احمد قادری
اوقات فراغت در بین ترکمن های ایران ، و اینکه چه عواملی را بررسی کنیم تا نشان دهنده وجود یا عدم وجود اوقات فراغت در بین طوایف ترکمن و نیزعوامل تاثیر گذار بر نحوه گذران اوقات فراغت ترکمن ها
فصل اول : کلیات
مقدمه : در مکتوب که از نظر خوانندگان می گذرد سعی شده است مطالبی در مورد اوقات فراغت در نزد طایفه های ترکمن ایران جمع آوری شود و البته به علت کم بودن منابع و مأخذ و عدم دسترسی کافی به منابع متعدد و محدودیت زمان و مکان سعی شده است که ابتدا تاریخچه ای کوتاه و سپس نقشی که جاذبه ها و مکانهای دیدنی و همچنین آداب و رسوم و باورها در اوقات فراغت یک قوم و در اینجا ترکمن های ایران، می تواند داشته باشد را با بررسی و روش مقایسه ای از کتب ، مقالات و سایتهای اینترنتی در دسترس تهیه شود .
در هر صورت در اینجا باید از مسئولان محترم دانشگاه ازاد نیشابور گله کرد چرا که ابتدا سعی در راه اندازی یک رشته دانشگاهی نظیر مدیریت جهانگردی که یک رشته بین رشته ای ، به معنی در بر گیرنده و جمع چند رشته،است و به منابع اطلاعاتی زیادی نیاز دارد می کنند و بعدا به مرور زمان اگر توانستند و اتفاق افتاد در آینده کُتبی چند را جهت استفاده اساتید و دانشجویان آن رشته مهیا می کنند . اما باید از برخورد مودبانه و صمیمی دست اندر کاران کتابخانه دانشگاه که با مراجعان همکاری لازم را می نمایند تشکر کرد. در هر صورت کلیه مطالب استفاده شده در این پروژه کاملا مستند هستند و سعی شده است در رد یا قبول و درستی و عدم صحت آنها ، جدای از مقایسه ها و ا نتخاب یک مورد از چند مورد مطرح شده ، دخالتی نکنیم و قضاوت را با توجه به محدود بودن مطالب قابل دسترسی و همچنین حرکت در جهت موضوع اختصاصی مورد تحقیق به عهده خوانند گان بگذاریم . هدف از تحقیق باز کردن و روشن نمودن مطالبی از واقعیات گذشته و حال در مورد ترکمن ها ، با توجه به اینکه شاید بتوان گفت نسبت به دیگر اقوام ساکن در ایران - حالا به دلیل جمعیت کمتر آنها و یا موردی دیگر - کمتر به آنها پرداخته شده است ، بوده است .روش تحقیق ،همانگونه که ذکر شد تحقیق به دلایل محدودیت زمانی و مکانی و ... به صورت کتابخانه ای و فرضیه های مربوط به آن به روش توصیفی ارائه می گردد که چون محقق، در منطقه مورد بررسی تحقیق ( ترکمن صحرا ) نبوده است دارای آمار و ارقام مر بوط به جامعه آماری و گروه نمونه خاصی نمی باشد . شاید بتوان گفت جامعه آماری تحقیق طایفه های ترکمن موجود در ایران می باشد .
برای دریافت متن کامل روی فایل pdfزیر کلیک نمائید.
|
مريم رحيمي- آلاچيق يك نوع بناي سبك و قابل انتقال است كه بيشتر درميان مردم كوچ نشين و دامدار رايج است. در ايران آلاچيق در ميان ايل سون ها (شاهسونها )، در آذربايجان و همچنين در ميان تركمن ها در تركمن صحرا واقع در شمال غربي خراسان و شمال شرقي مازندران ديده مي شود و در هر ناحيه نام خاصي دارد. به عنوان مثال در تركمن صحرا آنرا "اوي" مي نامند و در آذربايجان نامي ديگر دارد. كلمه"اوي" در زبان تركمني به معناي آلاچيق است.
آلاچيق خانه سنتي قوم تركمن است كه به دليل ساختار خاص سازهاي در برابر حوادث طبيعي نسبتا مقاوم و ساكنان خود را از گرما و سرما در امان نگه ميدارد. اين خانه سنتي در گذشته به دليل سهولت در نصب و كاربرد در جابجاييها و مهاجرتها، منزلي امن محسوب ميشد كه به آساني قابل جمع كردن و حمل به جاي ديگر بود. امروزه به دليل رشد جمعيت، گرايش به زندگي در شهرها و نيازهاي متفاوت جوامع بشري زندگي در آلاچيقها كم رنگ شده و دركمتر جايي نشان از اين منزل است. زندگي شهري و مدرن امروزي باعث شده تا هم اكنون فقط گروهي از مرزنشينان و دامداران استان گلستان كه مجبور به مهاجرتهاي موقت و كوچ ييلاقي و قشلاقي هستند از آلاچيق استفاده كنند و ديگران زندگي درخانههاي جديد را ترجيح دادهاند. "فريدون اونق" مسئول سازمان ميراث فرهنگى گنبد كاووس در اين مورد مى گويد: اكنون كسى در تركمن صحرا در آلاچيق زندگى نمى كند. در بسيارى از روستاها آلاچيق ها فروخته شده و تعداد كمى از مردم از آن استفاده ميكنند و اين مسئله به اين خاطر است كه در كل دشت گرگان تنها يك كارگاه ساخت آلاچيق در روستاى "امچلى" شهرستان تركمن وجود دارد كه براساس تقاضاى تركمن هاى كوچروي كه بيشترشان در مناطق مرزى داشلى برون به سر مى برند آلاچيق مى سازد. ولي تركمن صحرا، در شمال ايران جايى كه به استپ هاى آسياى ميانه ختم مى شود، مكانى است كه ايل هاى بزرگ تركمن در آنجا زندگى مى كردند، سالهاى سال اساس زندگى آنان دامپرورى، كشاورزى، پرورش اسب و قالى بافى بود كه به اقتضاى كار دامپرورى ناگزير بودند نيمى از سال را در ييلاق به سر برند و نيمى ديگر را در قشلاق. در گذشته خانوادههاي تركمن هريك داراي آلاچيق مستقلي بودند كه با فاصله كمي از آلاچيق ديگران برپا ميشد و به اين مجموعه كه بيشتر با هم خويشاوند نيز بودند "اوبه" ميگفتند. تركمنهاي گلستان آلاچيق را قبهاي از قبههاي بهشت ميدانستند و چندان علاقهاي به زندگي در خانههاي خشتي و آجري نداشتند. در زبان تركمني به آلاچيق "آغاج اوي (خانه چوبي)" گفته ميشود و از نظر اعتقادات تركمنها آلاچيق مظهر سلامتي و سخاوت است. بيشتر وظايف برپايي آلاچيق تركمن را زنان برعهده دارند و براي ايجاد اين خانه زيبا از وسايلي كه به آن "تاريم، اوق، توي نيگ، نمد، قولانگ، تويينگ- باق" گفته ميشود، استفاده ميكنند. اينك بيشتر با تاريخچه، مواداوليه، روش توليد، هنرمندان شاخص و كاربرد آلاچيق آشنا ميشويم. تاريخچه تركمانان در قرن يازدهم ميلادي در مرو ساكن شدند پس از مرز بندي ميان روسيه و ايران