"قزاق دألمی"
سروده ی مهین کتوکی از سیمین شهر
هنأر عشقه یانیب اؤچن
اهلی ایله شادلیق سچن
بلبل کمین داغی سؤکیب
استاد باغشی قزاق دألمی
فرهاد کمین داغی سؤکیب
جوق جوق لرده سرین سؤکیب
یاد ایل لرده هنأر دوکیب
یایراق آلان قزاق دألمی
کأ آغلادیب کأ گولدیرن
ایل حالقینی قواندیران
خوش آواز بیلن قادیران
سویجی سسلی قزاق دألمی
دوتارینی گرشیه آلیب
شلپه بارین کرشه چالیب
طوی میلسه شادلیق سالیب
طویلار توتان قزاق دألمی
شیر پنجه لی قزاق باغشی
یادلانیار سینگ یاغشی یاغشی
ایل ایچینده اؤچمز ناغشی
قریب گیدان قزاق دألمی
خوجه باغشا شاگرد بولان
اونگ الیندن سارغد آلان
سونگرا اندی اَ گیرد بولان
بیک استاد قزاق دألمی
آیدیملاری، سازی سؤیجی
جان باغیشلار اؤلأ گؤیجی
قولاق سالنینگ آخون حاجی
الی سازلی قزاق دألمی
من گؤرمدیم خالیپانی
گورونگ دوستلار دنیا پانی
من من دییر أرلر هانی؟
آد قالدیران قزاق دألمی
ایرگریب سینگ یالانچی دان
آیریلیب سن سوار یاردان
گورکیم قالار اؤلیم داردان
عمری قالان قازاق دألمی
چیقارمارین سنی یاددان
جنتینگی دیلأرس حاقدان
یادلان باغشی سازیم یادلایان
استادیمز قزاق دألمی
تهیه مطلب: خانم مارال قروی
قزاق پنق خلیفه بخشی
قزاق پنق بعد از اتمام تحصیلات ابتدایی در دبستان صفوی بناور در مدرسه علوم دینی نعمان بیناور(امچلی) به استادی طایجان آخوند محمدی قره جه از علمای بزرگ ترکمن صحرا مشغول به تحصیل شد. قزاق پنق که وی را ملا بایرام دوردی صدا می کردند در سن 17-18 سالگی مدت یکسال تمام در بستر بیماری بوده به سختی مریض می شود و نیروی جسمانی وی به شدت تحیلیل رفته و بسیار ضعیف می شود مادر و برادرش را به بالین می خواند و از آنها رخصت می خواهد . مادر در ابتدا از رخصت امتناع می کند ولی بالأخره می گوید : هر جوری می خوای همانطور باش.
قزاق نفس راحتی می کشد و از آنها می خواهد که دوتار ملا قانقرمه را بخرند ، برادران دنبال ملا رفته و دوتارش را برای او می خرند و قزاق پس از رسیدن به معشوقش (دوتار) که جبر زمانه و مخالفت خانواده و فامیل باعث دوری آن دو از یکدیگر شده بود روحیه و جان تازه ای گرفته و رو به بهبودی می رود و سلامت خود را باز می یابد .
بعد از آن تحصیلات حوزوی را همراه با خوانندگی تا یک قدمی درجه آخوندی ادامه می دهد. به علت فقر فرهنگی به هنر موسیقی و خوانندگی زیاد ظلم می شد.
کسانی که با ذوق و اشتیاق به این هنر روی می آوردند با مخالفت و سرسختی خانواده و طایفه خود مواجه می شدند و یکی از علل عمده مخالفت آنان باور و برداشت غلط دینی بود و دیگری آلوده بودن این هنر به اعتیاد بود. قزاق پنق نیز از این قاعده مستثنی نبود بعد از کشمکشهای خانواده و طایفه خود نوبت به طایفه و خانواده همسرش نیز می رسد و دادن دخترشان را به کسی که در هنر موسیقی و خوانندگی مشغول می باشد، برای خود کسر و صدمه به غیرت و ناموس خود تلقی می کردند بدین خاطر چندین بار طایفه یامپی به بناور آمده و می خواستند دخترشان را ببرند که با مقاومت طایفه قزاق پنق مواجه می شدند.
بعد از پیروزی شکوهمند انقلااب اسلامی در 22 بهمن تحولی در هنر موسیقی ترکمن پیدا می شود و جوانان به خودآمده و او نیز به سوی گمشده خود یعنی دوتار باز می گردد.
استاد قزاق پنق با خواندن سبکهای یموت ، آرقاچ، خیوه و با در هم آمیختن آنها سبکی جدید و منحصر به فرد از خود بجای می گذارد.
قزاق بخشی 84 ترانه را در رادیو ضبط و اجرا کرده که چندین آهنگ را خودش ساخته است از جمله آهنگ "گولر" . صدای او صدای خودش بود او در طرز خواندن از کسی تقلید نمی کرد. صدایش در عین نازکی کلفت نیز بود او هم صدای زبر و خشنی و هم صدای نرم و لطیف را داشت او با ترکیب این صداها توانست سبکی جدید از خود برجای بگذارد.
از صفات برجسته او هنگام خوانندگی طرز نشستن و نحوه به دست گرفتن دوتار بود که توجه عموم را به خود جلب می کرد. جوق جوق های او هنگام خوانندگی صدایی چون غرّش شیر از گلوش خارج می کرد که شاهکار بود و هر بیننده ای را مسحور خود می ساخت و به وجد می آورد.
متأسفانه هر کس در ترکمن صحرا دوتار بدست بگیرد زندگیش با فقر و فلاکت همراه می شود . وضع خلیفه نیز از این قاعده مستثنی نبود ولی باز خوش پوش بود با تمام فقرش سربلند زندگی می کرد.
خاطره ای از استاد قزاق از زبان استاد رحمان قلیچ یمودی نوازنده کمانچه و همنواز قزاق پنق:
برای اعزام به انگلستان و آمریکا جهت اجرای موسیقی ترکمنی آزمونی از چند باغشی مطرح در شهر کرج برگزار شد. سرانجام پس از مراحلی قرار شد از بین قزاق پنق و خوجه باخشی یکی انتخاب بشود من به دلایلی نوازنده خوجه باغشی شدم و کمانچه زن دیگری به نام قهرمان قلی یمودی ، قزاق پنق را همراهی می نمود. در ابتدا خوجه باغشی ترانه ی خدیجه را که قزاق پنق می خواست آن را اجرا کند خواند و به راستی خیلی خوب خواند و اجرا کرد.
بعد نوبت قزاق پنق رسید. او ترانه ی جان جان را اجرا کرد و در خواندن آن ترانه نبوغ خود را به خوبی نشان داد و چنان از جوق جوق هایش بجا استفاده کرد که توجه همگان را به سوی خود جلب کرد.
بدین ترتیب او انتخاب شد و در چند کشور خارجی موسیقی ترکمنی را استادانه اجرا کرد. به طوری که کارشناسان و داوران را نیز به حیرت واداشت و رتبه اول را در سح جهان کسب نمود و با افتخار به وطن بازگشت و این برای تمام ترکمنها و ایرانیان افتخار بزرگی بود.
<< قوی اونینگ مهرینی سینگدیریپ یأدیگار قویوپ گیدن آیدیم لاری بیزینگ یورگ لر منده قووات بولیب گوونمیز آچسین>>
قوی اونینگ جای جنت و روحی شاد بولسین آدی المودام یورگلرده قالسین
مارال قروی
هر بیر اکین اوز وقتنده بیشر
هر محصولی به وقت خودش بار می دهد
کوپ بیل، آز گورله
بیشتر بدان کمتر سخن بگو
قوری سوزه میمون اویناماز
به حرف بیهوده و خالی میمون نمی رقصه!
اییه سیز اشه گی غورت اییر
خر بی صاحب طعمه گرگ خواهد شد.
خود پرست لیق دان بت پرست لیق غووی راق
بت پرستی به از خود پرستی
بیر غاپی یاپیق بولسا، مونگ غاپی آچیق
اگر یک در بسته باشد هزار در دیگر هست که بازه
کوپ آیلانان ییقیلار
سرانجام زیاد چرخید افتادن است
اود، اودندن دویمازه، آدم عمردن
آتش از هیزم سیر نمیشه آدمی از عمر
یاغشی سوز بالدان سویجی
سخن نیک شیرین تر از عسل است
دشمن سنی تانامانقا، سن دشمنی تانا
پیش از آنکه دشمن تو را بشناسد تو دشمن بشناس
ادامه مطلب
قبل از همه از سایت دانشجویان ترکمن کمال تشکر را داریم که این پیشنهاد را داده اند و همچنین از نمایندگان محترم آقایان مارامائی و ایری که پی گیر هستند. امیدواریم که این پیشنهاد و تصمیم عملی شود تا آغازی باشد برای شناخته شدن شخصیت والای شاعر گرانقدر ترکمن برای تمامی هموطنانمان .
خبر پیگیری تدریس فرهنگ و زبان ادبیات ترکمن در مدارس نیز آرزوی دیرینه همه ترکمنهاست.

زائرین ترکمن در آرامگاه بایزید بسطامی
عکاس: سراج الدین محمدی
به گزارش ايرنا از عشقآباد،اين استاد دانشگاه درمقالهاي كه در روزنامه تركمني "تركمنستان" به چاپ رسيد، تصريح كرد كه زنان و دختران تركمن ايران همچنان پوشش سنتي و آداب و رسوم خود را حفظ كردهاند.
آننابردياف افزود:" بيشتر زنان و دختران تركمن در جمهوري اسلامي ايران باسواد هستند و تعدادي از آنها نيز در مراكز آموزش عالي اين كشور تحصيل ميكنند."
اين روزنامه به نقل از مقاله استاد تاريخ دانشگاه "تركمن ترك" نوشت كه با سفر خرداد و مهرماه امسال "قربانقلي برديمحمداف" رييس جمهوري تركمنستان به ايران، فصل نويني در روابط "عشقآباد تهران" ايجاد شده است.
