تبليغاتX
دانشجویان ترکمن دانشگاه زابل

زابل دانشگاه سینینگ تورکمن دانشجولرینگ وبلاگی

اوقات فراغت در بین ترکمن های ایران

احمد قادری

اوقات فراغت در بین ترکمن های ایران ، و اینکه چه عواملی را بررسی کنیم تا نشان دهنده وجود یا عدم وجود اوقات فراغت در بین طوایف ترکمن و نیزعوامل تاثیر گذار بر نحوه گذران اوقات فراغت ترکمن ها

فصل اول  :     کلیات 

 مقدمه :  در مکتوب که از نظر خوانندگان می گذرد سعی شده است مطالبی در مورد اوقات فراغت در نزد طایفه های ترکمن ایران جمع آوری شود و البته به علت کم بودن منابع و مأخذ و عدم دسترسی کافی به منابع متعدد و محدودیت زمان و مکان سعی شده است که ابتدا تاریخچه ای کوتاه و سپس نقشی که جاذبه ها و مکانهای دیدنی و همچنین آداب و رسوم و باورها در اوقات فراغت یک قوم و در اینجا ترکمن های ایران، می تواند داشته باشد را با بررسی و روش مقایسه ای از کتب ، مقالات و سایتهای اینترنتی در دسترس تهیه شود .

 

   در هر صورت در اینجا باید از مسئولان محترم دانشگاه ازاد نیشابور گله کرد چرا که ابتدا سعی در راه اندازی یک رشته دانشگاهی نظیر مدیریت جهانگردی که یک رشته بین رشته ای ، به معنی در بر گیرنده و جمع چند رشته،است و به منابع اطلاعاتی زیادی نیاز دارد می کنند و بعدا به مرور زمان اگر توانستند و اتفاق افتاد در آینده کُتبی چند را جهت استفاده اساتید و دانشجویان آن رشته مهیا می کنند . اما باید از برخورد مودبانه و صمیمی دست اندر کاران کتابخانه دانشگاه که با مراجعان همکاری لازم را می نمایند تشکر کرد. در هر صورت کلیه مطالب استفاده شده در این پروژه کاملا مستند هستند و سعی شده است در رد یا قبول و درستی و عدم صحت آنها ، جدای از مقایسه ها و ا نتخاب یک مورد از چند مورد مطرح شده ، دخالتی نکنیم و قضاوت را با توجه به محدود بودن مطالب قابل دسترسی و همچنین حرکت در جهت موضوع اختصاصی مورد تحقیق به عهده خوانند گان بگذاریم . هدف از تحقیق باز کردن و روشن نمودن مطالبی از واقعیات گذشته و حال در مورد ترکمن ها ، با توجه به اینکه شاید بتوان گفت نسبت به دیگر اقوام ساکن در ایران - حالا به دلیل جمعیت کمتر آنها و یا موردی دیگر -  کمتر به آنها پرداخته شده است ، بوده است .روش تحقیق ،همانگونه که ذکر شد تحقیق به دلایل محدودیت زمانی و مکانی و ... به صورت کتابخانه ای و فرضیه های مربوط به آن به روش توصیفی ارائه می گردد که چون محقق، در منطقه مورد بررسی تحقیق ( ترکمن صحرا ) نبوده است دارای آمار و ارقام مر بوط به جامعه آماری و گروه نمونه خاصی نمی باشد . شاید بتوان گفت جامعه آماری تحقیق طایفه های ترکمن موجود در ایران می باشد .

برای دریافت متن کامل روی فایل pdfزیر کلیک نمائید.

 

اوقات فراغت در بین ترکمن های ایران                        

|+| نوشته شده در  دوشنبه 26 فروردین1387 ساعت 5:50 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

"آلاچيق" ؛ مظهر سلامتي و سخاوت قوم تركمن
مريم رحيمي- آلاچيق يك نوع بناي سبك و قابل انتقال است كه بيشتر درميان مردم كوچ نشين و دامدار رايج است. در ايران آلاچيق در ميان ايل سون ها (شاهسون‌ها )، در آذربايجان و همچنين در ميان تركمن ها در تركمن صحرا واقع در شمال غربي خراسان و شمال شرقي مازندران ديده مي شود و در هر ناحيه نام خاصي دارد. به عنوان مثال در تركمن صحرا آن‌را "اوي" مي نامند و در آذربايجان نامي ديگر دارد. كلمه"اوي" در زبان تركمني به معناي آلاچيق است.