عدهاي از آنان در ايران ساكن شدند. اين قوم از دوران بيابانگردي تا به امروز از چادر تركمني ( آلاچيق ) استفاده مي كنند. مواد اوليه چوب عرعر ، نمد ، پوست حيوانات ، حصير ، ميخ چوبي ، نخهاي پشمي و نخ پنبه اي از جمله مهمترين مواد اوليه ساخت آلاچيق است. روش توليد "انوشيروان گرايلي" معاون صنايعدستي استان گلستان با اشاره به شيوه توليد و ساخت آلاچيق به ميراثآريا ميگويد: پس از تهيه تنه درخت عرعر از مناطقي چون كردكوي آنرا با قلم و چكش به چند تكه كه آن نيز بستگي به قطر تنه درخت داشته (4 تا 8 تكه) تقسيم مي كنند. سپس قطعات بريده را روي خرك تراش برده و در بين غلاف متحرك آنرا محكم مي كنند. اين امر با پا و پدالي كه در پايين خرك تعبيه شده صورت مي گيرد تا چوب در هنگام كار جابجا نشود. سپس با داس پوست آنرا كنده و تراش مي دهند. وي ادامه ميدهد، سپس چوبها را 2 تا 3 روز در معرض آفتاب قرار داده ، داخل كوره به مدت نيم ساعت مي گذارند. پس از بيرون آوردن از كوره به مدت 10 دقيقه فرصت داشته تا به آنها فرم دهند ، در غير اينصورت موجب شكستن چوبها مي شود. هنگامي كه چوبها براي مصارف گوناگون در اندازههاي متفاوت آماده شد بنا به نياز آنرا فرم داده و براي ساخت بخشهاي متعدد آلاچيق از آن استفاده مي كنند. گرايلي ميافزايد: براي ساخت اوق چوب تراشيده شده را روي خرك فرم دهي ، بين دو ميله قرار داده و زير آن چوبي قطور ميگذارند تا بعنوان اهرم عمل كرده از شكستن چوب اوق جلوگيري كند. ميزان انحناي چوب بستگي به مصرف آن در بخش هاي مختلف دارد ، بعنوان مثال چوبهاي اوق بايد از انحناي زياد برخوردار شوند. اما چوبهاي تارم نياز به انحناي كمتري داشته و توي نوك بيشترين انحنا را به خود مي گيرد. معاون صنايعدستي گلستان در مورد ارتفاع اوق ميگويد: ارتفاع اوقها به نيمه آلاچيق ( بالاي تارم ) ميرسد كه قد چوب آن 3 متر است و تركمانان اغلب جهت ايجاد انحنا از الگوهايي كه از گذشته از اجدادشان به ارث رسيده بهره مي جويند. وي ميافزايد: در بخش گنبدي اسكلت از 60 اوق استفاده ميشود و در قسمت انتهايي آن در مركز گنبد به توي نوك متصل ميشود توي نوك نيز همچون اوق به همان شكل ساخته شده با اين تفاوت كه توي نوك به شكل دايره با قطر 2 متر در مي آيد و روي آن 60 سوراخ جهت قرارگيري اوق ها تعبيه ميشود. به گفته گرايلي تارم كه به شكل آكاردئون است از چوب عرعر به ارتفاع 2 متر كه بزرگترين قطعه بوده و در وسط قرار مي گيرد ساخته شده و باقي قطعات هر چه به سمت كناره ميرود كوچكتر مي شود. قطعات به شيوه قبل آماده و با انحنايي كم بطور ضربدري روي هم قرار گرفته و در محل اتصال سوراخي تعبيه شده تا به كمك بند پوستي ( پوست شتر ) ، دو قطعه به هم وصل شود. بند در دو طرف سوراخ با گرهاي محكم مي شود. ارتفاع تارم هنگاميكه باز مي شود در دو اندازه 70/1 و 40/1 است. جهت تكميل آلاچيق بايد 4 قطعه تارم را كنار هم قرار داده با كمك دو نفر دو عدد از اوق ها را روبروي هم در توي نوك گذارده و انتهاي اوق را در بالاي تارم با نواري باريك ( جاجيم باف ) به نام « دوزي » بسته سپس باقي اوق ها را بطور متقارن دورتا دور تارم چيده و مي بندند تا كامل شود. پس از تكميل اسكلت آلاچيق توسط ميخهاي چوبي ( دو شاخه اي ) به فاصله يك تا 2 متر روي زمين كوبيده و در مواقع لزوم بندهايي را بدان وصل كرده كه به آن « ارقن » گفته ميشود تا باد آلاچيق را جمع نكند. جهت محكم شدن اسكلت تارم را با نوار جاجيم باف به نام « دورلق ياخا » و بالاي تارم را نيز توسط نواري ديگر بنام « بيل يوپ » مي بندند. پس از آن تمامي اسكلت را با حصير و نمد ميپوشانند ، بدين ترتيب كه ابتدا سه قطعه حصير را دور تارم پوشانده ، روي حصير 4 قطعه نمد مستطيلي شكل با بندهايي به طول 2 متر قرار داده و به تارم مي بندند. آنگاه دو قطعه نمد ذوزنقه شكل در بخش گنبدي گذاشته و فضاي بالايي آنرا با نمدي دايره شكل مي پوشانند.كف آلاچيق را نيز با نمد پوشانده تا مانع نفوذ رطوبت به داخل آلاچيق شود. هنرمندان شاخص بهدليل محدود شدن كاربرد آلاچيق ، ميزان توليد آن نيز به همان نسبت پايين آمده و هنرمندان سازنده آن انگشت شماراند كه در اين ميان مي توان از "آيت جان پنق" و "علي پنق" نام برد. مناطق توليد امروزه كمتر هنرمندي مي توان يافت كه به اين امر مشغول باشد بههمين دليل محل توليد آن محدود به چند روستا شده است كه روستاي "بناور" از توابع بندرتركمن و بعضي از روستاهاي گنبد از جمله اين مناطق است. كاربرد معاون صنايعدستي سازمان ميراثفرهنگي،صنايعدستي و گردشگري استان گلستان دراين باره ميگويد: آلاچيق تركمني به منزلة خانه و مسكن آنان بوده است و به دليل نوع زندگي كوچ نشيني تركمنان در گذشته مي بايست چادرشان قابل حمل باشد. اما امروزه به دليل تغيير وضعيت زندگيشان به زندگي شهري ، تنها در مواردي چون كوچ دام به مناطق خوش آب و هوا ، مراسمهاي خاصي چون عروسي ، و ساير جشنها آلاچيق را بر پا ميدارند. گرايلي همچنين از احياي اين محصول صنايعدستي در سال آينده خبرداده و خاطرنشان ميكند: در نظر داريم "آلاچيق" را با اعتبار 200 ميليون ريال احيا كنيم تا همچنان زنده بماند و مظهر سلامتي و سخاوت قوم تركمن باشد. | |
قوچوق (قوچک یا شاخ قوچ)
در میان ترکمنها نقشهای بسیار زیبا و فراوانی وجود دارد.این نقشها نسل به نسل از گذشتگانمان به ارث رسیده است.نقشهاییکه پس از گذشت قرنها ذهن هر بیننده را به تحسین وامیدارد. با نگاه
به این نقوش بسیار زیبا، به اوج هنر،سلیقه،دقت و حوصله زنان و دختران ترکمن در به تصویر کشیدن و ایجاد چنین نقشهای زیبا با استفاده از حد اقل ترکیب رنگی پی برد.
