تبليغاتX
دانشجویان ترکمن دانشگاه زابل

زابل دانشگاه سینینگ تورکمن دانشجولرینگ وبلاگی

اعلام نتيجه انتخابات هيات اجرايي کميته دانشجويي
انتخابات اعضاي هيات اجرايي کميته دانشجويي جمعيت ترکمن هاي مقيم تهران توسط سایت ترکمنهای مقیم تهران به صورت اينترنتي برگزار و افراد ذيل به عنوان اعضاي اصلي و علي البدل هيات اجرايي کميته و همچنين بازرس کميته انتخاب شدند.

اعضاي اصلي هيات اجرايي :

1- جناب آقاي عبدالقادر عنایتی ( دانشجوی کارشناسی ارشد علوم و تکنولوژی بذر در واحد پردیس کشاورزی و منابع طبیعی کرج )

2- سرکار خانم مارال کلته ( دانشجوی کارشناسي ارشد تربيت بدني از دانشگاه تهران )
3- جناب آقاي محمد خاندردي( کارشناس ارشد عمران از دانشگاه صنعتي امير کبير )
4- سرکار خانم خديجه توحيدي ( دانشجوی کارشناسي مهندسي عمران از دانشگاه تفرش )
5- جناب آقاي یونس موحد قوجق ( دانشجوی دانشگاه شهید رجایی )
6- جناب آقاي سلمان نظري ( دانشجوی کارشناسي مهندسي شيلات از دانشگاه تهران - پرديس منابع طبيعي )


اعضاي علي البدل هيات اجرايي :

1- جناب آقاي ذکريا قرنجیک ( دانشجوی رشته دندانپزشکی از دانشگاه آزاد واحد دندانپزشکی )
2- جناب آقاي یاشار خالد زاده ( دانشجوی کارشناسي ارشد رشته متالوژی دانشگاه صنعتی شریف )
3- جناب آقاي صابر محمد مقصودي ( دانشجوی کارشناسي ارشد رشته ژنتیک و اصلاح دام از دانشگاه تهران - پرديس کشاورزی )


بازرس اصلي :

1- جناب آقاي بهروز کم ( دانشجوی کارشناسي علوم قضايي از دانشکده علوم قضایی دادگستری)


بازرس علي البدل :

1- جناب آقاي ياشار خالد زاده ( دانشجوی کارشناسي ارشد رشته متالوژی دانشگاه صنعتی شریف )

به تمامی این عزیزان تبریک می گوئیم و امیدواریم که موفق و پیروز باشند
|+| نوشته شده در  چهارشنبه 17 بهمن1386 ساعت 1:35 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

زمستان سرد زابل، نفت سهمیه بندی و دانشجویان بی سهمیه

نام زابل بیشتر از هر چیزی گرما را در ذهن تداعی می کند اما سرمای زابل، از گرما و طوفان شنش  بسیار شدیدتر است و وقتی شدیدتر می شود که نفت هم نباشد

این سرما بیش از  مردم این شهر، دانشجویان دانشگاه زابل را آزار می دهد چرا که سهمیه نفت ندارند(مدتها پیش قبل از اینکه در تمام کشور بنزین سهمیه بندی شود در زابل برای جلوگیری از قاچاق سوخت تمام مواد سوختی سهمیه بندی شده بود)  به خصوص امسال که در پی گشایش مجتمعهای خوابگاهی و جایگزینی آن به جای خوابگاههای استیجاری داخل شهری ، بسیاری از دانشجویان خارج از ظرفیت خوابگاه قرار گرفتند و در منازل استیجاری زندگی می کنند و سهمیه نفت هم ندارند و از بین چند صد نفر از دانشجویان که به واسطه دانشگاه قصد داشتند سهمیه نفت دریافت کنند تنها معدودی از آنها موفق شدند مقداری نفت که جوابگوی تنها چند روزشان بود را دریافت کنند و ما بقی مجبورند نفت را به صورت آزاد و با قیمت حداقل هر بیست لیتر 12000 تومان خریداری کنند

عکسهای زیر تصویر چند تن از دانشجویان است که موفق به دریافت نفت شده اند و دو سه شبی را آسوده هستند:

نفت و دانشجویان زابل

 

دانشجویان زابل و نفت

 

 

 

 

|+| نوشته شده در  دوشنبه 17 دی1386 ساعت 5:58 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

شگفتی در مشهد: تکفیر مولانا در سال جهانی مولانا
عصر ایران - در حالی که برخی کشورها درصدد تصاحب بزرگان تاریخی ایران هستند و از جمله ترکیه به شدت در حال تبلیغ این است که "مولانا" اهل این کشور بوده ، تحرکاتی در جامعه ما به وجود آمده است که درصدد تخریب و نفی شخصیت بزرگانی چون مولانا، شمس تبریزی و منصور حلاج است.قونیه / مزار مولانا

به گزارش خبرنگار عصر ایران (asriran.com)، اخیرا نشستی تحت عنوان "اجلاس حکمت" توسط سازمان ملی جوانان و با همکاری حوزه علمیه قم در مشهد برگزار شده است که طی آن، جوانان برگزیده نمایندگی های سازمان ملی جوانان در سطح استان ها در کارگروه های آموزشی با "عرفان های جدید، تصوف، مسیحیت و وهابیت" و نقد آنها آشنا شدند.

نکته قابل توجه در این برنامه ها، توهین های بی حد و حصری بوده است که هم در کلاس ها و هم درجزوه منتشره توسط برگزارکنندگان این "اجلاس" به بزرگان ادب و عرفان ایران شده است به گونه ای که در برخی کلاس ها ، اعتراضاتی از سوی جوانان صورت گرفته و حتی منجر به ترک کلاس ها نیز از سوی معترضان شده است.

به عنوان مثال در این دوره، همنوا با کسانی که منصور حلاج را تکفیر کرده و به دار آویختند، اتهاماتی به منصور وارد شده و از دار زدن او به عنوان کسی که بسیاری از انحرافات را وارد دین کرد و مورد مخالفت علمای شیعه و سنی بوده، حمایت شده است!

در جزوه ای که تحت عنوان "نقد و بررسی تصوف" بین شرکت کنندگان در اجلاس توزیع شده برخی از اتهامات حلاج به شرح زیر بیان شده است:
سحر و جادوگری، ادعای خدایی (نامه ای در منطقه ای به نام دینور کرمانشاه از یکی از مریدان وی به دست آمد که در آن نوشته بود از "رحمن رحیم به فلان بن فلان")، تبدیل عبادات به ویژه حج (وی برای مریدانش جایگزین درست کرده بود که به جای رفتن به مکه، در خانه احرام کنید و در جایی نیت و جای حج، آن جا را طواف کنید)، دفاع از شیطان و فرعون (حلاج می گوید: صاحب من و استاد من ابلیس و فرعون است، به آتش بترسانیدند "ابلیس" از دعوی خود بازنگشت، فرعون را به دریا غرق کردند و از دعوی بازنگشت. و سپس می افزاید: عروس حلاج، در دادگاه از آنها (اتهامات حلاج را) نقل کرده است که در کتاب تراژدی حلاج بسیاری از آنها مطرح شده است.

در این اثر همچنین با اشاره به شعر معروف امام خمینی (ره) که در آن سروده شده است: "...همچو منصور خریدار سر دار شدم" آمده است که این شعر به هیچ عنوان دفاع از حلاج نيست ، زیرا در ادبیات فارسی منصور
نماد مقاومت هر چند در راه باطل شده که در راه عقيده خود بر سر دار شده است " از اين در اشعار اينگونه استفاده مي شود و مي توان نظر حضرت امام را اينچنين تعبير کرد مانند حاتم طايي که به کرم مشهور شده است !
(جا دارد موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی در این باره اعلام نظر کند)
همچنین از پرداختن صوفیان به موضوع اعدام حلاج به عنوان "هولوکاست صوفیه" نام برده شده است.

 در این جزوه آموزشی  که توسط معاونت تبلیغ و آموزش های کاربردی حوزه علمیه قم نوشته شده، با حمله به مولانا ادعا شده است که او، کفر می ورزید و آیات و روایات را نفی می کرده و دعوی امامت داشته است: "مطرح کردن خود به جای ائمه و نفی روایات و آیات .... نمونه های بارز این جریان را در جریان حلاج، جنید، شمس و مولوی می توان دید" (همان جزوه)

و نیز درباره مولانا آمده است: حکایت "سبحانی ما اعظم شانی" گفتن بایزید را آورده و آن را با کرامتی از وی نیز مقرون ساخته است"

همچنین درباره شمس نیز آمده است: شمس تبریزی با فریاد بر سر علمای عصر خود، که غرق فنون و علوم روز بودند، می گوید: تا کی بر زین بی اسب گشته و در میدان مردان می تازید؟ و تا کی به عصای دیگران بپا روید؟ این سخنان که می گویید از حدیث و تفسیر و حکمت و غیره، سخنان مردم آن زمان است که هر یکی در عهد خود به مسند مردی نشسته بودند و خود معانی می گفتند و چون مردان این عهد شمایید، اسرار و سخنان شما کو؟

و از این جملات نتیجه گرفته می شود که شمس دچار ضلالت و گمراهی بوده است!