آننا بردياف تاكيد كرد كه رييس جمهوري تركمنستان در سفر به تهران علاوه بر "محمود احمدينژاد" با حضرت آيتالله "خامنهاي" رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران ديدار كرد كه اين ديدارها تحرك خاصي به همكاريهاي دوستانه دو كشور بخشيده است.
اين استاد دانشگاه در بخش ديگري از مقاله خود تصريح كرد كه در كشور ۶۵ ميليون نفري جمهوري اسلامي ايران، قوميتهاي مختلف از جمله اقليت تركمن زندگي ميكنند.
تركمنهاي ايران همچون تركمنهاي تركمنستان داراي طوايف و قبيلههاي مختلف هستند كه از مهمترين آنها "تكه"، "يوموت"، "نخور"، "گوگلنگ" و "ساريك" است.
آننابردياف در مقاله خود با اشاره به روابط فرهنگي خوب تركمنستان و ايران نوشت كه مسوولان دو كشور در سالهاي گذشته آرامگاهي را در زادگاه مختومقلي و دولت محمدآزادي در شهر گنبد احداث كردهاند.
به گزارش ايرنا از عشقآباد ، دو طرف در اين ديدار از برنامهريزي براي ساخت فيلم سينمايي "نبرد قلعه گوگ تپه" و سريال "مختومقلي فراغي" شاعر نامدار تركمن توسط دو كشور ابراز رضايت كردند.
ساخت اين فيلم سينمايي و سريال مشترك براساس توافقات اخيرمقامات فرهنگي دو كشور انجام ميشود.
نبرد گوگ تپه در سال ۱۸۸۱ميلادي با هدف مقاومت در برابر سلطهطلبي روسها در آسياي مركزي بوقوع پيوست و كشتهشدگان اين نبرد از نظر مردم تركمنستان شهدايي هستند كه جان خود را براي حفظ استقلال سرزمينشان فدا كردند.
فراغي كه در فاصله سالهاي ۱۷۳۳تا ۱۷۹۰ميلادي ميزيسته است برخلاف ديگر شاعران تركمن به زبان تركمني قابل فهم عموم شعر ميگفت و به همين دليل پايهگذار زبان و ادبيات اصيل تركمني محسوب ميشود.
آرامگاه اين شاعر بزرگ تركمن در روستاي "آق توقاي" ايران قرار دارد.
وزير فرهنگ و راديو و تلويزيون تركمنستان و سفير كشورمان در اين ديدار همچنين در زمينه برگزاري كنگرههاي بينالمللي درباره شخصيتهاي ادبي،تاريخي و فرهنگي مشترك تبادل نظر كردند.
خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۶/۰۸/۱۹
اوستالی اوبه آباد
(نقدی بر عملکرد روحانیون ترکمن صحرا)
عالملاره اویسانگ آچیلار گوزونگ
جاهللاره اویسانگ کور دک بولارسن
کلاممان را با سخنی از مختومقلی -اندیشمندی که در پی اصلاح جامعه اش بود- آغاز می کنیم.
"اگر در پی عالمان باش آگاه می گردی و گر در پی جاهلان باشی گمراه می گردی."
این سخن شاعر گرانقدرمان نشان دهنده تأثیری است که یک پیشرو و راهبر می تواند بر مردم داشته باشد.از دیر باز جامعه ترکمنان از گروههای جزء گرفته تا کلان، روحانیون را پیشرو خود می دانستند و به آنان به عنوان انسانی می نگریستند که توانایی هدایتشان را دارند. چرا که روحانیون ترکمن در گذشته علاوه بر آگاهی بر امور مذهبی بر بسیاری از مسایل دیگر نیز آگاه بودند و می توان گفت آنان آگاه ترین قشر جامعه ترکمنها بودند. آنان علاوه بر اینکه وظایف دینی را بر عهده داشتند نقش های دیگری را نیز ایفا می کردند از جمله قضاوت ، طبابت، معلمی و ریش سفیدی.از اینرو آنان که بسیاری از مشکلات مردم را رفع می کردند مورد قبول مردم نیز بودند و محبوبیت بسیاری نیز داشتند به گونه ای که تصمیمات حیاتی جامعه را بر عهده آنان می گذاشتند و تصمیماتشان را به مرحله عمل می رساندند.آگاهی و بیداری آنان برابر بود با آگاهی و بیداری جامعه و در تاریخ ترکمنها روحانیون بسیاری بودند که سبب آگاهی و همچنین بیداری مردم می شدند و از اینرو نام نیکی از خود در تاریخ به یادگار گذاشتند.امروز روحانیون بهم همین علل همچنان دارای محبوبیت و مقبولیتند گر چه تنها وظایف دینی را بر عهده دارند و در واقع محدود به امور دینی اند هنوز به آنان به عنوان یک راهبر در تمام امور نگریسته می شود.همانگونه که متذکر شدیم روحانیون می توانند جامعه را به راهی که اصلح تر است سوق دهند و آنان را آنگونه که شایسته است راهنمایی کنند و جامعه را با استفاده از توانائیشان به وضعیت بهتری برسانند.و ما در اینجا سوالی را مطرح می کنیم و آن این است که آیا روحانیون ما هم اکنون اینچنین می کنند؟ آیا آنان با استفاده از محبوبیت و مقبولیت خود برای هدایت و اصلاح جامعه قدم بر می دارند؟با تأسف بسیار با آنچه که ما هم اکنون به چشم می بینیم نمی توانیم با قاطعیت جواب مثبت بدهیم و بگوئیم آری.
قصد ما این نیست که روحانیون ترکمن صحرا را زیر سوال ببریم و آنان را مورد مؤاخذه قرار دهیم و یا بخواهیم نسبت به آنان بی احترامی کنیم. ما جمعی از فرزندان صحرائیم که روحانیون برای ما بیش از هر قشری محبوبند و مورد احترام و دوست داریم که این محبوبیت در دل تمام ئفرزندان امروز و فردای صحرا ماندگار و جاوید باشد. از این رو این جرئت را به خود دادیم که انتقادی بکنیم از آنان که دوستشان داریم و برایمان ارزش دارند.البته این نکته مسلم است این انتقادها بر تمام روحانیون نیست بلکه بخش اندکی از آنان را فرا می گیرد
آنچه را که ما قصد انتقاد از آنان را داریم و خواستار اصلاح آن هستیم عبارتند از:
نظام تدریس جاری در حوزه های علمیه :
وقتی می بینیم در گذشته نه چندان دور، طلبه های جوان برای فراگیری علوم دینی چه مسائل و مشکلاتی را به جان می خریدند و برای سالها از دیار خود دور می گشتند و در حوزه های که دارای کمترین امکانات بوند مشتاقانه به فراگیری علم می پرداختند ، این سوال پیش می آید که آن حوزه های چه داشتند که اینچنین مشتاقان را به سوی خود می کشاندند آنهم با وجود مشکلات فراوان
و وقتی امروز می بینیم که کودکان و جوانان از رفتن به حوزه ها امتناع می کنند و پدران نیز در فرستادن فرزندانش به حوزه مرددند این سوال پیش می آید که امروز حوزه ها چه دارد که جوانان از آن روی گردانند؟
امروز کودکی که به حوزه می رود دیری نمی پاید که آرزوی برگشتن به خانه را می کند و به گونه ای از حوزه زده می شود
نمی توان اینرا انکار کرد چرا که اگر نگاهی به اطراف خود کنیم می بینیم تعداد طلبه های که از حوزه بیرون رفتند و تحصیلات خود را نیمه کاره گذاشتند بیشتر از طلبه های است که به تحصیل خود ادامه داده اند.
علت این امر برای که ما چندان با محیط حوزه آشنا نیستیم تا حدی مشخص نیست اما می توان دریافت که آن محیطی که برای یک نوآموز کودک مناسب است در حوزه گویا وجود ندارد محیطی که کودک بتواند به راحتی به تحصیلات خود بپردازد و دچار مشکلات روحی نشود و احساس تنهایی و بی مهری نکند .
و دیگر اینکه نحوه تدریس در حوزه های علمیه است .طلّابی که در حوزه تحصیل می کنند بعد از فراغت از تحصیل دارای آن علمی نیست که بتواند به خوبی جوابگوی مردم در برابر سوالاتی که امروزه مطرح می شود باشد. گویا در حوزه به همان روشی تدریس می شود که در گذشته معمول بوده است و همان را می آموزند که طلبه های گذشته می آموختند؟ امروزه در جامعه مسائل نوینی که مطرح می شود فراوانند که شرعی بودن یا نبودن آن به راحتی نمی توان تشخیص داد و نیاز اساسی است که طلبه ها علاوه بر کتب دینی با مسائل روز چون اقتصاد نوین و حقوق نوین و ... آشنا بشوند و اگر چنین نشود جامعه را نیز دچار عقب افتادگی خواهند کرد
مسایل دیگری نیز مرتبط با حوزه وجود دارد اما نمی توان به همه انها پرداخت و به این چند مسئله_که اساسی تر از بقیه مسائلند-اکتفا می کنیم.
عدم ارتباط روحانیون با اقشار دیگر جامعه:
ارتباط روحانیون ما با دیگر اقشار جامعه ارتباطیست کمرنگ و یا یک طرفه. بسیاری از مردم از دانش آموز و دانش جو گرفته تا کشاورز و تحصیل کرده در زندگی روز مره خود با روحانیون جهت مسائل دینی در ارتباطند و محل این ارتباط نیز بیشتر مساجد و مصلی ها می باشد و هر کسی نیازمند دانش رواحنیون است به سراغشان می رود و از آنان کمک می گیرند تا راحتتر به زندگی خود بپردازند .