آلاچيق خانه سنتي قوم تركمن است كه به دليل ساختار خاص سازه‌اي در برابر حوادث طبيعي نسبتا مقاوم و ساكنان خود را از گرما و سرما در امان نگه مي‌دارد. اين خانه سنتي در گذشته به دليل سهولت در نصب و كاربرد در جابجايي‌ها و مهاجرت‌ها، منزلي امن محسوب مي‌شد كه به آساني قابل جمع كردن و حمل به جاي ديگر بود.

امروزه به دليل رشد جمعيت، گرايش به زندگي در شهرها و نيازهاي متفاوت جوامع بشري زندگي در آلاچيق‌ها كم رنگ شده و دركمتر جايي نشان از اين منزل است.

زندگي شهري و مدرن امروزي باعث شده تا هم اكنون فقط گروهي از مرزنشينان و دامداران استان گلستان كه مجبور به مهاجرت‌هاي موقت و كوچ ييلاقي و قشلاقي هستند از آلاچيق استفاده كنند و ديگران زندگي درخانه‌هاي جديد را ترجيح داده‌اند.

"فريدون اونق" مسئول سازمان ميراث فرهنگى گنبد كاووس در اين مورد مى گويد: اكنون كسى در تركمن صحرا در آلاچيق زندگى نمى كند. در بسيارى از روستاها آلاچيق ها فروخته شده و تعداد كمى از مردم از آن استفاده مي‌كنند و اين مسئله به اين خاطر است كه در كل دشت گرگان تنها يك كارگاه ساخت آلاچيق در روستاى "امچلى" شهرستان تركمن وجود دارد كه براساس تقاضاى تركمن هاى كوچروي كه بيشترشان در مناطق مرزى داشلى برون به سر مى برند آلاچيق مى سازد.

ولي تركمن صحرا، در شمال ايران جايى كه به استپ هاى آسياى ميانه ختم مى شود، مكانى است كه ايل هاى بزرگ تركمن در آنجا زندگى مى كردند، سال‌هاى سال اساس زندگى آنان دامپرورى، كشاورزى، پرورش اسب و قالى بافى بود كه به اقتضاى كار دامپرورى ناگزير بودند نيمى از سال را در ييلاق به سر برند و نيمى ديگر را در قشلاق.

در گذشته خانواده‌هاي تركمن هريك داراي آلاچيق مستقلي بودند كه با فاصله كمي از آلاچيق ديگران برپا مي‌شد و به اين مجموعه كه بيشتر با هم خويشاوند نيز بودند "اوبه" مي‌گفتند.

تركمن‌هاي گلستان آلاچيق را قبه‌اي از قبه‌هاي بهشت مي‌دانستند و چندان علاقه‌اي به زندگي در خانه‌هاي خشتي و آجري نداشتند. در زبان تركمني به آلاچيق "آغاج اوي (خانه چوبي)" گفته مي‌شود و از نظر اعتقادات تركمن‌ها آلاچيق مظهر سلامتي و سخاوت است.

بيشتر وظايف برپايي آلاچيق تركمن را زنان برعهده دارند و براي ايجاد اين خانه زيبا از وسايلي كه به آن "تاريم، اوق، توي نيگ، نمد، قولانگ، تويي‌نگ- باق" گفته مي‌شود، استفاده مي‌كنند.

اينك بيشتر با تاريخچه، مواداوليه، روش توليد، هنرمندان شاخص و كاربرد آلاچيق آشنا مي‌شويم.

تاريخچه

تركمانان در قرن يازدهم ميلادي در مرو ساكن شدند پس از مرز بندي ميان روسيه و ايران عده‌اي از آنان در ايران ساكن شدند. اين قوم از دوران بيابانگردي تا به امروز از چادر تركمني ( آلاچيق ) استفاده مي كنند.

مواد اوليه

چوب عرعر ، نمد ، پوست حيوانات ، حصير ، ميخ چوبي ، نخ‌هاي پشمي و نخ پنبه اي از جمله مهمترين مواد اوليه ساخت آلاچيق است.

