احمد قادری
اوقات فراغت در بین ترکمن های ایران ، و اینکه چه عواملی را بررسی کنیم تا نشان دهنده وجود یا عدم وجود اوقات فراغت در بین طوایف ترکمن و نیزعوامل تاثیر گذار بر نحوه گذران اوقات فراغت ترکمن ها
فصل اول : کلیات
مقدمه : در مکتوب که از نظر خوانندگان می گذرد سعی شده است مطالبی در مورد اوقات فراغت در نزد طایفه های ترکمن ایران جمع آوری شود و البته به علت کم بودن منابع و مأخذ و عدم دسترسی کافی به منابع متعدد و محدودیت زمان و مکان سعی شده است که ابتدا تاریخچه ای کوتاه و سپس نقشی که جاذبه ها و مکانهای دیدنی و همچنین آداب و رسوم و باورها در اوقات فراغت یک قوم و در اینجا ترکمن های ایران، می تواند داشته باشد را با بررسی و روش مقایسه ای از کتب ، مقالات و سایتهای اینترنتی در دسترس تهیه شود .
در هر صورت در اینجا باید از مسئولان محترم دانشگاه ازاد نیشابور گله کرد چرا که ابتدا سعی در راه اندازی یک رشته دانشگاهی نظیر مدیریت جهانگردی که یک رشته بین رشته ای ، به معنی در بر گیرنده و جمع چند رشته،است و به منابع اطلاعاتی زیادی نیاز دارد می کنند و بعدا به مرور زمان اگر توانستند و اتفاق افتاد در آینده کُتبی چند را جهت استفاده اساتید و دانشجویان آن رشته مهیا می کنند . اما باید از برخورد مودبانه و صمیمی دست اندر کاران کتابخانه دانشگاه که با مراجعان همکاری لازم را می نمایند تشکر کرد. در هر صورت کلیه مطالب استفاده شده در این پروژه کاملا مستند هستند و سعی شده است در رد یا قبول و درستی و عدم صحت آنها ، جدای از مقایسه ها و ا نتخاب یک مورد از چند مورد مطرح شده ، دخالتی نکنیم و قضاوت را با توجه به محدود بودن مطالب قابل دسترسی و همچنین حرکت در جهت موضوع اختصاصی مورد تحقیق به عهده خوانند گان بگذاریم . هدف از تحقیق باز کردن و روشن نمودن مطالبی از واقعیات گذشته و حال در مورد ترکمن ها ، با توجه به اینکه شاید بتوان گفت نسبت به دیگر اقوام ساکن در ایران - حالا به دلیل جمعیت کمتر آنها و یا موردی دیگر - کمتر به آنها پرداخته شده است ، بوده است .روش تحقیق ،همانگونه که ذکر شد تحقیق به دلایل محدودیت زمانی و مکانی و ... به صورت کتابخانه ای و فرضیه های مربوط به آن به روش توصیفی ارائه می گردد که چون محقق، در منطقه مورد بررسی تحقیق ( ترکمن صحرا ) نبوده است دارای آمار و ارقام مر بوط به جامعه آماری و گروه نمونه خاصی نمی باشد . شاید بتوان گفت جامعه آماری تحقیق طایفه های ترکمن موجود در ایران می باشد .
برای دریافت متن کامل روی فایل pdfزیر کلیک نمائید.
|
مريم رحيمي- آلاچيق يك نوع بناي سبك و قابل انتقال است كه بيشتر درميان مردم كوچ نشين و دامدار رايج است. در ايران آلاچيق در ميان ايل سون ها (شاهسونها )، در آذربايجان و همچنين در ميان تركمن ها در تركمن صحرا واقع در شمال غربي خراسان و شمال شرقي مازندران ديده مي شود و در هر ناحيه نام خاصي دارد. به عنوان مثال در تركمن صحرا آنرا "اوي" مي نامند و در آذربايجان نامي ديگر دارد. كلمه"اوي" در زبان تركمني به معناي آلاچيق است.
آلاچيق خانه سنتي قوم تركمن است كه به دليل ساختار خاص سازهاي در برابر حوادث طبيعي نسبتا مقاوم و ساكنان خود را از گرما و سرما در امان نگه ميدارد. اين خانه سنتي در گذشته به دليل سهولت در نصب و كاربرد در جابجاييها و مهاجرتها، منزلي امن محسوب ميشد كه به آساني قابل جمع كردن و حمل به جاي ديگر بود. امروزه به دليل رشد جمعيت، گرايش به زندگي در شهرها و نيازهاي متفاوت جوامع بشري زندگي در آلاچيقها كم رنگ شده و دركمتر جايي نشان از اين منزل است. زندگي شهري و مدرن امروزي باعث شده تا هم اكنون فقط گروهي از مرزنشينان و دامداران استان گلستان كه مجبور به مهاجرتهاي موقت و كوچ ييلاقي و قشلاقي هستند از آلاچيق استفاده كنند و ديگران زندگي درخانههاي جديد را ترجيح دادهاند. "فريدون اونق" مسئول سازمان ميراث فرهنگى گنبد كاووس در اين مورد مى گويد: اكنون كسى در تركمن صحرا در آلاچيق زندگى نمى كند. در بسيارى از روستاها آلاچيق ها فروخته شده و تعداد كمى از مردم از آن استفاده ميكنند و اين مسئله به اين خاطر است كه در كل دشت گرگان تنها يك كارگاه ساخت آلاچيق در روستاى "امچلى" شهرستان تركمن وجود دارد كه براساس تقاضاى تركمن هاى كوچروي كه بيشترشان در مناطق مرزى داشلى برون به سر مى برند آلاچيق مى سازد. ولي تركمن صحرا، در شمال ايران جايى كه به استپ هاى آسياى ميانه ختم مى شود، مكانى است كه ايل هاى بزرگ تركمن در آنجا زندگى مى كردند، سالهاى سال اساس زندگى آنان دامپرورى، كشاورزى، پرورش اسب و قالى بافى بود كه به اقتضاى كار دامپرورى ناگزير بودند نيمى از سال را در ييلاق به سر برند و نيمى ديگر را در قشلاق. در گذشته خانوادههاي تركمن هريك داراي آلاچيق مستقلي بودند كه با فاصله كمي از آلاچيق ديگران برپا ميشد و به اين مجموعه كه بيشتر با هم خويشاوند نيز بودند "اوبه" ميگفتند. تركمنهاي گلستان آلاچيق را قبهاي از قبههاي بهشت ميدانستند و چندان علاقهاي به زندگي در خانههاي خشتي و آجري نداشتند. در زبان تركمني به آلاچيق "آغاج اوي (خانه چوبي)" گفته ميشود و از نظر اعتقادات تركمنها آلاچيق مظهر سلامتي و سخاوت است. بيشتر وظايف برپايي آلاچيق تركمن را زنان برعهده دارند و براي ايجاد اين خانه زيبا از وسايلي كه به آن "تاريم، اوق، توي نيگ، نمد، قولانگ، تويينگ- باق" گفته ميشود، استفاده ميكنند. اينك بيشتر با تاريخچه، مواداوليه، روش توليد، هنرمندان شاخص و كاربرد آلاچيق آشنا ميشويم. تاريخچه تركمانان در قرن يازدهم ميلادي در مرو ساكن شدند پس از مرز بندي ميان روسيه و ايران عدهاي از آنان در ايران ساكن شدند. اين قوم از دوران بيابانگردي تا به امروز از چادر تركمني ( آلاچيق ) استفاده مي كنند. مواد اوليه چوب عرعر ، نمد ، پوست حيوانات ، حصير ، ميخ چوبي ، نخهاي پشمي و نخ پنبه اي از جمله مهمترين مواد اوليه ساخت آلاچيق است. روش توليد "انوشيروان گرايلي" معاون صنايعدستي استان گلستان با اشاره به شيوه توليد و ساخت آلاچيق به ميراثآريا ميگويد: پس از تهيه تنه درخت عرعر از مناطقي چون كردكوي آنرا با قلم و چكش به چند تكه كه آن نيز بستگي به قطر تنه درخت داشته (4 تا 8 تكه) تقسيم مي كنند. سپس قطعات بريده را روي خرك تراش برده و در بين غلاف متحرك آنرا محكم مي كنند. اين امر با پا و پدالي كه در پايين خرك تعبيه شده صورت مي گيرد تا چوب در هنگام كار جابجا نشود. سپس با داس پوست آنرا كنده و تراش مي دهند. وي ادامه ميدهد، سپس چوبها را 2 تا 3 روز در معرض آفتاب قرار داده ، داخل كوره به مدت نيم ساعت مي گذارند. پس از بيرون آوردن از كوره به مدت 10 دقيقه فرصت داشته تا به آنها فرم دهند ، در غير اينصورت موجب شكستن چوبها مي شود. هنگامي كه چوبها براي مصارف گوناگون در اندازههاي متفاوت آماده شد بنا به نياز آنرا فرم داده و براي ساخت بخشهاي متعدد آلاچيق از آن استفاده مي كنند. گرايلي ميافزايد: براي ساخت اوق چوب تراشيده شده را روي خرك فرم دهي ، بين دو ميله قرار داده و زير آن چوبي قطور ميگذارند تا بعنوان اهرم عمل كرده از شكستن چوب اوق جلوگيري كند. ميزان انحناي چوب بستگي به مصرف آن در بخش هاي مختلف دارد ، بعنوان مثال چوبهاي اوق بايد از انحناي زياد برخوردار شوند. اما چوبهاي تارم نياز به انحناي كمتري داشته و توي نوك بيشترين انحنا را به خود مي گيرد. معاون صنايعدستي گلستان در مورد ارتفاع اوق ميگويد: ارتفاع اوقها به نيمه آلاچيق ( بالاي تارم ) ميرسد كه قد چوب آن 3 متر است و تركمانان اغلب جهت ايجاد انحنا از الگوهايي كه از گذشته از اجدادشان به ارث رسيده بهره مي جويند. وي ميافزايد: در بخش گنبدي اسكلت از 60 اوق استفاده ميشود و در قسمت انتهايي آن در مركز گنبد به توي نوك متصل ميشود توي نوك نيز همچون اوق به همان شكل ساخته شده با اين تفاوت كه توي نوك به شكل دايره با قطر 2 متر در مي آيد و روي آن 60 سوراخ جهت قرارگيري اوق ها تعبيه ميشود. به گفته گرايلي تارم كه به شكل آكاردئون است از چوب عرعر به ارتفاع 2 متر كه بزرگترين قطعه بوده و در وسط قرار مي گيرد ساخته شده و باقي قطعات هر چه به سمت كناره ميرود كوچكتر مي شود. قطعات به شيوه قبل آماده و با انحنايي كم بطور ضربدري روي هم قرار گرفته و در محل اتصال سوراخي تعبيه شده تا به كمك بند پوستي ( پوست شتر ) ، دو قطعه به هم وصل شود. بند در دو طرف سوراخ با گرهاي محكم مي شود. ارتفاع تارم هنگاميكه باز مي شود در دو اندازه 70/1 و 40/1 است. جهت تكميل آلاچيق بايد 4 قطعه تارم را كنار هم قرار داده با كمك دو نفر دو عدد از اوق ها را روبروي هم در توي نوك گذارده و انتهاي اوق را در بالاي تارم با نواري باريك ( جاجيم باف ) به نام « دوزي » بسته سپس باقي اوق ها را بطور متقارن دورتا دور تارم چيده و مي بندند تا كامل شود. پس از تكميل اسكلت آلاچيق توسط ميخهاي چوبي ( دو شاخه اي ) به فاصله يك تا 2 متر روي زمين كوبيده و در مواقع لزوم بندهايي را بدان وصل كرده كه به آن « ارقن » گفته ميشود تا باد آلاچيق را جمع نكند. جهت محكم شدن اسكلت تارم را با نوار جاجيم باف به نام « دورلق ياخا » و بالاي تارم را نيز توسط نواري ديگر بنام « بيل يوپ » مي بندند. پس از آن تمامي اسكلت را با حصير و نمد ميپوشانند ، بدين ترتيب كه ابتدا سه قطعه حصير را دور تارم پوشانده ، روي حصير 4 قطعه نمد مستطيلي شكل با بندهايي به طول 2 متر قرار داده و به تارم مي بندند. آنگاه دو قطعه نمد ذوزنقه شكل در بخش گنبدي گذاشته و فضاي بالايي آنرا با نمدي دايره شكل مي پوشانند.كف آلاچيق را نيز با نمد پوشانده تا مانع نفوذ رطوبت به داخل آلاچيق شود. هنرمندان شاخص بهدليل محدود شدن كاربرد آلاچيق ، ميزان توليد آن نيز به همان نسبت پايين آمده و هنرمندان سازنده آن انگشت شماراند كه در اين ميان مي توان از "آيت جان پنق" و "علي پنق" نام برد. مناطق توليد امروزه كمتر هنرمندي مي توان يافت كه به اين امر مشغول باشد بههمين دليل محل توليد آن محدود به چند روستا شده است كه روستاي "بناور" از توابع بندرتركمن و بعضي از روستاهاي گنبد از جمله اين مناطق است. كاربرد معاون صنايعدستي سازمان ميراثفرهنگي،صنايعدستي و گردشگري استان گلستان دراين باره ميگويد: آلاچيق تركمني به منزلة خانه و مسكن آنان بوده است و به دليل نوع زندگي كوچ نشيني تركمنان در گذشته مي بايست چادرشان قابل حمل باشد. اما امروزه به دليل تغيير وضعيت زندگيشان به زندگي شهري ، تنها در مواردي چون كوچ دام به مناطق خوش آب و هوا ، مراسمهاي خاصي چون عروسي ، و ساير جشنها آلاچيق را بر پا ميدارند. گرايلي همچنين از احياي اين محصول صنايعدستي در سال آينده خبرداده و خاطرنشان ميكند: در نظر داريم "آلاچيق" را با اعتبار 200 ميليون ريال احيا كنيم تا همچنان زنده بماند و مظهر سلامتي و سخاوت قوم تركمن باشد. | |
قوچوق (قوچک یا شاخ قوچ)
در میان ترکمنها نقشهای بسیار زیبا و فراوانی وجود دارد.این نقشها نسل به نسل از گذشتگانمان به ارث رسیده است.نقشهاییکه پس از گذشت قرنها ذهن هر بیننده را به تحسین وامیدارد. با نگاه
به این نقوش بسیار زیبا، به اوج هنر،سلیقه،دقت و حوصله زنان و دختران ترکمن در به تصویر کشیدن و ایجاد چنین نقشهای زیبا با استفاده از حد اقل ترکیب رنگی پی برد.