حملات بی سابقه ای که در این اجلاس به بزرگان ادب و عرفان به ویژه مولانا شد، انتقادات زیادی را در این دوره آموزش به دنبال داشته است به ویژه آنکه این رویکرد تحقیرآمیز در سالی صورت می گیرد که همه جهان آن را به نام سال "مولانا" می شناسند و آن را گرامی می دارند.

تکفیر مولانا در شرایطی صورت می گیرد که بزرگانی از حوزه علمیه ، مانند علامه محمد تقی جعفری (ره)، سال ها درباره مولانا تحقیق کرده و در ستایش او کتاب ها نوشته اند.

از آن گذشته، در کتاب های درسی و دانشگاهی جمهوری اسلامی نیز از این افراد به بزرگی یاد شده است و از این رو شگفت آور است که چرا عده ای سعی دارند بزرگانی که ملتی به آنها می بالند را این چنین لگدمال کنند و آنها را تکفیر نمایند. براستی آیا اگر اینان در زمان حلاج می بودند، پای حکم اعدام او را امضا نمی کردند؟ و براستی در شرایطی بر سر تصاحب مفاخر ایران در دنیا یک جدال فرهنگی وجود دارد، چه تاکیدی وجود دارد که ما به دست خود سرمایه های تاریخی خود را این چنین تحقیر کنیم و عرفان و ادبیاتمان را میراث دار مشتی کافر و کلاش معرفی نماییم.

اما در کارگاه مسیحیت نیز مسائلی مطرح شد که بنا به حفظ حرمت بزرگانی چون حضرت زکریا، حضرت مریم (س) از ذکر" نسبت ناروای اخلاقی" که به پدران این چهره های مقدس تاریخی و دینی وارد شده است می گذریم واز نقل آنچه در این دوره به جوانان "آموخته" می شده است خودداری می کنیم.

گفتنی است طبق برنامه سازمان ملی جوانان، قرار است شرکت کنندگان در این اجلاس، با پکیجی از انتشارات و محصولات صوتی و تصویری این اجلاس، شروع به تبلیغ و کادرسازی درباره آموزه های خود نمایند.

قرار است این اجلاس که با سخنرانی معاون رییس جمهور و رییس سازمان ملی جوانان افتتاح شده است، تا پایان سال، به طور ماهانه کارگاه های آموزشی خود را ادامه دهد. 

|+| نوشته شده در  یکشنبه 25 آذر1386 ساعت 11:13 قبل از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

دانشجویان ترکمن تبریز

آغاز فعالیت وبلاگ دانشجویان ترکمن دانشگاه تبریز

http://www.tabriz-turkmens.blogfa.com

|+| نوشته شده در  یکشنبه 25 آذر1386 ساعت 10:56 قبل از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

مطالبی بسیار شیرین و خواندنی

دگیشمه لر، یوماقـلار

حؤدورلأن: آقمیرات گورگنلی


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  شنبه 28 مهر1386 ساعت 8:8 قبل از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

جملات زیبا

دو چيز هيچ وقت از ياد آدم نميره ، دوستاي خوب و روزاي خوب . حالا يه چيز هيچ وقت از دل آدم نميره ، روزاي خوبي که با دوستاي خوب گذشت

ع.صحتی


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  چهارشنبه 25 مهر1386 ساعت 9:44 قبل از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

فراخوان مسابقه داستان کوتاه – ویژه دانشجویان دانشگاه های ایران و دانشجویان ایرانی دانشگاه های خارج ا

کانون نویسندگی خلاق معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی شهید بهشتی ، افتخار آن را دارند که میزبان نخستین دوره مسابقات سراسری داستان کوتاه ویژه دانشجویان دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی داخل کشور و نیز دانشجویان ایرانی دانشگاه های خارج از کشور باشند. در این رابطه توجه به نکات زیر می تواند مفید فایده باشد:

1-شرکت کنندگان می بایست دانشجوی دانشگاه های داخل یا خارج کشور باشند. فارغ التحصیلانی که حداکثر یک سال از زمان فارغ التحصیلی ایشان گذشته باشد می توانند در مسابقه شرکت نمایند. دانشجویان دانشگاه های دولتی و غیر دولتی در سراسر جهان می توانند در مسابقه شرکت نمایند.

2-هر شرکت کننده می تواند حداکثر سه اثر خود را جهت شرکت در مسابقه ارسال نماید.

3-برای آثار محدودیتی از نظر حجم وجود ندارد. منتهی آثار ارسالی می بایست به فرم داستان کوتاه باشند. داستان های بلند در این گروه جای ندارند.

4-ارسال داستان رایگان است.

5-داستان ها می بایست حتی المقدور به صورت تایپ شده با نرم اقرار   Wordآماده گردند. توصیه می شود برای متن داستان از فونت 14 و برای عنوان از همین قلم به صورت برجسته   Bold استفاده شود. در صورتی که تمایل به تایپ وجود ندارد، از قلم مشکی و نگارش بر روی یک طرف کاغذ و بدون قلم خوردگی استفاده شود.

6-موضوع داستان ها آزاد است.

7-مهلت دریافت اثار تا سی آذر ماه سال جاری خواهد بود. زمان اعلام نتایج هفته اول بهمن ماه و زمان برگزاری مراسم توزیع جوایز هفته اول اسفند ماه سال جاری خواهد بود. در صورت لزوم میزگردی با شرکت نویسندگان داستان های برگزیده و دیگر علاقه مندان برگزار خواهد گردید.

8-داستان ها می توانند از طریق رجوع به  این پایگاه اطلاعاتی به دبیرخانه مسابقه ارسال گردند. راهنمای ارسال در صفحه نخست درج شده است. جهت ارسال پستی، از نشانی تهران – اوین – دانشگاه شهید بهشتی- معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی – کانون نویسندگی خلاق استفاده شود. در صورت تمایل به ارسال از طریق پست شایسته است از هر داستان سه نسخه به اضافه لوح فشرده داستان ارسال گردد.

دبیرخانه مسابقه

 برای کسب اطلاعات بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمائید:

http://jdsb.ac.ir/match.php

|+| نوشته شده در  شنبه 7 مهر1386 ساعت 1:43 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

تو یک ترکمنی

تو یک ترکمنی

درب کلاس را می گشایی و قدم بر کلاس می گذاری آشفته ای و پریشان و خاموش

همسن و سالهایت را می بینی که در کلاس نشسته اند و با بغل دستیشان حرفهای را که از لب خندان می تراود نثار هم می کنند چند نفری خیره به تو می نگرند حالت صورت و چشمت سوالاتی را در ذهنشان پدید می آورد و در نزد خود حدس هایی می زنند و توهم آرام در نزدیکترین و خلوت ترین صندلی می نشینی و بی آنکه سرت را بلند کنی به همکلاسیات نگاه می کنی و بعد کیفت را باز می کنی کتابی را ورق می زنی و به آن خیره می شوی بی آنکه جملاتش را بخوانی و یا دفتری باز می کنی و با خودکار چیزهایی می نویسی بی آنکه بدانی چه می نویسی و بعد پاهات را تکان میدهی و ناگهان همکلاسیات می ایستند و می بینی که استاد وارد کلاس شده ،سریع بلند می شی و بعد با ذره ای تأخیر می نشینی و به استادت خیره میشی و خوب نگاش می کنی ولی نمی توانی آن صمیمتی را که در معلم ترکمنت بود بیابی و بعد سعی می کنی به حرفهای استاد گوش کنی ولی درست نمی تونی گوش بدی چون هنوز هم پریشانی و مضطرب، فکرش رو نمی کردی که بعد از اون همه درس خوندن وقتی وارد دانشگاه میشی اینچنین احساسی  وجودت را در بر می گیرد. توی همین فکرایی که یک دفعه می بینی بغلدستیت دارد خودش را به استاد و دیگر دانشجویان معرفی می کند سعی می کنی خودت را جمع و جور کنی اما قبل از اینکه فکر کنی چی باید بگی استادت به طرف تو اشاره می کنه و می گه شما بفرمایید خودتون رو معرفی کنید و تو هم سریع بلند می شی و اسم و فامیلیتو می گی و بعد می فهمی چند نفر بهت می خندد اما طوریکه که استاد نفهمه و بعد استاد ازت می خواد دوباره خودت رو معرفی کنی مثل اینکه متوجه نشده و تو هم می گی اما شمرده تر از دفعه قبل و استاد هم تکرار می کنه تا مطمئن بشه درست شنیده ولی می بینی که این بار هم درست تلفظ نکرد و تو هم سعی در اصلاحش نداری فقط می خوای که زودتر بنشینی و بعد استاد بهت می گه اهل کدوم استان و تو هم حواست نیست می گی ترکمن صحرا و استادت می گه گلستان؟ و تو هم می گی بله استاد و بعد هم شهرت را می گی و شاید استادت ازت بپرس ترکمنی و اونوقت تو سرت رو تکون می دی و میگی آره و بعد با بفرمایید استاد میشینی و بعد که کلاس تموم میشه و میری بیرون و بعد هم چشمت به این و اون تا اگه دیدی شبیه ترکمنهاست ازشون بپرسی "سن تورکمنمینگ؟"

 بعد که دوستای صمیمی  پیدا کردی و باهاشون هم اتاقی شدی و با همکلاسیات هم رفیق یادت باشه که این خاطره روز اول به خاطر وجود ریشه تو در خاک صحراست که باعث شد تو در اینجا احساس غربت کنی و دیگران به گونه ای نگاهت کنند که گویی از سرزمین و خاک دیگری هستی و اکنون که به خاک اینجا عادت کرده ای یادت باشه که از کجا آمده ای و برای چه آمده ای مبادا با زبان و خاک خود بیگانه گردی.

|+| نوشته شده در  دوشنبه 2 مهر1386 ساعت 1:44 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

بيلدريش

Çakylyk

Edebi çekişmä çagyrýarys

 

Gatnaşýanlar: A. Welsapar (ýazyjy); Maýa (edebiýaty öwreniji); Amangül (

aýal-gyzlaryñ hukugyny goraýjy) we başga isleg bildirenler;

 

Tema:  Mülli Tahyryň  Hudaýlygy ” romanynda aýal-gyzlaryñ obrazy.