روش توليد

"انوشيروان گرايلي" معاون صنايع‌دستي استان گلستان با اشاره به شيوه توليد و ساخت آلاچيق به ميراث‌آريا مي‌گويد: پس از تهيه تنه درخت عرعر از مناطقي چون كردكوي آن‌را با قلم و چكش به چند تكه كه آن نيز بستگي به قطر تنه درخت داشته (4 تا 8 تكه) تقسيم مي كنند. سپس قطعات بريده را روي خرك تراش برده و در بين غلاف متحرك آن‌را محكم مي كنند. اين امر با پا و پدالي كه در پايين خرك تعبيه شده صورت مي گيرد تا چوب در هنگام كار جابجا نشود. سپس با داس پوست آنرا كنده و تراش مي دهند.

وي ادامه مي‌دهد، سپس چوب‌ها را 2 تا 3 روز در معرض آفتاب قرار داده ، داخل كوره به مدت نيم ساعت مي گذارند. پس از بيرون آوردن از كوره به مدت 10 دقيقه فرصت داشته تا به آن‌ها فرم دهند ، در غير اينصورت موجب شكستن چوب‌ها مي شود.

هنگامي كه چوب‌ها براي مصارف گوناگون در اندازه‌هاي متفاوت آماده شد بنا به نياز آن‌را فرم داده و براي ساخت بخش‌هاي متعدد آلاچيق از آن استفاده مي كنند.

گرايلي مي‌افزايد: براي ساخت اوق چوب تراشيده شده را روي خرك فرم دهي ، بين دو ميله قرار داده و زير آن چوبي قطور مي‌گذارند تا بعنوان اهرم عمل كرده از شكستن چوب اوق جلوگيري كند. ميزان انحناي چوب بستگي به مصرف آن در بخش هاي مختلف دارد ، بعنوان مثال چوب‌هاي اوق بايد از انحناي زياد برخوردار شوند. اما چوب‌هاي تارم نياز به انحناي كمتري داشته و توي نوك بيشترين انحنا را به خود مي گيرد.

معاون صنايع‌دستي گلستان در مورد ارتفاع اوق‌ مي‌گويد: ارتفاع اوق‌‌ها به نيمه آلاچيق ( بالاي تارم ) مي‌رسد كه قد چوب آن 3 متر است و تركمانان اغلب جهت ايجاد انحنا از الگوهايي كه از گذشته از اجدادشان به ارث رسيده بهره مي جويند.

وي مي‌افزايد: در بخش گنبدي اسكلت از 60 اوق استفاده مي‌شود و در قسمت انتهايي آن در مركز گنبد به توي نوك متصل مي‌شود توي نوك نيز همچون اوق به همان شكل ساخته شده با اين تفاوت كه توي نوك به شكل دايره با قطر 2 متر در مي آيد و روي آن 60 سوراخ جهت قرارگيري اوق ها تعبيه مي‌شود.

به گفته گرايلي تارم كه به شكل آكاردئون است از چوب عرعر به ارتفاع 2 متر كه بزرگترين قطعه بوده و در وسط قرار مي گيرد ساخته شده و باقي قطعات هر چه به سمت كناره مي‌رود كوچكتر مي شود. قطعات به شيوه قبل آماده و با انحنايي كم بطور ضربدري روي هم قرار گرفته و در محل اتصال سوراخي تعبيه شده تا به كمك بند پوستي ( پوست شتر ) ، دو قطعه به هم وصل شود. بند در دو طرف سوراخ با گره‌اي محكم مي شود.

ارتفاع تارم هنگاميكه باز مي شود در دو اندازه 70/1 و 40/1 است. جهت تكميل آلاچيق بايد 4 قطعه تارم را كنار هم قرار داده با كمك دو نفر دو عدد از اوق ها را روبروي هم در توي نوك گذارده و انتهاي اوق را در بالاي تارم با نواري باريك ( جاجيم باف ) به نام « دوزي » بسته سپس باقي اوق ها را بطور متقارن دورتا دور تارم چيده و مي بندند تا كامل شود.

پس از تكميل اسكلت آلاچيق توسط ميخ‌هاي چوبي ( دو شاخه اي ) به فاصله يك تا 2 متر روي زمين كوبيده و در مواقع لزوم بندهايي را بدان وصل كرده كه به‌ آن « ارقن » گفته مي‌شود تا باد آلاچيق را جمع نكند.

