ایده های مسموم را کنار زنید.
بی بی سارا قرنجیک
bibisara@hotmail.com
4 خرداد 1385
بیش از دو هفته است که آذربایجان نا آرام است، هر روز خبرهای مختلفی در رابطه با نا آرامیهای آذربایجان درآنتن رسانه های داخلی و خارجی به صورت گسترده گذر میکند. ظاهراً علت نا آرامیها درج مقاله و کاریکاتوری در روزنامه ی دولتی با نام ایران میباشد. که ترک زبانهای ایران را به مسخره گرفته است . به نظر بنده همه ی اینها فقط صورت مسئله میباشد، مخرج مسئله بی عدالتی های بیشماری است که ملتهای ایران سالهای سال با آن روبرو بودند و هستند. پریروز خوزستان، دیروز بلوچستان ، امروز آذربایجان، فردا ترکمنصحرا پس فردا تهران خواهد بود. اعتراضات آذربایجان نه اولین اعتراضات است و نه آخرین اعتراضات خواهد بود و نه حرکت جدا از دیگر حرکتهای اعترضی ایران میباشد. بنا به حساس بودن موقعیت آذربایجان چه از نظر جمعیتی و چه از نظر نقش ترک زبانها در تاریخ جنبشهای ایران و رهبری کشور موضع گیری رهبران ایران و دستگاه سرکوب آن با نا آرامیهای آذربایجان بسیار حساب شده بود. ( بر خلاف خوزستان، بلوچستان و کردستان..و...) در این میان بر خورد نیروهای سیاسی ایران چه در داخل و چه در خارج از کشور بسیار جالب بود. نیروهای اپوزسیون در ایران به رهبری آقای خاتمی و دیگر سرکردگان به محکوم کردن کاریکاتور بسنده کردند و هیچ اشاره ای به بی حقوقی مردم ایران و مناطق ملی کشور نداشتند تقریباً همان موضع گیری را کردند که دیگر دولت مردان و سرکردگان ایران داشتند.
نیروهای خارج نیز بخش بزرگش از اینکه طعمه ی چند نفر استقلال طلب آذری نگردند و بر چسب زیبای جدائی طلبی در پیشانی خود نداشته باشند بسیار محافظه کارانه عمل کردند. کاریکاتور را محکوم کردند و مثل همیشه خواستهای مردم را به شکل بسیار کلی تکرار کردند و هیچ تلاش نکردند و نمیکنند که جنبش آذربایجان را به جنبش ایران تبدیل کنند همان کاری که آیت الله خمینی در سال 57 کردند. تا زمانیکه در اعتراض به مقاله ای در روزنامه ی اطلاعات آیت الله شریعتمداری عمّامه ی خود را در تبریز به خیابان نه اندخته بود، مردم آذربایجان به خیابانها نیامده بودند هیچ کس نمیتواند بگوید اگر آقای شریعتمداری عمّامه ی خود را در تبریز به زمین نزده بود قیام ایران سراسر ایران را فرا میگرفت و به یک قیام سراسری تبدیل میشد.
دموکراتهای ایران در جریان اعتراضات مناطق ملی بسیار محافظه کارانه برخورد میکنند و آلوده به سموم رهبران ایران و گرفتار بی اعتمادی جبهه ی ملی و نهضت آزادی میباشند. این سه گروه همیشه سعی کردند هر صدای حق طلبانه ی ملتها را با عینک جدائی طلبی و دخالت خارجی نگاه کنند بدون اینکه یک نمونه ی عینی از قیام جدائی طلبانه ی مناطق ملی را در تاریخ هرچند ساله ی ایران ارائه دهند.چیزی که نیروهای سیاسی ایران فراموش میکنند نقش آذریها و دیگر ملتهای تحت ستم ایران در اعتراض به بی عدالتی و بی حقوقی در ایران میباشد . ما چه بخواهیم و چه نخواهیم آذربایجانیها، 40 در صد جمعیت ایران را تشکیل میدهند و هر حرکت آنها یعنی حرکت ملت ایران است هر تصمیم آذربایجانیها در ایران تصمیم ایران خواهد بود . اگر امروز آنها بر علیه ستم برخواسته اند در حقیقت مردم ایران است بر علیه ستم برخواسته، وظیفه ی ما است که خواست آنها را و جنبش اعتراضی آنها را به اصفهان و مازندران و گنبد بکشانیم . نیرو های معترض رژیم چه آنها که شعار بر اندازی را الم میکنند و چه آنها که پرچم شعار برکناری را بلند میکنند و چه آنها که شعار اصلاحات را میدهند بدون حمایت صادقانه از اعتراضات و فشار مردم بر علیه ستم، کار به جائی نخواهند برد . اصلاحات، بر کناری، بر اندازی، را باید مردم صورت دهند این فشار و اعتراضات مردم است که کدام یک از این سه الترناتیو را انتخاب میکنند. در اعتراضات مردم آذربایجان کاریکاتور فقط یک وسیله بود هدف رفع هر گونه ستم ، بی عدالتی، بی حقوقی میباشد نه چیز دیگر. اعتراضات مردم آذربایجان مثل اعتراضات کردستان، خوزستان، بلوچستان،ترکمنصحرا و دیگر اعتراضات ایران احتیاج به حمایت همه جانبه روشنفکران ایران دارد. ما بدون اینکه به سموم بدخواهان کشور، رهبران ایران،جبهه ی ملی و نهضت آزادی گرفتار شویم. دستمان را به سوی آنها دراز کنیم...... یاشاسین آذربایجان..