در بوجود آمدن و خلق این نقشها ،مهر و محبت،زیبایی و ظرافت،احساسات،قدرت،آرزوهای پاک مادرانه،نغمه ها، عواطف،عشق و وفاداری زنان و دختران ترکمن تاثیر گذار بوده است.
این نقوش را می توان در اسباب و وسایل خانه،جهیزیه و وسایل عروس،پلاسها،گلیمها،جورابها،دستکشها،فرشها،لباسها،اجاق و تنورو در میان زیور آلات نقره وطلا پیدا کرد. در کاوشهای باستانشناسی و سایل و ظروفی پیدا شده است که از این نقشها در آن دیده می شود.
در کاوشهای باستانشناسی که در منطقه مرو و کوپه داغ که در اطراف عشق آباد قرار دارد ظروف و کوزه هایی یافت شده که در متن و لبه های آنان نقش (قوچوق) نقش بسته است،این یافته ها نشان دهنده قدمت استفاده از این نقش می باشد.
با الگو برداری از نقش قوچوق دهها نوع قوچوق دیگر شکل گرفته است.از آن جمله میتوان به (قوچ کله،قارشیلیقلی کله،قوچ بینوز،قول چورلی قوچوق،کورته قوچوق،قارا قوچوق،یاشیل قوچوق،گوگ قوچوق،سکیز قوچوق،پنجه قوچوق،هندی قوچوق،کیک قوچوق،قاناتلی قوچوق،داراق قوچوق،تاریم قوچوق) نام برد.
به عنوان مثال نقش قوچ کله از الم پلاس شروع می شود و تا سمت دیگر پلاس که الم طرف دیگر قرار دارد در میان نقشی که بستانی نام دارد در سر تا سر پلاس اطراف نقش بستانی را احاطه کرده و آن را تزئین می کند.در اندازه 4 متری پلاس بافته شده تعداد 768 عدد نقش قوچ کله وجود دارد و در میان نقش یا زمینه قرمز(لاکی)آن نیز 280 عدد نقش قوچ کله کوچک وجود دارد.اگر بافت پلاس ظریفتر باشد تعداد نقشها بیشتر خواهد شد.با نگاه دقیقتر به این پلاس گله قوچها را که در یک جا جمع شده را به خاطر خواهیم آورد.
در الم (ساری قوللی الم) قالی تعداد 4 عدد ساری گل راتعداد 2 عدد نقش قوچ کله به هم متصل می کند .
در لباس مردان و زنان ترکمن همچون (چاک من،دون،بگ رس،چاوت،کورته،چیرپی) در زمانیکه حاشیه این لباسها سوزندوزی می شود نقطه اتصال قسمت لبه های عمودی و افقی لباس در گوشه با نقش قوچ کله نقش تزئین می شود.
(یکی دیگر از دلایلی که در سوزن دوزی یا لبه دوزی ها در لباسهای قدیمی ایجاد استحکام و جلو گیری از پارگی سریع لباسها بوده چونکه در قدیم تهیه لباس و پارچه مشکل و کمیاب بوده است).
زنان هنرمند و تیز هوش ترکمن از کلمه قوچوق همانند لباسهایشان در میان سخنانشان و نغمه و لالاییهایشان نیز به شکل زیبا و با معنایی استفاده می کردند (پسرانی مثل قوچ، قوی داشته باشی) آرزو.( ماشالله پسری مثل قوچ قوی شدی) مثال (کله دو قوچ توی یک دیگ نمی جوشد).(یوالارین قوتوزی جومجومانینگ سچگی --- منینگ کورپه دوغونیم ئیگیتلرینگ قوچوغی) لالایی.
در گذشته زنان ترکمن اطراف تنور پخت نان خود را با نقش قوچوق نقاشی می کردند.
.(قادیمیت دن نوسخولی تامدیرلار بار قوچوقلی ----- بوغدوی نانلار گون یالی دویه یونگدن ساچاقلی) یکی دیگر از وسایلی که نقش قوچوق در آن زیاد دیده میشود حاشیه سفرهاییکه از پشم شتر بافته شده میباشد که نقش قوچوق را با ابریشم روی آن سوزندوزی می کنند.
زنان و دختران ترکمن با نسخه قرار دادن دستبافته های گذشتگان خود توانسته اند بر زیبایی این نقوش بیش از پیش بیافزایند.
کلاه ها (عرقچین)دختران و پسران با نقشهای زیبا و زیادی با حوصله وظرافت سوزن دوزی می شود.مثلا (گل تاخیا) برای خانمها و (آق قایاما) برای آقایان می باشد.از میان نقشهای (آق قایاما)می توان به( داغدان قوچوق )و(تاریم قوچوق) اشاره کرد. داغدان درختی برای ترمنها می باشد که از چوب آن قطعاتی کوچک به شکل شاخ قوچ درست می کنند (داغدان قوچوق) که از این نقش در حاشیه ی تاخیا سوزن دوزی می شود.
(تاریم قوچوق) نیز بر گرفته از آخرین ردیف بالایی( تاریم آلاچیق ) ترکمن می باشد که این نمونه ساده از شکل قوچوق می باشد (بون برگردان) از نقش تاریم قوچوق بر روی تمامی حاشیه سفره هاییکه از پشم شتر بافته شده است و سفره های ابریشمی با نخهای ابریشمی استفاده و سوزن دوزی می شود.
قوچ ، قوچوق اصطلاحاتی هستند که همواره در بین سخنان روز مره ترکمنها مورد استفاده قرار می گیرد. مثلا در منطقه ای که من در آنجا زندگی می کنم روستایی به اسم قوچ وجود دارد،زیارتگاهی به اسم قوچ آتا ،دره ای به اسم قوچ گادیگی،یا قوچ یولی نیز از انجمله می باشد.
استفاده از کلمه قوچ با این شکل و نامگذاری محلها ویا توصیف قدرت با اسم قوچ خود نشان دهنده دیدگاه و واحترام ترکمنها به این حیوان می باشد.(داغا شکارا چیقسا کیک گتیر قوچوغیم ---- بوروم-بوروم شاخلاری بیک گتیر قوچوغیم ) خانمها با خواندن این اشعار نوزادان خود را داخل گهواره می خواباندند.
در بعضی از خانه های ترکمن میتوان شاخ قوچ را میتوان دید که در قسمت بالای ساختمان قرار می دهند (قوچ بینوز) کله ی قوچ شاخدار را به نیت پیشگیری از نظر و تلسم از قیم الایام در بین مرسوم بوده که از باورهای بسیار قدیمی ترکمنها می باشد.
http://turkmensahramedia.com/
28 خرداد 1386
گورگن
تورکمن صحرادا تأزه چیقان کتاب لر
1ـ دیوان مختومقلی
دکتر اراز محمد سارلی ینگ تلاشی بیلن مخنومقلی پراغی ینگ دیوانی کیششیک فورمات دا، تأزه لیگدا 2000 نوسغادا، 675 صحیفه دا چاپ دن چیقپ دیر. دیوان ینگ گیریش یندا مختومقلی پراغی حاقدا غیسغه جا ماغلومات بریلیب دیر. بو کتاب ینگ تأزه لیگی فورماتی دیمک بولار.
کتاب ینگ بهاسی: 3000 تومن
2ـ پرنیان هفت رنگ
بو کتاب ینگ یازیجی سی و دیلماجی گنید دردی اعظمی راد. یازیجی بو کتابدا، مختومقلی پراغی نینگ غوشغی لردان بیر نأچه سنی سایلاب، شاهیرینگ پیکر لرنی، دویغی لرنی ... آچیقلاب بیرجک بولیار. همدا سایلانان غوشغی لری پارس دیلینا گچریب اوقوجی لارنا هودرلاب دیر.
کتاب 2000 نوسغادا، بها سی 2000 تومن، مختومقلی فراغی انتشارت نینگ طاراپیندن چاپ بولیپ چیقیپ دیر.
3 ـ دیوان حاج بگمراد آذری (استان خراسان شمالی ـ شهرستان بجنورد)
دیوان ینگ گیریش یندا حاج بگمراد حاقدا شیله یازیلیب دیر"آتاسی خواجه مراد صوفی حضرت مراد بردی آخوندینگ مرید لریندن دور، بو حقیر جرگلانینگ ایلاری یوزینده یایلاق دیان اوبه ده طاویق ییلی دنیا گلیب دور"
بو کتاب 2000 نوسغا دا مختومقلی فراغی آدینداکی انتشارات نگ طاراپیندان چاپ بولیب دیر. کتاب 78 صحیفه، بهاسی 1000 تومن.
4 ـ کوین یورگلر
احمد سارلی دأده سی بیلن اوز خاطره لرتی غیسغه جا حکایه ادیب "کوین یورگلر" آدی بیلن نشر ادیب دیر. بو حاطره لر47 صحیفه دا، 2000 نوسغا دا چاپ ادیلیپ دیر. بهاسی بولسا 600 تومن
در آداب و سنن گذشته ترکمن ها آتش مقام ويژه اي را احراز ميکند. بعصي از اين مراسم جنبه احترام عمومي نسبت به آتش را نمايان ميسازد. جنبه عمده اين احترام با خاصيت نگهدارنده و سحرانگيز آتش مرتبط است. که اين نيز بنوبه خود از درک آتش به عنوان يکي از نيروهاي قهار طبيعت که داراي نيروي سحرآميز مقتدري مي باشد منشأ گرفته است. اکثريت اين تصورات با اصطلاح " ايريم "(نشانه،علامت،فال) مشخص شده اند، برخي ديگر از جمله مراسم پاکيزگي هرساله بوسيله آتش که پائين تر بطور مختصر در مورد آن ها صحبت خواهيم کرد با اصطلاح " دأپ دسٌور" مشخص مي شوند.
جنبه عمومي احترام به قوه طبيعي آتش پيش از همه در ممنوعيت اعمالي بروز کرد که در آن ها برخورد با آتش توهين آميز تلقي مي شد. براي مثال تف کردن به آتش حرام است و اين در مورد خرمن آتش افروخته، اجاق خانگي و تنور صدق ميکند. کسي که مرتکب چنين عملي شود، بنا بر اعتقاد، بدبختي به او روي خواهد آورد. در فولکلور ترکمني اصطلاحي که براي نسل هاي قديمي تر کاملا آشناست يعني "اوُت اورز" (آتش نوراني) و در صرب المثل عـــامـيـانـه " اوُت آستيندا بلا قالماز" (زير آتش بلا نميماند) بروشني اين تصورات را نشان ميدهد.
در ميان طوايف گوناگون آداب و رسوم مختلفي نسبت به آتش وجود داشته است. مثلا در نزد گوکلان هاي قارري قالا اين نظر وجود داشته است که اگر شراره اي از آتش بطور اتفاقي بروي لباس کسي مي افتاد و آن را ميسوزاند ميگفتند که جاي پريشاني نيست. و يا در بين ترکمن هاي يمرلي چنين اعتقادي وجود داشته است که اگر کسي ظرف را با آب در آتش بيندازد، لازم است که در آنجا کمي آرد ريخته شود. (سمبل خون بها دادن)
در گذشته نه چندان دور در نزد ترکمن هاي يموت غربي جائي که دامپروري وجود داشت، آتش نقش بزرگي را ايفا مي کرد. بدين گونه که اُبه بهنگام کوچ ييلاق يا قشلاق به منظور تمييز کردن، خرمن بزرگي از آتش برمي افروختند و مردم با جل وپلاس خود در حالي که حيوانات را مي راندند، از ميان آتش مي گذشتند. پس از پايان مراسم معمولا خرمن هاي آتش را به يکديگر متصل مي ساختند تا مفري براي ارواح شرير و پليد باقي نماند تا آنها نتوانند ايشان را تا محل جديد دنبال کنند.
مثال ديگر حاکي از آن است که هر چهارشنبه، آتشي را برمي افروختند و در آن براي خلاصي از شر اجنه و ارواح شاخ و نمک و چيزهاي ديگر مي انداختند.
طبق اسناد جمع اوري شده نژادشناسي، پرش از روي آتش در بين همه قبايل ترکمن از دير باز رايج بوده است. اجراي اين مراسم در ماه هاي "مه رد" و "صافار" وآخرين چهارشنبه سال کهنه اجرا مي شده است. پرش از روي آتش در بين طوايف مختلف اصطلاحات متفاوتي داشته است. تکه ها آن را شامان اُوت، يموت هاي تاختيني، ساريق ها، ساري لي و قارا داشلي آن را شامار اُِوت، گوکلان ها و يمرلي ها آن را شامباز اُوت مي ناميدند.