جهت محكم شدن اسكلت تارم را با نوار جاجيم باف به نام « دورلق ياخا » و بالاي تارم را نيز توسط نواري ديگر بنام « بيل يوپ » مي بندند.

پس از آن تمامي اسكلت را با حصير و نمد مي‌پوشانند ، بدين ترتيب كه ابتدا سه قطعه حصير را دور تارم پوشانده ، روي حصير 4 قطعه نمد مستطيلي شكل با بندهايي به طول 2 متر قرار داده و به تارم مي بندند. آن‌گاه دو قطعه نمد ذوزنقه شكل در بخش گنبدي گذاشته و فضاي بالايي آنرا با نمدي دايره شكل مي پوشانند.كف آلاچيق را نيز با نمد پوشانده تا مانع نفوذ رطوبت به داخل آلاچيق شود.

هنرمندان شاخص

به‌دليل محدود شدن كاربرد آلاچيق ، ميزان توليد آن نيز به همان نسبت پايين آمده و هنرمندان سازنده آن انگشت شماراند كه در اين ميان مي توان از "آيت جان پنق" و "علي پنق" نام برد.

مناطق توليد

امروزه كمتر هنرمندي مي توان يافت كه به اين امر مشغول باشد به‌همين دليل محل توليد آن محدود به چند روستا شده است كه روستاي "بناور" از توابع بندرتركمن و بعضي از روستاهاي گنبد از جمله اين مناطق است.

كاربرد

معاون صنايع‌دستي سازمان ميراث‌فرهنگي،صنايع‌دستي و گردشگري استان گلستان دراين باره مي‌گويد: آلاچيق تركمني به منزلة خانه و مسكن آنان بوده است و به دليل نوع زندگي كوچ نشيني تركمنان در گذشته مي بايست چادرشان قابل حمل باشد. اما امروزه به دليل تغيير وضعيت زندگيشان به زندگي شهري ، تنها در مواردي چون كوچ دام به مناطق خوش آب و هوا ، مراسم‌هاي خاصي چون عروسي ، و ساير جشن‌ها آلاچيق را بر پا مي‌دارند.

گرايلي همچنين از احياي اين محصول صنايع‌دستي در سال آينده خبرداده و خاطرنشان مي‌كند: در نظر داريم "آلاچيق" را با اعتبار 200 ميليون ريال احيا كنيم تا همچنان زنده بماند و مظهر سلامتي و سخاوت قوم تركمن باشد.
 
|+| نوشته شده در  دوشنبه 17 دی1386 ساعت 12:34 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

قوچوق (قوچک یا شاخ قوچ)

قوچوق (قوچک یا شاخ قوچ)

 

در میان ترکمنها نقشهای بسیار زیبا و فراوانی وجود دارد.این نقشها نسل به نسل از گذشتگانمان به ارث رسیده است.نقشهاییکه پس از گذشت قرنها ذهن هر بیننده را به تحسین وامیدارد. با نگاه به این نقوش بسیار زیبا، به اوج هنر،سلیقه،دقت و حوصله زنان و دختران ترکمن در به تصویر کشیدن و ایجاد چنین نقشهای زیبا با استفاده از حد اقل ترکیب رنگی پی برد.

در بوجود آمدن و خلق این نقشها ،مهر و محبت،زیبایی و ظرافت،احساسات،قدرت،آرزوهای پاک مادرانه،نغمه ها، عواطف،عشق و وفاداری زنان و دختران ترکمن تاثیر گذار بوده است.

این نقوش را می توان در اسباب و وسایل خانه،جهیزیه و وسایل عروس،پلاسها،گلیمها،جورابها،دستکشها،فرشها،لباسها،اجاق و تنورو در میان زیور آلات نقره وطلا پیدا کرد. در کاوشهای باستانشناسی و سایل و ظروفی پیدا شده است که از این نقشها در آن دیده می شود.