در بوجود آمدن و خلق این نقشها ،مهر و محبت،زیبایی و ظرافت،احساسات،قدرت،آرزوهای پاک مادرانه،نغمه ها، عواطف،عشق و وفاداری زنان و دختران ترکمن تاثیر گذار بوده است.
این نقوش را می توان در اسباب و وسایل خانه،جهیزیه و وسایل عروس،پلاسها،گلیمها،جورابها،دستکشها،فرشها،لباسها،اجاق و تنورو در میان زیور آلات نقره وطلا پیدا کرد. در کاوشهای باستانشناسی و سایل و ظروفی پیدا شده است که از این نقشها در آن دیده می شود.
در کاوشهای باستانشناسی که در منطقه مرو و کوپه داغ که در اطراف عشق آباد قرار دارد ظروف و کوزه هایی یافت شده که در متن و لبه های آنان نقش (قوچوق) نقش بسته است،این یافته ها نشان دهنده قدمت استفاده از این نقش می باشد.
با الگو برداری از نقش قوچوق دهها نوع قوچوق دیگر شکل گرفته است.از آن جمله میتوان به (قوچ کله،قارشیلیقلی کله،قوچ بینوز،قول چورلی قوچوق،کورته قوچوق،قارا قوچوق،یاشیل قوچوق،گوگ قوچوق،سکیز قوچوق،پنجه قوچوق،هندی قوچوق،کیک قوچوق،قاناتلی قوچوق،داراق قوچوق،تاریم قوچوق) نام برد.
به عنوان مثال نقش قوچ کله از الم پلاس شروع می شود و تا سمت دیگر پلاس که الم طرف دیگر قرار دارد در میان نقشی که بستانی نام دارد در سر تا سر پلاس اطراف نقش بستانی را احاطه کرده و آن را تزئین می کند.در اندازه 4 متری پلاس بافته شده تعداد 768 عدد نقش قوچ کله وجود دارد و در میان نقش یا زمینه قرمز(لاکی)آن نیز 280 عدد نقش قوچ کله کوچک وجود دارد.اگر بافت پلاس ظریفتر باشد تعداد نقشها بیشتر خواهد شد.با نگاه دقیقتر به این پلاس گله قوچها را که در یک جا جمع شده را به خاطر خواهیم آورد.
در الم (ساری قوللی الم) قالی تعداد 4 عدد ساری گل راتعداد 2 عدد نقش قوچ کله به هم متصل می کند .
در لباس مردان و زنان ترکمن همچون (چاک من،دون،بگ رس،چاوت،کورته،چیرپی) در زمانیکه حاشیه این لباسها سوزندوزی می شود نقطه اتصال قسمت لبه های عمودی و افقی لباس در گوشه با نقش قوچ کله نقش تزئین می شود.
(یکی دیگر از دلایلی که در سوزن دوزی یا لبه دوزی ها در لباسهای قدیمی ایجاد استحکام و جلو گیری از پارگی سریع لباسها بوده چونکه در قدیم تهیه لباس و پارچه مشکل و کمیاب بوده است).
زنان هنرمند و تیز هوش ترکمن از کلمه قوچوق همانند لباسهایشان در میان سخنانشان و نغمه و لالاییهایشان نیز به شکل زیبا و با معنایی استفاده می کردند (پسرانی مثل قوچ، قوی داشته باشی) آرزو.( ماشالله پسری مثل قوچ قوی شدی) مثال (کله دو قوچ توی یک دیگ نمی جوشد).(یوالارین قوتوزی جومجومانینگ سچگی --- منینگ کورپه دوغونیم ئیگیتلرینگ قوچوغی) لالایی.
در گذشته زنان ترکمن اطراف تنور پخت نان خود را با نقش قوچوق نقاشی می کردند.
.(قادیمیت دن نوسخولی تامدیرلار بار قوچوقلی ----- بوغدوی نانلار گون یالی دویه یونگدن ساچاقلی) یکی دیگر از وسایلی که نقش قوچوق در آن زیاد دیده میشود حاشیه سفرهاییکه از پشم شتر بافته شده میباشد که نقش قوچوق را با ابریشم روی آن سوزندوزی می کنند.
زنان و دختران ترکمن با نسخه قرار دادن دستبافته های گذشتگان خود توانسته اند بر زیبایی این نقوش بیش از پیش بیافزایند.
کلاه ها (عرقچین)دختران و پسران با نقشهای زیبا و زیادی با حوصله وظرافت سوزن دوزی می شود.مثلا (گل تاخیا) برای خانمها و (آق قایاما) برای آقایان می باشد.از میان نقشهای (آق قایاما)می توان به( داغدان قوچوق )و(تاریم قوچوق) اشاره کرد. داغدان درختی برای ترمنها می باشد که از چوب آن قطعاتی کوچک به شکل شاخ قوچ درست می کنند (داغدان قوچوق) که از این نقش در حاشیه ی تاخیا سوزن دوزی می شود.
(تاریم قوچوق) نیز بر گرفته از آخرین ردیف بالایی( تاریم آلاچیق ) ترکمن می باشد که این نمونه ساده از شکل قوچوق می باشد (بون برگردان) از نقش تاریم قوچوق بر روی تمامی حاشیه سفره هاییکه از پشم شتر بافته شده است و سفره های ابریشمی با نخهای ابریشمی استفاده و سوزن دوزی می شود.
قوچ ، قوچوق اصطلاحاتی هستند که همواره در بین سخنان روز مره ترکمنها مورد استفاده قرار می گیرد. مثلا در منطقه ای که من در آنجا زندگی می کنم روستایی به اسم قوچ وجود دارد،زیارتگاهی به اسم قوچ آتا ،دره ای به اسم قوچ گادیگی،یا قوچ یولی نیز از انجمله می باشد.
استفاده از کلمه قوچ با این شکل و نامگذاری محلها ویا توصیف قدرت با اسم قوچ خود نشان دهنده دیدگاه و واحترام ترکمنها به این حیوان می باشد.(داغا شکارا چیقسا کیک گتیر قوچوغیم ---- بوروم-بوروم شاخلاری بیک گتیر قوچوغیم ) خانمها با خواندن این اشعار نوزادان خود را داخل گهواره می خواباندند.
در بعضی از خانه های ترکمن میتوان شاخ قوچ را میتوان دید که در قسمت بالای ساختمان قرار می دهند (قوچ بینوز) کله ی قوچ شاخدار را به نیت پیشگیری از نظر و تلسم از قیم الایام در بین مرسوم بوده که از باورهای بسیار قدیمی ترکمنها می باشد.
http://turkmensahramedia.com/
28 خرداد 1386
گورگن
تورکمن صحرادا تأزه چیقان کتاب لر
1ـ دیوان مختومقلی
دکتر اراز محمد سارلی ینگ تلاشی بیلن مخنومقلی پراغی ینگ دیوانی کیششیک فورمات دا، تأزه لیگدا 2000 نوسغادا، 675 صحیفه دا چاپ دن چیقپ دیر. دیوان ینگ گیریش یندا مختومقلی پراغی حاقدا غیسغه جا ماغلومات بریلیب دیر. بو کتاب ینگ تأزه لیگی فورماتی دیمک بولار.