باز سوالی دیگری را مطرح می کنم ، روحانیون در زندگی روزمره خود برای کمک گرفتن در مورد مسئله ای به سراغ اقشار خود می روند؟
مطمئناً وقتی سوالی از روحانی می شود که جواب آن مستلزم این است که علاوه بر امور دینی بر امور دیگر آگاه باشد روحانی می بایست از متخصص آن کمک بگیرد تا جواب شایسته ای را بدهد به طور مثال هنگامی از او سوال می شود که خوردن داروئی جایز است و یا نه بدون استمداد از پزشک به جواب به این سوال مشکل می گردد .
یک روحانی برای همین علت می بایست با تمامی قشرها در ارتباط باشد و همانگونه که متذکر شدیم در این غیر این صورت عواقبی بس گران برای جامعه در پی خواهد داشت از اینرو بر روحانیون واجب است که با متخصصین دیگر علوم در ارتباط باشد
و این یک نوع از ارتباط بود که تا حدی روحانیون امروزی بر آن واقفند اما باید این ارتباط بیشتر باشد و نوع دیگر ی از ارتباط نیز وجود دارد و آن نیز دارای اهمیتی فروان است.
بحث را با مثالی آغاز می کنم. امروزه دانشجویان ترکمن در دانشگاههای کشور مشغول تحصیلند آنان در ضمن تحصیل با مسائل زیادی که برایشان تازگی دارد آشنا می شود و این آشنایی دین را نیز در بر می گیرد . کمتر خوابگاه دانشجویی را می توان یافت که در آن شبی سخن از دین ومذهب نباشد و در ذهن آنان سوالات بسیاری مطرح می شود که اگر کسی نباشد که به سوالاتشان پاسخ بگویند آنان دچار تردید و حتی سستی عقیده می شوند چرا که جوابی برای سوالاتشان نیافتند اگر فضایی ایجاد شود که این دانشجو(و یا هر قشر دیگری) به راحتی و بدون ترس سوالات خود را مطرح کند و به درستی به سوالات آنان جواب داده شود نه تنها عقیده اش سست می گردد بلکه محکمتر از پیش می شود.(ما خود دانشجویانی را می شناختیم برای سوالشان به جای جواب درست، از روحانیون تند رویی دیده اند)
از اینرو اگر روحانیون ارتباط بیشتر و صمیمیتر با دانشجویان و دیگر اقشار داشته باشند بسیار به نفع جامعه و هم دانشجو خواهد بود و ما در اینجا ما پیشنهاد ایجاد مراکزی را می کنیم که سبب ایجاد ارتباط بیشتر شود و همچنین برگزاری همایشهایی که روحانیون و دانشجویان گردهم آیند و به ارتباط متقابل بپردازند چیزی که آن را ارتباط حوزه و دانشگاه می نامند.
عدم وجود انسجام در بین روحانیون
در گذشته اختلافات طایفه ای گریبان گیر ترکمنها شده بود که روحانیون در آن زمان همیشه در تلاش بوند تا بین طوایف وحدت و دوستی را بر قرار سازند و در بیشتر اوقات نیز موفق بودند . امروز که خوشبختانه دیگر خبری از آن اختلافات طایفه ای نیست ما در جایی دیگر شاهد وجود اختلافات هستیم آنهم در بین قشری که روزگاری آتش اختلاف را فرو می نشادند. روحانیون!
جای بسی تعجب دارد که روحانیون به عنوان قشری آگاه دچار اختلاف باشند .آنان که مسیر و مقصدشان یکیست این اختلافات از کجا نشئت می گیرد چگونه می شود که در یک شهر دو و یا حتی بیشتر امام جمعه داشته باشد و محل اقامه نماز جمعه دو همسایه متفاوت از هم باشند و یا در زمان اعیاد ، نماز عید در روزهای مختلف بر گزار می شود؟ و هر وقت از آنان علت را جویا می شویم عامل را روحانی دیگر می داند که در نظر او دچار صلاحیت نیست. آیا برای روحانیون که خود باید الگوی تواضع و فروتنی باشند این سخن عجیب نیست؟ آیا برای روحانیون دشوار است که روحانی که عالم تر است را مشخص کنند و در چنین مواقعی به نظر او احترام بگذارند
اگر روحانیون به این رویه ادامه دهند دیگر در شهری که نماز جمعه در چند مکان مختلف برگزار می شود نمی توان گفت که در آنجا نماز جمعه ای برگزار می شود چرا که فلسفه برگزاری نماز جمعه ایجاد وحودت و انسجام است.
و یا وقتی به مساجد می رویم سخن از رد عقاید فرقه های دیگر است و حتی بر سر مسجد نزاع می کنند و مدعی تملک آن هست و باعث بی حرمتی به مسجد می شود و حتی این نزاع سبب بسته شدن در مساجد می شود آنگونه در مدتی پیش شاهدش بودیم.
بهتر است روحانیون به جای اینکه بر فرق دیگر حمله کنند وظیفه اصلی خود را ایفا کنند و اگر همچنان در پی این اختلافات باشند دیگر مقبولیتی نخواهند داشت.
تا اینجا ما به مسائل اصلی پرداختیم که البته تنها چند مورد بود و مسایل دیگری که سخنی از آنان نگفتیم وجود دارد که تعدادشان کم نیست و ما به خاطر وجود محدودیت به چند مسئله دیگر به صورتی خلاصه وار می پردازیم .
روحانیون ما که وظیفه شان حکم می کند به همه افراد جامعه به یک چشم بنگرند متأسفانه دچار تبعیضاتی می شوند و این تبعیضات در چند بعد وجود دارد به طور مثال تبعیضات که برای فقیر و غنی قانع می شوند. اگر به مراسم سوگورای مردی که دارای بضاعت مالی چندانی نیست بنگریم می بینیم که تعداد روحانیون که آمدند بسیار بسیار کمتر از مراسم سوگواری کسانی که غنی ترند و حتی در پاره ای اوقات در مراسم سوگواری نیازمندان روحانی را نمی بینم و یک ملا است که قرآن و دعایی می خواند و یا در مراسم های عروسی و دیگر مراسم ها . آیا این شایسته است که یک روحانی تبعیض قائل شود و آیا روحانی را که اینچنین می کند را یک روحانی نامید؟
و سخن دیگر دوری از قلم و وابستگی روحانیون به زبان است. روحانیون ما وقتی پای صحبت کردن در میان باشد از خود کوتاهی نشان نمی دهند ولی روحانیونی را که به نگارش کتاب و رساله می پردازند حتی شمارشان از انگشتان یک دست نیز بیشتر نیست. مطمئناً قلم و کتاب جاودانگی و حتی تأثیر بیشتری بر زبان دارد و خواننده را مجالی هست تا با تفکر بیشتر درک بیشتری پیدا کند اما مخاطب را این مجال نیست. و دیگر این که خطابه هایی که روحانیون ما ایراد می کنند به غیر از مواردی، آن سخنی نیست که واقعا مردم به آن نیاز دارند بلکه در خطابه ها به چیزهایی اشاره می شود که بارها و بارها گفته شده است و خود مردم نیز بر آن آگاهند. خطابه باید به اموری که مردم از آن آگاهی ندارند اشاره کند و به اموری که سبب بیداری و آگاهی مردم شود و نه به اموری که سبب خستگی آنها می شود.
و هم چنین روحانیون ما دارای خط مشی و برنامه مشخص برای یک دوره زمانی نیستند تا بتوانند به وسیله آن به اهداف مورد نظر خود که سعادت مردم را می تواند در پی داشته باشد دست یابند.
و سخن آخر درباره زندگی فردی روحانیون است. زمانی که روحانیون فارغ التحصیل می شوند دارای فن و حرفه ای نیستند چرا که تحصیلات این مجال را برای آنان نداده است و آنان مجبورند به روحانیت به عنوان شغل بنگرند که این برای یک روحانی شایسته نیست.
و گاها اگر حرفه ای نیز داشته باشند اشتغال به آن را برای یک روحانی مناسب نمی بینند و در واقع آن را عار می دارند و گر روحانیون به روحانیت به عنوان یک شغل بنگرند دچار انحرافاتی خواهد شد چون همان تبعیضی که ذکر کردیم.
قلم رانی بیش از این را جایز نمی دانیم چرا که هدف ما تنها اشاره ای جزئی است تا روحانیون و مردم بیشتر به این مسائل توجه داشته باشند تا روحانیت همچنان محبوب و مقبول باشد چرا که روحانیتی که محبوب باشد و مقبول، می تواند جامعه را اصلاح کند و آن را بهتر از آنچه کند که هست.
نعمان جمالزاده
سراج الدین محمدی
به گزارش خبرنگار ايرنا، سيد"مهدي موسويخورشيدي" روز چهارشنبه در جلسه كميته برگزاري اين جشنواره افزود: اين جشنواره به منظور توسعه پرورش اسب و صنايع وابسته به ان در منطقه برگزار ميشود.
وي، بررسي توانمنديهاي صنعت پرورش اسب تركمن و ايجاد انگيزه بين دستاندركاران اين صنعت و جلوگيري از انقراض نسل اسب تركمن در منطقه از ديگر اهداف برگزاري اين جشنواره است.
فرماندار كلاله گفت: اين جشنواره يك روزه در بخشهاي نمايشگاه صنايع دستي وابسته به پرورش اسب، مسابقه زيبايي اسب و مسابقه كورس برگزار ميشود.
در اين جشنواره ۱۵۰اسب اصيل شركت دارند كه در بخش مسابقه زيبايي ۵ گروه و يك گروه در ويژه اسب نريان بايكديگر به رقابت خواهند پرداخت.
بر اساس اخرين امار بدست امده تعداد اسبهاي اصيل تركمن در منطقه ۵۲۳ راس است.
1- شرایط بهره مندی از تسهیلات مسکن مهر استان گلستان اعلام شد
با تشکر از دوست عزیزی که این عکس را برای وبلاگ ارسال کرده است.
آلتينگ بيرى
بير شاخادا آلتی نارا منگزاپ دوران آلتى جورا
ايشدن گليپ آغشام آرا قويو دان سو چكيب گيتدى.
عاقليم آلدى آلتينگ بيرى هر باقيشى درده دأرى
يوره گيمده شوندان بارى عشق آتيشين ياقيب گيتدى.