 

Güni :  1 şenbe ( bazar güni ) 16 Sep. 2007 miladi / 24 shährivar 1386 şemsi

Sagady: 18:00 (merkezi Awropa),  19:30 (Tahran), 21:00 (Aşgabat )da başlanýar;

Yeri:  Paltalk > Rooms> Europa > Other > Turkmen edebiyaty we sungaty   

 

Adminler topary

Turkmen_es@yahoo.de 

 

 

|+| نوشته شده در  شنبه 24 شهریور1386 ساعت 12:30 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

 

افتتاح وبلاگ دانشجویان ترکمن دانشگاه اردبیل

بازگشایی وبلاگ دانشجویان ترکمن اردبیل را به دانشجویان ترکمن این دانشگاه تبریک می گویم و به افتتاح کنندگان این وبلاگ خسته نباشید میگم و امیدوارم که از این نوع حرکتهای فرهنگی در تمامی دانشگاههای کشور شکل بگیرد

|+| نوشته شده در  یکشنبه 6 خرداد1386 ساعت 7:34 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

دلخوشی های یک دختر ترکمن

دلم برای ترکمن بودنم تنگ شده است برای تمام آنچه که در کودکی ام داشتم . برای مردمان یکدست برای بوی سیب های کال که از حیاط مادربزرگ می دزدیدیم و گاز می زدیم . برای مختومقلی که آوازش همیشه در حنجره پدرم بود . من در کجای زندگی ام ایستاده ام ؟ نمی دانم ! تنها می دانم که ته مانده خاطراتم مرا زنده نگه داشته است . تصور روزهایی که در علفزارهای دهکده کوچکمان می دویدم و صدای شور و شوق کودکانه مان اشک را در چشمانم جاری می سازد . چقدر بغض برای گریه کردن دارم !

انگار همین دیروز بود که با بچه های هم سن و سال کنار نهر کوچکی که از پشت دهکده می گذشت می نشستیم و من از ترس چشمهایم را تارسیدن به سمت دیگر نهر می بستم و دستان خواهرم را آنقدر می فشردم که دادش در می آمد . سالهاست که دلتنگ آن روزها هستم . و حالا تبدیل به زنی شده ام که آوازهای تنهایی اش را در غریب ترین شهر سرمی دهد .....

دختری ترکمن از آلاچیق عشق

|+| نوشته شده در  پنجشنبه 3 خرداد1386 ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

مبارزه با بد حجابی (اطلاعات 1979)
Image and video hosting by TinyPic 

|+| نوشته شده در  سه شنبه 18 اردیبهشت1386 ساعت 11:10 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

دوستی از کردستان
سلام به ترکمن های عزیز......




تا به کی بايد رفت
از دياری به ديار ديگر

نتوانم،نتوانم جستن

هر زمانی عشقی و ياری ديگر

کاش ما آن دو پرستو بوديم

که همه عمر سفر ميکرديم

از بهاری به بهاری ديگر

آه اکنون ديريست

که فرو ريخته در من گويی

تير آواری از ابر گران

چون می‌آميزم با بوسه تو

روی لبهايم می‌پندارم

می‌سپارد جان عطری گذران

آنچنان آلوده‌ست

عشق غمناکم با بيم زوال

که همه زندگيم می‌لرزد

چون ترا می‌نگرم

مثل اينست که از پنجره‌ای

تک درختم را سرشار از برگ

در تب زرد خزان می‌نگرم

شب و روز

شب و روز

شب و روز

بگذار که فراموش کنم

تو چه هستی جز يک لحظه،يک لحظه که چشمان مرا

می‌گشايد در

برهوت آهی

بگذار

که فراموش کنم............




از کردستان........
 وب سایت 
|+| نوشته شده در  چهارشنبه 2 اسفند1385 ساعت 2:39 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

بعد ازده روز
چند روزیست که به خاطر اختلالاتی که در مرکز اینترنت دانشگاه به وجود آمده بود نتونستیم وبلاگ را به روز رسانی کنیم و مطلبی را درج کنیم که البته مطلب خاصی هم آماده نکرده بودیم که درج کنیم و علت آن هم نبود زمان است این روزها کارم دشوارتر شده از طرفی می بایست در فکر کنکور ارشد باشم  و هم تحقیقی را که بر عهده گرفتم را به نحو احسنت انجام دهم و این باعث شده تا روند مطالعه و تحقیق در مورد مطالبی که برای درج در وبلاگ و در ارتباط با فرهنگ ترکمن بود به کندی پیش رود  و این تحقیقهاتم که یکی پیرامون نقد و زیباشناسی اشعار ملانفس بود و دیگری در مورد موضوعات شعری مختومقلی فراغی ،شاید به زمانی که مورد نظرم نرسد و آن اولین سالگرد وبلاگ است نرسد البته باز تمام تلاشم را می کنم تا آماده نمایم.
|+| نوشته شده در  شنبه 28 بهمن1385 ساعت 3:17 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

انتخاب واحد
همه برگه های انتخاب واحد به دستشون از این ساختمان به اون ساختمان می رود دنبال استاداشون از اینئر به اونور می روند هوا زیاد گرم نیست اما پیشانی همه پر از عرق شده و به نفس زدن افتاده بیشتر اونها هم ترم جدیدی هستند که ترمشون از نیمسال دوم آغاز می شود وای به حالشان اگه شبانه باشد نه خوابگاهی دارند و نه آشنایی و نمازخانه دانشگاه و خوابگاهها پر از دانشجویان جدیدالورود شبانه که آواره شدند و کسی هم نیست که دستشون را بگیرند زابل هم هر چه خانه واسه اجاره داشت به دانشگاه اجاره داده و یا ترم بالایی ها گرفتند و اینجاست که می فهمند خیلی سخت است خیلی

|+| نوشته شده در  دوشنبه 16 بهمن1385 ساعت 9:38 قبل از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

رئیس جمهور کوشای ما
رئیس جمهور

آقای رئیس جمهور خسته نباشید  پشتی ترکمنی قشنگی دارید

|+| نوشته شده در  یکشنبه 15 بهمن1385 ساعت 5:4 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

سخنراني ، و بحث وگفتگو در
اُتاق پالتاکي ترکمنصحرادا Türkmensahrada
موضوع: عواقب تجاوز ارتش استعمارگران به سرزمين ترکمن، و سه بار قتل و عام براي درهم شکستن مقاومت آنها، بمناسبت 126 مين سالگرد حماسه ي گؤگ دئپه( 12 يانوار1881) باشرکت تعدادي از اپوزيسيون سياسي ترکمنستان، (ضميمه: گزارش اجلاس دو روزه ي سه گروه مدافع حقوق بشر ترکمنستان در" وين"، با شرکت احزاب اُپوزيسيون).
زمان : يکشنبه 14 يانوار 2007  از ساعت 17 تا 19 به وقت اُروپاي مرکزي (19:30 تا 21:30 بوقت ايران)،
محل : اتاق پالتاکي  Turkmensahrada > زير گروه :  Europa > Other  
|+| نوشته شده در  شنبه 23 دی1385 ساعت 3:38 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

آیا اوضاع ترکمنستان با در گذشت نیازوف بهبود خواهد یافت؟

                                                    طاهر شیرمحمدی

کنفرانس احزاب سیاسی و گروههای حقوق بشر ترکمنستان در وین

پس از مرگ صفر مراد نیازاف، رئیس جمهور سابق ترکمنستان رهبران سیاسی احزاب مخالف، به باز شدن فضای سیاسی در کشور اميد بسته بودند، اما با گذشت دو هفته از درگذشت نیازاف هنوز نشانی از این تغییرات به چشم نمى‌خورد . نشست رهبران احزاب سیاسی و سازمان‌های حقوق بشر ترکمنستان در وين گامى بنيادين در راه بررسى اوضاع است.