کتاب ینگ بهاسی: 3000 تومن
2ـ پرنیان هفت رنگ
بو کتاب ینگ یازیجی سی و دیلماجی گنید دردی اعظمی راد. یازیجی بو کتابدا، مختومقلی پراغی نینگ غوشغی لردان بیر نأچه سنی سایلاب، شاهیرینگ پیکر لرنی، دویغی لرنی ... آچیقلاب بیرجک بولیار. همدا سایلانان غوشغی لری پارس دیلینا گچریب اوقوجی لارنا هودرلاب دیر.
کتاب 2000 نوسغادا، بها سی 2000 تومن، مختومقلی فراغی انتشارت نینگ طاراپیندن چاپ بولیپ چیقیپ دیر.
3 ـ دیوان حاج بگمراد آذری (استان خراسان شمالی ـ شهرستان بجنورد)
دیوان ینگ گیریش یندا حاج بگمراد حاقدا شیله یازیلیب دیر"آتاسی خواجه مراد صوفی حضرت مراد بردی آخوندینگ مرید لریندن دور، بو حقیر جرگلانینگ ایلاری یوزینده یایلاق دیان اوبه ده طاویق ییلی دنیا گلیب دور"
بو کتاب 2000 نوسغا دا مختومقلی فراغی آدینداکی انتشارات نگ طاراپیندان چاپ بولیب دیر. کتاب 78 صحیفه، بهاسی 1000 تومن.
4 ـ کوین یورگلر
احمد سارلی دأده سی بیلن اوز خاطره لرتی غیسغه جا حکایه ادیب "کوین یورگلر" آدی بیلن نشر ادیب دیر. بو حاطره لر47 صحیفه دا، 2000 نوسغا دا چاپ ادیلیپ دیر. بهاسی بولسا 600 تومن
در آداب و سنن گذشته ترکمن ها آتش مقام ويژه اي را احراز ميکند. بعصي از اين مراسم جنبه احترام عمومي نسبت به آتش را نمايان ميسازد. جنبه عمده اين احترام با خاصيت نگهدارنده و سحرانگيز آتش مرتبط است. که اين نيز بنوبه خود از درک آتش به عنوان يکي از نيروهاي قهار طبيعت که داراي نيروي سحرآميز مقتدري مي باشد منشأ گرفته است. اکثريت اين تصورات با اصطلاح " ايريم "(نشانه،علامت،فال) مشخص شده اند، برخي ديگر از جمله مراسم پاکيزگي هرساله بوسيله آتش که پائين تر بطور مختصر در مورد آن ها صحبت خواهيم کرد با اصطلاح " دأپ دسٌور" مشخص مي شوند.
جنبه عمومي احترام به قوه طبيعي آتش پيش از همه در ممنوعيت اعمالي بروز کرد که در آن ها برخورد با آتش توهين آميز تلقي مي شد. براي مثال تف کردن به آتش حرام است و اين در مورد خرمن آتش افروخته، اجاق خانگي و تنور صدق ميکند. کسي که مرتکب چنين عملي شود، بنا بر اعتقاد، بدبختي به او روي خواهد آورد. در فولکلور ترکمني اصطلاحي که براي نسل هاي قديمي تر کاملا آشناست يعني "اوُت اورز" (آتش نوراني) و در صرب المثل عـــامـيـانـه " اوُت آستيندا بلا قالماز" (زير آتش بلا نميماند) بروشني اين تصورات را نشان ميدهد.
در ميان طوايف گوناگون آداب و رسوم مختلفي نسبت به آتش وجود داشته است. مثلا در نزد گوکلان هاي قارري قالا اين نظر وجود داشته است که اگر شراره اي از آتش بطور اتفاقي بروي لباس کسي مي افتاد و آن را ميسوزاند ميگفتند که جاي پريشاني نيست. و يا در بين ترکمن هاي يمرلي چنين اعتقادي وجود داشته است که اگر کسي ظرف را با آب در آتش بيندازد، لازم است که در آنجا کمي آرد ريخته شود. (سمبل خون بها دادن)
در گذشته نه چندان دور در نزد ترکمن هاي يموت غربي جائي که دامپروري وجود داشت، آتش نقش بزرگي را ايفا مي کرد. بدين گونه که اُبه بهنگام کوچ ييلاق يا قشلاق به منظور تمييز کردن، خرمن بزرگي از آتش برمي افروختند و مردم با جل وپلاس خود در حالي که حيوانات را مي راندند، از ميان آتش مي گذشتند. پس از پايان مراسم معمولا خرمن هاي آتش را به يکديگر متصل مي ساختند تا مفري براي ارواح شرير و پليد باقي نماند تا آنها نتوانند ايشان را تا محل جديد دنبال کنند.
مثال ديگر حاکي از آن است که هر چهارشنبه، آتشي را برمي افروختند و در آن براي خلاصي از شر اجنه و ارواح شاخ و نمک و چيزهاي ديگر مي انداختند.
طبق اسناد جمع اوري شده نژادشناسي، پرش از روي آتش در بين همه قبايل ترکمن از دير باز رايج بوده است. اجراي اين مراسم در ماه هاي "مه رد" و "صافار" وآخرين چهارشنبه سال کهنه اجرا مي شده است. پرش از روي آتش در بين طوايف مختلف اصطلاحات متفاوتي داشته است. تکه ها آن را شامان اُوت، يموت هاي تاختيني، ساريق ها، ساري لي و قارا داشلي آن را شامار اُِوت، گوکلان ها و يمرلي ها آن را شامباز اُوت مي ناميدند.
مراسم پرش از روي آتش طبق راويان اخبار به معناي پاکيزگي از همه آلودگي هائي که در طول سال در انسان جمع شده ، بوده است. در قرن نوزدهم در مراسم پرش آتش همه اهالي ابه به جز سالمندان و شخصيت هاي روحاني قبيله شرکت مي کردند. در مراسم ابتدا مردان، سپس زنان و بالاخره نوجوانان از روي آتش مي پريدند. در حالي که در اطراف خرمن آتش مي چرخيدند، رو به آتش چنين مي خواندند:
شامان اُوت،
بولديم شات.
پارلاپ اوستينگدن گچديم،
زارلاپ گؤنامي دؤکديم.
حاير قيلسن ايشيمي،
غوراپ ساقلا داشيمي.
پرش بر روي آتش در سمت هايي از جنوب به شمال و از شرق به غرب انجام مي گرفت. خوش گلدي بختيارف در يادداشتي با عنوان " بقاياي نسل آتش در نزد ترکمن ها" توصيف زيبائي از مراسم پرش بر روي آتش در اسنقلي در بهار 1922 بدست مي دهد. طبق نوشته وي وقتي خورشيد غروب مي کرد خرمن هاي آتش پديدار مي شدند و زنان در حالي که کودکان را در آغوش خويش داشتند با فرياد شادي از روي آتش مي پريدند.