سو ديله ديم آغـزيم غوراب ايچينگ دييدي يلغينجيراپ
ايچديم قيزا اوغرين قاراپ سو ياقامدان آقيب گيتدى.
حاص دوغوملى، حاص برداشلى اون سكگيز، اون دوقوز ياشلى
گل ياقاسى طيللا قاشلى ييلدريم دك چاقيب گيتدى.
بير سوز دييديم آنگلامادى يا آنگسادا گه نگله مدى
آييتجاق سؤزوم دينگله مدى گؤزين قاشين قاقيب گيتدى.
يادا انونگ يارى بارمى بير گؤرماگه زارى بارمى
يادا مندن عارى بارمى يوره جيگيمى ياقيب گيتدى.
بوقون بوقون سووكيب گيتدى
گوزل سئن
گؤن حانجاري گوكدئن يره اوراندا گؤنه قارشي دوغان آي گوزل سئن
اوسسا جبار ايشي سينجاب جويبه سي اصفهاندا غوريلان ياي گوزل سئن
ساچ باغينگ اوجي سيمدئر ايشمئسي اوستونگدئن يول دوشسه قيندئر آشماسي
آغزينگ آب حايات زمزم چئشمئسي آين آلباقي سووئنگ لايي گوزل سئن
هر كيم گؤيچلي بولسا اونگا پير ديئرلئر دردلي بولسانگ درماني بئر ديئرلئر
غاوونئنگ قاوسئني شاغال ايئر ديئرلئر ائقبالل بندأنينگ پايي گوزل سئن
آوازينگ چئن ماچئنا داغلار آشاسي سئني گو رئنلئرينگ آقلي چاشاسي
هندوستانينگ رئنگلي قئزيل چئشمئسي سووراني چيليم نينگ نايي گوزل سئن
ماختوم قولي حاقدان سئرئن گيزلئسه ديشيني قوشادئنگ يالان سوزله سه
آوالدا آخئردا يارئم گوزلئسه غاريب بيچأرانبنگ پايي گوزل سئن
نأزلي گئلين
اوزالدان سئني گورمئدئم آرمان سئندئن نأزلي گئلين
شاد بولئب ،اويناب گولمئدئم آرمان سئندئن نأزلي گئلين
حئمداندا بير قويي بار شكردئن شيرين سووي بار
هر گئلينينگ بير نأزي بار آرمان سئندئن نأزلي گئلين
شانگئردييان سازينگ بيلئن بلبل دئك آوازي بيلئن
مونگ دؤرليجه نأزينگ بيلئن آرمان سئندئن نأزلي گئلين
باخشي بير دئسسان باغلادي كئسيب جيگئرين داغلادي
پينهان كوچه ده آغلادي آرمان سئندئن نأزلي گئلين
گوزلأر
بئدو آت گيرسه مئيدانا بئلئند داغينگ باشين گوزلأر
قوچ يئگيت گيرسه مئيدانا دوردئن يئقيب بأشين گوزلأر
ياراسي باردئر باشينينگ غاني باردئر قليچ لارنينگ
قوچ يئگيتلئر يولداشينينگ مئيداندا گأووشين گوزلأر
مئيداندا سوزلأر آقماق چاقماق چئكئر توپئن چاقلار
يوزي قارا موخانئسلئر قاچسام ديئيب ايزين گوزلأر
گوراوغلي بئگ يارا باقار موخاننئسلئر جئبرين چئكئر
قوچ يئگيت دوغماسئن يكه
انسان شناسان متخصص ایران: ویلیام آیرنز

پروفسور ویلیام آیرنز (William Irons) استاد انسان شناسی در دانشگاه نورث وسترن / آمریکا از انسان شناسان متخصص ایران به شمار می رود. وی تحقیقان خود در دوره دکترا را بر روی ترکمن های یموت، کوچگرانی در شمال ایران، متمرکز کرد. پس از دوران تحقیق در دوره دکترا، وی دوبار دیگر برای تحقیق در این باره به ایران بازگشت. در سفر آخر، وی به مطالعات مفصلی درباره یموتها پرداخت و اطلاعات وسیعی را در پشتیبانی از تحلیل « تطوری » خود فراهم آورد.
پروفسور آیرنز که از سال 1983 در دانشگاه نورث وسترن به تدریس انسان شناسی می پردازد، در حوزه نظری به طور عمده بر موضوع « تطور» متمرکز است. و بیشتر درباره موضوعاتی چون بوم شناسی تطوری، استراژیهای زادو ولد، جمعیت شناسی، بنیاد های تطوری دین و اخلاق، شبانان کوچگر و خاورمیانه به پژوهش و تحقیق می پردازد. او از دهه نود میلادی به نگارش کتاب ها و مقالاتی با رویکرد تطوری اقدام کرد. وی در سالهای اخیر به طور مشخص به تدریس واحدهای درسی«اصول انسان شناسی»، «بنیاد تطوری اخلاق»، «تطور نظام های اخلاقی» و «تطور و فرهنگ» پرداخته است.
وی از سال 1980 عضو « انجمن آمریکایی برای پیشرفت علم » و در سالهای 2004- 2005 رئیس « انجمن انسان شناسی تطوری »، بخشی از انجمن انسان شناسی آمریکا بود. او همچنین برنده جایزه موفقیت مادام العمر برای مطالعه شبانان کوچگر از کمیته مردمان کوچگر از « اتحادیه بین المللی علوم انسان شناختی و قوم شناختی» گردیده است.
آثار او درباره ترکمنها :
کوچگری به مثابه انطباقی سیاسی : نمونه ترکمن های یموت
1974. Nomadism as a Political Adaptation: The Case of the Yomut Turkmen. American Ethnologist 1 (4, Uses of Ethnohistory in Ethnographic Analysis): 635-658
ساختار و جمعیت خانواده [ ترکمن ] یموت
2002.Yomut Family Organization and Demography. in The Biological Anthropology of Pastoral Nomads, eds. W. Leonard and M. Crawford, pp. 251 - 279.
چرا یموت ها بیشتر از دختر، پسر پرورش می دهند؟
2000. Why Do the Yomut Raise More Sons than Daughters," in L. Cronk, N. A. Chagnon and W. Irons, (eds.) Adaptation and Human Behavior, pp. 223- 236. Hawthorn NY: Aldine De Gruyter.
صفحه شخصی پروفسور آیرنز
آدرس برای تماس با پروفسور آیرنز :
WILLIAM IRONS
Professor of Anthropology
Northwestern University
1810 Hinman Avenue
Room 201
w-irons@northwestern.edu
منبع:http://www.fakouhi.com/node/1385
ياشليـق دراماسى

قانگالينگ ايچينده– تجن ده قالدى
منينگ ييگيت واقتيم، سنينگ قيز واقتينگ.
اوق گچمز يئلغينلانگ ايچينده قالدى
منينگ ييگيت واقتيم، سنينگ قيز واقتينگ.
بير ياندان اورشدى، بير ياندان حاسرات،
حاسرات بولچوليقلدى، هـزيلليك قاحاط.
شول ياويز يئللارا گليـپدى غابات
منينگ ييگيت واقتيم، سنينگ قيز واقتينگ.
دأريلر يانياردى، ايس كؤپليأردى،
گيديأنلر گليأندن حاص كؤپليأردى،
تويلار آزالياردى، ياس كؤپليأردى،
منينگ ييگيت واقتيم، سنينگ قيز واقتينگ.
سؤيشمك دوشمه جك ياليدى يآدا.
اما سؤيگـى ديـين جاديلى زادا
حكم اديپ بيلمز اكن هيچ حيلى قادا.
منينگ ييگيت واقتيم، سنينگ قيز واقتينگ.
ديه رديم: « گره گيم، چن بولدى، اويلان!
أهلى بويداشلارينگ باشلارى بوغـلان…»
سن ديه ردينگ: « غارراپ باريانگمى اوغلان؟
أومأن اؤز واقتى بار، صابرينگ اؤز واقتى.
بوينونگدان گلردى جنگل- ينگ ايسى،
قـويونگدان اوراردى تومموليگين ايسى،
دمينگدن كوْكأردى مونگ گولينگ ايسى
منينگ ييگيت واقتيم، سنينگ قيز واقتينگ.
كم- كمدن قولايلاپ لبينگه لبيم،
چآبيراپ باشلاندا دمينگه دميم،
نأز بيلن ايتردينگ:« حانى ادبينگ؟
سؤيگـى بولاشمازمى ادب آز واقتى؟…»
اونگوشمالى بـوُردوم ساچلارينگـى ايسغاپ،
لب قاداغان واقتى– اولام بير حاساب.
يؤنه بئيله حاساب دوشمزدى آنگسات:
حاساب يتيأن اكن، ديزبا- ديز واقتينگ.
چيقارمى ياديمدان شول تأسين پورصات؟
(چيقجاق بولايسا- دا برمن روغصات!)
قورساغمينگ اوستونده كوْرسيلدأپ قورساق،
كتينگ ايچينده قيزيل كؤز واقتينگ.
ساغاتلار تيز گچدى، تيز گچدى شئيله،
يانگجادا قوشلوقـدى، بولوپدير اؤيله.
سن ديدينگ: « فـلان جان، قايدالى اؤيه،
ييگيدين اؤز واقتى بار، قيزينگ اؤز واقتى».
شو ماحال يوقاردان گلدى بير اوراز،
سراتسم تورانگنگـى اوروپ دور پرواز:
«عاشيقلار، يئنه- ده صابير ادينگ بير آز،
گؤرمأنديم سايامينگ بئيله ياز واقتين!»
دريا هم سسلندى: «ادمأنگ أتيـياچ،
سيزه قاصت اتجگه تاپارين عالاج.
سيزينگ كيمن بيره ك- بيره گه مأتأچ،
گؤريـپديم نه دريا، نه تكيز واقتيم».
آسماندا پل- پللأپ بير قوجا بورگوت،
قيغيردى: « سيز جودا مناسيب جفت.