مراسم پرش از روي آتش طبق راويان اخبار به معناي پاکيزگي از همه آلودگي هائي که در طول سال در انسان جمع شده ، بوده است. در قرن نوزدهم در مراسم پرش آتش همه اهالي ابه به جز سالمندان و شخصيت هاي روحاني قبيله شرکت مي کردند. در مراسم ابتدا مردان، سپس زنان و بالاخره نوجوانان از روي آتش مي پريدند. در حالي که در اطراف خرمن آتش مي چرخيدند، رو به آتش چنين مي خواندند:
شامان اُوت،
بولديم شات.
پارلاپ اوستينگدن گچديم،
زارلاپ گؤنامي دؤکديم.
حاير قيلسن ايشيمي،
غوراپ ساقلا داشيمي.
پرش بر روي آتش در سمت هايي از جنوب به شمال و از شرق به غرب انجام مي گرفت. خوش گلدي بختيارف در يادداشتي با عنوان " بقاياي نسل آتش در نزد ترکمن ها" توصيف زيبائي از مراسم پرش بر روي آتش در اسنقلي در بهار 1922 بدست مي دهد. طبق نوشته وي وقتي خورشيد غروب مي کرد خرمن هاي آتش پديدار مي شدند و زنان در حالي که کودکان را در آغوش خويش داشتند با فرياد شادي از روي آتش مي پريدند.
در گذشته مراسم شکستن ظروف فديمي به هنگام پرش از روي آتش و انداختن آن در آتش وجود داشته است.
آعتقادات و مراسم مربوط به آتش در ميان ترکمن ها به دوران پيش از اسلام باز مي گردد، هر چند برخي از سنت هاي مربوط به رنگ و روي اسلامي به خود گرفته است، معذلک يکي از درخشان ترين بازمانده هاي دوران گذشته است.
از کتاب: " تحقيقاتي در مورد نژاد شناسي ترکمن ها" (آکادمي علوم ترکمنستان ـ انستيتوي تاريخ، باستان شناسي ونژادشناسي)
کلوب مشاهیر ترکمن
زيباييهای صنايع دستی گلستان در يك نگاه
اقوام مختلف استان گلستان كه هر يك فرهنگ، آداب و رسوم و صنايع دستي خاص خود را دارند، ابداعكننده و ادامهدهنده حيات بسياري ازصنايع دستي منطقه و كشور هستند.
در اين زمينه بافت قالي، قاليچه و پشتي تركمن، ابريشمبافي، نواربافي، ساخت دوتار تركمن، پلاس بافي، جاجيمچه، زيورآلات، سوزندوزي تركمن و بلوچ، نمدمالي، قلمزني و قلاببافي بخش كوچكي از اين زيباييهاي دست ساز است.
در استان گلستان هماكنون دو گونه رشتههاي صنايع دستي كه به آن بومي و غيربومي گفته ميشود رواج دارد، هر چند برخي از آنها منسوخ شده و در حال فراموشي است.
از اين ميان "قالي و قاليچه تركمن، نمدمالي عليآباد، رودوزيهاي كتول، زيورآلات تركمن، سوزندوزي شاهكوه، شيشهگري، مسگري، نمدمالي تركمن، سرپرده، پشتي و پلاس تركمن، ابريشمبافي راميان و مينودشت، ساخت ساز دوتار، سوزندوزي تركمن، سفالگري، ابريشمبافي تركمن، نواربافي تركمن، خورجينبافي، جوال، جاجيم، لباس محلي، زينسازي ، پوستين دوزي، چوغا (پوشاك سنتي) بيليشدوزي و چيغبافي" از صنايع دستي بومي اين منطقه است.
"حصيربافي، ورنيبافي، مينياتور، مليلهدوزي، مفرش، چنتهبافي، گليمبافي، گليمچه، سكمهدوزي (چشمه دوزي)، قالي گل برجسته، رنگرزي، معرق، نازك كاري، منبت، خراطي، تكهدوزي، قلاب بافي، ابريشم دوزي ( خامه دوزي)، قيطان دوزي، سوزندوزي بلوچ، منجقدوزي، دهيكدوزي"، از صنايع دستي غير بومي اين استان محسوب ميشود.
در اين زمينه هنرهايي چون "گلابتون دوزي، آجيدهدوزي، بردري دوزي، سرمه- دوزي، مرواريددوزي، رفوگري فرش، قلمزني، گبهبافي، نقشهكشي قالي و گليم، كاشي، مجسمهسازي، افزار فلزي، تذهيب، توربافي، حكاكي نقاشي، منبت معرق، زرگري، تراش سنگهاي قيمتي و نيمهقيمتي و صحافي سنتي نيز بايد به اين مجموعه افزوده شود.
درابريشمبافي پارچههاي ابريشمي الوان به صورت طاقهاي به طول ۲/۵متر و عرض ۳۰تا ۴۰سانتيمتر با ابزاري چون ماكو، ماسوره، شانه تهيه ميشود.
مواد اوليه اين هنر صنعت الياف ابريشمي الوان، نخهاي طلايي و نقرهاي است كه با ابزاري به نام "دار، نورد، شانه، قرقره، ماكو و ماسوره" انجام و براي استفاده درلباس، روسري، شال گردن، چادرشب، حوله و سفره كاربرد دارد.
اين هنر بيشتر در مناطق شرق استان گلستان همچون راميان، مينودشت، كلاله و نيز منطقه شاهكوه رواج دارد.
"نواربافي كتول" خاص منطقه كتول در حوزه شهرستان عليآبادكتول است و براي تزئين حاشيه لباسهاي سنتي و مصارف تزئيني ديگر با استفاده از نخ گلابتون توسط كارگاه مخصوص و سيم گلابتون بافته ميشود.
نخ گلابتون طلايي يا نقرهاي، كامواي سياه و سفيد مواد اوليه آن بوده و با استفاده ازكارگاه نواربافي، نيتراش خوردهكوچك و سيم گلابتون توليد ميشود.
"دوتار تركمن" ساز مخصوص تركمنها بوده و داراي دو سيم و ۱۱پرده است كه با چوب، استخوان و سيم توسط مغار و سوهان و چكش ساخته ميشود.
چوب توت و گردو، چسب، سيم، استخوان يا شاخ بز از مواد اوليه ساخت آن بوده و با ابزاري همچون اره، سوهان، سمباده، مغارهاي قاشقي و چكش ساخته ميشود.
اين ابزار بيشتر در مناطق تركمننشين ازجمله شهرستانهاي گنبدكاووس، كلاله، بندرتركمن و آق قلا توليد ميشود.
"پلاس" نوعي گليم بدون پرز با نخ پشمي است و نقوش آن ساده و هندسي بوده و با رنگهاي مختلف به صورت تخت و برجسته توسط دار و شانه و قيچي براي استفاده به عنوان زيرانداز و كيف بافته ميشود.
در بافت پلاس، پشم مهمترين ماده اوليه بوده و توسط هنرمندان بافنده با استفاده از دار، شانه و قيچي براي مصارفي چون زيرانداز، كيف و پشتي (قارچين) در شهرستانهاي گنبد، كلاله، آق قلا و بندرتركمن بافته ميشود.
و اما بايد گفت قالي و قاليچه تركمن كه مهمترين و معروفترين هنر صنعت اين منطقه بشمار ميرود، دستبافي پرزدار است كه از طريق درگيري تار و پود و پرز با نقوش هندسي روي دار افقي بافته ميشود.
مواد اوليه فرشهاي زيباي تركمن پشم، كرك، نخ پنبهاي و نخ ابريشم بوده كه هنرمندان آن را با كمك ابزاري همچون دار (قورمه)، قلاب (كسر)، قيچي (سني) و شانه (داراق) به فرشي زيبا تبديل كرده كه هنوز در خانه بسياري از ايرانيان با افتخار "زيبا و دست بافت بودن" استفاده ميشود.
اين هنر علاوه بر زيرانداز بودن به عنوان قارچين (پشتي) و سرپرده نيز كاربرد داشته و توليد آن مربوط به مناطق تركمننشين گلستان ميشود.
جاجيمچه يا "جاجم" نيز دستبافتي ضخيم و بدون پرز از جنس پشم و پنبه و داراي چله كشي بلند است كه به صورت راهراه و رنگين براي مصارفي چون زيرانداز و پادري بافته ميشود.
ابزار مورد نياز براي بافت جاجيمچه شامل چرخ، شانه، ماسوره، گورد و ماكو بوده و بيشتر در روستاي زيارت شهرستان گرگان توليد ميشود.
در اين ميان برخي از صنايع دستي منطقه نيز به مرور زمان به فراموشي سپرده شده كه از آن جمله سفالگري است.
گفته ميشود دوره تاريخي سفال جرجان در دوره صفوي پايان يافته است.
سفال به مواد يا قطعات و توليداتي گفته ميشود كه از خاك رس وبا استفاده از ابزارهاي سفالگري و چرخ آماده و در كوره پخته ميشود و مواد اوليه آن تنها خاك رس و آب است.
شيشهگري نيز كه متعلق به قرون سوم تا ششم هجري است، شامل محصولاتي بوده كه از طريق شكل دادن سيليس و ديگر مواد معدني در كوره و باروش دميدن توسط لوله مخصوص و ابزار ديگر براي ساخت انواع ظروف كاربردي و تزئيني استفاده ميشد.
مواد اوليه آن "سيليس، خورده شيشه، اسيد بوريك، عناصر ذوبكننده ، تثبيتكننده و سفيدكننده " بوده و با ابزاري همچون "بوري، ميزكار، قاشق چوبي، دستگاه آب، انبر، پنس، واگيره و قالب" ساخته ميشد.
مناطق توليد اين هنر جرجان قديم بوده است.
"مسگري" از ديگر هنرهاي منسوخ گرگان است كه براساس اعلام سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي گلستان فقط يك كارگاه از آن باقي مانده است.
ظروف مسي در گذشته در امور روزمره استفاده ميشد و امروزه نيز در برخي مراسم در ماههاي محرم يا رمضان مورد استفاده قرار ميگيرد.
شايد يكي از دلايل منسوخ شدن اين صنعت، جايگزين شدن فلزات سبكي چون روي و آلومينيوم به جاي آن باشد.
معاون صنايع دستي سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي گلستان ميگويد: به منظور حمايت از صنايع دستي قرار است طي چند روز آينده نمايشگاه سراسري صنايع دستي با حضور برخي مسوولان كشوري و استاني در سايت نمايشگاهي باباطاهر واقع در جاده نهارخوران گرگان افتتاح شود.
انوشيروان گرايلي افزود: براي حضور در نمايشگاه سراسري صنايع دستي استان گلستان از هنرمندان كليه استانها دعوت شده است.
به گفته وي اين نمايشگاه داراي ۱۲۰غرفه است و به هر استان حداقل سه غرفه اختصاص مييابد و غرفههاي پژوهش، توليد و كاربرد جديد صنايع دستي نيز در نظر گرفته شده است.
از منظر ديگر براي احيا و ادامه برخي از صنايع دستي منطقه در سالهاي اخير توسط سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي گلستان اقداماتي ازجمله با برگزاري دورههاي آموزشي انجام شده است.
گرايلي در اين ارتباط از ايجاد اشتغال براي بيش از دو هزار نفر در اين بخش از ابتداي سال جاري در استان گلستان خبر داد.
به گفته وي، اين اشتغال در رشتههاي معرق كاري، سوزن دوزي، گليمبافي، ابريشمبافي، طلاسازي و ديگر زمينههاي صنايع دستي ايجاد شدهاست.
در حال حاضر ۱۱۰هزار هنرمند و صنعتگر در استان يك ميليون و ۶۵۰هزار نفري گلستان در زمينه صنايع دستي مشغول فعاليت هستند.
براي بيان و ارايه برخي از زيباييهاي صنايع دستي گلستان و استانهاي ديگر نمايشگاهي در گرگان از بيست و هفتم دي ماه برپا ميشود.
23 دی 1385
منبع ایرنا
همه ما درگفتگوهاي روزمره خود، عبارتهاي مصطلحي نظير ((مبارك باشد))، ((خسته نباشيد ))،((دستتان دردنكند))و… رادرحالات وموقعيتهاي گوناگون براي ابراز احساسات دروني مان نسبت به اطرافيان خودوگاه جهت آغاز ارتباط كلامي بكار مي بريم ،به طور مثال درزبان تركمني ،چنين ضرب المثلي وجود داردباي بير تازه دون گيسه ،((قوتلي بولسين !))ديير لر ،غريب تازه دون گيسه ،((نيردن آلدينگ ؟))دييرلر.
ترجمه :
اگر ثروتمندلباسي نوبپوشد،مي گويند: ((مبارك باشد!))اما اگر فقير لباس نوبپوشد،مي گويند: ((ازكجاگرفته اي؟))برخي از عبارتهاي مصطلح ،جوابي درخور دارندكه همواره در پاسخ گفته مي شود.مثلا":درجواب ((خسته نباشيد!))مي گويند: ((سلامت باشيد)).اينگونه عبارات مصطلح درتمامي زبانها شايع مي باشند واشخاص دربرقراري روابط اجتماعي ازآنها سودمي جويند ؛چرا كه اين عبارات ،عمل نخستين ديدار ونيز صميميت بامخاطب راتسهيل مي نمايد.زبان تركمني ،از حيث داشتن عبارات مصطلح بسيارغني وظريف است .درزبان تركمني عبارات فراواني درحالات وموقعيتهاي گوناگون (چون :كار،تجارت ،تولدفرزند،مرگ ،عروسي،اظهار تشكر،شكار ،زراعت و…)مورداستفاده قرار مي گيردكه درزير،به صورت فشرده به معرفي وتوضيح آنهاخواهيم پرداخت .گفتيم كه عبارات مصطلح درزبان تركمني غالبا"جوابي مناسب دارند ؛بر اين اساس آنها رابه دو گروه عمده مي توان تقسيم نمود:الف عبارات داراي جوابهاي ثابت،بعبارات داراي جوابهاي عمومي .