در کاوشهای باستانشناسی که در منطقه مرو و کوپه داغ که در اطراف عشق آباد قرار دارد ظروف و کوزه هایی یافت شده که در متن و لبه های آنان نقش (قوچوق) نقش بسته است،این یافته ها نشان دهنده قدمت استفاده از این نقش می باشد.
با الگو برداری از نقش قوچوق دهها نوع قوچوق دیگر شکل گرفته است.از آن جمله میتوان به (قوچ کله،قارشیلیقلی کله،قوچ بینوز،قول چورلی قوچوق،کورته قوچوق،قارا قوچوق،یاشیل قوچوق،گوگ قوچوق،سکیز قوچوق،پنجه قوچوق،هندی قوچوق،کیک قوچوق،قاناتلی قوچوق،داراق قوچوق،تاریم قوچوق) نام برد.


به عنوان مثال نقش قوچ کله از الم پلاس شروع می شود و تا سمت دیگر پلاس که الم طرف دیگر قرار دارد در میان نقشی که بستانی نام دارد در سر تا سر پلاس اطراف نقش بستانی را احاطه کرده و آن را تزئین می کند.در اندازه 4 متری پلاس بافته شده تعداد 768 عدد نقش قوچ کله وجود دارد و در میان نقش یا زمینه قرمز(لاکی)آن نیز 280 عدد نقش قوچ کله کوچک وجود دارد.اگر بافت پلاس ظریفتر باشد تعداد نقشها بیشتر خواهد شد.با نگاه دقیقتر به این پلاس گله قوچها را که در یک جا جمع شده را به خاطر خواهیم آورد.
در الم (ساری قوللی الم) قالی تعداد 4 عدد ساری گل راتعداد 2 عدد نقش قوچ کله به هم متصل می کند .
در لباس مردان و زنان ترکمن همچون (چاک من،دون،بگ رس،چاوت،کورته،چیرپی) در زمانیکه حاشیه این لباسها سوزندوزی می شود نقطه اتصال قسمت لبه های عمودی و افقی لباس در گوشه با نقش قوچ کله نقش تزئین می شود.

(یکی دیگر از دلایلی که در سوزن دوزی یا لبه دوزی ها در لباسهای قدیمی ایجاد استحکام و جلو گیری از پارگی سریع لباسها بوده چونکه در قدیم تهیه لباس و پارچه مشکل و کمیاب بوده است).
زنان هنرمند و تیز هوش ترکمن از کلمه قوچوق همانند لباسهایشان در میان سخنانشان و نغمه و لالاییهایشان نیز به شکل زیبا و با معنایی استفاده می کردند (پسرانی مثل قوچ، قوی داشته باشی) آرزو.( ماشالله پسری مثل قوچ قوی شدی) مثال (کله دو قوچ توی یک دیگ نمی جوشد).(یوالارین قوتوزی جومجومانینگ سچگی --- منینگ کورپه دوغونیم ئیگیتلرینگ قوچوغی) لالایی.
در گذشته زنان ترکمن اطراف تنور پخت نان خود را با نقش قوچوق نقاشی می کردند.

.(قادیمیت دن نوسخولی تامدیرلار بار قوچوقلی ----- بوغدوی نانلار گون یالی دویه یونگدن ساچاقلی) یکی دیگر از وسایلی که نقش قوچوق در آن زیاد دیده میشود حاشیه سفرهاییکه از پشم شتر بافته شده میباشد که نقش قوچوق را با ابریشم روی آن سوزندوزی می کنند.
زنان و دختران ترکمن با نسخه قرار دادن دستبافته های گذشتگان خود توانسته اند بر زیبایی این نقوش بیش از پیش بیافزایند.
کلاه ها (عرقچین)دختران و پسران با نقشهای زیبا و زیادی با حوصله وظرافت سوزن دوزی می شود.مثلا (گل تاخیا) برای خانمها و (آق قایاما) برای آقایان می باشد.از میان نقشهای (آق قایاما)می توان به( داغدان قوچوق )و(تاریم قوچوق) اشاره کرد. داغدان درختی برای ترمنها می باشد که از چوب آن قطعاتی کوچک به شکل شاخ قوچ درست می کنند (داغدان قوچوق) که از این نقش در حاشیه ی تاخیا سوزن دوزی می شود.
(تاریم قوچوق) نیز بر گرفته از آخرین ردیف بالایی( تاریم آلاچیق ) ترکمن می باشد که این نمونه ساده از شکل قوچوق می باشد (بون برگردان) از نقش تاریم قوچوق بر روی تمامی حاشیه سفره هاییکه از پشم شتر بافته شده است و سفره های ابریشمی با نخهای ابریشمی استفاده و سوزن دوزی می شود.
قوچ ، قوچوق اصطلاحاتی هستند که همواره در بین سخنان روز مره ترکمنها مورد استفاده قرار می گیرد. مثلا در منطقه ای که من در آنجا زندگی می کنم روستایی به اسم قوچ وجود دارد،زیارتگاهی به اسم قوچ آتا ،دره ای به اسم قوچ گادیگی،یا قوچ یولی نیز از انجمله می باشد.
استفاده از کلمه قوچ با این شکل و نامگذاری محلها ویا توصیف قدرت با اسم قوچ خود نشان دهنده دیدگاه و واحترام ترکمنها به این حیوان می باشد.(داغا شکارا چیقسا کیک گتیر قوچوغیم ---- بوروم-بوروم شاخلاری بیک گتیر قوچوغیم ) خانمها با خواندن این اشعار نوزادان خود را داخل گهواره می خواباندند.
در بعضی از خانه های ترکمن میتوان شاخ قوچ را میتوان دید که در قسمت بالای ساختمان قرار می دهند (قوچ بینوز) کله ی قوچ شاخدار را به نیت پیشگیری از نظر و تلسم از قیم الایام در بین مرسوم بوده که از باورهای بسیار قدیمی ترکمنها می باشد.
http://turkmensahramedia.com/