رهبران احزاب سیاسی و گروههای حقوق بشر ترکمنستان در روزهاى دهم و يازدهم ژانويه برابر با بيستم و بيست و يكم دى ماه در وين، پایتخت اتریش گردهم مى‌آیند تا درباره تحولات و نيز اوضاع  حاكم در جمهوری ترکمنستان پس از مرگ نیازاف بحث و تبادل نظر کنند. آيا اوضاع تركمنستان با درگذشت نيازاف بهبود خواهد يافت؟

این کنفرانس بنا به ابتکار نهادهای حقوق بشری «مموریال»، «فدراسیون دفاع از حقوق بشر هلسینکی» و همچنین «سازمان حقوق بشر ترکمنستان» بنام «اینساتیو» تشکیل خواهد شد. رهبران احزاب سیاسی مخالف دولت ترکمنستان که عمدتا در خارج از کشور فعالیت دارند از جمله حزب جمهوریخواه، حزب وطن و جنبش دمکراتیک مردمی ترکمنستان نیز در این کنفرانس شرکت خواهند کرد.

عبدی قولی اف وزیر امور خارجه سابق و مسئول «اتحاد دمکراتیک اپوزيسیون ترکمنستان» در گفتگويى با برنامه فارسی صدای آلمان، تبادل نظر و وحدت احزاب سیاسی مخالف دولت ترکمنستان را يكى از اهداف اصلی این  کنفرانس می‌داند و خاطرنشان می‌سازد: «پس از مرگ نیازاف شرایط جدیدی در کشور ایجاد شده است. قرار است احزاب مخالف وحدت عمل داشته باشند و زمینه فعالیت گروههای حقوق بشر در داخل کشور بررسی گردد

وزیر امور خارجه پيشين ترکمنستان همچنين از اقدامات دولت اين كشور برای بستن مرزها بروى مخالفان دولت ابراز تاسف كرده است. ولی بنظر خانم تاج گل بگ مادوا مسئول فدراسیون دفاع از حقوق بشر هلسینکی برای رشد دمکراسی هنوز در جامعه ترکمنستان شرایط کافی فراهم نیامده است.

 وی که اخیرا با مسئولین نهادهای حقوق بشر آلمان در برلین دیدار کرده بود، می‌گوید: «وضعیت سیاسی و حقوق بشر در ترکمنستان پس از مرگ نیازاف بهتر نشده و هیچگونه تغییری نکرده است. جانشین نیازاف آقای بردی محمداف قول داده است که به راه و روش نیازاف ادامه دهد. نهادهای بین‌المللی حقوق بشر از رهبران کنونی ترکمنستان درخواست می‌کنند که زندانیان سیاسی کشور را آزاد کنند

یازدهم فوریه برابر با ۲۲ بهمن ماه امسال  انتخابات ریاست جمهوری ترکمنستان برگزار خواهد شد. مبارزه انتخاباتى میان ۶ نامزد ریاست جمهوری در داخل کشور آغاز شده است.  ناظران سیاسی معتقدند که پیروزی کفیل ریاست جمهوری ترکمنستان ، قربان قلی بردی محمداف در این انتخابات حتمی است.  

جانشين رييس جمهور تركمنستان در نخستين پيام تبليغاتى خود از دسترسى گسترده مردم به اينترنت و بهبود وضعيت پرداخت بازنشستگى خبر داد. در طول سالهاى زمامدارى صفرمراد نيازاف دسترسى به اينترنت تنها براى دستگاه‌هاى دولتى و گروههاى ويژه نظير خبرنگاران خارجى و سازمان‌هاى بين‌المللى امكان‌پذير بود.

قربان قلى بردى محمداف همچنين اصلاح در نظام آموزشى تركمنستان را جزو برنامه‌هاى آتى خود خوانده و قول داده است كه برگزارى انتخابات رياست جمهورى به صورت آزاد و قانونى صورت گيرد.   اين درحاليست كه گروههای مخالف دولت ترکمنستان ادعا می کنند که پس از مرگ نیازاف هنوز هم هزاران زندانى سياسى در بازداشتگاههاى ترکمنستان بسر می‌برند.

خدایبردی اورازاف نخست وزیر سابق ترکمنستان که اکنون در کشور سوئد در تبعید زندگی می‌کند، به عنوان کاندیدای دو حزب سیاسی  مخالف دولت برای احراز مقام ریاست جمهوری ترکمنستان معرفی شده است.  

 اورازاف در گفتگو با برنامه فارسی صدای آلمان می‌گوید، کنفرانس وین را گام بعدی اپوزيسیون و فعالین حقوق بشر ترکمنستان می‌داند و در مورد برنامه اتنخاباتی خود می‌گوید: «مهمترین هدف ما اصلاحات سیاسی و اقتصادی در کشور است. احزاب مخالف قصد دارند جمهوری ترکمنستان را از یک نطام تک قطبی که تمامی قدرت را در اختیار نهاد ریاست جمهوری قرار می دهد به یک کشور پارلمانی تبدیل کنند.»  

کنفرانس احزاب سیاسی و فعالین حقوق بشری ترکمنستان  در اتریش بنظر نوربردی حاناموف سفیر سابق ترکمنستان در ترکیه و مسئول حزب جمهوریخواه به اوضاع فعلی ترکمنستان و روند دمکراسی در کشور کمک خواهد کرد. به گفته وى، بررسی وضعیت کنونی تركمنستان پس از مرگ نیازاف، موضعگیری مشترک احزاب مخالف و کمک های نهادهای بین المللی به گسترش دمکراسی در این کشور نیز از جمله موضوعات کنفرانس وین خواهد بود.

حاناموف: «ما با دولت های غربی از جمله با ایالات متحده آمریکا ، روسیه نیز مذاکره خواهیم کرد و با نمایندگان سازمان امنیت و همکاری اروپا که در این کنفرانس شرکت خواهند کرد نیز صحبت خواهیم کرد

رهبران احزاب سیاسی و گروههای حقوق بشری ترکمنستان پیش از این نیز از دولت آلمان که ریاست ادواری اتحادیه اروپا را به عهده دارد درخواست کرده بودند که به حاکمان جدید ترکمنستان فشار بیاورد تا زندانیان سیاسی کشور را آزاد کنند.

منبع سایت ترکمن ایلیم

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 20 دی1385 ساعت 12:34 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

نظرات دوستان(1)
در این مدت که در گیر درس و امتحانات بودم دوستان عزیزی لطف کردند و نظرات گرانقدرشان را به ما ارسال کردند و ما را نسبت به ادامه کار ترغیبتر کردند و البته ما هم جایز می دانیم بعد از تشکر از این دوستان ،جوابگوی نطرات آنان باشیم

دوستان عزیزی اینچنین بیان کرده بودند:

"چرا اینگونه تسلیت میفرستید. آقای نیازوف بزرگترین دشمن ترکمنها بود. ایشان انسان ترکمن را نابود کرد. فرهنگ ترکمن را به لجن کشید. شما که دانشجو هستید باید این چیزها را بهتر به فهمید. خجالت خوب چیزی است."

باید خدمت این دوست عزیز عرض کنم که تأسف ما از مرگ صفر مراد نیازوف به خاطر خود ایشان نیست بلکه از اوضاعی که ممکن است بعد از مرگ ایشان در ترکمنستان به وجود بیاید می باشد چرا که ایشان که بیش از ۲۰ سال بر کشور ترکمنستان حکومت کرده است حالت یکنواختی را در سیاست این کشور به وجود آورده است و حتی قانون اساسی و مجلس ایده آلی نیز در این کشور وجود ندارد و با مرگ و یا کشته شدن صفر مراد به احتمال زیاد اوضاع کشور ترکمنستان به وخامت کشیده خواهد شد و به علت وجود منابع عظیم گاز و نفت شاهد دخالت کشورهای بیگانه در امور این کشور خواهیم  شد .و تأسف ما از این است که مبادا مردم ترکمنستان مورد ظلم پیش از بیش قرار بگیرند.

 

|+| نوشته شده در  شنبه 16 دی1385 ساعت 9:59 قبل از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

بحران های قومی سال 85

بحران های قومی در سال 1385

 

 

 

ایران سرزمینی است با قومیت های گوناگون که می تواند برای سرزمینمان هم یک فرصت برای توسعه باشد و هم می تواند یک تهدید برای عقب ماندگی باشد که بسته به سیاست هایی دارد که دولت به کار می گیرد و بر این اقوام اعمال می کند

در سال 1385 ما شاهد چندین بحران قومی بودیم که از چند روز مانده به آغاز سال 85 با واقعه جاده زابل-زاهدان آغاز شد و با اهانت روزنامه ایران به اقوام آذری زبان شدت یافت و اکنون  هم با اهانت کیهان کاریکانور به قوم لر ادامه دارد .

