی کند. وقتی که خیلی به غمبر نزدیک می شود اورا به اسم صدا می زند، غمبر با دیدن حضرت علی، بسیارخجول از جای خود برمی خیزد و می دود و فریاد می زند که: " ای زمین بشکاف! مرا در خودفرو ببر!". غمبر به آن فرو می رود. در این فرصت گوشه ی پرده ی دوتار وی به زمین افتاده بود. در این موقع حضرت علی از غمبر می پرسد: " تو را کی خواهم دید؟" غمبر پاسخ می دهد:" در روز قیامت. در مکّه با تو دیدار خواهیم کرد." به این ترتیب بابا غمبر به طور زنده غایب می شود و در محلی که گوشه ی پرده ی دوتار غمبر افتاده است، درختی می روید که این درخت، درخت پسته بوده است. شباهت این درخت به گوشه ی پرده ی دوتار از همین جا سرچشمه می گیرد. و هر قسمت آن درخت را بکنی ، آن قسمت برای گوشه ی پرده ی دوتار مناسب است . بله روایت گوشه ی پرده ی دوتار از آن زمان باقی مانده است. باباغمبر به طور زنده به زمین فرو رفته وغایب شده است. محلی که ما ایستاده ایم بنا به روایات تاریخی، در این محل مستقر نیست ولی به عنوان محل وقوع و محل بروز آن حادثه و به حرمت و عزّت باباغمبر در این محل دو گنبد بنا گردیده است که باخشی های ترکمن به این محل می آیند و آواز و ترانه می خوانند. بدین ترتیب هنرمندان جوان ترکمن نیز با نیّت دعای خیر و فاتحه برای باباغمبر، شروع به فعّالیت هایی یر زمینه ی هنر موسیقی سنتی وفرا گیری آن می کنند. این گونه از هنرمندان بعدها هنرمندان معروفی می گردند. آری! تا زمان حاضر نیز باخشی های نوازنده و خواننده به این مکان می آیند و می نوازند و آواز می خوانند. صدای موسیقی سنتی درمنزل باباغمبر هرگزخامـوش نمی شود. باخشی ها و هنرمندان همیشه در فعالیّت هستند.
 
فصلنامه یاپراق
|+| نوشته شده در  یکشنبه 19 آذر1385 ساعت 9:5 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

یک شعر بلوچی برای دوستان بلوچ

بلوچ

چـــــکــــــرّان آرت پــــــــمــــا ره بـــــنــــــــــــــــــــــدان

کــــه هــــر چُــــنـــت غــــم بــــه بـــیـــت بــچــکـــنــــــدان

آ کـــــهُــــنــــیــــن نـــــنـــــد ءُ نــــیـــادی ســیــــت انـــــــــت

دگــــــــــــــه نـــوکـــبـــن نـــوبـــتـــی پــــر بـــنـــــــــــــدان

بـــژن انـــــت دل مــــنــــی گــــران بـــــار انــــــــــــــــــــت

چـــــه دروگـــــیــــن وعــــــده ءُ ســــوگــــنــــــ-ـــــــــــــــدان

داگ مــــــن ایـــــر کُــــتــــه بــــنــــدبــــنـــــــــــــــــــــــــــد ء

پـــه شــــئــــــی گـــــوســـــتــــگـــیـــن پــــد ءُ رنـــــــــــــدان

آ قـــــــولانــــــی شـــپ انــت بـــی مــتـــیــــــــــــــــــــــــــن

کــه گـــــوســـتــنـــت گـــون ردیـــــن تــــــیــر بـــــــــــنـــدان

تـــــو رونــــق دل مـــــدئی امــــــــــــــــــــــــــــــــــــــروز ء

چـــه لاچـــــــار ءُ غـــــمــــــی پــــا بــــنـــــــــــــــــــــــدان

                    

|+| نوشته شده در  یکشنبه 19 آذر1385 ساعت 3:28 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