|+| نوشته شده در  جمعه 30 شهریور1386 ساعت 1:11 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

کتابهای جدید

28 خرداد 1386
گورگن

تورکمن صحرادا تأزه چیقان کتاب لر


1ـ دیوان مختومقلی

دکتر اراز محمد سارلی ینگ تلاشی بیلن مخنومقلی پراغی ینگ دیوانی کیششیک فورمات دا، تأزه لیگدا 2000 نوسغادا، 675 صحیفه دا چاپ دن چیقپ دیر. دیوان ینگ گیریش یندا مختومقلی پراغی حاقدا غیسغه جا ماغلومات بریلیب دیر. بو کتاب ینگ تأزه لیگی فورماتی دیمک بولار.
کتاب ینگ بهاسی: 3000 تومن

2ـ پرنیان هفت رنگ

بو کتاب ینگ یازیجی سی و دیلماجی گنید دردی اعظمی راد. یازیجی بو کتابدا، مختومقلی پراغی نینگ غوشغی لردان بیر نأچه سنی سایلاب، شاهیرینگ پیکر لرنی، دویغی لرنی ... آچیقلاب بیرجک بولیار. همدا سایلانان غوشغی لری پارس دیلینا گچریب اوقوجی لارنا هودرلاب دیر.
کتاب 2000 نوسغادا، بها سی 2000 تومن، مختومقلی فراغی انتشارت نینگ طاراپیندن چاپ بولیپ چیقیپ دیر.

3 ـ دیوان حاج بگمراد آذری (استان خراسان شمالی ـ شهرستان بجنورد)

دیوان ینگ گیریش یندا حاج بگمراد حاقدا شیله یازیلیب دیر"آتاسی خواجه مراد صوفی حضرت مراد بردی آخوندینگ مرید لریندن دور، بو حقیر جرگلانینگ ایلاری یوزینده یایلاق دیان اوبه ده طاویق ییلی دنیا گلیب دور"
بو کتاب 2000 نوسغا دا مختومقلی فراغی آدینداکی انتشارات نگ طاراپیندان چاپ بولیب دیر. کتاب 78 صحیفه، بهاسی 1000 تومن.

4 ـ کوین یورگلر

احمد سارلی دأده سی بیلن اوز خاطره لرتی غیسغه جا حکایه ادیب "کوین یورگلر" آدی بیلن نشر ادیب دیر. بو حاطره لر47 صحیفه دا، 2000 نوسغا دا چاپ ادیلیپ دیر. بهاسی بولسا 600 تومن

|+| نوشته شده در  سه شنبه 29 خرداد1386 ساعت 3:51 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