در گذشته مراسم شکستن ظروف فديمي به هنگام پرش از روي آتش و انداختن آن در آتش وجود داشته است.
آعتقادات و مراسم مربوط به آتش در ميان ترکمن ها به دوران پيش از اسلام باز مي گردد، هر چند برخي از سنت هاي مربوط به رنگ و روي اسلامي به خود گرفته است، معذلک يکي از درخشان ترين بازمانده هاي دوران گذشته است.
از کتاب: " تحقيقاتي در مورد نژاد شناسي ترکمن ها" (آکادمي علوم ترکمنستان ـ انستيتوي تاريخ، باستان شناسي ونژادشناسي)
کلوب مشاهیر ترکمن
زيباييهای صنايع دستی گلستان در يك نگاه
اقوام مختلف استان گلستان كه هر يك فرهنگ، آداب و رسوم و صنايع دستي خاص خود را دارند، ابداعكننده و ادامهدهنده حيات بسياري ازصنايع دستي منطقه و كشور هستند.
در اين زمينه بافت قالي، قاليچه و پشتي تركمن، ابريشمبافي، نواربافي، ساخت دوتار تركمن، پلاس بافي، جاجيمچه، زيورآلات، سوزندوزي تركمن و بلوچ، نمدمالي، قلمزني و قلاببافي بخش كوچكي از اين زيباييهاي دست ساز است.
در استان گلستان هماكنون دو گونه رشتههاي صنايع دستي كه به آن بومي و غيربومي گفته ميشود رواج دارد، هر چند برخي از آنها منسوخ شده و در حال فراموشي است.
از اين ميان "قالي و قاليچه تركمن، نمدمالي عليآباد، رودوزيهاي كتول، زيورآلات تركمن، سوزندوزي شاهكوه، شيشهگري، مسگري، نمدمالي تركمن، سرپرده، پشتي و پلاس تركمن، ابريشمبافي راميان و مينودشت، ساخت ساز دوتار، سوزندوزي تركمن، سفالگري، ابريشمبافي تركمن، نواربافي تركمن، خورجينبافي، جوال، جاجيم، لباس محلي، زينسازي ، پوستين دوزي، چوغا (پوشاك سنتي) بيليشدوزي و چيغبافي" از صنايع دستي بومي اين منطقه است.
"حصيربافي، ورنيبافي، مينياتور، مليلهدوزي، مفرش، چنتهبافي، گليمبافي، گليمچه، سكمهدوزي (چشمه دوزي)، قالي گل برجسته، رنگرزي، معرق، نازك كاري، منبت، خراطي، تكهدوزي، قلاب بافي، ابريشم دوزي ( خامه دوزي)، قيطان دوزي، سوزندوزي بلوچ، منجقدوزي، دهيكدوزي"، از صنايع دستي غير بومي اين استان محسوب ميشود.
در اين زمينه هنرهايي چون "گلابتون دوزي، آجيدهدوزي، بردري دوزي، سرمه- دوزي، مرواريددوزي، رفوگري فرش، قلمزني، گبهبافي، نقشهكشي قالي و گليم، كاشي، مجسمهسازي، افزار فلزي، تذهيب، توربافي، حكاكي نقاشي، منبت معرق، زرگري، تراش سنگهاي قيمتي و نيمهقيمتي و صحافي سنتي نيز بايد به اين مجموعه افزوده شود.
درابريشمبافي پارچههاي ابريشمي الوان به صورت طاقهاي به طول ۲/۵متر و عرض ۳۰تا ۴۰سانتيمتر با ابزاري چون ماكو، ماسوره، شانه تهيه ميشود.
مواد اوليه اين هنر صنعت الياف ابريشمي الوان، نخهاي طلايي و نقرهاي است كه با ابزاري به نام "دار، نورد، شانه، قرقره، ماكو و ماسوره" انجام و براي استفاده درلباس، روسري، شال گردن، چادرشب، حوله و سفره كاربرد دارد.
اين هنر بيشتر در مناطق شرق استان گلستان همچون راميان، مينودشت، كلاله و نيز منطقه شاهكوه رواج دارد.
"نواربافي كتول" خاص منطقه كتول در حوزه شهرستان عليآبادكتول است و براي تزئين حاشيه لباسهاي سنتي و مصارف تزئيني ديگر با استفاده از نخ گلابتون توسط كارگاه مخصوص و سيم گلابتون بافته ميشود.
نخ گلابتون طلايي يا نقرهاي، كامواي سياه و سفيد مواد اوليه آن بوده و با استفاده ازكارگاه نواربافي، نيتراش خوردهكوچك و سيم گلابتون توليد ميشود.
"دوتار تركمن" ساز مخصوص تركمنها بوده و داراي دو سيم و ۱۱پرده است كه با چوب، استخوان و سيم توسط مغار و سوهان و چكش ساخته ميشود.
چوب توت و گردو، چسب، سيم، استخوان يا شاخ بز از مواد اوليه ساخت آن بوده و با ابزاري همچون اره، سوهان، سمباده، مغارهاي قاشقي و چكش ساخته ميشود.
اين ابزار بيشتر در مناطق تركمننشين ازجمله شهرستانهاي گنبدكاووس، كلاله، بندرتركمن و آق قلا توليد ميشود.
"پلاس" نوعي گليم بدون پرز با نخ پشمي است و نقوش آن ساده و هندسي بوده و با رنگهاي مختلف به صورت تخت و برجسته توسط دار و شانه و قيچي براي استفاده به عنوان زيرانداز و كيف بافته ميشود.
در بافت پلاس، پشم مهمترين ماده اوليه بوده و توسط هنرمندان بافنده با استفاده از دار، شانه و قيچي براي مصارفي چون زيرانداز، كيف و پشتي (قارچين) در شهرستانهاي گنبد، كلاله، آق قلا و بندرتركمن بافته ميشود.
و اما بايد گفت قالي و قاليچه تركمن كه مهمترين و معروفترين هنر صنعت اين منطقه بشمار ميرود، دستبافي پرزدار است كه از طريق درگيري تار و پود و پرز با نقوش هندسي روي دار افقي بافته ميشود.
مواد اوليه فرشهاي زيباي تركمن پشم، كرك، نخ پنبهاي و نخ ابريشم بوده كه هنرمندان آن را با كمك ابزاري همچون دار (قورمه)، قلاب (كسر)، قيچي (سني) و شانه (داراق) به فرشي زيبا تبديل كرده كه هنوز در خانه بسياري از ايرانيان با افتخار "زيبا و دست بافت بودن" استفاده ميشود.
اين هنر علاوه بر زيرانداز بودن به عنوان قارچين (پشتي) و سرپرده نيز كاربرد داشته و توليد آن مربوط به مناطق تركمننشين گلستان ميشود.
جاجيمچه يا "جاجم" نيز دستبافتي ضخيم و بدون پرز از جنس پشم و پنبه و داراي چله كشي بلند است كه به صورت راهراه و رنگين براي مصارفي چون زيرانداز و پادري بافته ميشود.