تیشه بر ریشه خود نزنیم
زمان اندکی تا انتخابات شوراهای شهر و روستا باقی مانده است .شاید شوراها دارای اختیارات زیادی نباشند ولی اهمیت زیادی دارند به خصوص برای ما ترکمنها که از اقلیتها محسوب می شویم و در سطح ملی نمی توانیم  آنگونه که خود خواهانیم نقشی فعال داشته باشیم تنها در چند شهر است که سرنوشت ما در دست خود ماست و باید این فرصت را غنیمت بشماریم و به دور از تعصبات قبیله ای و طایفه ای و با وحدت با یکدیگر حداقل در شهری چون گنبد کاووس که اکثریت با ترکمنهاست نقشی فعال داشته باشیم

امروزه در زندگی روزمره  به مانند گذشته نزاع های طایفه ای وجود ندارد و اصلا این گونه موارد مطرح نمی شود که نمونه آن شهر گنبد است که تمام ایلات و طوایف  هر روز با هم در ارتباطند ولی همین که حرف انتخابات مطرح می شود همه به دنبال کاندیدی می گردیم که هم طایفه ما باشد ما اگر یموت هستیم کاندیدایی که به او رای می دهیم هم باید یموت باشد و ما اگر آتابای هستیم کاندیدای که به او رای می دهیم هم باید آتابای باشد و ما اگر آق آتابای و یا قجق باشیم کاندیدایی که به او رای می دهیم هم باید آق آتابای و یا قجق باشد و همینطور پیش می رودیم تا به زیر تیره ها برسیم که بیش تر در روستاها مطرح است.

همه از تعداد طوایف و تیره هایی که در گنبد هستند با خبریم و اگر هر کس بخواهد به هم طایفه ای خود و یا به هم تیره خود رای بدهد مسلما هیچ ترکمنی در انتخابات پیروز نخواهد شد و اینگونه انتخاب کردن ما را از تنها فرصتمان باز می دارد و تیشه به ریشه خود می زنیم

این امر بیشتر در شهرستان گنبد و روستاهای اطرافش وجود دارد  که به خاطر چنین گسستگی هایی در هر دوره شاهد منتخب شدن غیر ترکمنی هستیم که اکثریت آن روستا و شهر را ترکمنها تشکیل می دهند . و علاوه بر این اگر هم غیر ترکمنی وجود نداشته باشد (مثل بندر ترکمن و آق قلا و ..)شایسته ها زیر چکمه های تعصبات له می شوند

اکثر اهالی شهر و روستا از کاندیدها اطلاعتی دارند و از شایسته بودن و ناشایسته بودن آنان آگاه هستند و چه خوب است که ترکمنهای شایسته به دور از تعصبات طایفه ای انتخاب شوند  و حداقل  سرنوشت ساز شهر و یا روستای خود باشیم

|+| نوشته شده در  یکشنبه 19 آذر1385 ساعت 9:52 قبل از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

چند روزیه که به خاطر فراهم آوردن وسایل و لوازم لازم برای برگزاری نمایشگاه وقت نمی کنم که وبلاگ را به قولی آپدیت کنم.وضعیت نمایشگاه هم گاهی نا امید کننده می شه و گاهی هم امیدوار کننده

امشب با دبیر کانون فرهنگی دانشگاه جلسه داشتیم که تمام اقوام بودند متأسفانه در این جلسه اعلام شد که دانشگاه حاضر نیست بودجه نمایشگاه را به صورت کامل بدهد و ما هم مجبوریم موسیقی را از  برنامه برداریم که البته چندتا از اقوام اعتراض کردند که ما جز موسیقی چیز دیگری برای نمایش نداریم و قرار شد تا نتیجه نهایی فردا اعلام بشود

وقتی که در جلسه موسیقی را حذف کردند  خیلی ناراحت شدم چرا که موسیقی ترکمنی حرفهایی زیادی برای گفتن دارد ولی ما باز تلاش خود را می کنیم که برنامه موسیقی را داشته باشیم  اگر هم دانشگاه بودجه اش را ندهد و امیدواریم کسانی پیدا بشوند که در این امر ما را یاری نمایند.

|+| نوشته شده در  شنبه 18 آذر1385 ساعت 8:16 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

روز دانشجو بر همه دانشجویان مبارک باد
|+| نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1385 ساعت 6:41 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

۱۶ آذر سالروز دانشجو بر همه دانشجویان مبارک باد

روح شهیدان شریعت رضوی،قند چی و بزرگ نیا که آغاز کننده جنبش دانشجویی بودند شاد باد.