اعتقـادات و آداب و سنن ترکمن ها در مورد آتـش

در آداب و سنن گذشته ترکمن ها آتش مقام ويژه اي را احراز ميکند. بعصي از اين مراسم جنبه احترام عمومي نسبت به آتش را نمايان ميسازد. جنبه عمده اين احترام با خاصيت نگهدارنده و سحرانگيز آتش مرتبط است. که اين نيز بنوبه خود از درک آتش به عنوان يکي از نيروهاي قهار طبيعت که داراي نيروي سحرآميز مقتدري مي باشد منشأ گرفته است. اکثريت اين تصورات با اصطلاح " ايريم "(نشانه،علامت،فال) مشخص شده اند، برخي ديگر از جمله مراسم پاکيزگي هرساله بوسيله آتش که پائين تر بطور مختصر در مورد آن ها صحبت خواهيم کرد با اصطلاح " دأپ دسٌور" مشخص مي شوند.

جنبه عمومي احترام به قوه طبيعي آتش پيش از همه در ممنوعيت اعمالي بروز کرد که در آن ها برخورد با آتش توهين آميز تلقي مي شد. براي مثال تف کردن به آتش حرام است و اين در مورد خرمن آتش افروخته، اجاق خانگي و تنور صدق ميکند. کسي که مرتکب چنين عملي شود، بنا بر اعتقاد، بدبختي به او روي خواهد آورد. در فولکلور ترکمني اصطلاحي که براي نسل هاي قديمي تر کاملا آشناست يعني "اوُت اورز" (آتش نوراني) و در صرب المثل عـــامـيـانـه " اوُت آستيندا بلا قالماز" (زير آتش بلا نميماند) بروشني اين تصورات را نشان ميدهد.

در ميان طوايف گوناگون آداب و رسوم مختلفي نسبت به آتش وجود داشته است. مثلا در نزد گوکلان هاي قارري قالا اين نظر وجود داشته است که اگر شراره اي از آتش بطور اتفاقي بروي لباس کسي مي افتاد و آن را ميسوزاند ميگفتند که جاي پريشاني نيست. و يا در بين ترکمن هاي يمرلي چنين اعتقادي وجود داشته است که اگر کسي ظرف را با آب در آتش بيندازد، لازم است که در آنجا کمي آرد ريخته شود. (سمبل خون بها دادن)

در گذشته نه چندان دور در نزد ترکمن هاي يموت غربي جائي که دامپروري وجود داشت، آتش نقش بزرگي را ايفا مي کرد. بدين گونه که اُبه بهنگام کوچ ييلاق يا قشلاق به منظور تمييز کردن، خرمن بزرگي از آتش برمي افروختند و مردم با جل وپلاس خود در حالي که حيوانات را مي راندند، از ميان آتش مي گذشتند. پس از پايان مراسم معمولا خرمن هاي آتش را به يکديگر متصل مي ساختند تا مفري براي ارواح شرير و پليد باقي نماند تا آنها نتوانند ايشان را تا محل جديد دنبال کنند.

مثال ديگر حاکي از آن است که هر چهارشنبه، آتشي را برمي افروختند و در آن براي خلاصي از شر اجنه و ارواح شاخ و نمک و چيزهاي ديگر مي انداختند.

طبق اسناد جمع اوري شده نژادشناسي، پرش از روي آتش در بين همه قبايل ترکمن از دير باز رايج بوده است. اجراي اين مراسم در ماه هاي "مه رد" و "صافار" وآخرين چهارشنبه سال کهنه اجرا مي شده است. پرش از روي آتش در بين طوايف مختلف اصطلاحات متفاوتي داشته است. تکه ها آن را شامان اُوت، يموت هاي تاختيني، ساريق ها، ساري لي و قارا داشلي آن را شامار اُِوت، گوکلان ها و يمرلي ها آن را شامباز اُوت مي ناميدند.

مراسم پرش از روي آتش طبق راويان اخبار به معناي پاکيزگي از همه آلودگي هائي که در طول سال در انسان جمع شده ، بوده است. در قرن نوزدهم در مراسم پرش آتش همه اهالي ابه به جز سالمندان و شخصيت هاي روحاني قبيله شرکت مي کردند. در مراسم ابتدا مردان، سپس زنان و بالاخره نوجوانان از روي آتش مي پريدند. در حالي که در اطراف خرمن آتش مي چرخيدند، رو به آتش چنين مي خواندند:



شامان اُوت،

بولديم شات.

پارلاپ اوستينگدن گچديم،

زارلاپ گؤنامي دؤکديم.