يؤنه ولين قيشا قالايما ييگيت،
ميوه يتيشديمى– يئغنا گويز واقتى.
توقاى بورگوديندن آليپ آق پاتا،
قيشا قالمازليغا اديـپديك وادا.
يا سن ساده بولدينگ، يا- دا من ساده،
بيردن توپان قوپدى، دونيأنگ ياز واقتى.
بيلمه ديم نأمأنينگ حسيبى بولدى،
انه نگ بير ساوچىنينگ يسيرى بولدى،
شه يتدى- ده اوزگأنينگ نصيبى بولدى
منينگ ييگيت واقتيم، سنينگ قيز واقتينگ.
آتديلار ماشينا. سس اتدينگ آغلاپ،
توپولدوم. چكديلر قولومدان تاولاپ.
بير منزيله گيتديم ايزينگدان ايلغاپ،
گؤك كورته لم بولسانگ، انتك قيز واقتينگ.
بير قوجاق آلين ساچ، بير قوجاق چوقول،
اوچ قوجاق اؤوريم ساچ، اون قوجاق عاقيل–
شونچا حازينانى بير كورتأ بوقوپ،
يتدينگ گؤزلريمدن، دانگينگ ساز واقتى.
… دوغـرى آى ياريمدان دولاندينگ سن سونگ.
اؤنگ منگكيدينگ ولى، منگكى دأل اونسونگ…
شوندا من ديـيپـديم: « سن باغتلى بولسانگ،
هم-أ منينگ باغتيم، هم م اؤز باغتينگ».
شوندا يوْزينگده گؤريندى اونجى.
گؤزلرينگده قاچدى اوْچ سانى هونجى،
سونگ دؤردينجى، اونسونگ بأشينجى…
شوندا اينگ مرد واقتينگ، اينگ اجيز واقتينگ.
«ايچرده اوتورسام– يوره گيم قيسيار.
داشا چيقسام– آسمان دفأمدن باسيار».
شو قوشغينگ هنيزم باغريمى كسيأر،
تاس شاهير بولوپدينگ چوال قيز واقتينگ.
تاس شاهير بولوپدينگ. بوُردينگام بلكم،
شاهيرليق يانغيندان باشلانيان اكن.
يئنه قايديپ گيتدينگ. ساواشديم كم- كم.
شوندا- دا قوات سن، هر يالنگيز واقتيم…
كيم بولسا- دا سانگا ساتاشان كيشى،
باغتلى ييگيت اكن ساغ بولسون باشى.
يؤنه سنگ باشينگا سالايسا قيشى،
گيجأ اؤوريلمزمى اونينگ گونديز واقتى.
چومديرسه الينگه يكجه تيكن،
شول تيكن مونگ بولوپ باغريما چؤكر،
(شيغريمه دوشنرعشق يوْكينگ چكن،
چكمه ديك يتيره ر اؤز عزيز واقتين).
…آرادا آيلانديم تجن يرلرينه،
ياشليق يئلاريميزينگ گچن يرلرينه،
سراديپ گؤزياشينگ سچن يرلرينگه،
گچيرديم بير گيجه، بير گونديز واقتيم.
قانگنگالى هم اوتير اؤنگكى يرينده،
تورانگنگـى هم اوتير اؤنگكى يرينده
شول دريا هم ياتير اؤنگكى يرينده،
بير تاپماديق زاديم اؤنگكى يرينده–
منينگ ييگيت واقتيم، سنينگ قيز واقتينگ.
چند صباحی است که تب انتخابات مجلس شورای اسلامی در بین عده ای از مردم گنبد از چند ماه قبل داغ شده است. کاندیداهای گنبدی در محافل و اجتماعات مختلف حضور مستمر دارند و حضور خود را در انتخابات را به هر طریق ممکن نمایان میکنند اما آن چیزی که در محافل و افکار عمومی امروزها قابل تامل است کثرت کاندیداهای ترکمن در شهرستان گنبد است و اکثر مردم نسبت به این موضوع واکنش نشان می دهند.گروهی می گویند با این همه کاندیداها مجلس همانند انتخابات شوراها تراژدی دیگری در راه است. گروهی نیز بر این عقیده اند کاندیداهای مذکور را در جای گردهم آورده و میزان درک وشعور اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و.... را مورد ارزیابی قرار دهند و افراد اصلح تر وارد عرصه انتخابات شوند. البته بعضی از این کاندیداهای محترم خود نیز میدانند آن چنان جایگاهی در میان مردم ندارند و جای تعجب است که به چه دلیل و برای چه مقصودی خود را وارد عرصه انتخابات کرده اند. تعدادی از کاندیداهای احتمالی که حضور شان را در انتخابات اعلام کرده اند و اکنون در حال فعالیت هستند را نام میبریم:
1-داوود آورند رئیس شورای روستای حاجی قوشان
2-مهندس دایان ایگدری کارشناس ارشد معماری
3-حکیم ایگدری مدیر مجموعه سوارکاری گنبد وکارشناس کشاورزی
4-رحیم انگیزه عضو اولین دوره شورای شهر گنبد
5-اسکندر نژاد، کارشناس کشاورزی
6-برمک نماینده در حال حاضر کلاله
7-اکبر پیرا کارمند آب وفاضلاب ساکن روستای سلاق غایب
8-یوسف چپرلی فرهنگی و معلم
9-بهروز حاجی قادری فوق لیسانس مدیریت آموزشی
10-مهندس رستگار احتمالا کارشناس ارشد عمران
11-اراز محمد سارلی ناشر و دبیر سابق دبیرستانهای گنبد
12-طاهر سارلی از بستگان نزدیک شهید معمی هلاکو وکارشناس ارشد تاریخ
13-امان قلیچ شادمهر کارشناس ارشد ادبیات عرب و استاد دانشگاه و پدیده انتخابات مجلس دوره قبل
14-قره جه طیار از بستگان نزدیک شهید اترک طیار و کارشناس حقوق
15-عزیز قلی پور کارشناس ارشد ادبیات عرب و دبیر دبیرستانهای گنبد
16-استاد ملا عاشور قاضی استاد دانشگاه های تهران
17-نقد ی گل چشمه نماینده سابق گنبد
18-حکیم گلدی زاده که حضورش در هاله ای از ابهام است
19-محمد قلی مارمایی نماینده حال حاضر گنبد
20-مرجانی دبیر ریاضی دبیرستانهای گنبد
به گزارش خبرنگار سایت دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن ایران، كانون دوستي ملل در تهران همايشي با عنوان «زبان تركمني» برگزار مي كند . از عموم علاقه مندان جهت شركت در اين همايش دعوت به عمل مي آيد .
زمان : يكشنبه 20 آبان 1386 ساعت 18 – 16
مكان : تهران - فرهنگسراي ملل – بزرگراه صدر ، ميدان پيروز ، خيابان قيطريه – پارك قيطريه
حان قیزی ، هاسا(یالیق) توتسه الی غابارار. (ناقیل)
آدام دویماز برسنگ مونگ دورلی آشی ساچاغینگدا بوقدای نانینگ بولماسا.
عاقیل پایخاس گرگ آدمكأرلیگه سیلاغ حورمات گرگ آغزی بیرلیگه
لوقمان بولوپ، سیرقاو حالین سوراماسانگ درد ینگله مز، درمان سوزونگ بولماسا.
”آقا" دیـیر عایبی یوق غاریپ بولونینگ بتر، بارلی بولوب غاریپ اؤله نینگ
دویورماز دیلانینگ، موغیت آلانینگ ائرسغال اوجوغیندا پایئنگ بولماسا.
آشغاباتلی "آقا" دیین بیرسی نینگ سؤزلرینه
آقیش ساپاروف ینگ آیدیمیندان
آت یاغشی، دنیا گلن زات یاغشی،
غادیر بیلمز غارداشدان، غادیر بیلان یاد یخشی.
دنیا دورار عمر غالماز آجال گلسه چأره بولماز
نه ایش بارین آدام بیلمز بارچه ایش حاقینگ کأریدیر (ماغتیمغولی)
یاغشیلیغا، یاغشیلیق هر کشی نینگ ایشی دیر،
یامانلیغا یاغشیلیق ارکک کیشی ینگ ایشی دیر. (آتالار ناقیلی)
عاذاپ چکمأن ، راحت(رهنت) گؤریپ بولماز. (ناقیل)
خدای دان یاشیرمادینگی، بنده دن یاشیرما.
نامارتدان کؤپریسیندن گچمه، قوی آپارسین سیل سنی (ناقیل)
كؤپ یاشان بیلمز، كؤپ گؤرن بیلر. (ناقیل)
تیلکی نینگ بازاردا نه ایشی. (ناقیل)
آز یاشا، آزاد(اوز= قاوی) یاشا (ناقیل)
بول بول، اوزونگ بول، حانا نؤكر تاپیلار. (ناقیل)
چوربانینگ یوزی یاغشی، پلوینگ دویبی. (چایئنگ اؤنگی، چوربانگ سونگی) (ناقیل)
حالوا حالوا دییه نینگ بیلن آغزینگ سویجیمز. (ناقیل)
تاوشانینگ قاچشینی گؤروپ، اتیندان تامانی اوزدیم. (ناقیل)
غاونینگ قاوسینی شاغال ایـیر (ناقیل)
بیر باشی بار، مونگ ایشی. (ناقیل)
چلفینگینی آییرجاق بولوب، کؤر اتمک. (ناقیل)
توتوندی دان اوغول بولماز، تولا دان تازی.(ناقیل)
سایه دوشن یرده اکین بیتمز. (ناقیل)
مونگ ییل مایا(شتر ماده) گزینچأنگ، بوتین بیر یل نر(شتر نر) گزگین (ملانفس)
.غاریبی اورسنگ اور، کؤینه گینی ییرتما (ناقیل)
ایچمگلینی ینچسنگ، یالانگاچ قورقار (ناقیل)
یاغشی سوز ییلانی هیندان چیقارار (ناقیل)
مل لکچأ (یری کرینه اکیأنه) یر برسنگ، یرایه سین قاوار (ناقیل)
دولی تفنگدان بیر آدام قورقار، بوشیندان ایکی.