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1385 ساعت 6:34 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

اعتراض دانشجویان لر زبان دانشگاه زابل

دانشجویان لر زبان دانشگاه زابل خواستار توقیف هفته نامه کیهان کاریکاتور و سپاس شدند

دانشجویان لر زبان با نصب طوماری که به امضای صد ها تن از دانشجویان دانشگاه زابل رسید از ریاست محترم جمهور آقای احمدی نژاد خواستار توقیف هفته نامه های مذکور شدند

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1385 ساعت 6:10 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

نشست به خوبی برگزار شد.

نشست دیشب دانشجویان ترکمن دانشگاه زابل بیش از آنچه که فکر می کردم نتایج مثبتی را در پی داشت. در نشست دیشب که تمامی دانشجویان ترکمن شرکت داشتند بعد از تلاوت آیاتی از قرآن کریم توسط آقای توغدری  آقای برزین به سخنرانی درباره اهمیت نمایشگاه پرداختند و و عنوان کردند که شرط اساسی برای برپایی نمایشگاه همکاری و تلاش تمامی دانشجویان می باشد و در ادامه خواستار افزایش فعالیت های فرهنگی شدند که خوشبختانه در پایان تمامی دانشجویان حاضر به همکاری شدند

و در اینجا از تمامی دانشجویانی که دعوت ما را پذیرفتند و تشریف آوردند سپاس گزاری می کنیم و امیدورایم این همکاری در زمینه فعالیتهای فرهنگی دیگر نیز ادامه داشته باشد.

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1385 ساعت 12:10 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

به خاطر اصرار دوستان مجبورم رنگ قالب وبلاگ را عوض کنم هر چند از رنگ قبلی خوشم میامد

چه کنم نمی شه حرف دوستان را نادیده گرفت.

|+| نوشته شده در  دوشنبه 13 آذر1385 ساعت 8:29 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

نشست دانشجوبان ترکمن دانشگاه زابل

 

 

نشست دانشجویان ترکمن

 دانشگاه زابل

در راستای برگزاری نمایشگاه فرهنگ ایران زمین نشست فوق العاده دانشجویان ترکمن دانشگاه زابل قرار است روز سه شنبه ۱۴/۹ رأس ساعت ۲۰ در کلاس شماره ۵۰۲ (سمعی بصری ۲) بر گزار شود از تمامی دانشجویان ترکمن دانشگاه زابل دعوت بعمل می آید تا در نشست شرکت کنند .

موضوع بحث نشست ،بررسی مشکلات و موانع برای ایجاد غرفه فرهنگ ترکمن در نمایشگاه و یافتن راه حل برای رفع موانع و مشکلات.

حضور تک تک شما عزیزان می تواند مفید واقع شود.

|+| نوشته شده در  شنبه 11 آذر1385 ساعت 2:55 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

نمایشگاه فرهنگ ایران زمین
بنا به گفته مسئولین دانشگاه زابل و دبیر کانون های فرهنگی و هنری دانشگاه نمایشگاهی با عنوان فرهنگ ایران زمین در طی روز های آتی در محل دائمی نمایشگاه های دانشگاه زابل برگزار می شود

در این نمایشگاه به هر کدام از اقوام ایرانی غرفه هایی جهت نمایش فرهنگ و صنایع دستی و آداب و رسوم اختصاص می یابد و از آنجا که این نمایشگاه در سطح وسیعی بر گزار می شود ما دانشجویان ترکمن دانشگاه زابل در صدد ایجاد غرفه ای برای نمایش فرهنگ ترکمن هستیم ولی متاسفانه به علت مسافت زیاد بین زابل و ترکمن صحرا با مشکلات زیادی روبرو هستیم و امیدواریم با کمک دانشجویان ترکمن و نهادهایی فرهنگی و مردم شناسی ترکمن صحرا از این موانع عبور کنیم و بتوانیم فرهنگ غنی ترکمن را آنگونه که شایسته است به نمایش در بیاوریم

لازم به ذکر است که در این نمایشگاه ها علاوه بر به نمایش گذاشتن صنایع دستی امکان اجرای برنامه های زنده ای چون موسیقی و آشپزی محلی و رقص ها و ... نیز وجود دارد و همچنین نمایش آداب و رسوم از طریق فیلم در آمفی تئاتر دانشگاه زابل.