ابزار مورد نياز براي بافت جاجيمچه شامل چرخ، شانه، ماسوره، گورد و ماكو بوده و بيشتر در روستاي زيارت شهرستان گرگان توليد ميشود.
در اين ميان برخي از صنايع دستي منطقه نيز به مرور زمان به فراموشي سپرده شده كه از آن جمله سفالگري است.
گفته ميشود دوره تاريخي سفال جرجان در دوره صفوي پايان يافته است.
سفال به مواد يا قطعات و توليداتي گفته ميشود كه از خاك رس وبا استفاده از ابزارهاي سفالگري و چرخ آماده و در كوره پخته ميشود و مواد اوليه آن تنها خاك رس و آب است.
شيشهگري نيز كه متعلق به قرون سوم تا ششم هجري است، شامل محصولاتي بوده كه از طريق شكل دادن سيليس و ديگر مواد معدني در كوره و باروش دميدن توسط لوله مخصوص و ابزار ديگر براي ساخت انواع ظروف كاربردي و تزئيني استفاده ميشد.
مواد اوليه آن "سيليس، خورده شيشه، اسيد بوريك، عناصر ذوبكننده ، تثبيتكننده و سفيدكننده " بوده و با ابزاري همچون "بوري، ميزكار، قاشق چوبي، دستگاه آب، انبر، پنس، واگيره و قالب" ساخته ميشد.
مناطق توليد اين هنر جرجان قديم بوده است.
"مسگري" از ديگر هنرهاي منسوخ گرگان است كه براساس اعلام سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي گلستان فقط يك كارگاه از آن باقي مانده است.
ظروف مسي در گذشته در امور روزمره استفاده ميشد و امروزه نيز در برخي مراسم در ماههاي محرم يا رمضان مورد استفاده قرار ميگيرد.
شايد يكي از دلايل منسوخ شدن اين صنعت، جايگزين شدن فلزات سبكي چون روي و آلومينيوم به جاي آن باشد.
معاون صنايع دستي سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي گلستان ميگويد: به منظور حمايت از صنايع دستي قرار است طي چند روز آينده نمايشگاه سراسري صنايع دستي با حضور برخي مسوولان كشوري و استاني در سايت نمايشگاهي باباطاهر واقع در جاده نهارخوران گرگان افتتاح شود.
انوشيروان گرايلي افزود: براي حضور در نمايشگاه سراسري صنايع دستي استان گلستان از هنرمندان كليه استانها دعوت شده است.
به گفته وي اين نمايشگاه داراي ۱۲۰غرفه است و به هر استان حداقل سه غرفه اختصاص مييابد و غرفههاي پژوهش، توليد و كاربرد جديد صنايع دستي نيز در نظر گرفته شده است.
از منظر ديگر براي احيا و ادامه برخي از صنايع دستي منطقه در سالهاي اخير توسط سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي گلستان اقداماتي ازجمله با برگزاري دورههاي آموزشي انجام شده است.
گرايلي در اين ارتباط از ايجاد اشتغال براي بيش از دو هزار نفر در اين بخش از ابتداي سال جاري در استان گلستان خبر داد.
به گفته وي، اين اشتغال در رشتههاي معرق كاري، سوزن دوزي، گليمبافي، ابريشمبافي، طلاسازي و ديگر زمينههاي صنايع دستي ايجاد شدهاست.
در حال حاضر ۱۱۰هزار هنرمند و صنعتگر در استان يك ميليون و ۶۵۰هزار نفري گلستان در زمينه صنايع دستي مشغول فعاليت هستند.
براي بيان و ارايه برخي از زيباييهاي صنايع دستي گلستان و استانهاي ديگر نمايشگاهي در گرگان از بيست و هفتم دي ماه برپا ميشود.
23 دی 1385
منبع ایرنا
همه ما درگفتگوهاي روزمره خود، عبارتهاي مصطلحي نظير ((مبارك باشد))، ((خسته نباشيد ))،((دستتان دردنكند))و… رادرحالات وموقعيتهاي گوناگون براي ابراز احساسات دروني مان نسبت به اطرافيان خودوگاه جهت آغاز ارتباط كلامي بكار مي بريم ،به طور مثال درزبان تركمني ،چنين ضرب المثلي وجود داردباي بير تازه دون گيسه ،((قوتلي بولسين !))ديير لر ،غريب تازه دون گيسه ،((نيردن آلدينگ ؟))دييرلر.
ترجمه :
اگر ثروتمندلباسي نوبپوشد،مي گويند: ((مبارك باشد!))اما اگر فقير لباس نوبپوشد،مي گويند: ((ازكجاگرفته اي؟))برخي از عبارتهاي مصطلح ،جوابي درخور دارندكه همواره در پاسخ گفته مي شود.مثلا":درجواب ((خسته نباشيد!))مي گويند: ((سلامت باشيد)).اينگونه عبارات مصطلح درتمامي زبانها شايع مي باشند واشخاص دربرقراري روابط اجتماعي ازآنها سودمي جويند ؛چرا كه اين عبارات ،عمل نخستين ديدار ونيز صميميت بامخاطب راتسهيل مي نمايد.زبان تركمني ،از حيث داشتن عبارات مصطلح بسيارغني وظريف است .درزبان تركمني عبارات فراواني درحالات وموقعيتهاي گوناگون (چون :كار،تجارت ،تولدفرزند،مرگ ،عروسي،اظهار تشكر،شكار ،زراعت و…)مورداستفاده قرار مي گيردكه درزير،به صورت فشرده به معرفي وتوضيح آنهاخواهيم پرداخت .گفتيم كه عبارات مصطلح درزبان تركمني غالبا"جوابي مناسب دارند ؛بر اين اساس آنها رابه دو گروه عمده مي توان تقسيم نمود:الف عبارات داراي جوابهاي ثابت،بعبارات داراي جوابهاي عمومي .
الف : عبارات داراي جوابهاي ثابت
اين گونه عبارات غالبا"باجوابهاي مشخص ،ثابت وشناخته شده أي پاسخ داده مي شوندواهم آنها درذيل آورده شده وموقعيت كاربردي هر يك ازعبارات ونيز ترجمه تحت الفظي هر يك از آنها قيد گرديده است :
به هنگام كار:
/_آرمانگ !(خسته نباشيد!)
ج_باربول .(سلامت باشيد.)
به هنگام دادوستد:
/_سودا گشاد!
ج_دولت زياد.
به هنگام بيان تشكر وامتنان :
/_تانگري يا لقاسين !(خداوندازگناهت درگذرد! )
ج_بيله يا لقاسين .(ازگناه هر دويمان درگذرد.)
به هنگام برداشت محصول (گندم وجوو… ):
/_خرمنينگابركت!(بركت برخرمنت!)
ج_عمرينگه بركت.(بركت بر عمرت).
به هنگام كاشت وكار:
/_تخمينگ مونگلسين!(بذرت هزارشود!)
ج_دشمنينگ اينگلسين.(دشمنت بنالد.)
به هنگام آغاز كار(ازقبيل قاليبافي ،ساخت خانه و…):
/_ايشينگ ايلريك !(كارت به پيش !)
ج_ياشينگ اوزين.(عمرت دراز.)