آنچه که مسلم است این است این بحرانها ریشه در عوامل مختلفی دارد و نه در فرهنگ اقوام و مهمترین این عوامل عبارتند از :

احساس محرومیت نسبی که متأسفانه در اکثر اقوام ایرانی وجود دارد چرا که این اقوام اکثرا در مناطق مرزی و محروم که دور ازمرکز می باشد زندگی می کنند

وجود همسایه های نا امن که بر اقوام مرزنشین تأثیرمی گذارند

تحقیر اقوام ایرانی که خطرناکترین مورد می باشد که یا در قالب اعمال تبعیض گرایانه صورت می گیرد و یا در قالب لطیفه و جوک و در کل سرگرمیها .متأسفانه مردمان نواحی مرکزی ایران در اوقات بیکاری برای سرگرمی شروع به مسخره کردن اقوام و مردمان دیگر نواحی می کنند و لطیفه های در مورد انها برای یکدیگر تعریف می کنند که این رسم چندین قرن است در بین مردمان ایران رایج است که نمونه آن می توان به لطایف عبید زاکانی اشاره کرد و به جای این که دولت با طرق مختلف جلوی این اهانتها به اقوام را بگیرد به آن دامن نیز می زند و اجازه می دهد تا نشریات نیز به این گونه اهانتها بپردازند

وجود شکاف در بین استانها

و وضعیت کنونی ایران که با توطئه بیگانگان روبروست

دولتمردان و مسئولین باید این نکته را در نظر داشته باشند که اهانت به اقوام امری بسیار خطرناک می شود که هزینه های جبران ناپذیری را در پی خواهد داشت چرا که یک فرد از قومی خاص می تواند محرومیت ها و نابرابری ها را به خاطر سرشتی که دارد تحمل نماید اما نمی تواند شاهد این باشد که تحقیرش می کنند و او را به سخره می گیرند و برای جلوگیری از ایجاد چنین بحرانهای دولت می بایست قبل از هر چیز جلوی این اهانتها را بگیرد  و به عواملی که دافع این گونه بحرانها است توجه نماید که مهم ترین این عوامل عبارتند از:

برابری در فرصتهای دستیابی به مقامات سیاسی و اداری

انتخاب همراه با اطمینان و اعتماد به مسؤلین بومی

تساوی در حقوق مربوط به مشارکت های سیاسی

از بین بردن شکافها و درگیری ها و پرهیز از سرکوب

و جلوگیری از محرومیت

تحقق حقوق شهروندی و تقویت نهادهای مدنی

بسط مشارکت سیاسی نهادینه شده

جلو گیری از تمرکز گرایی در تصمیم گیریها

 

امیدواریم که از این پس شاهد این گونه بحرانهای قومی در کشور نباشیم چرا که ضررش دامن همه را می گیرد.

 

 

کنون که نوبت توست ای ملک به عدل گرای

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه 21 آذر1385 ساعت 9:23 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

یک شعر بلوچی برای دوستان بلوچ

بلوچ

چـــــکــــــرّان آرت پــــــــمــــا ره بـــــنــــــــــــــــــــــدان

کــــه هــــر چُــــنـــت غــــم بــــه بـــیـــت بــچــکـــنــــــدان

آ کـــــهُــــنــــیــــن نـــــنـــــد ءُ نــــیـــادی ســیــــت انـــــــــت

دگــــــــــــــه نـــوکـــبـــن نـــوبـــتـــی پــــر بـــنـــــــــــــدان

بـــژن انـــــت دل مــــنــــی گــــران بـــــار انــــــــــــــــــــت

چـــــه دروگـــــیــــن وعــــــده ءُ ســــوگــــنــــــ-ـــــــــــــــدان

داگ مــــــن ایـــــر کُــــتــــه بــــنــــدبــــنـــــــــــــــــــــــــــد ء

پـــه شــــئــــــی گـــــوســـــتــــگـــیـــن پــــد ءُ رنـــــــــــــدان

آ قـــــــولانــــــی شـــپ انــت بـــی مــتـــیــــــــــــــــــــــــــن

کــه گـــــوســـتــنـــت گـــون ردیـــــن تــــــیــر بـــــــــــنـــدان

تـــــو رونــــق دل مـــــدئی امــــــــــــــــــــــــــــــــــــــروز ء

چـــه لاچـــــــار ءُ غـــــمــــــی پــــا بــــنـــــــــــــــــــــــدان

                    

|+| نوشته شده در  یکشنبه 19 آذر1385 ساعت 3:28 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

روز دانشجو بر همه دانشجویان مبارک باد
|+| نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1385 ساعت 6:41 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

۱۶ آذر سالروز دانشجو بر همه دانشجویان مبارک باد

روح شهیدان شریعت رضوی،قند چی و بزرگ نیا که آغاز کننده جنبش دانشجویی بودند شاد باد.

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1385 ساعت 6:34 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

به خاطر اصرار دوستان مجبورم رنگ قالب وبلاگ را عوض کنم هر چند از رنگ قبلی خوشم میامد

چه کنم نمی شه حرف دوستان را نادیده گرفت.

|+| نوشته شده در  دوشنبه 13 آذر1385 ساعت 8:29 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

حداد عادل در زابل
حداد عادل

از زمانی که دولت نهم روی کار آمد شهر زابل بیش از پیش مورد توجه مسئولین و دولتمردان قرار گرفت و علتش هم شاید خشکسالی ها پی در پی زابل باشد که موجب بروز مشکلات متعددی برای اهالی این شهر گشته است . بعد از سفر رئیس جمهور به شهر زابل ما شاهد بهبودی وضعیت این شهر بودیم که با انتصاب آقای دهمرده(ریاست سابق دانشگاه زابل)این بهبودی با روند تندتری ادامه پیدا کرد که نمونه بارز آن پیشرفت چشم گیر دانشگاه زابل است که پیشرفت وضعیت شهر زابل را نیز در پی داشته است و رشد دانشگاه زابل به گونه ای بود که این دانشگاه با ۲۷۳ درصد رشد در اعتبارات هزینه ای خود در سال ۱۳۸۵ مقام نخست را از این نظر در میان دانشگاههای کشور به خود اختصاص داد

علاوه بر حضور ریاست جمهور شاهد حضور تنی چند از وزیران بوده ایم و همچنین دانشگاه زابل هر هفته پذیرای متفکران و فعالان سیاسی کشور می باشد و امروز هم شاهد حضور رئیس مجلس شورای اسلامی آقای غلامعلی حداد عادل هستیم که مهمترین موضوع سفر ایشان به شهر زابل آب و استفاده بهینه از آن می باشد

در اینجا گله ای از مسئولین و دولتمردان دارم که چرا نسبت به استان گلستان بی توجهی می کنند اگر شهر زابل محروم است و دچار خشکسالی شده است . استان گلستان نیز چند سالی است که با سیلهای بنیاد کن روبرو است و مشکلات فراوانی برای مردم این استان مخصوصا مناطق محروم و دور افتاده ای چون کلاله و مراوه تپه به وجود آورده است که متا سفانه تا کنون هیچ وزیر و مسئولی زحمت بازدید از آن مناطق را به خود نداده است و مشکلات مردم شکیبای این منطقه همچنان وجود دارد و هر سال کابوس وحشتناک سیل خواب خوش را از انان می گیرد در اینجاامیدوارم که بعضی از مسایل سبب از میان برداشته شدن عدالت و مساوات نشود

|+| نوشته شده در  دوشنبه 6 آذر1385 ساعت 9:15 قبل از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

غریب

:ترکمن خوابت آسوده نیست پریشانی

:پریشانم ؟نه

:از چه چشم برهم نمی نهی

:چشمانم با خواب غریبی می کند انگار شب شب خفتن نیست

: اگر جایت تنگ است جای دگر برویم

:جایم تنگ است؟نه امّا دلم حال غریبی دارد کاش مرا توانی بود که بگریم

:بگریه ای؟از چه؟تو را چه شده است؟

ترکمن از رخت بر خاست و پنجره را گشود

:هوا سرد است بیا این پالتو را بگیر بر دوشت بگذار تو اینجا غریبی اگه سرما بخوری بد میشه

:غریبم ؟

نگاهش بر آسمان دو خته شد خواست که فریاد بزند امّا غریب بود

خواست گریه کند امّا مهمان بود خواست که قدم بزند امّا غریب بود

:چه شده است تو را ؟اگر اولین شبت بود که اینجایی  یه چیزی، می گفتم احساس غریبی می کنی امّا تو سالهاست که اینجایی؟

تو دیگر بزرگ شده این خاکی؟

:غربیبی؟ خاک؟

ترکمن چراغ را روشن کرد طرف آئینه رفت و به چشمانش نگریست

خواست که آئینه را بشکند امّا.................................