ما دانشجویان ترکمن دانشگاه زابل شدیدا نیاز به همیاری کسانی هستیم که می توانند ما رابه هر نحوی یاری نمایند تا بتوانیم فرهنگ ترکمن را به بهترین نحو به نمایش بگذاریم.

|+| نوشته شده در  پنجشنبه 9 آذر1385 ساعت 8:30 قبل از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

حداد عادل در زابل
حداد عادل

از زمانی که دولت نهم روی کار آمد شهر زابل بیش از پیش مورد توجه مسئولین و دولتمردان قرار گرفت و علتش هم شاید خشکسالی ها پی در پی زابل باشد که موجب بروز مشکلات متعددی برای اهالی این شهر گشته است . بعد از سفر رئیس جمهور به شهر زابل ما شاهد بهبودی وضعیت این شهر بودیم که با انتصاب آقای دهمرده(ریاست سابق دانشگاه زابل)این بهبودی با روند تندتری ادامه پیدا کرد که نمونه بارز آن پیشرفت چشم گیر دانشگاه زابل است که پیشرفت وضعیت شهر زابل را نیز در پی داشته است و رشد دانشگاه زابل به گونه ای بود که این دانشگاه با ۲۷۳ درصد رشد در اعتبارات هزینه ای خود در سال ۱۳۸۵ مقام نخست را از این نظر در میان دانشگاههای کشور به خود اختصاص داد

علاوه بر حضور ریاست جمهور شاهد حضور تنی چند از وزیران بوده ایم و همچنین دانشگاه زابل هر هفته پذیرای متفکران و فعالان سیاسی کشور می باشد و امروز هم شاهد حضور رئیس مجلس شورای اسلامی آقای غلامعلی حداد عادل هستیم که مهمترین موضوع سفر ایشان به شهر زابل آب و استفاده بهینه از آن می باشد

در اینجا گله ای از مسئولین و دولتمردان دارم که چرا نسبت به استان گلستان بی توجهی می کنند اگر شهر زابل محروم است و دچار خشکسالی شده است . استان گلستان نیز چند سالی است که با سیلهای بنیاد کن روبرو است و مشکلات فراوانی برای مردم این استان مخصوصا مناطق محروم و دور افتاده ای چون کلاله و مراوه تپه به وجود آورده است که متا سفانه تا کنون هیچ وزیر و مسئولی زحمت بازدید از آن مناطق را به خود نداده است و مشکلات مردم شکیبای این منطقه همچنان وجود دارد و هر سال کابوس وحشتناک سیل خواب خوش را از انان می گیرد در اینجاامیدوارم که بعضی از مسایل سبب از میان برداشته شدن عدالت و مساوات نشود

|+| نوشته شده در  دوشنبه 6 آذر1385 ساعت 9:15 قبل از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