قویما قورساق بولماسا، دورتما قورساق نئیله سین (ناقیل)
چاغا آغلامسا انه سی هیچ دویماز (آغلامادیغا اممه یوق) (ناقیل)
قیز اولالسا هنگ باشلار، اوغول اولالسا جنگ (ناقیل)
دیشنگ آغریسا چک غوتول، قونگشینگ مازا برمسه گؤچ غوتول.
پول بولدی کول بولدی
ساغلیغنگ غادرینی بیلگیل، حاستا بولماسدان بورون (اوزال) ماغتیمغولی
ساغ ساقلاش، سول بگنچ (ناقیل)
روزگار ، سن بیلن دولانشماسا سن روزگار بیلن دولانش. (فارسچا)
غارداشسیزا قووات یوق اوغولسیزا دولت یوق،
عایالسیزا عشرت یوق حوش گونی حاسراتا منگزار. (ماغتیمغولی)
قوش اوچشوندان بللی، آقماق سؤزلشیندان. (ناقیل)
اشگدا سكل بولماز عایالدا آقیل (سامسیقلارینگ ناقیلی)
آتا کسبی اوغلا حلال (ناقیل)
مال چوپان سیز بولماز، ایل کدخدا سیز.
زاده آرا بوزار ، حلال حرامزاده
"با سلام وعرض ادب خدمت تمامی دوستان و برادران.علی الخصوص آقایان جمال زاده و سراج الدین محمدی.امیدوارم حال همگی خوب باشد.از نعمان به خاطر حراج بی منت لطف هایش و زحمات مزد اندک اش سپاس.نعمان جان و بقیه فعالین وبلاگ:
الله سیزه قوات برسین.
سولونگیزی گورمایین
سیزی سولدیریب یاشمایین."
این کامنت را دوست عزیز مان پاراخت برزین که از نویسندگان پیشین وبلاگ بوده اند و هم اکنون در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه گیلان مشغول تحصیل اند برایمان گذاشته است
واقعا خوشحال شدیم و از ایشان بابت کامنتشان متشکریم و آرزوی موفقیت برایشان می کنیم .
با خبر شدیم که معلم و فرهنگی دلسوز صحرا و کاندیدای هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی آقای امان قلیج شادمهر وب سایتی را با آدرس http://www.shadmehronline.ir راه اندازی کردند .
هدف از ایجاد این وب سایت را اینگونه بیان کردند:
هدف من از این سایت، ایجاد ارتباط مستقیم صريح و شفاف با دوستان بدون هیچ فیلتری می باشد و از انتقادات و پیشنهادات سازنده شما استقبال می کنيم و به زودی این وب سایت گذشته ، حال و آینده و برنامه هاي این حقیر را انتشار خواهد داد ، و اين وب سایت آمده است تا هميشه در كنارتان بماند و هميشه و در همه حال با شما باشد . دست ياري به سويتان دراز مي كنيم . اميد كه با ارشادات و رهنمودهاي شما و با بيان راهكارهايتان بتوانيم خدمتگذار شايسته اي براي مردم بزرگ خود باشيم .
چند روز پیش با یکی از دوستانم که راننده آژانس میباشد در حال برگشتن به مسیر خانه بودیم که مرد میانسالی در کنار خیابان خالدنبی حواسمان رو به خود معطوف کرد .یک لحظه دوستم ترمز گرفت و مرد میانسال و ژولیده که اعتیاد سر تا پای وجودش را گرفته بود، سلام نکرده خواهش و التماسش را شروع کرد و گفت که من را تا داروخانه شبانه روزی دکتر نازی برسانید حالم خیلی خراب است. مایا بیا زود سوار شو سریع خودمونو به داروخانه برسانیم تا حالت بهتر بشود. دختر نوجوان ترکمن با چارقد ترکمنی به همراه آن مرد میانسال سوار بر پراید سفید شدند. اولین چیزی که به ذهنم خطور کرد علت بیماری مایا بود؟ آیا سرما خوردگی یا چیز دیگری عامل کسالتش بود؟ مرد میانسال قبل از اینکه چیزی بگوید شروع به درد و دل کرد وگفت پریشب از زندان آزاد شدم. این دختر هم مایا دخترم است .
ناخواسته ازش پرسیدم چه چیزی مصرف میکنیند؟ گفت: مصرفم کریستال است و دخترم به آمپول بی میپریدین (برای حساسیت تزریق می شود که تزریق بیش از حد آن اعتیاد آور است) معتاد است.الان داریم میرویم داروخانه که برای دخترم آمپول تهیه کنم . حالش خیلی خرابه الان تو خونه جنجالی به پا کرده . مایا دختر نوجوانی بود که با بقیه هم سن و سالهای خود هیچ تفاوتی نداشت که یکدفعه شروع به حرف زدن کرد.یک لحظه صدای خشن و غیر عادی مایه نظرم را جلب کرد: من به این آمپول معتادم اگر هر روز این آمپول به بدنم نرسد هر چیزی تو خانه باشه به هم میریزم.مادرم هم معتاد است. اون کریستال مصرف میکنه و به غیر از پدر و مادرم فقط داییم با ما زندگی میکنه که اونم کریستال مصرف میکند .وقتی خودم و زندگی دیگران رو که می بینیم حالم بهم میخوره تنها چیزی که به من آرامش میده همین تزریق استکه اگه اینرا هم نداشتم، نمیدونستم چه بر سرم میومد.حالا دوستم به داروخانه رسیده بود .آخرین چیزی که از اونها شنیدم این بود: مایا خودت برو داروخانه، قیافه من تابلوه به من نمی دهند خودت بروی بهتره.
حالا من مانده بودم و هزاران سئوال در ذهنم! خانواده ای که سه نفر آن کریستال مصرف میکنند چگونه پول مصرفشان را تهیه میکنند؟ چند تا امثال مایا در اطراف مان هست ؟ چرا تقدیر مایا این چنین بود ؟ و سئوالات دیگه که هنوزم ذهن من را مشغول کرده است.
خبرنگار سایت دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن ایران
حاجی قربان طریک
رباعیات مرحوم نازمحمد پقه
قیز یورگنینگ یانان اودی لأله دیر
اول لأله لر بیر آخمیرلی نالادیر
هر بندینده چوکن مازار کیمینگ کی؟
دورت اورملی قارا ساچلی بالادیر
بیر الی پالتالی کوکمدن چاپدی
چاپیپ پجه اوقلاپ سونگنگیمی یاقدی
اوز اودوما، اوزوم یانیب اوتیردیم
اول شوندا جاقجاقلاپ، اوستومدن بوکدی
پاراخات لیق اوچین سایراسن دیلیم
آبادان لیق اوچین ایشله سین الیم
آدام لارا دوست، دوغانلیق آرزویم
هم دنیأنگ یوزونده بولماسین ظلم
کأشکی من بو دنیأ گلمه دیک بولسام
آجی گوز یاشلاری گورمه دیک بولسام
یأ-دا شول یاشلارا غرق بولیپ گیدیپ
گوریلن دویش یالی دورمادیق بولسام
قویمایارلار یورک سوزین دیمأگه
قویمایالار نانینگ قوری ایماگه
بیلمه دیم نأمه اوچین، بیله موق هنیز
قویمایارلار سویلمگنه، سویماگه
شاد گونیمینگ بایرامی دیر رباغیم
یورگیمینگ آیدیمی دیر رباغیم
درد منی چول لره چیقاران چاغی
دویغی لارمینگ یایلیمی دیر رباغیم
سیزده نه جادی بار، ای گوزل قیزلار
سیزه عزیز دییأر اوزی عزیزلر
نیجه یازیلسا-دا سیز حاقدا قوشغی
اوندا-دا یازیاریس هنیز، هنیزلر
طوپانلی گونومدن قورقوزما منی
مونگ حیللی ظلم دان قورقوزما منی
بیر اییأم اولدیم من یار جپاسیندان
ایندی کی اولیمدن قورقوزما منی!
سویمأن بولسام سینام دأکی باش نأمه؟
سویمأن بولسانگ گوزونگدأکی یاش نأمه؟
من بیلمه دیم سؤییأنگ می یأ سؤیه نگوق
سؤییان بولسانگ الیندأکی داش نأمه؟
سؤزلر منی عشق مولکینه گؤترسین
التیپ اوندا ماغشوغیما یتیرسین
باشلامدا سؤیگی دن باشلاپ دیم اوزال
سونگوندا-دا سؤیگی بیلن قوتارسین
آتالر نقلی
(ضرب المثلهای ترکمنی)
أر اولمانی ، أر دورامز
داش بیلن اورانی ، آش بیله اور
داش قاتی ، داشدن باش قاتی
بلبل سایراماسا، گل آچیلماز
بنده سیلاسا آش برر، خدای سیلاسا یاش برر
تیکن اوران یریندن چیقار
یا آشینگی حور ات یا باشینگی
کپ ملّادا ، عقل کله دا
میوه آغاچدن داشا قاچماز
آغیز بریپدیر ، آش ده یترر
معانی واژگان:
أر: مرد ، جوان مرد
داش: سنگ
باش: سر
قاتی: سخت، محکم، سفت
یاش: سن ، سال
تیکن: خار
حور: گرسنه ، لاغر
آغاچ: شاخه
آغیز: دهان
Ak-Muhammed Velsapar
TOPRAGΙM
Topragım, sınmaz örküm!
Vaspıñ yürekde goydum.
Seni enem dek gördüm.
Seni gelnim dek söydüm.
Darkaş etmän belende,
Söydüm seniñ bar paslıñ.
Çeträp yazlar gelende,
Duydum öz dayhan aslım.
Sag bol, köydürmediñ sen,
Köräp duran şapagım!