:بیا بخواب فردا صبح زود کلاس داریم

ناگهان صدای شیههء اسبی در گوشش پیچید نگاهش رم کرد و یکجا بند نبود عرق شدیدی می کرد

:شنیدی؟ این صدارو شنیدی ؟صدای چی بود؟

:صدا؟نه صدایی نشنیدم تو اصلاً امشب حالت خوبه؟

ترکمن آرام گرفت چشمایش را بست از اتاق اومد بیرون آبی به صورتش زد و دوباره بر گشت به اتاق دراز کشید و چشمهایش را بست امّا باز صدای اسب در گوشش پیچید به سرعت از بستر بر خاست

:خدایا این چه صدایی؟

:بیا این قرص را بخور مثل این که تب داری و هذیان می گی؟

تر کمن قرص را گرفت و خورد خواست که یک لیوان آب بخورد امّا باز صدا در گوشش پیچید لیوان از دستش اوفتاد وشکست

:من اسمم چیه

:اسمت؟

:آره اسمم چیه من کیم؟

:راست راستی مریض شدی بیا ببرمت دکتر

:دکتر ،نه نمی خواهم من کی هستم اسمم چیه؟

:تو اسمت تایماز ِ ولی ما بهت می گیم ترکمن

:ترکمن؟چرا ترکمن؟

:چون ترکمنی

:ترکمنم؟

صدای اسب باز در گوشش پیچید

:تو هم ترکمنی؟

:من؟نه خودت که خوب می دونی من فارسم

:ترکمن!منم امّا تو نیستی

:چرا اینقدر چرت و پرت می گی امتحانات که تموم شد حتماً برو خونه خیلی وقته نرفتی اثر کرده

:خونه برم ؟کدوم خونه؟

:می گم که اثر کرده اونم بد جور

صدای اسب در گوشش پیچید

:خونه من کجاست؟

:نکنه سرت ضربه دیده به کلّی حافظه ات ار از دست دادی

:تو را خدا بگو خونه من کجاست؟

:تر کمن صحرا فهمیدی ترکمن صحرا جناب ترکمن حالا بگیر بخواب

چراغ خاموش شد و تا صبح صدای اسب در گوشش می پیچید و از ان شب تا الان همیشه در این فکر بود که صدا صدای چیه ؟ و علامت سؤال از آن پس همیشه همراهش بود ترکمن؟صحرا؟خونه؟اسم؟غریب؟خاک؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

2

                                                           

|+| نوشته شده در  دوشنبه 29 آبان1385 ساعت 2:29 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

دعوت به همکاری
وبلاگ دانشجویان ترکمن دانشگاه زابل از تمامی دانشجویان ترکمن دانشگاه زابل و دیگر دانشگاههای کشور دعوت به همکاری می نماید

از آنجا که تیم مدیریتی وبلاگ در ترم جاری توانایی اداره وبلاگ به علت آماده شدن برای شرکت در کنکور کارشناسی ارشد را ندارند لذا از تمامی دانشجویان ترکمن برای هر چه بهتر شدن وبلاگ دعوت به عمل می آوریم

چنانچه مایل به همکاری با ما وبلاگ هستید با آدرس زیر تماس بگیرید:

zabolturkmenler@hotmail.com

|+| نوشته شده در  دوشنبه 22 آبان1385 ساعت 2:4 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

وبلاگ و وبلاگ نویسی ترکمنها

نوشته از یعقوب

امروزه وبلاگ و وبلاگ نویسی در بین ایرانیان مخصوصاً جوانان ایرانی بسیار رواج دارد. رشد وبلاگهای ایرانی در سالهای اخیر بقدری سریع بوده که امروزه بیش از دهها شاید صدها هزار وبلاگ نویس در ایران و خارج از ایران قلم میزنند. با گسترش وبلاگ نویسی در ایران جوانان ترکمن نیز سعی کردند به جمع این وبلاگ نویسها به پیوندند و تلاش کردند در عرصه های مختلف نظرات خود را به بیرون ارائه دهند و هم فکران خود را در عرصه های مختلف اجتمائی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، هنری، ادبی، علمی و غیره جستجو کنند. ولی این اواخر تعداد وبلاگ نویسان ترکمن کمتر و کمتر میشود و با گذشت زمان غیر فعالتر میشوند.

دلیل این مسئله را در کجا باید جستجو کرد؟ به نظر من غیر فعال بودن و یا کمتر و کمتر شدن وبلاگ نویسان ترکمن به چند عامل بستگی دارد.

وبلاگ نویسان ترکمن در ایران به درستی مرز خود را نمیشناسند. وبلاگ نویس تهرانی مرز خود را به خوبی میداند، زیرا ایشان در جلو خود قوانین شرعی و قانون اساسی ایران را دارد و با تکیه به آنها مرز خود را در زمینه های مختلف به آزمایش میگذارند. ولی وبلاگ نویسان ترکمن علاوه بر قانون جاری بر کشور قوانین نا نوشته را نیز باید رعایت کنند در نتیجه این دوستان به خوبی نمیدانند به کدام قانون باید اتکاء کنند. این مسئله وبلاگ نویسان ترکمن را از نظر روانی خسته و فرسوده میکند.

محدود بودن استفاده کننده گان از اینترنت معضل دیگری است که وبلاگنویسان ترکمن با آن روبرو هستند. قاعده بر آن است که به وبلاگ ترکمنها عمدتاً فقط ترکمنها مراجعه میکنند. این تعداد نیز به علت گرانی اینترنت و کندی کار آن زیاد نمیباشد. قانون نا نوشته به خوانندگان وبلاگها نیز تاً ثیر میگذارد، زیرا خوانندگان وبلاگها نیز به درستی نمیدانند کدام وبلاگ کم خطر است. زیرا جوانان ترکمن به خوبی میدانند دستگاه امنیتی ایران هیچ علاقه ای به وبلاگهای ملتهای غیر فارس ندارد و همه ی آنها را در بهترین حالت تحریک کننده  و در بدترین حالت دامن زنندگان جدائی طلبی میدانند.

بعلت محدودیتهای سیاسی در منطقه وبلاگ نویسان ترکمن همگی تلاش  میکنند برای پر کردن خلع سیاسی بیشتر در رابطه با مسائل سیاسی قلم زنند در نتیجه وبلاگهای خود را به قشر کوچک متمرکز میکنند و مراجعه کنندگان خود را محدود به سیاسی کاران و علاقه مندان به مسائل سیاسی میکنند. در میان ترکمنها وبلاگ نویسان  هنری، فرهنگی، علمی، پزشکی، خاطره نویسی، و غیره یا نداریم و یا بسیار کم داریم. در نتیجه خوانندگان وبلاگهای سیاسی نیز برای پیدا کردن خبر و یا مسائل سیاسی تلاش میکنند به سایتهای سیاسی مراجعه کنند، چونکه در هر صورت مطالب سایتها گسترده تر و متنوع تر از وبلاگها میباشد و یا اگر مطالب جالبی در وبلاگها باشد در سایتهای ترکمنی نیز آنها درج میشود.

ترکمنها در ایران وبلاگ نویسهای خوبی داشتند و تلاش فراوان کردند با قلم ساده مطالب متنوع را در وبلاگها خود استفاده کنند. وبلاگ نویسانی چون فریدون و ارکین بولوت

نمونه ای از وبلاگنویسان خوب ترکمنهای ایران بود که به دلایل نا معلومی از ادامه کار باز ماندند . ادامه کار این دوستان میتوانست در دیگر وبلاگ نویسان جوان ترکمن که در راه بودند تجربه های خوبی را ارائه دهند. از کار ماندن وبلاگ نویسان با تجربه و خوب باعث میشود وبلاگ نویسان جوان و تازه کار با همان مشکلاتی روبرو شوند که وبلاگ نویسان با تجربه در آغاز کار با آن روبرو بودند.

وبلاگ نویسی بین ترکمنهای خارج از کشور نیز رایج نیست، تمامی وبلاگهای خارج از کشور بیشتر خود را سایت مینامند و سعی میکنند به وبلاگهای خود وظایف سایتها را واگذار کنند، در نتیجه این دوستان نه وظیفه ی سایت را انجام میدهند و نه مثل وبلاگ نویس با وبلاگهای خود کار میکنند.

کلام آخر:

ما باید تلاش کنیم راههای مختلف را در استفاده از اینترنت به کار بگیریم و تلاش نمائیم از اینترنت به شکل بسیار موًثر و ساده استفاده کنیم. اینترنت امکان بسیار خوبی برای جوانان ترکمن میباشد، که به این وسیله میتوانند با دنیای اطراف خود تماس بگیرند و با ایجاد وبلاگهای مختلف ایده های خود را در هر ضمینه ای در اختیار عموم قرار دهند. اگر ما در این ضمینه موفق باشیم گام بسیار بلندی در خود سازی و از هم آموزی برداشته ایم. ما نباید نگران باشیم که تعداد بازدید کننده کم است و یا مراجعه کننده نظری در رابطه با نوشته های دوستان ارائه نمیدهند. مهم این است ما این اعتماد به نفس را بخود میدهیم که داوطلبانه در ضمینه ها ی گوناگون، حرفه ای و یا غیر حرفه ای قلم میزنیم . اگر ترکمنها به اندازه ی والیبالیست های خود قلم زن داشتند و یا به اندازه ی سوارکارانش وبلاگ نویس داشتند، امروز میتوانستند در عرصه های مختلف دست آوردهای بهتری داشه باشند. هنوز هم دیر نشده چونکه وبلاگ نویسی بین ترکمنها در آغاز کار خود است و آینده ی روشن در دست خود جوانان ترکمن میباشد که باید همت کنند و راههای مختلف استفاده از اینترنت را به آزمایش بگذارند.

ترکمن ایلیم

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 17 آبان1385 ساعت 8:28 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

روحنامه

Ruhnama

 

 

Soltan sanjar we daýhan

سلطان سنجر و دهقان

 

یک روز سلطان سنجر که از شکار بر می گشت در راه دهقانی

 را دید که در زمین خودش مشغول کار بود. سلطان با سر به

ملازمانش اشاره ای کرد لحظه ای بعد دهقان را به قصر آوردند و

 به او عزت و احترام کردند.سلطان او را به خزانه برد و کیسه ای

مقابلش انداخت و گفت))هر چقدر که می توانی حمل کنی

،بردار و ببر!))