به هنگام ورودبه جلسه شورومشورت:
/_مصلحت بيريكسين!(مصلحت يكي{موردتوافق}باشد!)
ج_دشمنينگ ايريكسين .(دشمنت درمانده باشد.)
به وقت بازگشت از شكار:
/_آوقانلي !(شكارخونين باشد!)
الف_اگر طرف شكاري نزده باشد،مي گويد:
آوجانلي !(شكار جان دارد!)
ب_اگر موفق به شكارشده باشد،مي گويد:
ياشينگ اوزين !(عمرت دراز!)
به هنگام ديداردير هنگام درشب:
/_گيچ ياغشي !(دير بخير!)
ج_گلن ياغشي!(مهمان بخير!)
به هنگام بدرقه مسافر:
/_يولونگ آچيق !( راهت باز!)
ج_دشمنينگ باسيق !(دشمنت منكوب!)
ب:عبارات داراي جوابهاي عمومي
اين عبارات معمولا"جواب ثابت ومشخصي ندارندومعمولا"باپاسخهاي كل شمول وعمومي ازقبيل ((ساغ بول!))(سلامت باشي!)،((تانگري يالقاسين!))(خداونداز گناهت درگذرد!)و…جواب داده مي شوند:
به هنگام تبريك خانه جديد گفته مي شود:
_يورت آلادينگ !(جاي ومسكن بگيري!)
به هنگام فوت فرزندگفته مي شود:
_آخرت بالانگ بولسين!(كودك آخرتت باشد!)
به هنگام تبريك تولد فرزندگفته مي شود:
الف_اگر پسر باشد: ((قول توتدونگمي؟قوتلي بولسون!))(آياغلامي گرفته أي ؟ميارك باشد!)
ب_اگردختر باشد: ((باييدينگمي؟بختي بولسون!))(آيامكنت يافته أي؟خوشبخت باشد!)
به وقت زاييدن حيوانات خانگي (همانندگاوو…)گفته مي شود:
_هووري كوپ بولسون !(همراهش بسيارباشد!)
به هنگام عيادت از بيماروياكسي كه دررنج وسختي افتاده است،گفته مي شود:
_قورقانينگ قوت بولسون !(ترست به بخت مبدل شود!)
هنگام تحمل رنج وسختي ويابيماري :
_آخرت عذابينگ بولسون!(عذاب آخرتت باشد!)
به هنگام عرض تسليت گفته مي شود:
_ايزي ياراسين !(سربازماندگانش به سلامت!)
_ايمانلي بولسون!(باايمان باشد!)و…
به هنگام عرض تبريك گفته مي شود:
_قوتلي بولسون !(مبارك باشد!)
به هنگام عرض شادباش گفته مي شود:
_گوزونگ آيدينگ!(چشمت روشن) .
به هنگام ضرروزيان مالي گفته مي شود:
_خيرلي چيقداجي بولسون !(آنچه ازدست رفته ،خير داشته باشد!)
درمباركباداسب جديد گفته مي شود:
_قازيغينداقارريسين!(
درمباركباد عروسي جديدگفته مي شود:
_جيلاوينگداقارريسين!(پابه پاي هم پير شويد.)
مهمان پس از صرف طعام غالبا"مي گويد:
_قازانانينگ ياشي اوزين !(عمر ميزبان طولاني باد.)
_ساچاغينگابركت !(بركت به سفره ات)
مهمان هنگام ترك خانه مي گويد:
_اويونگ آبادان !(خانه ات آباد.)
براي بيان تشكر از شركت كنندگان درمراسم عمومي(عروسي ،عزاو…) گفته مي شود:
_سيلاغينگ تويونگداقايتسين!(احترامت درعروسي جبران شود.)
هنگام جدايي دونفر از يكديگر (كه به صورت اتفاقي همديگرراملاقات كرده اند)گفته مي شود:
_تويداساتاشايلي !(درعروسي يكديگرراببينيم .)
درآغاز هر امر خيري (از قبيل عروسي و…)گفته مي شود:
_اونگونا باشلاسين!(به فرخندگي شروع شود.)
_اونگ بولسون !(خبر باشد.)
براي بيان تبريك تولد فرزند،غالبا"مي گويند:
_ياشي اوزين بولسون !{يا}ياشي اوزاق بولسون !(عمرش دراز باشد.)
_صالجي سي بولسون .(ازصالحان باشد.)
به هنگام بدرقه زايران :
_يول بولسون!(اوغوربخير !)
به هنگام عيادت از بيمار :
_سونگي خير بولسون !(عاقبت بخير!)
درهنگام جدايي ،بدرقه و…
_ساغليقدا گوروشيلي !(ديدار به سلامت! )
فقط به هنگام بدرقه :
_ساغ آمان بار!(به سلامت!)
فقط به هنگام استقبال:
ساغ آمان گليا رمينگ ؟(به سلامتي مي آيي؟)كه غالبا"چنين جواب داده مي شود:
_قورغون گليا ريس !(به خوشي وسلامتي مي آييم.)
به هنگام مراجعت ازمسافرت به خانه و…
_ساغ آمان اوتير ميسينگيز؟(سلامت هستيد؟)كه غالبا"چنين جواب داده مي شود:
_قورغون اوتيريس !(الحمدلله !سلامت هستيم !)
دربيان مباركبادلباس نو:
_اگنينگده ييرتيلسين !(برازنده تنت باشد!)
دربيان مباركبادكفش نو:
_آياغينگدا توزسون !(برازنده پايت باشد!)
مباركبادهرچيز نو:
_خيري بولسون!(بخير باشد!)
درمراسم((صدقه))واطعام جهت اموات:
_آلنينابارسين!(ثوابش به اوواصل شود.)
درزمان پايان يافتن بافت قالي وقاليچه و…وبريدن آن:
الف_اگربراي فروش باشد:
_بازاري بولسون!(بازار خوبي داشته باشد!)
ب_اگربراي مصرف خود باشد:
_ياغشينگا(=تويا)ياراسين .(جهت امر خير {يا:عروسي}به كاررود.)
درجواب عبارات مصطلحي ازاين قبيل ،معمولا"متناسب بامعنا ومضمون آن ،يكي ازپاسخهاي زير داده مي شود:
_ساغ بول!(سلامت باشي!)
_تانگري يالقاسين !(خداوند ازگناهت درگذرد!)
هر دوموردفوق به منظورتشكر وسپاسگزاري است.
_آمين!
_آيدانينگ بولسون !(دعايت قبول باشد!)
هردوموردفوق به منظورطلب قبولي دعاي خير است.
_آلنينگا ياغشي !(برازنده وجود شماست!)
_سيزه _ده خداي يتيرسين !(خداوندنصيب شما نيز بكند.)
هر دوموردبراي درخواست وآرزوي امري مشابه (براي طرف مقابل)است.
ذكر تمامي عبارات مصطلح باتمامي مواردكاربردآنها امري بسياردشواراست؛زيرا درزبان ظريف تركمني حتي براي بسياري از جزئي نيز عبارات مصطلح ويژه أي استفاده مي شود.