اسب ترکمن

   اسب ترکمن

«سوگند به اسبان دونده ای که نفسشان به شماره می افتد و سوگند به اسب هایی که در صحنه ی کارزار بر اثر برخورد سم هاشان با سنگ ها ، آتش می افروزند . سپس سپیده دمان بر دشمنان حمله آورده وآن ها را در میان گرد و غباری که بر اثر سم هایشان براگیخته اند به محاصره می گیرند .» عادیات 1-5 اسب ترکمن: این اسب در 400 سال پیش از میلاد شناخته شده است . همان گونه که می دانید آسیا مهد پرورش اسب بوده است . در این قاره دو نژاد آرین و مغول به وجود آمد وبه تدریج از این قاره به قاره دیگر نقاط جهان مهجرت کرده ودر آن مناطق تکثیر و گسترش پیدا کرده اند . اسب ترکمن بهترین نمونه از نژاد مغول است . امپراتورهای چینی شیفته ی این اسب بودند وآن را از خان های مغول می گرفتند . در سده های 8 تا 10 میلادی سواره نظام عراق نیز این اسب استفاده می کرد . در سده چهارم هجری یکی از قبایل ترک که از کرانه ها ی جیحون به سوی جنوب سرازیر شده بود در دشت ترکمن امروزی مستقر شده و ترکمن خوانده شدند و به این ترتیب نژاد مغول رابا خود به این منطقه که ترکمن صحرا نامیده می شود ، آورده و نژاد ترکمن کنونی شکل گرفت . در حال حاضر اسب های ترکمن ، در مناطق مختلف کشور پراکنده شده اند . منطقه ی اصلی پرورش آنها از گرگان تا جلگه های شمال و تا دشت بجنورد گسترش پیدا کرده است . برای اسب ترکمن 4 تیره ی آخال تکه ، یموت ، چناران و جرگلان شناخته شده است . تیره ی یموت آمیختگی بیش تری با نرهایی که طی سال ها از فارس و خوزستان به دشت گرگان برده شده اند داشته و نسبت به آخال تکه کوچک تر است . تیره چناران را نیز از تیره های اسب ترکمن می شناسند که در زمان نادرشاه از آمیختگی مادیان ترکمن با نرهای عرب پدید آمده است . اسب های این تیره برای پرش مناسب است . تیره های دیگری که از اسب ترکمن شناخته می شوند ، بیش تر از روی نام پرورش دهنده و یا محل پرورش ، گرفته شده و همان ویژگی های اسب های ترکمن ، یموت و آخال تکه را دارند . از این تیره ها می توان به سارچه کور ( همان آخال تکه امروزی ) ، ارتق قلیچ و دراز خان مختوم اشاره کرد . ویژگی های اسب ترکمن : ناحیه ی سر : صورت کشیده بلند ، استخوانی و ظریف ، نیم رخ کوژ یا راست ، گوش ها ظریف و درازتر از اسب عرب ، چشم ها درشت ، بینی دارای تحدب مختصر ، کاکل کم مو و نرم ، دو فک کشیده و پیشانی عریض از مشخصات بارز اسب ترکمن است . ناحیه ی گردن : گردن بلند ، کشیده و نازک بوده و اتصال آن با بدن قوی است . ناحیه ی شانه : شانه ، بلند و عضلانی است . ناحیه ی سینه : ژرف و قوی است . ناحیه ی شکم : شکم جمع شده است واندام ها بلند و کشیده به نظر می رسند . ناحیه ی کمر : بلند و کشیده و جدوگاه برجسته است . ناحیه ی کپل : کمی شیب دار با پهنای خوب ، بن دم تا اندازه ای بالا ، دم کم مو ولی بلند است . نواحی دست وپا: دست و پا کاملا" موزون ، بلند و کشیده ، پر توان ،استخوانی و خشک ، مفاصل قوی ومتناسب، ساقها خوش ترکیب ، بخلوق تا اندازه ای کوتاه، کم مو وسم پهن تر وکوتاهتر از اسب عرب است . پوست نرم، مواج وبراق، یال ودم کم ، و ساق پا بدون موی بلند است رنگهای اصلی عبارت از:کهر، نیلی، کرنگ، سمند و قره کهر است. ویژگیهای اخلاقی: این نژاد خون سرد ، نجیب و فرمان بر است. از این نژاد در کورس، پرش و سواری می توان استفاده کرد. اندازه متوسط قسمتهای مختلف بدن: ارتفاع(فاصله از جدوگاه تا زمین ): 155 سانتیمتر طول بدن(از جدوگاه تا آخرین مهره دم): 142 سانتیمتر فاصله شکم تا زمین : 85 سانتیمتر طول سر: 53 سانتیمتر دور سینه: در اسب نر 167ودر مادیان 165 سانتیمتر عرض سر( فاصله دو چشم ): 17 سانتیمتر ویژگیهای اسب چناران 1. قد: 148تا154سانتیمتر 2. گردن: بلند و شمشیری، کشیده، اتصال به شانه مناسب ، زیر چانه پهن و گلو دارای انحنای است: 3. شانه: بلند و پر ماهیچه 4. کمر: بلند ولی کوتاهتر از یموت و آخال تکه است. 5. کپل:گرد و پهن مانند اسب عرب : 6. کتف: بلند، عریض و افتاده 7. قلم دست وپا: کشیده وبلند، استخوانی با مفصلهای قوی و مناسب و کلفتتر از قلم آخال تکه ، ساق مناسب ، بخلوق بلند، سم قوی و جمع است. 8. اندام : بلند 9. سینه : پهن وقوی ، روی هم رفته سنگین تر از آخال تکه و یموت 10. پوست: نرم، مواج،یال و دم پر مو و ساق پا بدون موی بلند 11. رنگ: رنگهای اصلی کهر، نیلی و کرنگ تیره های اسب ترکمن اسب ترکمن دارای دو تیره ی مشخص و یک تیره ی مخلوت ولی معروف بشرح زیر است: 1. تیره آخال تکه: دارای تمامی ویژگیهای نژاد ترکمن است . گردن کشیده و مستقیم و متوجه بسوی بالا ، کمر وپشت طویل و قد بلند ،( حد اعلای نژاد ترکمن) بوده و به رنگهای مختلف موجود است این نوع اسب مورد پسند عموم است . 2. تیره یموت : این تیره دارای گردنی کوتاهتر و مستقیم تر و کمر و پشتی کوتاه تر است. در اصطلاح به اسبهای گرد شباهت دارد . این تیره ضمن دارا بودن تمامی ویژگیهای نژاد ترکمن از نظر طول بدن و بلندی از آخال تکه کوتاه تر است. 3. تیره ی چناران: از اختلاط دو اسب عرب وترکمن ، تیره ای به نام چناران بوجود امده است که اسبی محکم با شباهت های به اسب عرب و ترکمن است . اغلب قسمت جلو و سر سینه ی آن شبیه اسب عرب و قسمت عقب درست مشابه اسب ترکمن است . اسب چناران قوی ، دارای سینه ای عمیق ، دست و پاهایی محکم ، هوش سرشار و به خصوص مقاومت مناسب است و برای مسابقات پرش ، اسب دوانی و راه پیمایی های طویل مناسب است . این تیره به دستور نادر شاه افشار به منظور لشکرکشی به هندوستان به وجود آمده است . گذشته از سه تیره ی فوق ، اسب هایی به نام جرگلان و حبیب ایشان با تغییرات خیلی جزیی وجود دارد که فقط به مناسبت پرورش در منطقه ای نام گرفته اند و تغییری از نظر شکل در آن ها به وجود نیامده است . کاربرد های تیره های اسب ترکمن تیره های آخال تکه و یموت بیش تر در اسب دوانی استفاده می شده اند که در پرش نیز اسب های درخشانی بوده اند . اسب چناران بیش تر برای پرش مناسب است و اسب سواری خوبی نیز شمرده می شوند .