دهقان فکر کرد و فکر کرد و سرانجام یک مشت طلا بر

داشت .سلطان پرسید))چرا کیسه را پر نکردی ؟))

دهقان جواب داد:((من به آن مقدار طلایی که بتوانم حمل کنم

نیازی ندارم،بلکه به آن مقدار طلایی که بتواند مرا حمل کند نیاز دارم.))

 

|+| نوشته شده در  پنجشنبه 11 آبان1385 ساعت 2:19 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

هارون الرشید : ای بهلول از زمانی که من آمده ام طاعون دیگر نیامده و

ریشه کن شده است.

بهلول:خداوند عادل است و در یک زمان دو بلا را بر هم نازل نمی کند.

|+| نوشته شده در  یکشنبه 7 آبان1385 ساعت 9:28 قبل از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

عید سعید فطر

عید سعید فطر بر تمامی

 

 مسلمان جهان

 

 

 علی الخصوص برمردم

 

مسلمان ترکمن

 

مبارک بادعید سعید فطر

|+| نوشته شده در  شنبه 29 مهر1385 ساعت 3:51 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

نظرات دوستان
مرحبا یا شهر رمضان رمضان ماه ضیافت الله و میهمانی خداست. رمضان ماه نزول قرآن است و قرائت قرآن و ختم کردن آن در این ماه نسبت به ماههای دیگر از ثواب بسیار بالایی برخوردار است.
پس ای گروه مومنان فاقرئو ما تیسر من القران زیرا قرآن مایه شفا و هدایت و رحمت برای مومنین است.قرآن شفای آنجه در سینه هاست می باشد. شفا لما فی الصدور است.دردهایی که در سینه و دل انسان است همان آلودگیهای روحی و معنوی است که باعث بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی و اخلاقی می شود.
بیشتر افراد ناهنجار با قرآن بیگانه اند. مولا علی (ع) در خطبه 176 نهج البلاغه می فرمایند : از قرآن برای بیماریهای خود شفا بطلبید و آنرا برای حل مشکلاتتان استعانت بجوئید زیرا قرآن شفای بزرگترین دردهاست که آن درد کفر و نفاق و گمراهی است. رمضان ماه قرآن الفجر است و قرائت قرآن در هنگام سحر و فجر به عنوان یک شاهد در روز قیامت حاضر می شود و شفاعت می طلبد .
ان قرآن الفجر کان مشهودا رمضان ماه ذکر و تسبیح خداست.رمضان ماهی است که سحر آن با تسبیح و شامگاه آن و شبهای آن با تسبیح خداوند همراه است. پس ای گروه مومنان تسبحوه بکره و اصیلا . رمضان ماهی است که شب پربرکت قدر در آن واقع شده است . رمضان ماه شب زنده داریهای عاشقان الله است.رمضان ماه نمازهای تهجد و نوافل است.
پس ای گروه مومنان بشتابید به سوی نمازهای تهجد که اوج عشق عارفان است و عمل کنیم به آیه : ومن الیل فتهجد به نافله لک رمضان تنها ماهی است که شیطان در آن در غل و زنجیر است رمضان ماه توبه و انابت از گناهان است.
رمضان ماه غفران الهی و آمرزش و رحمت است .پس ای گروه مومنان استغفروالله ان الله غفور رحیم رمضان ماه مهربانی و مهر ورزی و ماه دستگیری و کمک به مستمندان و نیازمندان است.پس بیائیم در این ماه به کمک هموطنان محروم خود بشتابیم و حد اقل کمکهایی را برای همسایگان مستضعف خود در نظر بگیریم.
رمضان ماه راز و نیازهای عاشقانه و مناجات با خداست. لذا تک تک ما از خدا بخواهیم : و قل رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و اجعل لی من لدنک سلطنا نصیرا باشد که ان شاالله در پرتو الطاف حق و انجام عمل صالح مقامی پسندیده نزد خدا بدست آوریم و مصداق عسی ان یبعثک ربک مقاما محمودا باشیم و به رضوان الهی برسیم که آن خود فیضی بزرگ است.
 وب سایت   پست الکترونیک

 

با سلام

به جای اینکه ظرفیت پذیرش ورود به دانشگاهها را بالا میبرید به فکر آسایش دانشجویان باشید تازه اینکه در زابل ناامنی وگروگان گیری هم است و مثل مرغ آدم
میکشند .آیا صلاح نیست که وزارت علوم نسبت به تست دختران شهرستانی بعد از فارغ التحصیلی بفهمد که چه دختران معصومی که در ابتدای ورود به دانشگاه چه ارزوهای داشته اند باسر اافکندگی وخجالت از تجاوزی که به زور به این دختران شده واز ترس آبرو سکوت میکنند آیا کسی است که سوال کند؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

پنجشنبه 20 مهر1385 ساعت: 18:39 توسط:ترکمن ایلیم
ما نیز ما دانشجویان جدید دانشگاه زابل را خیر مقدم میگوئیم و امیدواریم در تمامی عرصه ها مخصوصاً تحصیل موفق باشند. فراموش نکنید آینده به توانائی و دانش شما بستگی و نیاز دارد. با تمام قدرت در یاد گیری بهتر و بیشتر کوشا باشید. سختیها را تحمل کنید، دست همدیگر را به خوبی بگیرید. برای همدیگر، برادر ، خواهر، پدر و مادر باشید.
شاد باشید دبیر سایت ترکمن ایلیم
یعقوب
 وب سایت   پست الکترونیک

 

توسط:ابو الفضل عشقی
با عرض سلام و خسته نبا شید خد مت شما عزیزان تر کمن ایران
خیلی خوشحال شدم وقتی دیدم که عده ای از یک قومیت خاص سایتی برای آشنایی بهتر مردم با قوم ترکمن وهمچنین استفاده خود تر کمن ها سا خته شده است.
امید وارم که اول در درسها و بعد در کار های دیگرتان موفق باشید.

خدا نگهدار
 وب سایت   پست الکترونیک

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 26 مهر1385 ساعت 11:54 قبل از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

برگزاری انتخابات شورای صنفی و رفاهی دانشگاه زابل
چند روزی است که دیوارهای دانشگاه زابل پر از بر چسب های تبلیغاتی شده است

و هرشب سالن آمفی تئاتر مملو از جمعیت دانشجویانی است که برای طرفداری از کاندیدای مورد نظرش و هورا کشیدن آمده اند.

انتخابات شورای صنفی و رفاهی دانشگاه برای دانشجویان دانشگاه زابل از اهمیت زیادی بر خوردار است چرا که جولانگاه رقابت های قومی و قبیله ای است و هر کاندیدی که جمعیت قومش و همشهریانش افزون بر دیگر کاندیدها باشد انتخاب می شود خواه لایق باشد خواه نا لایق . البته گهگاه کسانی که انتخاب می شوند که به دور از این گونه مسایل هستند اماکم  است تعدادشان

در این دوره کاندیدها در قالب چند ائتلاف مشغول رقابت هستند که البته شعار بیشترشان قومیت گرایی نه! می باشد اما فکر نکنم مسئله قومیت گرایی با این گونه شعار از محیط دانشگاه بر چیده شود و ما هرساله و هر ترم شاهد نزاع های شدید قومی هستیم

البته در بین کاندیدهای مستقل از ائتلاف ها نیز وجود دارند که به نظر شانس انچنانی برای انتخاب شدن نداشته باشند

خلاصه مطلب این که امیدورایم کاندیدهای لایق انتخاب شوند تا حد اقل ذره ای از مشکلات عظیم دانشگاه زابل را از میان بر دارند.

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 26 مهر1385 ساعت 11:37 قبل از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

  می خوام یه چیزی بگم که امیدوارم گوش بدید و عمل کنید.طرف حرف من شما دانشجویان ترکمن هستید که از طرف همزبانهاتان به سوی علم آمدید تا از این قافله عقب نمانید.می خوام بگم که ترکمن سالهای سال در برابر هر شمشیر زوری ایستاده کرد تا آنچه را که دارد و دوستش هم دارد از دستش نگیرند .آری هیچ شمشیر چنان برنده نبود که ترکمن را از پا در آورد.ترکمن در برابر هر کس وناکس ایستاد تا نام نیکش و زندگی آرامش را ازش نگیرند اما نام نیک وزندگی آرام ترکمن از ترکمن سلب شد نه با شمشیر بلکه با قلم.

وقتی حکام و شاهان از تسلط شدن بر ترکمنها با شمشیر عاجز شدن به نویسندگان،شاعران و مورخان دربارش دستور داد با قلم به ترکمنها بتازید و نام نیکی برای آنان باقی نگذارید ،آنان را با قلم هاتان غارتگر ،وحشی ،آدمکش نشان دهید با قلم هاتان به همه بگوئید که ترکمن یاغی است زندگی آرام را دوست ندارد خائن است ،نگوئید که ترکمن ساده و عاشق زندگی آرام هستند نگوئید که ترکمن شجاع است بگوئید ترکمنها سر راه زائران را گرفتند آنان را غارت کردندبگوئید ترکمنها وقتی افراد شکست خورده ویا تنها را می بینند غارت می کنند نه افراد پیروز و قوی،و مورخان و قلم به دستان اینگونه نوشتند بی آنکه واقعیت را در یابند .

