(بحثی پیرامون جوانان موتور سوار ترکمن صحرا)
معضل جوانان موتور سوار در سالهای اخیر از بزرگترین مشکلات اجتماعی جامعه امروزی ترکمنها به حساب می آید. و هر روزه شاهد مرگ جوانا ترکمن موتور سوار در جاده ها هستیم و یا شاهد درگیری مأموران نیروی انتظامی با موتور سواران که در ظاهر راه حل درست برای این معضل پنداشته می شود که نتایج سوءی را در پی داشته است.
جامعه امروزی ترکمن هر گاه شاهد واقعه تلخی که عامل و به وجود آورنده اصلیش موتور سواران بوده اند جوانان را مقصر می دانند و تمامی تقصیرها را بر گردن جوانان می اندازند و آنها را مقصر اصلی می دانند ولی آیا در حقیقت چنین است؟ بیش از هر چیز باید یادمان باشد که این جوانان را که عامل بی امنیتی می دانیم فرزندان کسانی هستند که روز گاری بر روی اسبهای تیز رو می زیستند و می تاختند و هی می کردند و فریاد شادیشان سرتاسر صحرا را فرا می گرفت و جای سم اسبشان بر سرتاسر خاک صحرا نمایان بود. آنان که وجودشان پر از انرژی و نشاط بود آرام و ساکن بودن برای آنان برابر با پیری وم مرگ بود و اگر لحظه ای از اسبشان دور می ماندند بی تابی و بی قراری وجودشان را فرا می گرفتو احساسی شبیه به احساس آبهای خروشانی که در پشت سدها مانده اند را پیدا می کردند . آنان هیچ گاه حاضر نبودند از اسب خود فرود بیایند و همیشه می تاختند هم برای خود و هم برای ایل و مردمشان.
آری جوانان امروز جامعه ما فرزندان همین انسان های پر از انرژی و نشاط هستند و به مانند آنان سکون و بی تحرّکی برای آنان برابر با مرگ است امّا کو اسب؟ و کجاست آن هیجان سوارکاری؟
این جوانان نمی توانستند آرام و بی تحرّک باشند و در غیاب اسب با وفا و نجیب که نه تنها جانی را نمی گرفت بلکه جانها می بخشید موتور سیکلت به وجود آمد موتور سیکلتی که نه احساسی دارد و نه می تواند بفهد که وفاداری به سوار خود یعنی چه؟
جوانان امروز ترکمن موتور را اسب خود می دانند هنگامی که روشنش می کنند می پندارند که افسار اسب را می کشند و وقتی گاز می دهند می پندارند این صدای شیهه اسبشان است و وقتی کلاژ را می گیرند و به دنده می زنند به خیالشان اسبشان آمده تاختن است و وقتی هم تک چرخ می روند فکر می کنند اسبشان است که بر روی دو پا ایستاده است و وقتی سرعت می گیرند احساس سواری را پیدا می کنند که اسبشان به سرعت در حال تاختن است. امّا متفاوت اسب با موتور خیلی است خیلی.
کاش مدرنیته تا این حد سنّت را پایمال نمی کرد و حدّاقل اسب را برایمان می گذاشت. اسب با وفاتر از بسیاری از انسانهاست قرنهاست که انسان را یاری کرد تا پیشرفت کند ولی اسب در جامعه امروزی ما به فراموشی سپرده شده استو نتیجه اش هم همین است.
شاید دیگر دیر باشد که بتوان اسب را دوباره زنده کرد و جایگزین موتور کرد امّا آیا تنها موتور می تواند جای اسب را پر کند آیا جانشینی کم خطرتر از موتور پیدا نمی شود تا جوانان جامعه ما را یاری کند تا نه از بی تحرّکی بمیرند نه بر روی موتور.
نمی توان دست به دست گذاشت تا هر روزه شاهد مرگ جوانان آنهم به صورت دلخراش باشیم جوانانی که می توانند ما را از بحرانهای بسیاری که در جامعه وجود دارد رها سازند نه این که خود آنان برای جامعه بحران باشند.