Sag bol, iydirmediñ sen,
Kesekiniñ şarpıgın.
Yazıñ bilen yaşadım,
Yadıñ bilen yaşadım,
Öz adımı unudıp,
Adıñ bilen yaşadım!
Sag bol, yadımda her gün,
Algım yok, bergim kändir.
Yaşan her günüm üçin
Başım saña gurbandır!
به گزارش ايرنا ، در اين آيين كه با حضور سفراي كشورهاي خارجي ، ريش سفيدان تركمن و مقامات تركمنستان برگزار شد ، نمايندگان استانهاي پنجگانه اين كشور برنامههاي ويژه استقلال را اجرا كردند.
در اين آيين جشن گروههايي از دختران و پسران جوان هر يك از استانهاي مختلف در حالي كه لباسهاي سنتي تركمني به تن كرده بودند، جشنوارهاي از رقص و گل و بادبادك براه انداختند و با نمايش تركيب رنگهاي شاد لباسهاي سنتي و تزيين شده دختران تركمن صحنههايي زيبا خلق شد.
اجراي برنامههايي شاد و مفرح با هدف احياي آداب و سنتهاي قديمي تركمن و تاريخ اين كشور انجام ميشود.
تركمنستان در ۲۷اكتبر سال ۱۹۹۱ميلادي (۵آبان (۱۳۷۰به استقلال دست يافت و همه ساله به اين مناسبت در اين كشور يك هفته آيينهاي جشن و سرور برگزار ميشود.
شيخ محمد عبده
"تركمن زاده اي از رجال ايمان و اصلاح"
- ملا عاشور قاضي
- بي بي مريم شرعي
شيخ محمد عبده ، دانشمند بزرگ ، مصلح سترگ ، نويسنده توانا و شخصيت ديني عاليقدر مصري تركمني الاصل (1) سهم به سزايي در انقلاب فرهنگي و بيداري مسلمانان مصر و مشرق زمين داشته و از همكاران نابغه اجتماعي و سياسي جهان اسلام ، سيد جمال الدين اسد آبادي بوده است . شيخ محمد عبده (1905 – 1845) كه يكي از مشهورترين متفكران مصري قرون 19 و 20 دنياي اسلام با افكار تجددخواهانه ديني است ، دوران اوليه حياتش را به قلم خود به رشته تحرير در آورده است : خانواده اش از سرزمين تركمن به همراه آلاچيق هايشان به محله نصرا واقع در بحيره مصر در مصب رود نيل مهاجرت كرده و روستاي مذكور را تأسيس مي كنند . آوازه او نزد اهل سنت از آن رو بلند است كه نه تنها در احياي تفكر ديني و انطباق آن با مباني عقلي مي كوشد ، بلكه از تجددخواهي ديني براي اصلاح پاره اي از امور اجتماعي مردم مصر نيز بهره مي برد . خانواده اش اگر چه ثروت بسياري نداشت ، ولي به سبب شهرت به دانشوري و پارسايي ، از اعتبار و حيثيت فراواني برخوردار بود . وي تحصيلات اوليه اش را در روستاي نصرا مي گذراند و بعد در سنين نوجواني به پيشنهاد پدرش به "جامع احمدي" در طنطا مي رود كه دومين مركز معتبر علمي در تعليم معارف اسلامي در آن دوره به شمار مي رفت . بعد از آن به مدرسه مشهور مصر يعني دانشگاه الازهر وارد مي شود و در آن سال ها در محضر سيد جمال الدين اسد آبادي كه به قاهره آمده بود ، رياضيات ، كلام و فلسفه مي خواند و يكي از شاگردان برجسته او مي شود . شيخ محمد عبده روزنامه نگاري را نيز تحت تأثير سيد جمال الدين اسد آبادي و شيخ حسن الطويل دنبال مي كند و شهادتنامه علمي خود را در سال 1294 ق / 1877 م از دانشگاه الازهر دريافت مي نمايد و با پيشه ي معلمي و سردبيري روزنامه "الوقايع المصريه" به عرصه اجتماعي مصر وارد شده و تحولي عظيم ايجاد مي كند . شيخ محمد عبده تحت تأثير «شيخ درويش» كه دايي پدرش بود ، قرار مي گيرد . شيخ درويش كه عارفي وارسته بود ، وي را در مسير فكري و اخلاقي تازه اي قرار مي دهد . شيخ چون در گذشته به طرابلس سفر كرده و از عقايد سنوسيان متأثر شده بود ، مانند آنان مبلغ اين نظر مي شود . او راه رستگاري مسلمانان را بازگشت به اسلام روزگاران پيامبر (ص) و صحابه و تقليد از ساده زيستي آنان در دينداري و پارسايي و زدودن عقايد ديني كنوني مردم از بدعت ها مي داند . مسلمانان مشغول كارهاي خويشند و چه بسيار مسلماناني كه اين نام را به ناحق بر خود نهاده اند و اسلام را سرپوشي براي تبهكاري هاي خود كرده اند . بعد از اين تحولات فكري است كه شيخ به جامع احمدي باز مي گردد و سپس وارد دانشگاه الازهر مي شود .
پس از اين مراحل وارد مسايل سياسي و اجتماعي مصر مي شود . شيوه تفكر و قضاوت سياسي اش همواره محافظه كارانه و اعتدالي بود ؛ بر اين باور بود كه تربيت اخلاقي و آمادگي فكري بر مبارزه سياسي مقدم است و به جاي اقدام انقلابي ، اصلاح تدريجي را بهترين راه حل مي دانست . چنين تفكري باعث شده بود كه افراطيون مصر ، عبده را به واپسگرايي متهم كنند . عبده معتقد بود كه ملت مصر هنوز به آن مرحله از شعور اجتماعي و سياسي نرسيده است كه بتواند از نظام پارلماني ، درست بهره برداري كند ؛ از اين رو لازم است كه ابتدا آنان را از نظر فكري و اخلاقي دموكراتيزه كرد . به همين جهت در جريان انقلاب اعرابي پاشا در مصر مي گفت كه نبايد تربيت مردم براي اين هدف به دست نظاميان انجام گيرد . وي با وجود روحيه محافظه كارانه و معتدلي كه داشت از نهضت اعرابي پاشا حمايت مي كند و تا آخر نيز به آن وفادار مي ماند ؛ زيرا اعرابي پاشا بر خلاف خديو ، نه راه تسليم ، بلكه راه مقاومت در برابر انگليس را پيش گرفته بود و عبده نيز مانند هر مصري ميهن پرست ديگري به پشتيباني از اعرابي بر مي خيزد . با ورود انگليسي ها به مصر به سال 1882 به مدت سه سال از مصر تبعيد مي شود ، در اولين مرحله در بيروت رساله التوحيد را منتشر مي كند و بعد به سال 1884 به همراه سيد جمال الدين اسد آبادي به پاريس مي رود . در پاريس براي استقلال كشورهاي اسلامي از استيلاي بيگانگان نشريه اي به نام "عروه الوثقي" را تأسيس و روزنامه اي نيز به همين نام انتشار مي دهد و سردبيري آن را به عهده مي گيرد . اين روزنامه در ممالك اسلامي هيجان و علاقه فراواني را ايجاد مي كند ؛ ولي در مدتي كوتاه در مصر ، هندوستان و سودان قدغن مي شود . عبده مدتي با نام اين نشريه در تونس به تبليغات و ترويج افكار خود ادامه مي دهد . بعدها از اين كار دست كشيده و به سال 1885 در بيروت مسكن مي گزيند . عبده در بيروت به تدريس فقه و فلسفه مشغول بوده و با انقضاي دوران تبعيد به سال 1889 اجازه برگشت به مصر را مي يابد ، اما مجددا اجازه تدريس افكار تجددخواهانه خود را نمي يابد . به جز عضويت انتصابي در مجلس شورا كه كارش صرفا مشورت درباره امور اقتصادي و حقوقي حكومت بود ، از هر گونه كوشش سياسي پرهيز مي كرد . كميسر حكومت انگليس در مصر يعني «لرد كرومر» به خديو مصر فشار مي آورد . خديو كه نمي خواهد مناسبات خود را با دولت عثماني قطع كند ، به لرد كرومر تفهيم مي كند كه قاضي القضاتي از وظايف خليفه است و آزادي وجدان ربطي به انگليسي ها ندارد و آنها حق مداخله در اين امر را ندارند . با دستور خديو به سال 1889 ، شيخ محمد عبده يعني مفتي مصر به بازرسي محكمه هاي دولتي پرداخته و در نتيجه اصلاح آنها را مطالبه مي كند . خطبا را به مساجد مي خواند و قانون جديدي را وضع مي كند ، براي حمايت از تحصيل كردگان فقير و حمايت از مستضعفان ، به سرپرستي "جامعه الخيريه الاسلاميه" برگزيده مي شود و عايدي اين جماعت را به چندين برابر افزايش مي دهد و تا زمان مرگ ، سرپرستي اين جماعت خيريه را به عهده مي گيرد و در همان زمان رياست "جمعيت احياء علوم عربي" را نيز عهده دار مي شود . نشريه اي فرهنگي به نام "المحصص" را به چاپ مي رساند . شيخ محمد عبده غير از تفاسير قرآن كه در دانشگاه الازهر تدريس مي كرده آثاري در كلام ، منطق ، فلسفه ، ادبيات ، جمعيت شناسي و اثرات ديگري در دين اسلام دارد . در رد عقايد گابريل هانو از وابستگان وزارت خارجه فرانسه دفاعيات مشهوري دارد . اين كتاب به تركي ترجمه شده است . به سال 1290 هجري شيخ محمد عبده به نوشتن مقالاتي گيرا و جاذب در روزنامه هاي مصر دست زد و اين كار را ادامه داد . اين مقالات با نثري قوي و بليغ رنگ آميزي و در سال اول انتشار روزنامه ي "الاهرام" يعني به سال 1293 مقالاتش در روزنامه ي الاهرام