آری قلم زرپرستان ترکمن را از نام نیک و زندگی آرامش به دور کرد ،ترکمن آرام و قانع را وحشی و غارتگر نشان داد ،ترکمنی که ارزش فوق العاده برای مهمان می گذارد اگر چه دشمن باشد را غریب کش کردند.

دانشجویان ترکمن ،شاید آن زمان یک قلم تاب ایستادگی در برابر چندین قلم را نداشت امّا اکنون ما دیگر یک قلم نیستم هزاران قلمیم .نگذارید بیش از این نام نیک و زندگی آرام ترکمن را از ترکمن بگیرند نگذارید.

می خوام یه حکایتی را واسه شما تعریف کنم که موجب شد من بیدار بشم و امیدوارم موجب بیداری شما هم بشود ،می دونم این ماجرایی که برای شما می خوام تعریف کنم برای شما پیش آمده و یا حداقل پشت سرتان حتماً اینگونه گفتند.

اوائل ورودم به دانشگاه بود. با چند نفری آشنا شده بودم و طبق ممعول هر آشنایی خودمان را معرفی کردیم من در معرفی خودم بعد از گفتن اسمم گفتم که ترکمن هستم.بعد از این که گفتم ترکمن هستم یکی از بچه ها گفت ترکمن هستی پس حتماًاینو شنیدی که می گن "ترکمانی نام جنت شنید گفت آنجا غارت و تاراج هست" راستی هنوز هم مشغول غارت هستید .من ناراحت شدم و گفتم این دیگه چه حرفهای من درآوردی ؟

گفت که من در آوردی نیست م خودم کتاب تاریخی زیاد می خونم و این سخن همه در مورد ترکمنها هست .منم که نمی دونستم چی بگم گفتم خوب همه قومها غارت می کردند .اونم در جواب گفت آره اما هیچ غارتی به پای غارت ترکمنها نمی رسد.بعد رد ادامه گفت رو به دیگر بچه ها کرد و گفت این ترکمنها سر راه کاروانهای زیارتی را میگرفتند و زائران امام رضا را غارت می کردند قدیما خیلی به خاطر ترس از ترکمنها نموانستند به زیارت امام رضا بروند . من اون لحظه حالتی عجیب داشتم شرمندگی و عصبانیتم با هم در آمیخته بود از طرفی به خودم می گفتم حتما راسته که می گه واسه همین شرمنده شدم و از طرفی می گفتم نه حرفاش دروغ و از دستش عصبانی بودم و بعد رو بهش کردم و گفتم این حرفای من درآوردی چیه که داری می گی؟ اونم در جواب گفت که اینا من درآوردی نیست حقیقتی است که در کتب تاریخی ثبت شده است.

می تونم که اون لحظه ترکمن بودنم باعث ننگ من شده بودم و تصمیم گرفتم به کسی نگم که ترکمنم اما ترکمن بودنم را نمی تونستم از هم جدا کنم شاید هر کسی بتونه خودش را از اصلش جدا کنه ولی ترکمن نمیتونه خودش را زا ترکمن بودنش جدا کنه برا یهمین تصمیم گرفتم که خودم برم و مطالعه کنم و حقیقت را دریابم اوائل که کتابهای تاریخی که نویسندگانش درباری بودند را خوندم همون چیز های دستگیرم شد که دوستم می گفت اما وقتی کتب مورخهای جدید و علی الخصوص تاریخی را خوندم به ترکمن بودنم افتخار کردم دیگه الان دوست دارم با هر که که آشنا شدم قبل از گفتن اسمم بگم که من ترکمنم و باز هم رفتم وبیشتر خوندم وبهتر تحلیل کردم و به ترکمن بودنم بیشتر افتخار کردم و کتابی نیست که از ترکمن گفته باشه و من نخونده باشم و سایتی نیست که از ترکمن نوشته باشه ومن نخونده باشم وقتی که فهمیدم ترکمن واقعا چگونه انسانی هست تصمیم گرفتم این را به همه و یا حداقل به دانشجویان دانشگاه خودم بگم اما چه جوری؟خواستم نشریه باز کنم اما امکانش برای ما در این دانشگاه کم است و همچنین امکانات هم کم است ناگهان فکری به سرم افتاد درست کردن یک وبلاگ و من این وبلاگ را به وجود آوردم که بگم ترکمن کیست؟

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 30 فروردین1385 ساعت 2:35 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

خاتمی در گلستان
به گزارش خبرنگار سایت دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن ایران (TurkmenStudents.com)، سيد محمد خاتمي رئيس‌جمهور سابق ايران روز شنبه 26 فروردين 85 براي سخنراني و ديدار با مردم، روشنفكران و نيز روحانيان شيعه و اهل‌سنت وارد استان گلستان شد. وي كه سال قبل به دليل كسالت نتوانسته بود جهت حضور در كنگره "دو حكيم استرآباد" به گرگان بيايد عصر روز شنبه در مصلي جمعه گرگان حاضر شد و در جمع چند هزار نفر از مردم استان گلستان به سخنراني پرداخت.

در اين مراسم ابتدا يكي از روحانيان برجسته اهل‌سنت ايران ( آخوند عاشورزاده) به تلاوت قرآن پرداخت و سپس آخوند نوريزاد امام‌جمعه اهل‌سنت گنبدكاووس طي سخناني ولادت با سعادت حضرت محمد(ص) را به مسلمانان شيعه و سني تبريك گفت و به بيان بخشهايي از سيره نبوي پرداخت. پس از ايشان، آيت‌الله نورمفيدي نماينده ولي‌فقيه و امام‌جمعه گرگان ضمن سخناني، هفته وحدت را تبريك گفت و به سيدمحمد خاتمي خوشامد گفت.

رئيس‌جمهور سابق ايران نيز ضمن تبريك ميلاد پيامبر خاتم، ابتدا يادي از نمايندگان فقيد دوره قبل استان گلستان در مجلس شوراي اسلامي كرد و استان گلستان را استاني با عظمت‌هاي بزرگ تاريخي و ظرفيت‌هاي گسترده دانست كه به تناسب عظمت؛ مشكلات فراواني داشته و برخوردار از امكانات نبوده است. وي همزيستي مسالمت‌آميز طوايف و مذاهب گوناگون در استان گلستان را از جمله خصوصيات استان نام برد و يادآور شد: «اين امر مي‌تواند نمونه‌اي از وحدت و همبستگي باشد كه جامعه اسلامي در هر زمان به آن نياز دارد.»
|+| نوشته شده در  سه شنبه 29 فروردین1385 ساعت 11:47 قبل از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

از مدیریت سایت دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن از بابت ثبت وب لاگ دانشجویان ترکمن دانشگاه زابل در سایتشان تشکر و قدر دانی می کنم

به همین مناسبت اینجانب قصد دارم که از ارتباط صمیمانه ای که بین دانشجویان ترکمن دانشگاه زابل وجود دارد سخنی چند ایراد کنم.

وقتی که متوجه شدم که در دانشگاه زابل قبول شدم ابتدا ناراحت شدم که چرا در زابل ،زابلی که خیلی دور است و از نظر آب و هوایی نیز نامساعد است باید درس بخوانم اوائل خواستم که ثبت نام نکنم اما علاقه به دانشگاه و تحصیل این مشکلات را از چشم من دور کرد  و با این گونه افکار در دانشگاه زابل ثبت نام کردم

اما الان واقعا خوشحالم که در دانشگاه زابل قبول شدم چون می دانم که صمیمیتی که در بین دانشجویان ترکمن دانشگاه زابل وجود دارد  در کمتر جایی می توان یافت.

دانشجویان ترکمن دانشگاه زابل که هم اکنون مشغول تحصیل هستند حدود چهل نفر می باشند و همه با هم در ارتباطیم و ترکمنی نیست که با یک ترکمن دیگر هم اتاقی نباشد و این گونه ارتباط گاه باعث شگفتی سایر دانشجویان می شود.

اما در مورد وب لاگ ،هدف اصلی وب لاگ معرفی قوم ترکمن و آداب و سنن آنان و نشان دادن ماهیت اصلی ترکمنها به دانشجویان دانشگاه زابل(این وب لاگ برای بسیاری از دانشجویان شناخته شده است)و از دیگر اهداف وب لاگ افزایش صمیمیت و همکاری دانشجویان ترکمن دانشگاه

خدا را سپاسگزارم که این وبلاگ در عمر چند ماهه اش توانسته است به اهدافش برسد

در ضمن این وبلاگ در قسمت آمار دانشجویان ترکمن دانشگاه زابل به معرفی تک تک دانشجویان دانشگاه زابل از آغاز تا هم اکنون می پردازد

با تشکر مدیدریت وب لاگ دانشجویان ترکمن دانشگاه زابل

|+| نوشته شده در  شنبه 26 فروردین1385 ساعت 4:17 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

 

JavaScript Codes
Jamasp
جستجو در وب جستجو در http://www.jamasp.com