به عنوان نمونه ،اگر كسي به عيادت بيماري برود وصحبت ازطبيب بيمار به ميان آيد،باگفتن عبارت ((ادني ام بولسون ))(آنچه مي كندشفابخش باشد)ويا((الي ينگيل بولسون ))(دستش سبك باشد)دعاي خيري مي نمايند.ريزه كاريها يي ازاين دست،محتاج تحقيق وتتبعي بيشتر وعميق تر درفرهنگ غني وپوياي تركمني مي باشد.
منبع: کلوب مشاهیر ترکمن
معنای واژه یورت
آنچه که ایرانی آن را آلاچیق می نامند و ترکمنها و ترکها آن را اوی می نامند در بیشتر زبان های دنیا با نام یورت شناخته شده است
Yurt که واژه ای انگلیسی است گویا از واژه 'Yurta' که روسی است گرفته شده است به معنای خیمه کروی اقوام آسیای مرکزی می باشد و همین کلمات با اندک تغییری نیز در زبانهای آلمانی و فرانسوی نیز استفاده می شود که عبارتند از 'Yourte','Jurte'
اما واژه یورت که در زبانهای گروه زبانی ترکی استفاده می شود نیز این معنا را می دهد در جواب باید گفت که این گونه نمی باشد چرا که معنای یورت آنچه که روسها و دیگر زبانها می پندارند نمی باشد بلکه واژه یورت به معنای سرزمین و منطقه و یا ناحیه گفته می شود و اقوام ترک زبان آن را در مورد خانه هایشان به کار نمی برند بلکه برای منطقه و ناحیه ای اطلاق می کنند و ترک زبانان و ترکمن ها مسکنشان را oy ،ey , uy می نامند و مغولها 'Ger' می نامند.
ترکمنان در گذشته به علت این که دائماً در کوچ بودند از خانه های استفاده می کردند که قابل حمل بودند و آن را "اوی" می نامیدند این چادر از اسکلتی چوبی به شکل دایره ای با پوششی از نمد بوده است و این چادر ها خود بر دوقسمند:
الف-قره اوی: قره اوی به چادری گفته می شود که به خاطر استفاده زیاد رنگ انها سیاه و قهوه ای می شده است و در بیشتر اوقات محل زندگی خانواده ترکمن بوده است
ب:آق اوی:چادر سفیدی است که جز برای عروس و داماد و یا مهمانان دارای احترام زیاد بر پا نمی شود .این چادرها با نمد بسیار تمیزی پوشانده می شود
کار ساختن آلاچیق و بر پا کردن اسکلت آن به وسیله مردان صورت می گیرد و نزئینات داخلی نیز توسط زنها صورت می گیرد و در حین بر پا کردن آلاچیق مراسم مخصوصی نیز وجود دارد

آلاچیق دارای بخشهای گوناگونی است که به اختصار به معرفی آن می پردازیم:
1-اسکلت چوبی که از چوبهایی به شکل کمان درست می شود و درب آن نیز از تخته چوبی میباشد و در قسمت پائین اسکلت جنس چوبها به صورت ضربدری می باشد و خود اسکلت نیز دارای بخشهایی است که عبارتند از:
الف:توی نوک:به چوب دایره ای شکلی در قسمت بالای آلاچیق گفته می شود که عمل نورگیری را انجام می دهد
ب-اوق: به چوبهای کمانی شکل بخش گنبدی آلاچیق گفته می شود
ج-تارم: بخش پائینی آلاچیق که به شکل استوانه ای بوده و چوبه های آن نیز به شکل ضربدری قرار گرفته اند و به وسیله بند پوستی به هم متصل می شوند
2-قامیش :سه قطعه حصیر از جنس نی است که به دور تارم کشیده می شود
3-کچه:نمد هایی که به دور آلاچیق کشیده می شود و جنس این نمدها نیز از پشم وصابون می باشد
موااد اولیه ولازم برای ساخت آلاچیق عبارتند از:چوب عرعر برای ساخت اسکلت ،نمد برای پوشش چادر ،پوست حیوانات (غالباً شتر)به عنوان بند،نی برای حصیر،میخ چوبی،نخهای پشمی و نخ پنبه ای برای بافت نوارها
برای ساختن آلاچیق از ابزاری چون قلم فلزی،چکش،داس،دونوع خرک که یکی برای تراشیدن چوب و دیگری برای حالت دادن وفرم دادن و کوره و... استفاده می شود البته امروزه از وسایل جدیدی چون اره نیز استفاده می کنند
آلاچیق ترکمنی به منزله مسکن و خانه ترکمن است و کوچکترین بخش از نظام اجتماعی ترکمنهاست و با قرار گرفتن چند آلاچیق در کنار یکدیگر "اوبه"به وجود می آید که اغلب با یکدیگر فامیل می باشند ولی امروزه متأسفانه کاربرد چندانی ندارد و تنها در عروسی ها و مراسم ها مورد استفاده قرار می گیرد البته هستند کسانی که پایبند به گذشته خود می باشند و در کنار منزلش آلاچیقی نیز بر پا می کند.
با دیدن عکسهای زیر بیشتر با اجزا و کاربرد آلاچیق ترکمن آشنا شوید

توی نوک

شکل ضربدری چوب ها در قسمت تارم

چگونگی قرار گرفتن در آلاچیق

آلاچیق ترکمن دارای تاریخی بسیار زیادی است که در روز های آتی سعی می کنیم اشاره ای هم به تاریخ آن داشته باشیم
| |
|
درتركمن صحرا نوازنده هاي محلي ( باغشي ) ناميده مي شوند و در اعياد و مراسم عروسي نقش بسيار عمده اي را برعهده دارند. موسيقي درتركمن صحرا مجموعه اي از جوانمرديها ، دلاوريها و اعتقادات و آمال مردم را دربر مي گيرد.
۱. چوپاني خواني : موسيقي تغزلي تركمنستان است و تركمنان در درشت ومرغزار غزلهايي درباره سختي وناراحتيهاي خود مي خوانند. ۲. ذكر خواني : درباره روابط خداوند و انسان است واين موسيقي بارقص خنجر انجام مي شود كه به رقص خنجر هم معروف است . ۳. پرخواني : اين موسيقي درمراسم روان درماني بيماران و ديگر مراسم آيين بكار مي رود . واين مراسم با رقص انجام مي گيرد كه ارواح خبيث از جسم شخص خارج شود. ۴. هودي : دراين موسيقي تركمنان عواطف واحساسات و دعاي خير خودرا نثار فرزندان مي كنند وبطوركلي اين موسيقي نشانگر احساسات و عواطف آنها است. ۵. مولود خواني : اين موسيقي درمراسم تولد فرزندان يا مراسم مذهبي اجرا مي گردد. ٦. لاله خواني : لاله خواني سرودي عاطفي است كه بيانگر دوري و جدايي تركمنان است و درهنگام خواندن با سازه قوپوز همراه مي گردد. ۷. نقل خواني : اين موسيقي به حكايت و ياخواندن اشعار قهرماني براي سرگرم كردن افراد بكار مي رود. ۸. غزلخواني : دراين نوع موسيقي از غزلهاي حماسي فردوسي وحافظ وسعدي استفاده مي شود. ۹. نوحه سرايي : درمورد رويدادهاي غم انگيز و جدايي ابدي انسان ومرگ مورد استفاده قرار گرفته ميشود.
|