با تشکر از دوست عزیزم طاهر توغدری

|+| نوشته شده در  یکشنبه 5 آذر1385 ساعت 2:24 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

آتالر نقلی
۱-دوستدن سوزینگ گیزلامه

حرف دلت را از دوست پنهان نکن

۲-نفس بیز اژدرهادر ،دولمازدم دویمازدم                 

نفس و هوس انسان به سان اژدهایی سیری ناپذیر است

۳-اوتی تانا توکادر،چوراگی چاغا

علف را گوساله تمام می کن نان را هم بچه

اشاره دارد به علاقه کودکان به خوردن نان

۴-بیدولت اوغلیدن،دولتلی قیزیم

ازپسر بی ادب دختر مؤدب بهتر است

۵-داش جاجک ،اچی موجک

ظاهری زیبا و باطنی پلید

۶-اوقووی هر وقت اوقیسنگ گیچ دال

هر وقت به دنبال علم بری دیر نیست

۵-یگیت دایی سینا چکر

حلال زاده به دایی اش می ره

۶-آیدلیان سوزی،آتلیان اوق

حرفی که گفته می شود به سان تیری است که پرتاپ می شود.

۷-آلغی لی نینگ دیلی اوزین

زبان طلبکار دراز است

۸-آجی سی بولمادیغنگ سویجی سی هم بولمار

آنچه که تلخی ندارد شیرینی هم نخواهد داشت

۹-آچ لیق بلاسیندن دوقلیق بلاسی یامان

مصیبت سیری از گرسنگی شدیدتر است

۱۰-آخمق دوستدن عقللی دوشمان یخشی دور

دوشمن دانا به از دوست نادانان

|+| نوشته شده در  شنبه 4 آذر1385 ساعت 8:26 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

افسانه های مردم ترکمن در ترکمنستان منتشر شد.