الف : عبارات داراي جوابهاي ثابت
اين گونه عبارات غالبا"باجوابهاي مشخص ،ثابت وشناخته شده أي پاسخ داده مي شوندواهم آنها درذيل آورده شده وموقعيت كاربردي هر يك ازعبارات ونيز ترجمه تحت الفظي هر يك از آنها قيد گرديده است :
به هنگام كار:
/_آرمانگ !(خسته نباشيد!)
ج_باربول .(سلامت باشيد.)
به هنگام دادوستد:
/_سودا گشاد!
ج_دولت زياد.
به هنگام بيان تشكر وامتنان :
/_تانگري يا لقاسين !(خداوندازگناهت درگذرد! )
ج_بيله يا لقاسين .(ازگناه هر دويمان درگذرد.)
به هنگام برداشت محصول (گندم وجوو… ):
/_خرمنينگابركت!(بركت برخرمنت!)
ج_عمرينگه بركت.(بركت بر عمرت).
به هنگام كاشت وكار:
/_تخمينگ مونگلسين!(بذرت هزارشود!)
ج_دشمنينگ اينگلسين.(دشمنت بنالد.)
به هنگام آغاز كار(ازقبيل قاليبافي ،ساخت خانه و…):
/_ايشينگ ايلريك !(كارت به پيش !)
ج_ياشينگ اوزين.(عمرت دراز.)
به هنگام ورودبه جلسه شورومشورت:
/_مصلحت بيريكسين!(مصلحت يكي{موردتوافق}باشد!)
ج_دشمنينگ ايريكسين .(دشمنت درمانده باشد.)
به وقت بازگشت از شكار:
/_آوقانلي !(شكارخونين باشد!)
الف_اگر طرف شكاري نزده باشد،مي گويد:
آوجانلي !(شكار جان دارد!)
ب_اگر موفق به شكارشده باشد،مي گويد:
ياشينگ اوزين !(عمرت دراز!)
به هنگام ديداردير هنگام درشب:
/_گيچ ياغشي !(دير بخير!)
ج_گلن ياغشي!(مهمان بخير!)
به هنگام بدرقه مسافر:
/_يولونگ آچيق !( راهت باز!)
ج_دشمنينگ باسيق !(دشمنت منكوب!)
ب:عبارات داراي جوابهاي عمومي
اين عبارات معمولا"جواب ثابت ومشخصي ندارندومعمولا"باپاسخهاي كل شمول وعمومي ازقبيل ((ساغ بول!))(سلامت باشي!)،((تانگري يالقاسين!))(خداونداز گناهت درگذرد!)و…جواب داده مي شوند:
به هنگام تبريك خانه جديد گفته مي شود:
_يورت آلادينگ !(جاي ومسكن بگيري!)
به هنگام فوت فرزندگفته مي شود:
_آخرت بالانگ بولسين!(كودك آخرتت باشد!)
به هنگام تبريك تولد فرزندگفته مي شود:
الف_اگر پسر باشد: ((قول توتدونگمي؟قوتلي بولسون!))(آياغلامي گرفته أي ؟ميارك باشد!)
ب_اگردختر باشد: ((باييدينگمي؟بختي بولسون!))(آيامكنت يافته أي؟خوشبخت باشد!)
به وقت زاييدن حيوانات خانگي (همانندگاوو…)گفته مي شود:
_هووري كوپ بولسون !(همراهش بسيارباشد!)
به هنگام عيادت از بيماروياكسي كه دررنج وسختي افتاده است،گفته مي شود:
_قورقانينگ قوت بولسون !(ترست به بخت مبدل شود!)
هنگام تحمل رنج وسختي ويابيماري :
_آخرت عذابينگ بولسون!(عذاب آخرتت باشد!)
به هنگام عرض تسليت گفته مي شود:
_ايزي ياراسين !(سربازماندگانش به سلامت!)
_ايمانلي بولسون!(باايمان باشد!)و…
به هنگام عرض تبريك گفته مي شود:
_قوتلي بولسون !(مبارك باشد!)
به هنگام عرض شادباش گفته مي شود:
_گوزونگ آيدينگ!(چشمت روشن) .
به هنگام ضرروزيان مالي گفته مي شود:
_خيرلي چيقداجي بولسون !(آنچه ازدست رفته ،خير داشته باشد!)
درمباركباداسب جديد گفته مي شود:
_قازيغينداقارريسين!(
درمباركباد عروسي جديدگفته مي شود:
_جيلاوينگداقارريسين!(پابه پاي هم پير شويد.)
مهمان پس از صرف طعام غالبا"مي گويد:
_قازانانينگ ياشي اوزين !(عمر ميزبان طولاني باد.)
_ساچاغينگابركت !(بركت به سفره ات)
مهمان هنگام ترك خانه مي گويد:
_اويونگ آبادان !(خانه ات آباد.)
براي بيان تشكر از شركت كنندگان درمراسم عمومي(عروسي ،عزاو…) گفته مي شود:
_سيلاغينگ تويونگداقايتسين!(احترامت درعروسي جبران شود.)
هنگام جدايي دونفر از يكديگر (كه به صورت اتفاقي همديگرراملاقات كرده اند)گفته مي شود:
_تويداساتاشايلي !(درعروسي يكديگرراببينيم .)
درآغاز هر امر خيري (از قبيل عروسي و…)گفته مي شود:
_اونگونا باشلاسين!(به فرخندگي شروع شود.)
_اونگ بولسون !(خبر باشد.)
براي بيان تبريك تولد فرزند،غالبا"مي گويند:
_ياشي اوزين بولسون !{يا}ياشي اوزاق بولسون !(عمرش دراز باشد.)
_صالجي سي بولسون .(ازصالحان باشد.)
به هنگام بدرقه زايران :
_يول بولسون!(اوغوربخير !)
به هنگام عيادت از بيمار :
_سونگي خير بولسون !(عاقبت بخير!)
درهنگام جدايي ،بدرقه و…
_ساغليقدا گوروشيلي !(ديدار به سلامت! )
فقط به هنگام بدرقه :
_ساغ آمان بار!(به سلامت!)
فقط به هنگام استقبال:
ساغ آمان گليا رمينگ ؟(به سلامتي مي آيي؟)كه غالبا"چنين جواب داده مي شود:
_قورغون گليا ريس !(به خوشي وسلامتي مي آييم.)
به هنگام مراجعت ازمسافرت به خانه و…
_ساغ آمان اوتير ميسينگيز؟(سلامت هستيد؟)كه غالبا"چنين جواب داده مي شود:
_قورغون اوتيريس !(الحمدلله !سلامت هستيم !)
دربيان مباركبادلباس نو:
_اگنينگده ييرتيلسين !(برازنده تنت باشد!)
دربيان مباركبادكفش نو:
_آياغينگدا توزسون !(برازنده پايت باشد!)
مباركبادهرچيز نو:
_خيري بولسون!(بخير باشد!)
درمراسم((صدقه))واطعام جهت اموات:
_آلنينابارسين!(ثوابش به اوواصل شود.)
درزمان پايان يافتن بافت قالي وقاليچه و…وبريدن آن:
الف_اگربراي فروش باشد:
_بازاري بولسون!(بازار خوبي داشته باشد!)
ب_اگربراي مصرف خود باشد:
_ياغشينگا(=تويا)ياراسين .(جهت امر خير {يا:عروسي}به كاررود.)
درجواب عبارات مصطلحي ازاين قبيل ،معمولا"متناسب بامعنا ومضمون آن ،يكي ازپاسخهاي زير داده مي شود:
_ساغ بول!(سلامت باشي!)
_تانگري يالقاسين !(خداوند ازگناهت درگذرد!)
هر دوموردفوق به منظورتشكر وسپاسگزاري است.
_آمين!
_آيدانينگ بولسون !(دعايت قبول باشد!)
هردوموردفوق به منظورطلب قبولي دعاي خير است.
_آلنينگا ياغشي !(برازنده وجود شماست!)
_سيزه _ده خداي يتيرسين !(خداوندنصيب شما نيز بكند.)
هر دوموردبراي درخواست وآرزوي امري مشابه (براي طرف مقابل)است.
ذكر تمامي عبارات مصطلح باتمامي مواردكاربردآنها امري بسياردشواراست؛زيرا درزبان ظريف تركمني حتي براي بسياري از جزئي نيز عبارات مصطلح ويژه أي استفاده مي شود.
به عنوان نمونه ،اگر كسي به عيادت بيماري برود وصحبت ازطبيب بيمار به ميان آيد،باگفتن عبارت ((ادني ام بولسون ))(آنچه مي كندشفابخش باشد)ويا((الي ينگيل بولسون ))(دستش سبك باشد)دعاي خيري مي نمايند.ريزه كاريها يي ازاين دست،محتاج تحقيق وتتبعي بيشتر وعميق تر درفرهنگ غني وپوياي تركمني مي باشد.
منبع: کلوب مشاهیر ترکمن
معنای واژه یورت
آنچه که ایرانی آن را آلاچیق می نامند و ترکمنها و ترکها آن را اوی می نامند در بیشتر زبان های دنیا با نام یورت شناخته شده است
Yurt که واژه ای انگلیسی است گویا از واژه 'Yurta' که روسی است گرفته شده است به معنای خیمه کروی اقوام آسیای مرکزی می باشد و همین کلمات با اندک تغییری نیز در زبانهای آلمانی و فرانسوی نیز استفاده می شود که عبارتند از 'Yourte','Jurte'
اما واژه یورت که در زبانهای گروه زبانی ترکی استفاده می شود نیز این معنا را می دهد در جواب باید گفت که این گونه نمی باشد چرا که معنای یورت آنچه که روسها و دیگر زبانها می پندارند نمی باشد بلکه واژه یورت به معنای سرزمین و منطقه و یا ناحیه گفته می شود و اقوام ترک زبان آن را در مورد خانه هایشان به کار نمی برند بلکه برای منطقه و ناحیه ای اطلاق می کنند و ترک زبانان و ترکمن ها مسکنشان را oy ،ey , uy می نامند و مغولها 'Ger' می نامند.
ترکمنان در گذشته به علت این که دائماً در کوچ بودند از خانه های استفاده می کردند که قابل حمل بودند و آن را "اوی" می نامیدند این چادر از اسکلتی چوبی به شکل دایره ای با پوششی از نمد بوده است و این چادر ها خود بر دوقسمند:
الف-قره اوی: قره اوی به چادری گفته می شود که به خاطر استفاده زیاد رنگ انها سیاه و قهوه ای می شده است و در بیشتر اوقات محل زندگی خانواده ترکمن بوده است
ب:آق اوی:چادر سفیدی است که جز برای عروس و داماد و یا مهمانان دارای احترام زیاد بر پا نمی شود .این چادرها با نمد بسیار تمیزی پوشانده می شود
کار ساختن آلاچیق و بر پا کردن اسکلت آن به وسیله مردان صورت می گیرد و نزئینات داخلی نیز توسط زنها صورت می گیرد و در حین بر پا کردن آلاچیق مراسم مخصوصی نیز وجود دارد

آلاچیق دارای بخشهای گوناگونی است که به اختصار به معرفی آن می پردازیم:
1-اسکلت چوبی که از چوبهایی به شکل کمان درست می شود و درب آن نیز از تخته چوبی میباشد و در قسمت پائین اسکلت جنس چوبها به صورت ضربدری می باشد و خود اسکلت نیز دارای بخشهایی است که عبارتند از:
الف:توی نوک:به چوب دایره ای شکلی در قسمت بالای آلاچیق گفته می شود که عمل نورگیری را انجام می دهد
ب-اوق: به چوبهای کمانی شکل بخش گنبدی آلاچیق گفته می شود
ج-تارم: بخش پائینی آلاچیق که به شکل استوانه ای بوده و چوبه های آن نیز به شکل ضربدری قرار گرفته اند و به وسیله بند پوستی به هم متصل می شوند
2-قامیش :سه قطعه حصیر از جنس نی است که به دور تارم کشیده می شود
3-کچه:نمد هایی که به دور آلاچیق کشیده می شود و جنس این نمدها نیز از پشم وصابون می باشد
موااد اولیه ولازم برای ساخت آلاچیق عبارتند از:چوب عرعر برای ساخت اسکلت ،نمد برای پوشش چادر ،پوست حیوانات (غالباً شتر)به عنوان بند،نی برای حصیر،میخ چوبی،نخهای پشمی و نخ پنبه ای برای بافت نوارها
برای ساختن آلاچیق از ابزاری چون قلم فلزی،چکش،داس،دونوع خرک که یکی برای تراشیدن چوب و دیگری برای حالت دادن وفرم دادن و کوره و... استفاده می شود البته امروزه از وسایل جدیدی چون اره نیز استفاده می کنند
آلاچیق ترکمنی به منزله مسکن و خانه ترکمن است و کوچکترین بخش از نظام اجتماعی ترکمنهاست و با قرار گرفتن چند آلاچیق در کنار یکدیگر "اوبه"به وجود می آید که اغلب با یکدیگر فامیل می باشند ولی امروزه متأسفانه کاربرد چندانی ندارد و تنها در عروسی ها و مراسم ها مورد استفاده قرار می گیرد البته هستند کسانی که پایبند به گذشته خود می باشند و در کنار منزلش آلاچیقی نیز بر پا می کند.