در خاتمه انتظار دارم که جامعه ما به جای این که بر پیشانی جوانان ما برچسبهایی چون لات، بدرد نخور، اوباشگر،مزاحم، دردسر ساز،نمک نشناس و...بچسبانند باورشان کنند و شرایطی را برای آنان فراهم نمایند تا جوانان از نیرو و نشاط وافر خود به صورتی صحیح استفاده نمایند به گونه ای که هم به نفع و سود خودشان باشند و هم به سود و نفع ایل و جامعه شان.
منيژه مقصودی ،عضو هيات علمی گروه انسان شناسی دانشكدهی علوم اجتماعی دانشگاه تهران، كه تحقيق دكترای ايشان در مورد جامعهی تركمنهای ايران است، به بررسی و تجزيه و تحليل الگوهای خانواده و ازدواج و قوانين مربوط به آنها من جمله قوانين توارث، الگوهای اقامت، قوانين فرزندخواندگی و تنوعات الگوهای خانواده و ازدواج كاركردهاست و پژوهشهای ايشان اكثراً متمركز بر جامعهی تركمن است. مطلب زیر یادداشتی است به قلم ایشان دربارهی «تكنیكهای گوناگون درمانگری بومی بین تركمنهای ایران» كه در تاریخ 17 اردیبهشت در خانه یهنرمندان ایران برگزار شد.
ادامه مطلب
دکتر منيژه مقصودی عضو هيأت علمی گروه انسانشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران است. تز دکترای ايشان در مورد جامعة ترکمنهای ايران است که به بررسی الگوهای خانواده و ازدواج و قوانين مربوط به آنها منجمله قوانين توارث، فرزند خواندگی و ... متمرکز است. پژوهشهای ايشان اکثراً متمرکز بر جامعة ترکمن است. برخی از آثار ايشان عبارتند از: ارائة مقالة «زنان درمانگر بومی در بين ترکمنهای ايران» در کنفرانس کميسيون ملی يونسکو در ايران در ارديبهشت 1384، انتشار مقالة «درمانگران بومی» در کتاب زن و فرهنگ از مجموعه انتشارات ميراث فرهنگی کشور در سال 1382، انتشار مقالة «الگوهای ازدواج در بين ترکمنهای ايران» به زبان فرانسه در نشريه لقمان.
ابیات زیر از شاعر شهیر و نامدار ترکمن،مختومقلی فراغی می باشد که به عنوان ضرب المثل ورد زبان مردمان ترکمن می باشد که در موقعیت های گوناگون برای بهتر بیان کردن سخن مورد نظرشان از این اشعار استفاده می نمایند.
عقلی یاغشی لار اونوتماز قوری آغاجا یاپراق بیتمز
********
حج ایله سنگ، جارا دؤنر گل آچیلسا خارا دؤنر
********
یامانا اؤویت عبث دیر یاغشی أره بیر سوز بس دیر
********
مختومقلی یولدان چیقماز یامانا یاغشی سوز یاقماز
********
آچدا آلغینگ،بگه برگینگ بولماسین
********
هر بیر تیلکی شیر دک گورلار مردار اولن لاش اوستونده
********
اشه گی سمرتسنگ ایه سین دپر یاغشی عزّت یامان تولا یاراشماز
********
آطدا آیاق بولسا، باشغا سین بولماز أرده غیرات بولسا، ایشی قین بولماز
********
یاغشی نینگ قدرینی ایل بیلمز یاغشی لار داشدا بیللی دیر
********
بو قدیم دان بولوپ گلن مثل دیر کیرپی یاریپ گیدر قاوین یاغشی سین
********
هر نیچه جان چکسنگ گیدر اصلینه هر زاغ و زغن دان کبوتر اولماز
هر ساچین اوسدورین سیّد بولارمی هر تلپک گین دن قلندر اولماز
صحرا قامشیدان نیشکر اولماز
********
هرگز نامرد کوپری سیندن گچمانگل غرق بولوپ،دریادان قالان یاغشی دیر
********
یالانچی تانگری نینگ دوشمانی دیر اما جای یرینده یالان یاغشی دیر
********
بو دنیا بیر کور سچانینگ مثالی کوکلری بیر به بیر کرتیپ دوریپدیر
********
بی درد کیشی دردلی سوزون دینگله مز
ادامه دارد...