كتاب افسانه‌هاي مردم تركمن  كه در برگيرنده داستان همه تركمنهای دنيا میباشد ، امروز سه‌شنبه 30 آبان از سوي مركز ميراث فرهنگي ملي و دانشكده نسخ خطي تركمنستان منتشر شد. كارشناسان تركمن پس از جمع آوري نسخ خطي درباره افسانه‌هاي قديمي تركمنها ، آن را ترجمه كرده‌اند. هر چند افسانه‌هاي تركمن‌ها از نسلي به نسل ديگر منتقل شده ولي در اين كتاب آداب و رسوم ، فرهنگ و تاريخ ملت تركمن تشريح شده است. خبرگزاري تركمنستان در زمينه ترجمه و چاپ كتاب افسانه‌هاي مردم تركمن پيش‌بيني میکنند كه اين كتاب با استقبال گسترده تركمن‌ها روبرو شود. همچنين كارشناسان مركز ملي ميراث فرهنگي تركمنستان ، مجموعه نسخ خطي "كتاب شطرنج" كه از سوي شطرنج بازان قرن نهم ميلادي به زبان عربي نگاشته شده بود ، به زبان تركمني ترجمه كردند. دراين كتاب علاوه بر نحوه بازي شطرنج در نزد تركمنان، اطلاعاتي در زمينه شرح و حال برخي بزرگان تركمن ارايه شده است.

|+| نوشته شده در  پنجشنبه 2 آذر1385 ساعت 1:27 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

جنگ مرو

جنگ مرو سر آغاز جدایی ترکمنها

 

کشتی های جنگی روسیه در جزیره آشوراده که در 33 میلی مردابی در نزدیکی دماغه طویلی در استرآباد قرار دارد ،از عملیات نیروی دریایی ترکمنها در دریای خزر جلوگیری می کردند.در سال ۱۲۷۴هجری سپاهیان ایران به فرماندهی سلطان مرادمیرزا حسام السلطنه مرو را متصرف شدند ولی دیری نگذشت که ترکمنها امنیت ایالات خراسان ار متزلزل ساختند.در سال ۱۲۷۷شاهزاده حمزه میرزا حشمت الدوله برادر بی کفایت حسام السلطنه و با پیشکاری میرزا محمد آشتیانی قوام الدوله با لشکری انبوه از طرف دربار ایران مأمور سرکوبی ترکمنان گردیدند و به خاطر به وجود آمدن اختلاف بین فرماندهان سپاه ایران و در نتیجه عمل جاهلانه حمزه میرزا که سپاهیان خود را از شهر مستحکم مرو خارج ساخت و شجاعت ترکمنها ،تشکر ایران مورد حمله ناگهانی ترکمنها قرار گرفت و به سختی از آنان شکست خوردند و چندین تن از سپاهیان به هلاکت رسیدند و یا اسیر ترکمنها گشتندو از جمله این اسیر شدگان عکاسی فرانسوی به نام بلوکویل بود که ناصرالدین شاه او را برای عکسبرداری و نقاشی از میدان نبرد همراه اردو فرستاده بود و او مدت هیجده ماه در چنگ ترکمنها اسیر بود.

 

شکست سپاه ایران در مقابل ترکمنها سبب پیشرفت قوای روسیه در آسیای مرکزی شد .روسها ابتدا شهر خوقند و بعد شهرهای بخارا و خیوه را تسخیر کردند. در سال ۱۲۹۸ژنرال اسکو بلوف روسی ، به قلعه گوک تپه که پایگاه ترکمنان بود حمله اورد و سه سال بعد روسیه با تسخیر مرو ، مرز مشترک خود را با ایران به ناحیه ذوالفقار یعنی نقطه ای که مرز ایران وافغانستان آغاز می شود رسانید و ایران نه تنها از طرف شمال غربی بلکه از شمال شرقی نیز با روسها همسایه شد.

 

جنگ مرو از وقایع تاریخی مهم ترکمنها می باشد که حماسه آفرینی ها آنها در ان جنگ برای همیشه در دفتر تاریخ ثبت است حماسه مردمانی که آزادی را بیشتر از هر چیز دیگر می پسندند و برای آن جان می دادند .و هنوز شجاعت ترکمنها در اذهان فرماندهان و مورخان روسی  وایرانی ماندگار است .

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 1 آذر1385 ساعت 1:4 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

 

JavaScript Codes
Jamasp
جستجو در وب جستجو در http://www.jamasp.com