با دیدن عکسهای زیر بیشتر با اجزا و کاربرد آلاچیق ترکمن آشنا شوید

توی نوک

شکل ضربدری چوب ها در قسمت تارم

چگونگی قرار گرفتن در آلاچیق

آلاچیق ترکمن دارای تاریخی بسیار زیادی است که در روز های آتی سعی می کنیم اشاره ای هم به تاریخ آن داشته باشیم
| |
|
درتركمن صحرا نوازنده هاي محلي ( باغشي ) ناميده مي شوند و در اعياد و مراسم عروسي نقش بسيار عمده اي را برعهده دارند. موسيقي درتركمن صحرا مجموعه اي از جوانمرديها ، دلاوريها و اعتقادات و آمال مردم را دربر مي گيرد.
۱. چوپاني خواني : موسيقي تغزلي تركمنستان است و تركمنان در درشت ومرغزار غزلهايي درباره سختي وناراحتيهاي خود مي خوانند. ۲. ذكر خواني : درباره روابط خداوند و انسان است واين موسيقي بارقص خنجر انجام مي شود كه به رقص خنجر هم معروف است . ۳. پرخواني : اين موسيقي درمراسم روان درماني بيماران و ديگر مراسم آيين بكار مي رود . واين مراسم با رقص انجام مي گيرد كه ارواح خبيث از جسم شخص خارج شود. ۴. هودي : دراين موسيقي تركمنان عواطف واحساسات و دعاي خير خودرا نثار فرزندان مي كنند وبطوركلي اين موسيقي نشانگر احساسات و عواطف آنها است. ۵. مولود خواني : اين موسيقي درمراسم تولد فرزندان يا مراسم مذهبي اجرا مي گردد. ٦. لاله خواني : لاله خواني سرودي عاطفي است كه بيانگر دوري و جدايي تركمنان است و درهنگام خواندن با سازه قوپوز همراه مي گردد. ۷. نقل خواني : اين موسيقي به حكايت و ياخواندن اشعار قهرماني براي سرگرم كردن افراد بكار مي رود. ۸. غزلخواني : دراين نوع موسيقي از غزلهاي حماسي فردوسي وحافظ وسعدي استفاده مي شود. ۹. نوحه سرايي : درمورد رويدادهاي غم انگيز و جدايي ابدي انسان ومرگ مورد استفاده قرار گرفته ميشود.
|
مردان ترکمن وقتى به سن ۶۳ سالگى مىرسند، به پاس بزرگداشت ۶۳ سال زندگى پيامبر اسلام، جشنى مىگيرند که آن را جشن «آق قوئين» (گوسفند سفيد) مىنامند. چگونگى اين جشن را منزلت و تمول شخصى معلوم مىسازد.
در انجام اين جشن معمولاً آبگوشتى مىپزند و عدهاى را به صرف آن دعوت مىکنند. در صورتى که صاحب جشن توانائى مالى داشته باشد به کلى دو بز يا گوسفند سفيد را ذبح کرده ميان مردم تقسيم مىکند يا جشن مفصلترى ترتيب مىدهد. بعضى اشخاص ثروتمند در اين جشن، مراسم اسبدوانى و کشتىگيرى نيز ترتيب مىدهند و براى آن جوايزى مانند يک قواره پارچه، پيراهن و گاهى هم نمد، بره و گوسفند در نظر مىگيرند.
| / آداب و رسوم ترکمن ها در ماه خدا / | |
| رمضان و روزهای بهشتی زمین | |
| ماه مبارک رمضان در میان ترکمن ها از جایگاه والایی برخوردار است . در این ماه ترکمن ها ، از مرد و زن تا پیر و جوان و نوجوانان ، با شور و شوق ، با برجای آوردن فرایض ، در مراسم ویژه این ماه شرکت می کنند . | |
|
به گزارش مهر ، یوسف قوجق - نویسنده معاصر و مدیرمسئول فصلنامه « یاپراق » (نخستین نشریه ترکمن های ایران) در مطلبی که به گروه فرهنگ و ادب خبرگزاری مهر ارسال کرده ، آورده است : نهمین ماه از تقویم هجری قمری ، ماه مبارک رمضان است . این ماه را عرب ها « شهر (ماه) الصیام » یا « شهر الرمضان» ، ترک ها « اوروج » (یا احتمالاً « عروج») و ترکمن ها « اورازا » (احتمالا تغییر یافته کلمه « روزه » است) و یا « رمضان » می نامند. سنت های استقبال از رمضان برپایی نماز تراویح و ختم قرآن : قدر گیجه سی (شب قدر): مراسم « یارمضان » و شکل برپایی آن در بین ترکمن های ایران و ترکمنستان باش پیطره (پرداخت فطریه) رویت هلال ماه شوال و مقدمات برگزاری عید فطر « اورازا بایرامی » ( عید فطر ) : | |
| منبع:خبر گزاری مهر نیوز |
ياش اولي " روزه داران تركمن را آشتي مي دهد.
تركمن ها در ماه رمضان به وساطت ريش سفيدخانواده با كساني كه از آنها كدورت دارند آشتي مي كنند. زيرا معتقدند افرادي كه با يكديگر قهر باشند روزه هايشان كامل نيست .مردم شناسي، نسيم خليلي : تركمن ها ماه مبارك رمضان و شب هاي اين ماه را فرصتي براي انجام كارهاي خير مي دانند.
يكي از رسوم ديرينه مردم تركمن كه معمولا در ماه رمضان برگزار مي شود آييني ست كه در فرهنگ بومي و به اصطلاح محلي ، آشتي كنان با وساطت " ياش اولي " يعني ريش سفيد خانواده ، خوانده مي شود.
تركمن ها ماه رمضان را فرصتي مي دانند براي زدودن كينه ها و آشتي ميان افراد ، رمز اين كار در اين موضوع نهفته است كه بر اساس عقايد مذهبي و اعتقادي مردم تركمن ، اگر كسي نسبت به ديگري كدورتي در دل داشته باشد ، روزه اش به طور كامل مورد قبول درگاه خداوند قرار نمي گيرد. در نتيجه يكي از بزرگان تركمن كه ريش سفيد خانواده است و " ياش اولي " لقب دارد ، بر اساس سنتي كهن ، ابتكار عمل را به دست گرفته و در يكي از شب هاي ماه رمضان ، برنامه اي براي آشتي كنان اين دو نفر تدارك مي بيند.
به اين ترتيب كه در خانه اش سماور را روشن كرده و چايي دم مي كند و آن دو نفر را ، بدون اطلاع از يكديگر دعوت مي كند و مراسم آشتي كنان را به شكلي نمادين و سنتي ، برگزار مي كند. آن دو نفر با شنيدن صداي غل غل سماور و ديدن و استكان هاي چاي تازه دم ، به احترام " ياش اولي " با هم دست دوستي مي دهند .
: «خورشيد عمرت به شفق نشسته است.» مردمي كه در فرهنگسراي اقوام روزجمعه به مناسبت جشنواره فرهنگي، هنري تركمنها در ساعت 4 بعدازظهر گردهم آمده بودند، با شنيدن اين مصرع شعر شاعر تركمن «مختومقلي»، كه به زبان تركمنها خوانده شد دست زدند و برنامه شروع شد.
تركمنها مراسم خاصي هنگام سلام و احوالپرسي دارند.
فرد كوچك تركمن وقتي به بزرگتر خود ميرسد سلام ميگويد، سپس فرد بزرگتر بايد احوالپرسي كند و به همين منوال آداب و رسوم احوالپرسي به جا آورده ميشود.
«فرهنگ ايراني برآمده از فرهنگ اقوام ايراني است. تركمنها ناخودآگاه ما را به ياد سومريها مياندازند. به تازگي به اثبات رسيده است كه سومريها شاخهاي باستاني از اقوام ترك بودند، شباهت خانهها، آلاچيقها، زبان و نامها نشان دهنده هم ريشه بودن اين دو قوم است، پس ميتوان نتيجه گرفت قوم تركمنها بشريت را تحت تاثير نبوغ خود قرار داده است.»
«ملا عاشور قاضي»، مدرس دانشگاه، مترجم قرآن كريم عضو پيوسته زبانشناسي ايران، پژوهش فرهنگ و ادب تركمن در جشنواره تركمنها كه با محوريت مختومقلي برگزار شد، سخن گفت. او از مختومقلي تنها شاعر و عارف تركمن به عنوان شاعري كه شعرش را تنها در راه اسلام و دين سروده است، نام برد. شعرهاي مختومقلي به فرانسه، آلماني، روسي و فارسي ترجمه شده است.
قاضي گفت: «مختومقلي آرزوي وحدت مردم را داشت.»
برنامه با اجراي هفت بند، تك نوازي ني و اجراي موسيقي سنتي ادامه پيدا ميكرد. خانواده «مجيد تكه» ساز مينوازند. مجيد و سه دخترش با لباسهاي تركمنها و باز زيورآلات نقرهاي سه تار نواختند و مجيد تكه تك خواني ميكرد.
«محمد امين كنعاني»، دكتراي جامعهشناسي با گرايش جمعيت شناسي هيات علمي دانشگاه معتقد است كه هيچ قشر بندي طبقاتي در ميان تركمنها وجود ندارد. آنچه تركمنها را از هم جدا ميكند سن تركمنهاست. ميان «باي» و «غريب» كه همان فقير و غني فارسي است از نظر لباس پوشيدن و صحبت كردن هيچ تفاوتي نيست.»
«چومرها» در دوران گذشته تركمنهاي دامداران و كشاورزان يكجانشين بودند. البته ثابت شده است كه تركمنها به دلايل حكومتي همواره در كوچ بودهاند حتي خود «چومرها» هم به دليل عدم پرداخت ماليات و زير فشار بودن حكومت كوچ ميكردند. در زمان رضا شاه يعني از سال 1304 زندگي تركمنها دچار تحول شد سياست يكجانشيني رضا شاه، ساختار سياسي و فرهنگي تركمنها را دچار تحول عميق كرد.»
«با حشتي طواق سعادتي» با «خدر زيتونلي» موسيقي سنتي تركمنها را اجرا كردند. زيتونلي، تكنوازي ني هفت بند «يدي بوغون» را با صداي طواق سعادتي هم نوا كرد.
«اسفنديار رحيم مشائي» رييس سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران و معاون شهردار آخرين نفري بود كه تنها وارد فرهنگسرا شد. ساعت هفت بود و برنامه به جهت سخنراني او به تعويق افتاده بود. اما خبرنگارها در سالن آمفي تئاتر سينما بهاران او را رها نميكردند، «ايران هميشه شاهد حضور و همبستگي اقوام مختلف بوده است. آنهايي كه ميگويند ملتي اقتدار دارد كه يك قوم باشد بايد نظري به تاريخ ايران افكنند. در آينده جهان مرزي وجود ندارد، دستها همه در دستهاي يكديگر است. اين آينده مختوم بشر است. آينده زمين از آن انسانهاي با فطرت است. فطرت و ذات پاك مختص قوم يا رنگ پوستي نيست. همه مردم با همه ظرفيتهايشان ميتوانند فطرتي پاك داشته باشند. قوم تركمن در اين ميان جزو ايرانياني بود كه ذات پاك خود را نشان داد و دست در دست ديگر اقوام، ايران را ساخت. اين شكوه و عظمت ايران امروز نشانه همدلي همه اقوام كشور بوده است. وظيفه ما انتقال ميراث بزرگ فرهنگي پدرانمان به آيندگان است.»