سخت چشمگير بود . دو سال بعد به نگارش اثر ارزشمندي در علم كلام نايل شد ، و حاشيه اي بر «شرح جلال الدين دواني» از «العقائد العضديّه» نوشت . مقالاتش نشان دهنده هدايت به سوي روشنايي تعقل و تحقيق و توجه به علوم عقلي و روحاني بود كه آن ها را با علوم تجربي قرين مي سازد ، يعني بين علوم عقلي و تجربي آشتي بر قرار مي سازد و مسلمانان را به تقريب دانش هاي نوين و علوم عقلي دعوت مي كرد ؛ شيخ پس از دريافت پايان نامه تحصيلي از الازهر در منزل خود مجلس درس ترتيب داد و براي برخي از دانشجويان خود كتاب «تهذيب الاخلاق» اثر «ابن مسكويه» را كه در علم اخلاق به روش فلسفي نوشته شده بود ، تدريس مي كرد و علاوه بر آن كتاب «تاريخ تمدن اروپا» اثر «فرانسوا گيزو» كه «حنين نعمت الله خوري» آن را به عربي ترجمه كرده بود ، براي دانشجويان تدريس مي كرد . يك سال پس از دريافت پايان نامه يعني به سال 1295 به عنوان مدرس تاريخ در دارالعلوم برگزيده شد و به جاي اينكه خلاصه اي از «كامل التواريخ ابن اثير» يا «تاريخ طبري» را براي دانشجويان تدريس كند ، «مقدمه ابن خلدون» را كه از شاهكارهاي جامعه شناسي و روان شناسي علمي در جهان اسلامي به شمار مي رود ، به عنوان موضوع درس دانشجويان انتخاب كرد و روشن نگري خود را بار ديگر به ثبوت رسانيد . در ضمن در همين دوران در مدرسه زبان ها (مدرسه الالسن) نيز به سمت استادي منصوب گرديد . محمد عبده بعد از اينكه از مصر تبعيد شد ، در بيروت رحل اقامت افكند و از همان زماني كه در لبنان مي زيست به اين مهم پرداخت و در دو مسجد از مساجد بيروت ، مجلس تفسير قرآن داير نمود و هنگامي كه به الجزاير مسافرت كرد ، سوره «والعصر» را موضوع محاضرات خود قرار داد و شرح و مبسوطي درباره ي تفسير اين سوره مبارك بيان داشت . حتي زماني كه به مصر بازگشت اين سنت حسنه را از ياد نبرد و در الازهر ، مجلس تفسير قرآن بر پا مي داشت و جزء آخر قرآن را براي معلمان "جمعيت خير اسلاميه" كه خود بنيانگذار آن بود ، تفسير نمود و همچنين در مساجد قاهره ، جلسات با شكوه و بزرگي ترتيب داد كه از تفسير قرآن كريم سخن مي گفت . در مجلس او ، بيش از هزار نفر از طبقات گوناگون شركت مي كردند و از اين راه انقلاب فكري شگفتي در مصر پديد آورد ؛ زيرا انديشه هاي مذهبي و عقايد ديني از حيث قدرت تأثير در افراد بشر ، قابل قياس با هيچ نيرويي نيستند ؛ به همين جهت اگر عقايد ديني ، صحيح و دور از موهومات و خرافات تبليغ شوند ، امتي پديد مي آورند كه آنها را بايد برترين امت شمرد ؛ همان طور كه در قرآن كريم آمده است « كنتم خيرٍ امّه اخرجت للنّاس» (سوره آل عمران / 109)
تفسير گرانقدري كه از شيخ به جاي مانده «تفسير المنار»است . اين تفسير نفيس از بهترين تفاسيري است كه در سالهاي اخير نوشته شده و با فروغ خود جهان اسلام را روشن كرده است . تفسير المنار اين طور تصنيف مي شد كه شيخ در ازهر و در مجالس عظيم تفسير ، آيات الهي را مي خواند و در اطراف آنها سخن مي گفت و يكي از برجسته ترين شاگردانش يعني محمد رشيد رضا به نگارش سخنان شيخ مي پرداخت و پس از نوشتن تقريرات استاد ، آنها را بر شيخ عرضه مي كرد و شيخ تصحيح و تكميل مي كرد . محمد رشيد رضا درباره اين تفسير مي نويسد : «اين تفسير يگانه اي است كه آثار صحيح و دلايل عقلي صريح را گردآورده است .» در خلال آياتش حكمت تشريع و سنت هاي خدا را درباره انسان توضيح مي دهد اين معني را روشن مي كند كه قرآن مايه ي هدايت بشر در هر زمان و مكاني است . اين تفسير ، ميان هدايت قرآن و عقايد مسلمانان در اين روزگار كه از راهنمايي هاي قرآن روي گردانده اند و نيز عقايد گذشتگان ايشان كه به رشته ي هدايت قرآن چنگ زده بودند مقايسه مي كند . در اين تفسير ، سهولت تعبير رعايت گشته و از آميختن سخن با اصطلاحات علوم و فنون گوناگون ، دوري شده است ؛ چنانكه عوام آن را مي فهمند و خواص از آن بي نياز نيستند و اين روشي است كه حكيم اسلام ، استاد امام ، شيخ محمد عبده – كه خدا از او خشنود باد – در دروس خود در ازهر آن را مجري مي داشته است. شرح كلي درباره تفسير المنار نيازمند نوشتن يك كتاب حجيم است و از حوصله ي اين مقاله خارج است .
از نظريات مهم شيخ محمد عبده درباره سياست آن است كه : «شرع ، تكاليف و اقتدارات خليفه ، حاكم ، مفتي و قاضي را معين مي كند . در اسلام اطاعت از حاكم گناهكار روا نيست . شيخ در كتاب «زعماء الاصلاح في العصر الحديث» ، صفحه ي 328 مي نويسد : «نعم ! كنت في من دعا الامه العصريه الي معرفه حقها علي حاكمها» . يعني : «آري من از كساني بودم كه مردم مصر را به شناسايي حقشان بر حاكمان فرا خواندم . مردم را دعوت كرديم به اينكه حاكم هر چند اطاعتش لازم باشد، ولي به هر حال بشر است و خطا مي كند و شهواتش بر او غلبه مي يابد و چيزي او را از خطايش باز نمي گرداند و طغيان شهواتش فرو نمي نشيند ، مگر در سايه ي خير خواهي امت از راه گفتار و عمل» .
بنابراين هر گونه تحول سياسي بدون زير بناي فرهنگي و تربيتي به شكست مي انجامد . اگر مردم و جامعه فاسد باشند هيچ دولتي موفق به خدمات پايدار نمي شود؛ به همين جهت است كه رسول اكرم (ص) سيزده سال در مكه به تربيت و اصلاح نفوس و فراهم آوردن نيروي انساني مي پردازد و ده سال بعد در مدينه به نبرد و ايجاد حكومت و دولت اقدام مي كند و روش پيامبر (ص) بايد سرمشق همه ي مسلمانان قرار گيرد . چنانكه قرآن كريم مي فرمايد : «لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه» (سوره احزاب/21) .
شيخ محمد عبده در سن 57 سالگي بسال 1323 هجري در منزل دوستش «محمد بك راسم» جان به جان آفرين تسليم كرد و به ديدار دوست حقيقي شتافت . درگذشت شيخ فقدان بس سترگ در كل دنياي اسلام به جاي گذاشت و جهان اسلام در سوگ او گريست . محمد رشيد رضا شاگرد وفادارش و مدير نشريه ي «المنار» اثري سه جلدي درباره ي زندگاني اين عالم بزرگ به رشته ي تحرير در آورده است .
از شمار دو چشم يك تن كم
وز شمار خِرد هزاران بيش
منابع و مأخذ
1. دائره المعارف اسلام ، جلد 1 ماده «عبده» Abduh ، آنكارا ، 1968 .
2. سيري در انديشه هاي سياسي عرب ، دكتر حميد عنايت ، ناشر : شركت سهامي كتابهاي جيبي ، چاپ اول ، 1356 .
3. روزنامه همشهري ، 5 شهريور 1377 ، سال ششم ، شماره 1626 ، ص 9 .
4. ملاعاشور قاضي ، بي بي مريم شرعي ، نگرشي بر تاريخ ترجمه ي قرآن كريم به زبان تركمني ، ترجمان وحي (نشريه تخصصي مركز ترجمه قرآن مجيد به زبان هاي خارجي وابسته به سازمان اوقاف و امور خيريه) ، شماره 15 ، ص
تركمنستان اعلام كرد كه كتابهاي درسي ويژه كودكان و نوجوانان را به تركمنهاي مقيم افغانستان اهدا كرد.
خبرگزاري تركمنستان روز سهشنبه نوشت كه نمايندگان اعزامي دولت اين كشور همچنين مقاديري لباس سنتي تركمن در اختيار جوانان افغانستان قرار دادند.
براساس اين گزارش ، هماكنون سازماني در افغانستان با عنوان سازمان "فرهنگي جوانان تركمن" تاسيس شده كه بيش از يكهزار عضو دارد.
خبرگزاري تركمنستان در ادامه نوشت كه تركمنهاي افغانستان نيز از ابتكارات و اصلاحات "قربانقلي برديمحمداف" رييس جمهوري تركمنستان در همه زمينهها حمايت ميكنند.
يك هيات علمي و فرهنگي تركمنستان اواخر اسفندماه پارسال براي آشنايي با آداب و رسوم و همچنين بررسي مشكلات معيشتي تركمنهاي افغانستان به اين كشور سفر كرد.
اعضاي اين هيات با تركمنهاي استانهاي "جوزجان"، "ميمنه"، "بلخ" و "قندوز" ملاقات و آنها را از تحولات انجام شده در كشور تركمنستان آگاه كردند.
اين هيات همچنين كمكهايي را نيز در اختيار نيازمندان تركمن اين كشور قرار دادند.
براساس اعلام رسانههاي تركمنستان بيش از سه ميليون تركمن در مناطق شمالي افغانستان زندگي ميكنند.