|
قالي هاي ترکمن |
|
قالي هاي ترکمن در زيبايي شهره عام وخاص است. و در نمايشگاههاي بين المللي جايگاه خاص خود را دارد. سياح ايتاليايي " مارکو پولو " نيز در سياحت نامه خود مي نويسد: " آيا مي دانيد که در اينجا نفيس ترين و زيباترين قالي ها بافته مي شود. درخصوص قالي ترکمن کتاب ها ومقالات علمي متعددي نوشته شده و آلبوم هاي مصور چندي به چاپ رسيده است. موضوع اين مقاله، نقوش پر راز و رمز قالي ترکمن و تلاش در راستاي يافتن پاسخي به معاني نقوش قالي ترکمن از طريق طرح سوالاتي ازقبيل قدمت قالي ترکمن چيست؟ هدف اصلي از بافتن قالي چه بوده است؟ و... است. دانشمنداني همچون زالتايو، موشکووا، سايرووا، ميرتوو، و سايرين، به اين موضوع پرداخته اند که به آنها اشاره مي کند. در پاسخ به سوالات فوق از آثار قديمي وازکتابهاي مورخين و جغرافي داناني چون استرايون، والري فلاکان، لوکيا، پولين، کوينت کورتسي روف، بلا رامبرگ، ابوالقاضي بهاردرخان وهمينطور ازمنابعي همچون اوستا، تاريخ هرودت و ... نيز بهره مي جويد. اين مقاله، اقوام اسکيف ـ ساک ( م: اسکيت ياسکاها که نام آنها در طايفه سقر و سخاوي يا سکاوي ترکمن ها حفظ شده است). را که در زمانهاي دور در آسياي ميانه زندگي مي کردند، از نياکان اوليه ترکمنها به حساب مي آورد وبا استناد به منابع تاريخي و ذکر نام برخي از حکمداران آنها از قبيل توميريس ( م: تومار دايزا) و...، به اين موضوع مي پردازد که قالي ترکمن همچون آينه اي اوضاع وشرايط مختلف اجتماعي، اقتصادي، سياسي و ... نياکان ترکمن ها از قبيل سکاها و اوغوزها را منعکس مي کنند ناشر: " هنر، زيباترين قالب براي همه پيام هاي نوين و مايه گسترش و نفوذ اين پيام ها تا هر سوي خطه وسيع دلها و جان هاي انساني است." |
دکتروفا
مروري برکلتوروفرهنگ ترکمن ها
ریشه های خاستگاه اسطوره ای نه درتجربه،که درمیل بازنمایانده می شود. تکرار صورحماسه ها وسمبل هابه دلیل این نیست که مبتنی بر حقیقت اند بلکه دقیقا ازآنجا ناشی می شوند که درمقیاس جهانی،بهترین شیوه جلب توجه مخاطب به شمار می روند.دلیل مطلب نیز آنست که خواسته ها وآمال قلبی وموانع رسیدن به آنها عمیق ترین خواست ها ونگرانی های بشر رانشان می دهند. بنابراین دراین نظریه مفهومی ا زسرشت فرهنگ مشترک بشری نهفته است.دراین رابطه "فرای"فرمالیست بزرگ غربی ادبیات وهنر را تقلیدی ازرؤیای کلی بشر می دا ند نه تقلید جهان. تمدن "فرایند تولید صورتهای انسانی درطبیعت(بدون دخالت طبیعت) است. به قول فرای:« اکنون طبیعت دردل انسانی نامتناهی جای دارد که شهرهای خود را ازدل کهکشان راه شیری می آفریند.این واقعیت نیست،بلکه محدوده قابل درک یاقابل تخیل میل وکششی است بی انتها،جاودانه ولذا مکاشفه ای است» بااين مقدمه باید گفت که ترکمنها نیز همانند سایرا قوام وجوامع بشری دارای سمبلهای خاص خودهستندکه این سمبلها تنها ویژه ترکمنها نیست بلکه به نسبتی درکل جهان می توان آنرا به اقوام مختلف تعمیم داد. بسیاری راعقیده برآ نست که ترکمنها قبل ازظهوراسلام توتم پرست بوده اندوعده ای نیز آنها راطبیعت گرا وطبیعت پرست می دانند که حاکی ازعم ارتباط این افراد باطبیعت حکایت دارد. بعضی نیز معتقدند"اغوزها(ترکمن های اولیه) قبل ازاسلام پیرو آیین شمینیسم(بودا یی) بوده اندوبه خالق خود«اولوغ بایات»(خدای بزرگ) می گفته اند.آنان عناصر طبیعت مانندآفتاب،روشنایی،آب ودرخت را مقدس می شمرده اند. ترکمن ها آفتاب راسمبل پاکی،طهارت وسرزندگی می دا نسته اند. قوچ دربین ترکمن ها سمبل قدرت وجنگند گی بوده است. ستاره قطبی نیز برای ترکمن ها محترم بوده وآنرا بعنوان "دمیرقازیق"((Demir ğaziğ ستایش می کرده اند."دمیر قازیق"بمعنای میخ بزرگ آهنی میباشد. سمبل استواری واستقامت! چون درسرزمین ترکمنها وزش باد شمالی همیشه شدیدتر بوده وعامل فروریختن آلاچیق ایشان می شده، آ نها میخ بزرگ آلاچیق را همیشه دقیقا روبه شمال (رو به ستاره قطبی) می گرفته اند. ترکمن ها پرنده ها را نماد عروج می دانند،عقرب زرد(ساری اوچیان/Sari uçyan) را نماد بدیمنی می دانند ومعتقدند اگر عنکبوتی ازارتفاع بالا رود بدیمن است وچون پایین بیاید خوش یمن! همینطور آنها به پرندگان شکاری علاقه خاصی داشته اندوچون معمولا قدرت وشوکت دربین هر قوم وقبیله ای ستودنی ست آنان به این پرندگان به دیده احترام می نگریسته اند بطوری که اکثر " تمغاها"(نشانه های قبایل 24گانه اغوز)الهام گرفته ازبازهای شکاری بوده است. ونیز ترکمن ها به اسب به عنوان یک حیوان مقدس می نگرند وهیچگاه تازیانه بر ساب نمی زنند. فیل راسمبل موضع برتر می داند و«فئل پای»((Fil pay را نمادی ازعظمت وبزرگی فیل می دانند.آنان به شتر به عنوان یک حیوان صبوروبردبارونیز به عنوان یک حیوان مبارک وخوش یمن احترام خاصی قائلند. و«آق کوشه ک»(Ağ köşek/ شتر سپید) درفرهنگ فولکلور آنان نماد عروسی وسپید بختی می با شد.این سمبل ها همگی درفرش ترکمن بصورت نماد وسمبل آمال و ارزوهای جامعه ترکمنی وبصورت استیلیزه شده،ظهور وبروز یافته وجاودانه مانده اند. شکل وقالب فرش ترکمن و فرش های سایر ملل شرقی ، معمولا ا زدو محدوده اصلی تشکیل
می شود:1. متن یازمینه 2. حاشیه .
درشکل گیری ،ترکیب واتصال نقوش قالینچه ترکمن جز خط راست خط دیگری وجود ندارد. درقالين های ترکمن «موتیف»هایی وجود دارند فرم هندسی آنها بشکل بیضی(نمادزمین) یا دایره(نماد ماه بدر یا خورشید)است وبمنظور اجتناب ازترسیم خطوط منحنی،این گونه موتیف ها به صورت کثیرالاضلاع های منتظم نزد یک به فرم بیضی یا دایره درنقوش فرش ترکمن جای می گیرند.اندا زه طرح «گؤل»Göl)/ نقش)از علائم ممیزه اصلی فرش های قبایل گوناگون ترکمن می باشد. نقش «ساق داق»(Sağ daq) ترکیبی ازستاره هشت پربه همراه شعاعهای نور منشعب شده ازآن یکی ازنقوش استعاری فرش ترکمن می باشد که درحوا شی پهن قالی به کا ر می رود. ستاره نشانه ی کورسوی امید بهنگام تیره روزیها وشکستهای پی درپی می باشد. رنگ ستاره وشعاعهای نوری منشعب ازآ نها طوری انتخاب می شوندکه نمایانگر پرتو نور خورشید باشند(تبدیل کورسوی امید به منبع فیض،سعد وسعادت) موش درفرهنگ ترکمن نماد دشمن زبون وخوا رشده آن ملت است که درپی شکست ازترکمن ها راه فرار رادرپیش گرفته است ونقش «سئچان ایزی»( Ciçan izi/ ردپای موش) درواقع نمادی ازاین دشمنان شکست خورده می باشد که فرار کرده وتنها ردپایی ازخود بجا گذاشته اند.«سئچان ایزی»از کهن ترین نمادهای فرش ترکمن است وچه بسا از آغاز اولین جنگهای تاریخی ترکمنها با آنان بوده است!
نقش«قییچاق»(Ğyçak) فرم هندسی تغییر یافته نیزه می باشد که به ا وساط چهار ضلع «یانقاق» (Yanğak/ گونه انسان) که کمی بطرف خارج برجستگی داردمتصل می شودوعمود بر آن قرار می گیرد. طول «قییچاق» درجهت طول افقی بلندترودرجهت عمودی کوتاه تر است.این نقش ازنمادهای جنگ است وسمبلی برای تهییج احساسات ترکمن برای شرکت درنبرد برای حفظ خاک به شمار می رود.آثار شبیه به این نقوش را می توان درمیان قبایل سرخپوست آمریکا ونیز قبایل ازتک درآمریکای لاتین مشاهده نمود. نیزه دراین نقش به وسط گونه ا نسان خورده است واین به این معناست که می توان باافزارجنگ، د شمن رامغلوب کردو خاک وطن را ازهجوم دشمن حفظ نمود.
منجوق(mönjiğ)ازدیگر نقوش کهن ترکمنی می باشد که ازرواج اعتقاد به طلسم وجادو برای دفع ارواح خبیثه دربین اقوام ترکمن درعهدقدیم حکایت می کند. هنرمند ترکمن درتقسیم بندی نقوش،هرخطی راسمبل بخشی ازبدن جانوریا قسمتی ازگیاه گرفته است. درخت درنظرترکمن سمبل رشدوبالندگی ورسیدن به کمال است. نقش کبوترمظهرپرواز ورسیدن به اوج است ونیز ازدیگر شاخصه های فرش ترکمن استفاده ازدوایر پیچ درپیچ به شکل هند سی بسیارزیبا می باشد واین نقوش برتارک فرش ترکمن فراوان می نشینند.
اگرچه بافنده ترکمن به لحاظ تئوری آگاهیی نسبت به علم هندسه ندارد اما خود هندسه دان ماهری است که چگونگی بکارگیری زوایا، مناظر، خطوط ونقاط را نیک می داند وبه پیچیده ترین شکلی هندسه را درک میکند! نقوش هند سی غیر ازدست بافته ها، درزیورآلات، قاب دعا، گل يخن ها وحتی سنگ مزارها ودرآرایش احشام ترکمن ها نیز به چشم می خورند. بایدگفت ترکمن اهل نقش است، « نقشبند» است وشیفته نقوش هند سی ، و " ناقئش"(گؤل) درکلام ترکمن هنر نقش اندازی براساس نگاره های کهن، جادویی، اسطوره ای وحماسی می باشد. صدای حرکت ایل( صدای سمّ اسبان وحشی دردشتهای سبز وبیکران،هی هی مردان، همهمه گوسفندان) صدای آب وباد وطوفان، صدای نفس های صیادان ونمد مالان، خنده ها وگریه های کودکان ومناجات مردان وزنان؛ دربرخورد با احساسات، تمنّیات، آرزوها وذهنیات یک بافنده به شکل نقشمایه های فرش متجلّی می گردد ودرواقع « نقش» چیزی جز ورود یک ذهن پرسشگربه تاریکترین واسرارآمیزترین قسمت زند گی وي نيست وحدیث مکاشفه بافنده زن فرش ترکمن دررابطه با ایل وطبیعت نیز درهمین نکته متجلی می گردد. ثروت وفقر، سلامت وبیماری، غم وشادی، بیم وامید، جنگ وصلح، هستی ونیستی دربین اقوام ترکمن به یکدیگر پیوسته اند وبراساس این مبارزه وجدال دائمی انسان ومحیط برای هستن وبودن است که حماسه ها جان می گیرند، ا فسانه ها وداستانها ازدل انسان ها زائیده می شوندونمادها، نشانه ها وسمبل ها به وجود می آیند وبه این ترتیب باورها وبرداشتها بر خانه دل وتاريک ذهن می نشینند وعصاره فرهنگ،هنر واعتقادات مردم ترکمن بصورت نقشمایه های جان درتاروپود قالین جان می گیرد وجاودا نه می شود. درباره "معماری ذهنی"بافندگان زن ترکمن بایدگفت ترکمن ها – بنابه شرایط محیط ونحوه زیست قبیله ای- دارای ذهنیت سا ده ودرک بی واسطه ای اززند گی هستند ولی این سادگی ذهن رادرقالب پیچیده ترین طرحها بازتاب داده ا ند. زن ترکمن کنش عقلمند ساده وبی پیرایه ای دا رد ولی این کنشها به غامض ترین اشکال ورمزآ لودترین نوع در نقوش فرشها بازنمایی می شوند. وی براساس "معماری ذهن" خود سا ده ترین شکلهای طبیعی را به صورتی پیچیده به نقش می کشد وبه باوری، وی ساده می اند یشد وپیچیده می آفریند. پیچیده ترین اشکال درفرش ترکمن، اشکال زیستی است ودرعین حال رؤیایی ترین نقوش ترکمنی نیز به شمار می رود.این نقوش آرمان ها وایده آل های قوم ترکمن را برای زیستن درسرزمینی وسیع باچشم اندازی طبیعی درداخل خانه هایی بامعماری دایره وار ( آلاچیق) که سمبل نامتناهی بودن است به نمایش می گذارند.آلاچیق مأمن امنی برای ترکمن هاست که معماری آن براساس نیازهای طبیعی وسازگار بامحیط اطراف وی ساخته شده است. موا دسازنده آلاچیق - ني چوب ونمد است که هرسه این ابزاررا ترکمن ها ازطبیعت اطراف می گیرند. چوب وني ازجنگلهای اطراف آنها تأمین می شود ونمد نیز حاصل تلاش زنان است که ازپشم گوسفند حاصل می آید. نقش آلاچیق درقالین ترکمن هیچگاه بصورت مشخص وویژه جلوه نکرده است امّا دوایرمتعدد ونیزاشکال ونقوش شبیه به آلاچیق درفرشهای ترکمن مؤید برداشت وطرزتلقی متفاوت زنان ترکمن از زیست- بوم اطرافشان می با شد. درنهایت باید افزود که تمامی هنرهای مردم ترکمن ارتباط مستقیمی با طبیعت اطراف دارند ومحیط وطبیعت مادر، منشا وسرچشمه زایش هنر درمیان مردم ترکمن می باشند. بازنمایاندن نقوش فرش ترکمن نیز چیزی جز بررسی رابطه بین سمبل های طبیعی وجاری بین این ملت ونیز تدقیق درارتباط بین "معماری ذهنی"زنان ترکمن باطبیعت پیرامون نیست. واین امر میتوا ند درحالت کلی تر یک قاعده برای مطالعات بیشتر روی فرش ترکمن باشد.
منبع : ترکمنچه ، ترکمنلروايل- گون .
نحوه اجراي ذكر
در حالت ايستاده
آيا دوسلار برادر لار اليمدان شونقاريم اوشدي
توتاي ديسام قوليم تيمز ايكي باقيم اوزليب قاجدي
آمين خدا ، آمين خدا
هو ، ها ، هو ( در حالت حلقه زدن )
در حالت ايستاده
اي كريم بوبا كريم قادر خدا سندن مدد
بار چالارنينگ آتاسي آدم حوا سندن مدد
هر نه بولغاي كل عالم انبياء سندن مدد
فخر عالم حبيبي مصطفي سندن مدد
هو ، ها ، هو
اي آلاي آلاي ، اي آلاي آلاي
اي گوزيم سني اي گوزله يار اي ديليم سني اي سوزله يار
اي قلبيم سني اي اسله يار آلاي آلاي آلاي
استه يور آي آلاي آلاي
استه يور هو ، ها ، هو
ترجمه :
ايا ياران برادران مرغ شاهينم زدستم گريخت
دستان بگرفتن آن قادر نيست زيرا دو دوستم از بدنم گسيخت
خدايا مرا ياري ده هو ، ها ، هو
اي كريم كارساز قادر متعال از تو مدد
اي آدم و حوا نياي انبيا از تو مدد
اي حبيب فخر جهان محمد مصطفي از تو مدد
هو ، ها ، هو
يارب ، يارب ، يارب
چشمانم تو را مي نگرد زبانم گوياي تو است
قلبم تو را مي خواهد يارب يارب
ترا يارب يارب
ترا هو ، ها ، هو
تعداد افراد در ذكر مطرح نيست ، گاهي 6 و گاهي 8 و يا افراد بيشتري به ميدان مي آيند .
ترکمن های ایران در منطقه ترکمن صحرا واقع در مرز شمالی ایران و جمهوری ترکمنستان و همچنین در قسمت شمال شرقی خراسان زندگی می کنند. اغلب ترکمنهای ایران را طوایف یموت، گوکلان، سالیر و همچنین ساریق و تکه تشکیل می دهند.
مردم ترکمن اگر چه اصالت خود را حفظ کرده اند، سنتهای فراوانی را چه در جنگهای قبیله یی، چه در جنگ با همسایگان و چه تحت تأثیر فرهنگ های مسلط همسایگان از دست داده اند، به طوری که پیگیری تاریخ آنان کار آسانی نیست.
این قوم بیش از هر کالایی به فرش های خود علاقمند بوده و آنها را به شکل ها و اندازه های گوناگون می بافته اند تا نیازهای متنوع زندگی کوچ نشینی و نیمه کوچ نشینی را برآورد، نمادهای آن نوع زندگی را یادآوری کند و مایه ی شادی زندگی کوچ نشینی باشد.
بنیاد اقتصادی زندگی اغلب ترکمن ها، مثل همه ی عشایر، دامداری است. با وجود این، اوضاع جغرافیایی و سیاسی گاه امکانات بهتری مثل کشاورزی را فراهم می آورد.
زنان عشایر و از جمله ترکمن ها در انواع بافته ها چنان کاردان و مسلط بودند که با ساده ترین ابزارها مجموعه ی متنوع و شگفت انگیزی را ایجاد می کردند که گاه، به ویژه هنگام عروسی، بر روی شتر و اسب به نمایش گذاشته می شد. در عین حال، همین فرش ها، هر اندازه با دقت و زیبا بافته شده بود، زیر دست و پا و در زندگی گذرا و ناپایدار و در عین حال پر غرور و حادثه ی ترکمن ها از بین می رفت. به همین دلیل، تنها نمونه هایی باقی مانده است که یا پیشامد یا دست بیگانه یی که با اعجاب و تحسین به سوی آنها رفته، انواع قابل توجهی را از گزند روزگار نگه داشته است. کهنه ترین این نمونه ها از قرن دوازدهم هجری (هیجدهم میلادی) عقب تر نمی رود، و به همین دلیل، تاریخ قالی ترکمن اساساً روشن نیست.
از میان قبایل مختلفی که قالیبافی در آنها رواج داشته است (در قرون گذشته) فقط نام سه قبیله کهنه به جای مانده که از قالیبافی آن سختن رفته است: سالور، چدر (جولدر، دولدر) و ایمدلی (ایمور، المور).
كهنه ترين و عمده ترين قالیهای ترکمن از قرن نوزدهم میلادی، باقی مانده است. در عین حال که بافت قالی در بین برخی از قبایل ترکمن تأیید نشده است، چندین قبیله که قدیمتر، بزرگتر و نیرومند تر از همه هستند قالی می بافته اند.
ایلهای بزرگی چون سالور، تکه (که منشعب از ایل سالور است) ساریک، یموت و ارساری و چدر از قدیمترین ایلاتی بوده اند که قالیبافی در آنها رواج داشته است و هر کدام از آنها نقوش مربوط به قبیله خود (توتم) داشته اند.
تاریخ قالی ترکمن انعکاسی از تاریخ این قوم است. همچنان که در مورد تاریخ هیچ قبیله یی نمی توان با اطمینان سخن گفت، بیان تاریخ قالی ترکمن نیز خالی از اشکال نیست الگوی کلی قالی ترکمن نشان از تحولات شدید ندارد، زیرا به صورت نقش های تکراری باقی مانده است. این نقش ها در ایران بیش از ششصد سال سابقه دارند و در بسیاری از مینیاتورهای قرن هفتم هجری به بعد منعکس شده اند. از آنجا که کهن ترین قالی به دست آمده ی جهان نیز دارای نقش های تکراری است، باید پذیرفت که نقش های ترکمنی در یک مرحله ی ابتدایی باقی مانده اند.
- ساختار
تار و پود قالیهای ترکمنی در بعضی از موارد از پشم است و آنها از پشم گوسفندان خود برای بافتن چنین فرشهایی استفاده می کنند. قالی ترکمن را زنان بر روی دار افقی و در درون چادر می افند، در نتیجه بافت قطعات کوچکتر، رواج دارد. علاوه بر قالی، انواع دیگری از بافته های فرش و گلیم گونه نیز که عمدتاً کاربرد ویژه ای دارند در مناطق ترکمن نشین تولید می گردد که از آن جمله می توان به خورجین، آلمالیق و اجاق باشی اشاره کرد.
امروزه ترکمنها، بیشتر به بافت پشتی قارچین مشغولند و تقریباً انواع دیگر بافته ها را به فراموشی سپرده اند و اغلب به بافت یک نوع قالیچه مشغولند. گاهی برخی بافنده ها از سر تفنن کیفهایی هم برای خانمها می بافند. امروزه پلاس یا گلیم خیلی کم بافته شده و اجاق باشی یا آلمالیق دیگر بافته نمی شود.
بهترین بافته های قالی ترکمن مربوط به "ایل تکه" است. تعداد بافته های ایل تکه کمتر از بافته های دو طایفه یموت است، آتابای در کیفیت بافندگی سپس از تکه قرار دارد و بیشترین حجم قالی را تولید می کند. جعفربای سپس از آتابای قرار دارد و تولید آنهم کمتر است.
نوع گره قالیهای ترکمنی هم ترکی و هم فارسی است. ایل تکه بیشتر از گره ترکی استفاده می کند ولی در سایر مناطق گره فارسی هم استفاده میشود.
شیرازه متصل در قالیهای ترکمنی به کار می رود و گلیم بافی فرشهای آنها از نوع فارسی است. بیشتر قالیهای ترکمن از نوع درشت باف هستند ولی در ایل تکه که بیشتر از ابریشم استفاده می کنند، ریز بافی تا حد رجشمار 40 و 50 دیده می شود. مهمترین ویژگی فنی بافت قالی آنها تک بوده بودن قالی آنها است (تک پود نازک) که به همراه قالیچه های بلوچ از بارزترین نمونه های این شیوه در این زمان هستند.
به طور کلی می توان گفت فرش های ترکمن تخت باف هستند.
- طرحهای رایج
نقشه های ترکمنی اصیل همه تکراری هستند، یعنی از تکرار یک یا چند نقشمایه شکلمی گیرند. "جان تامپسن" ویژگی نقوش قالی ترکمن را اینگونه توصیف می کند:
ویژگی بافت ترکمن "گل" است. هر کسی روزگاری عملاً دراین اندیشه رفته است که این نقش های دقیق چه معنایی دارد. اغلب نظریه ها می گویند که نقش های قالی ترکمن نشانه چیزی است، از جمله نظام آبیاری و مزارع، چادرهای یک اردو، و انواع گل. اندیشه ی دیگر این است که نقش های ترکمن از طرح های در هم رفته و رایج دوره ی تیموری گرفته شده است. این نظریه مبتنی بر شباهت گل های ترکمنی است با نقش های قالی هایی که در مینیاتورها تصویر شده است. متاسفانه شباهت فقط سطحی است ....
نقش های تمرکز یافته از جمله نیلوفر آبی، شقایق، ابر، موج و نمونه های دیگر رایج هنری از شرق به هنر آسیای مرکزی راه یافته اند. آنها را از قرن نهم هجری (پانزدهم میلادی) در قالی ترکمن واز قرن دهم هجری (شانزدهم میلادی) در قالی های ایرانی می توان دنبال کرد....
به عقیده او ترکمنها نقشها را متمرکز (درهم فشرده) می کرده اند. انزوای فرهنگی آنان را در حفظ طرحهای کهنه کمک کرده است. اگر نقشی در قالی قدیم ترک (عثمانی قدیم و ترکیه امروز) پیدا شود کلید کار است.
طبیعی است که تا همین حد اشکالات فراوانی بر این نظریه وارداست، به طوریکه می دانیم، "نیلوفر آبی" یا لوتوس از کهن ترین زمانها در هنر ایرانی رایج بوده است و در آثار پس از اسلام نیز همیشه دیده است.
به عقیده "جان تامپسن" حلقه ابر نماد هر گونه حلقه، روزنه و امثال آن است. و رواج این نقش در قالی های ترک (آسیای صغیر) را به شکل گیری گل ترکمنی مربوط می داند. این حلقه ابر شناخته در ایران "میله بندی و در میان ترکمنها تمیر چین" (آهن چین) است و در نقش قالی بر مینیاتورهای قرن هشتم هجری دیده می شود.
جان تامپسن ترنج هشت گوشه قالی ترک در قرن دوازدهم هجری را منشأ گلهای ترکمنی می داند در حالی که تنها بخشی از ظاهر آنها به هم شباهت دارد. و نموداری نیز در این مورد ارائه داده است. (نمودار در صفحه بعد) مهمترین مسأله در این است که محققانی نظیر تامپس هیچ گاه به نام اصلی این گلها توجه نمی کنند.
در صورتی که گلی از حلقه ابر یا هر چیز دیگر گرفته شده باشد باید نشانی هر قدر هم کوچک وناچیز از آن سرچشمه در این گلها باشد، در حالی که حتی یک نمونه نمی توان یافت که آنرا بتوان به هنر چین یا آسیای مرکزی پیوند داد.
ترکمنها گلهای اصلی قالی خود را نامهایی داده اند که صورت مهمترین آنها و معنی نام آنها مسائل بسیاری را روشن می کند.
"و چه زیبا گفته است بوگولیوبرف محقق نامی فرش ترکمن"
در فرش ترکمنی، ما به یک منبع زیباشناختی از کار و تلاش گروهی بر می خوریم که طی نسلهای متوالی گرد آمده است. بهترین و زیباترین آنها حفظ شده و اگر خطری در کمین این باز مانده های گرانبهای زمانهای دور دست و کهنه باشد همانا، شرایط تمدن و تاراجگری زندگی کنونی ماست.
مهم ترین گلهای قالی ترکمن چنین است:
|
1- فیلپی گول |
Filpay gül |
به معنی نقش کف ای فیل. نام گل بزرگی است |
|
2- چمچه |
čemče |
به معنی چمچه یا چمچه. چمچه لغت فارسی است به معنی قاشق گود. |
|
3- کجبه |
kejebe |
به معنی کجاوه و گرفته از تلفظ بسیار قدیم واژه یعنی کجابه |
|
4- گولی گول |
Gulli gül |
به معنی نقش گل گلدار و آن نقش مایه یی است دارای گل های ریز |
|
5- دغا |
doqā |
به معنی طلسم. در ترکی ریشه ندارد و همان دعاست. |
|
6- سکیز کله |
Sekiz kelle |
به معنی هشت کله. ترجمه از فارسی است. |
|
7- سکیز قاپی |
Sekiz gāpi |
به معنی هشت در. ترجمه ی نادرست هشت بر است. |
|
8- چرخ پلک |
Čarx palak |
به معنی چرخ فلک. |
|
9- آینا؛ آینا گل |
āynā göl |
به معنی نقش آینه. |
|
10- آت ایاقی |
āt ayāqi |
پای اسب به تقلید از فیلپی گول |
همانگونه که قبلاً ذکر شد، اکثر نقوش قالیهای ترکمنی از آنجائیکه بر گرفته از اشیاء کاربردی خاص و یا نمونه های طبیعی مشخص هستند لذا در اکثر موارد به همان نام، موسوم شده اند. که برای نمونه موارد زیر را ذکر می نمائیم:
آدینه که به معنی اذین (زیور) است و به شکل یک زیور زرین هم هست؛ آینا؛ آینه؛ آیناقوچک (ترکیبی از آینه و قوچک)؛ اتنک، آذین )آذینک)؛ آلا و ترکیب های بسیاری با آن (سرخ، چند رنگ)؛ آق سرای (سرای سپید)، آلتی بازار (شش بازار، تقلید از چهار بازار، چهار سوق فارسی)؛ آلماباغی (باغ سیب)؛ اره گل (ترنجی که حاشیه ی دندانه دار، مثل اره دارد)؛ بادام؛ برکرک (رگبرگ)؛ بستان (بوستان)؛ بغلک (بغلک ستون، اصطلاح معماری)؛ بوتا (بوته، بته)؛ بورک (سه گوشه، سیستانی: بورک)؛ پارسی گل؛ پچ (پیچ)؛ پنجه گیره (دستگیره، پنجه گیره)؛ تاواقچا (طبقچه)؛ ترس حلقه (حلقه ی بر عکس)؛ تکبنت (ترک بند)؛ تمیر چین گل (ترنج آهنین، ترنج دارای میله بندی)؛ تومار (طومار)؛ تویه تاپان (پای شتر، سیستانی: چپات اشتر؛ این اصطلاح ترکمنی، ترجمه است).
سکر گل (شکر گل، گلشر)؛ سکر گیشیک (آب نبات)؛ تلبرگ (رگبرگ)؛ جودور (چاودار، جودانه)؛ جوز (juz، جوز، گردو)؛ چتنک (چیده، شطرنجی، سیستانی: چیتانک)؛ چرخ پلک (چرخ فلک)؛ چمچه (چمچه)؛ چووال گل(ترنج جوال)؛ قارچین گل (ترنج خورجین)؛ خمتز (خمتاز، قیقاج)؛ خوناوا (خونابه، لکه ی سرخ)؛ هراتی (شبیه ماهی درهم)؛ دالموچ (دالموش)؛ دغا (دعا، بازوبند)؛ دغدن (داغدان)؛ رگمه (رگه، ردیف)؛ زولفی زر(زلف زر، رشته ی زرین)؛ زنجیر لیک (زنجیره)؛ ساری گیره (گیره ی زرد؟)؛ ساندیق (صندوق، نوعی ترنج، مقایسه کنید با کلاردشت: صندوقی به معنی ترنجدار)؛ سگداغ گول(گل سگداغ، داغ سگ)؛ سیمک؛ شخک (شاخک)؛ شهی نوز(شهنواز)؛ شیر پنجه (پنجه ی شیر)؛ غازایاق (پای غاز، پنجه ی غاز)؛ قچک (قوچک، سر قوچ)؛ کاساکلکن (کاسه ی گلکن، کاسه ی گلین که از خود نقش دارد)؛ کرمک (نقش ریز)؛ کمر (کمر)؛ کله (کله)؛ کویر گه (دنده، ترجمه ی غلطی از دندانه)؛ گلین بارماق (انگشت عروس، ترجمه از فارسی؛ در فارسی انگشت عروس، ابروی عروس و ... نام چند نقش است)؛ گول (gül، گل)؛ گولی گل (گل گلدار، ترنج گلدار)؛ قورباغا (قورباغه)؛ گولپر (گلپر)؛ گومبذ (گنبد)؛ گیجک (کجک، زلفین)؛ گیره (گیره)؛ گیلیم (گلیم، نقش گلیم)؛ مشتی (مشهدی)؛ مورغن (مرغان)؛ میحراب (محراب، مهراب)؛ نقشی گشت (نقش گشت، شطرنجی)؛ نلداغ (نعلدان، داغ حاصل از نعل) و تعدادی دیگر ...
همانگونه که می بینیم اکثر نقشمایه ها نام ترکی دارند ولی ممکن است در میدان هر قوم دیگری دیده شوند.
مثلاً داراق (شانه) از منتهی الیه شمال قفقاز تا میان لرها قشقایی ها و بلوچ ها؛ سو (آب)، آق سو (آب روشن) حاشیه باریکی است که در تمام ایران آب یا راه نامیده می شود، آل منجیک (منجوق سرخ) حاشیه ای از دامنه های ریز است که در ایران منجوق مروارید وامثال آن نامیده می شود. بعضی از نقشمایه های آنان هم به اعتقادات قبل از اسلام بر می گردد مثل القم (نوعی نشان)، بش آی (پنج ماه) و گرنه انواع گل (göl) یا آبگیر (برابر ترنج یا حوض فارسی)، جولبارس تاپان (پای پلنگ)؛ دیرناق (ناخن)، اریک گول (گل زرد آلو)؛ ایاق (پا) و ... نامهای عادی برای نقشهای معروف است.
در آثار مردم شناسی به برخی از نشانه های کهن ترکمنها نیز بر می خوریم، نقشهایی مثل نر و ماده (از نقشهای اصیل قوم کوچ نشین) طلسم و امثال آن، دیده می شود.
می توانیم بگوییم که اصولاً عشایر به حسب فرهنگ و نوع زندگی خود نمی توانند نقشمایه هایی پیچیده داشته باشند و اگر اتفاقاً مورد پیچیده ای پیش آید نشان ذوق آزمایی است و بهترین نمونه آن در میان قشقاییها است.
دسته یی از گل های ترکمن به نام ایل معروفند و معمولاً با نام ایل به کار می روند، مثل سالور گل، تکه گل و .. از قدیم ترین نمونه های قالی ترکمن تاکنون، اینها مهم ترین نقش مایه های قالی این قومند و در واقع بیش از هر نماد یا نشان دیگری، دلیل وابستگی بافته به ایل ویژه یی هستند. دقت در این گل ها چیزی از علائم قومی، مثل نشان یا توتم را کشف نمی کند. این گل ها اساساً هشت ضلعی هستند اما گاه تغییراتی می کنند. در این تغییرها زائده ها یا تزیین هایی به قالب اصلی اضافه می شود. تغییراتی بیرون هشت ضلعی ها، اضافه شدن قطعات ذوزنقه شکل است که در همه ی اضلاع صورت می گیرد ولی هیچوقت بیش از نیمی از طول ضلع را
نمی گیرد. در دو ضلع جانبی کنگره ی بزرگی هم افزوده می شود که ذوزنقه را در بر می گیرد.شکل اصلی معمولاً دارای دو محور است و این محورها فقط در پهلو ها تا منتهی الیه کنگره ها ادامه می یابد و به این ترتیب معمولاً تمام گل به وسیله ی این دو محور به چهار قسمت متقارن تقسیم می شود.
در درون هشت ضلعی ممکن است هشت ضلعی دیگری، یک تا سه چهار ضلعی تودرتو یا شکل هایی با اضلاع موج دار پدید آیند. در فاصله ی این شکل ها تزیین های اضافه تری مثل گل (شبدر، گشنیز یا جعفری)، مرغ، میله بندی، خاج، ضربدر و ... قرار می گیرد و به این ترتیب مجموعه ی گل به صورت یک نقش پیچیده ی اسرار آمیز جلوه می کند. در تصویر دیگر ملاحظه می کنیم. در تصویر سمت چپ شکل زیر، چهار نوع از تزیین های داخلی گل ها را می بینیم.
|
|
|
گل : یکی از نقش مایه ها که اکنون در قالی ترکمن دارای بیش از بیست شکل مختلف و به ویژه نوع خاصی در هر ایل، طایفه یا حتی تیره است، همان چیزی است که در میان همه ی ترک زبانان هم به گول (gül) معروف است و در میان عشایر و روستاییان فارسی زبان حوض نامیده می شود. گل ترکمنی همان ترنج ایرانی است و در نقشه ی قالی های ترکمنی تکرار می شود. این نوع نقشه، یعنی نقشه ی با گل های تکراری (ترنج ترنج) تا پیش از دوره ی تیموری در قالی های گرانبها و درباری ایران رایج بوده است و در مینیاتورهای قرن های هشتم و نهم و اوایل قرن دهم هجری دیده می شود. اکنون گل های ترکمن دو دسته اند. دسته یی بسیار شبیه به هم، به طوری که اگر آنها را با هم مقایسه کنیم، می توانیم به این نتیجه برسیم که احتمالاً سرچشمه ی همه ی آنها یکی بوده و در ذوق آزمایی های قومی از هم فاصله گرفته اند. از جمله:
دسته ی دیگر گل هایی که شباهتی به گل های دیگر ندارند و احتمالاً هر یک سرچشمه ی جداگانه یی داشته اند، از جمله:

ساندوق (صندوق) را هم باید از انواع حوض شمرد؛ دسته ی دیگری از نقش مایه های ترکمنی مانند قچک؛ بوینوز یا موینوز (شاخ)؛ آلتی ایپ (شش بند)؛ دورلی قچک؛ قوچکر؛ همه ی انواع قوچکرک؛ موئیز (شاخ)؛ عمده یی از انواع پودک؛ سینک؛ زنجیر لیک؛ شخک؛ سکیز کله (هشت کله) و حتی او شورمه همه دارای یک سرچشمه هستند و می توان آنها را با هم مقایسه کرد.
چخماق : نقش های خان قمچی؛ ایت قویروق؛ زر حلقه (در متن: سر حلقه)؛ ساری ایچان؛ ترس حلقه (در متن: ترس خلقه)؛ القم؛ باقیشتاچکسی (در متن: bāgištačakasi)؛ چخماق (در متن: čakmak)؛ تویه میون؛ رگمه وانواعی از لجک دارای سرچشمه ی مشترکند.
خمتاز : عده یی از نقش مایه های معروف به خمتاز (در متن: chamtos)؛ لیوف (lyuf) و مارك (در متن: morak) يکی هستند.

تعویذ : سرباز از نوع دعا و القم است؛ خیزابی یا سگ زنجیری ترکمن (آلمانی laufender hund) که عقرب زرد (ساری ایچان)، شمرده شده است و انواعی از سیرغا (گوشواره) یکی هستند و همه از انواع تعویذ (دعای بازوبندی برای دفع چشم زخم) و امثال آن گرفته شده اند و القم و دعا را به خاطر می آورند.

ارگنگ قشته، ارکشیک، انواعی از آلتی ایپ، گیره، ایرمک قشنه، پیچاق اوجی و تکوزجیپ یک هستند.
همانگونه که می بینیم ترکمنها قومی کم آمیزش و محدود بوده اند و به همین دلیل تعداد کمی نقش پذیرفته اند، اغلب نقشهای قالی آنان تکراری بوده و گاه در بعضی قالیها بیست نقش به کار می رود. نقشهای اقوام مختلف با هم فرق دارند و تفاوتهایی از همدیگر قابل تشخیص اند.
تصاویر

مار گل، نماد قوم ترکمن

کاروان شتر
نقش عقاب (طغر) متعلق به طایفه ی جعفربای
طرح آینه گل، متعلق به طایفه جعفر بای، ساکن شرق دریای مازندران
نقش عقرب، متعلق به طایفه ی تکه

قابسه گل، متعلق به طایفه ی جعفر بای، این نقش لانه ی پرنده یی است که در
سواحل دریای مازنداران، در میان چارپایان تخم می گذارد و مورد احترام آنهاست.

گرمج یا حصار. نقشی متعلق به طایفه ی تکه. وسیله یی است که در اطراف جای
چار پایان کشیده می شود که در اینجا با فرش بافته شده است.
گرمج یا حصار

درناق گل، متعلق به طایفه ی جعفر بای

طرح درناق گل، کار استاد نیازی با الهام از کتاب مشکووا
- رنگبندی
فرش ترکمن، در دورانهای گذشته، تنها از رنگهای گیاهی و سنتی بهره می گرفته است، اما در فاصله ی دو جنگ بین الملل، رنگ های طبیعی که معروف ترین آنها روناس و قرمز دانه بود از بین رفت و رنگ های شیمیایی جای آنها را گرفت. از ره آورد این جنگها، از بین رفتن رنگ سرخ تیره ی (فلفلی) قدیم بود که به جای آن قرمز روناسی (آنیلین)، استفاده
می شود.رنگ در فرش ترکمن محدود است. فرش ترکمن تنوع رنگ آمیزی فرشهای دیگر نقاط ایران را ندارد. سابقاً پنج رنگ (سفید، سیاه، سبز تیره، لاکی تیره، و لاکی متمایل به زرد در فرش ترکمنهای ایران به کار می رفت ولی هم اکنون با تلاش افرادی همچون نیاز جان نیازی این رنگها به عدد دوازده رسیده است تا فرش ترکمنی ایران بتواند گاهی در راه پیشرفت بگذارد. رنگهایی که او افزوده عبارتنداز: طوسی، دارچینی، عبایی، قهوه اییروشن، قهوه یی تیره، طلایی، نخودی و آبی آسمانی، زیتونی، سرمه یی، سبز، مشکی، لاکی
- رنگرزی
ترکمنها رنگها را از گیاهان مختلفی همچون روناس، برگ مو، پوست انار، پوست گردو، اسپرک به دست آورده و برای رنگ قرمز از قرمز دانه استفاده می کنند، رنگ سرمه ای نیز از نیل بدست می آید.
امروزه، اگر بافنده ای بخواهد اصالت فرش ترکمنی را حفظ کند، از رنگرزی گیاهی استفاده می کند ولی با اینهمه در برخی رنگها، ناگزیر برخی مواد شیمیایی به کار می برد که جز این هم چاره ای نیست. "نقشهای قالی ترکمن با رنگرزی ثابت بافته نمی شوند بلکه تنوع محدودی دارند و این تنوع بیشتر تاریخی است تا جغرافیایی، مثلاً در بافته های قرن سیزدهم هجری ترکمنها، رنگ آبی ویژه یی (نیلی، کبود) به کار می رفته که در قرن چهاردهم متروک شده ولی هم اکنون به یاری هنرمندان از نو زنده شده است."
- ابعاد
- توزیع جعرافیایی
- وضعیت فعلی
- فهرست منابع و مآخذ
ترکمنهای جهان، "مراددوردیف، شهرات قادیرف" ترجمه "امانگلدی ضمیر"، انتشارات درخت بلورین، تهران چاپ اول 79
فرشهای ترکمنی، بوگولیوبوف، ترجمه ناز دیبا خزیمه علم، تهران موزه فرش ایران 1356
نقشهای قالی ترکمن و اقوام همسایه ، علی حصوری، انتشارات فرهنگان، چاپ اول 1371
نیاز جان و فرش ترکمن، ذبیح الله بداغی، انتشارات فرهنگان، تهران، چاپ اول 1371