حاير قيلسن ايشيمي،

غوراپ ساقلا داشيمي.



پرش بر روي آتش در سمت هايي از جنوب به شمال و از شرق به غرب انجام مي گرفت. خوش گلدي بختيارف در يادداشتي با عنوان " بقاياي نسل آتش در نزد ترکمن ها" توصيف زيبائي از مراسم پرش بر روي آتش در اسنقلي در بهار 1922 بدست مي دهد. طبق نوشته وي وقتي خورشيد غروب مي کرد خرمن هاي آتش پديدار مي شدند و زنان در حالي که کودکان را در آغوش خويش داشتند با فرياد شادي از روي آتش مي پريدند.

در گذشته مراسم شکستن ظروف فديمي به هنگام پرش از روي آتش و انداختن آن در آتش وجود داشته است.

آعتقادات و مراسم مربوط به آتش در ميان ترکمن ها به دوران پيش از اسلام باز مي گردد، هر چند برخي از سنت هاي مربوط به رنگ و روي اسلامي به خود گرفته است، معذلک يکي از درخشان ترين بازمانده هاي دوران گذشته است.



از کتاب: " تحقيقاتي در مورد نژاد شناسي ترکمن ها" (آکادمي علوم ترکمنستان ـ انستيتوي تاريخ، باستان شناسي ونژادشناسي)

کلوب مشاهیر ترکمن

|+| نوشته شده در  پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت 11:12 قبل از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

زیباییهای صنایع دستی گلستان در یک نگاه

زيباييهای صنايع دستی گلستان در يك نگاه

اقوام مختلف استان گلستان كه هر يك فرهنگ، آداب و رسوم و صنايع دستي خاص خود را دارند، ابداع‌كننده و ادامه‌دهنده حيات بسياري ازصنايع دستي منطقه و كشور هستند.

در اين زمينه بافت قالي، قاليچه و پشتي تركمن، ابريشم‌بافي، نواربافي، ساخت دوتار تركمن، پلاس بافي، جاجيمچه، زيورآلات، سوزن‌دوزي تركمن و بلوچ، نمدمالي، قلمزني و قلاب‌بافي بخش كوچكي از اين زيباييهاي دست ساز است.

در استان گلستان هم‌اكنون دو گونه رشته‌هاي صنايع دستي كه به آن بومي و غيربومي گفته مي‌شود رواج دارد، هر چند برخي از آنها منسوخ شده و در حال فراموشي است.

از اين ميان "قالي و قاليچه تركمن، نمدمالي علي‌آباد، رودوزي‌هاي كتول، زيورآلات تركمن، سوزن‌دوزي شاهكوه، شيشه‌گري، مسگري، نمدمالي تركمن، سرپرده، پشتي و پلاس تركمن، ابريشم‌بافي راميان و مينودشت، ساخت ساز دوتار، سوزن‌دوزي تركمن، سفالگري، ابريشم‌بافي تركمن، نواربافي تركمن، خورجين‌بافي، جوال، جاجيم، لباس محلي، زين‌سازي ، پوستين دوزي، چوغا (پوشاك سنتي) بيليش‌دوزي و چيغ‌بافي" از صنايع دستي بومي اين منطقه است.

"حصيربافي، ورني‌بافي، مينياتور، مليله‌دوزي، مفرش، چنته‌بافي، گليم‌بافي، گليمچه، سكمه‌دوزي (چشمه دوزي)، قالي گل برجسته، رنگرزي، معرق، نازك كاري، منبت، خراطي، تكه‌دوزي، قلاب بافي، ابريشم دوزي ( خامه دوزي)، قيطان دوزي، سوزن‌دوزي بلوچ، منجق‌دوزي، ده‌يك‌دوزي"، از صنايع دستي غير بومي اين استان محسوب مي‌شود.

در اين زمينه هنرهايي چون "گلابتون دوزي، آجيده‌دوزي، بردري دوزي، سرمه- دوزي، مرواريددوزي، رفوگري فرش، قلمزني، گبه‌بافي، نقشه‌كشي قالي و گليم، كاشي، مجسمه‌سازي، افزار فلزي، تذهيب، توربافي، حكاكي نقاشي، منبت معرق، زرگري، تراش سنگهاي قيمتي و نيمه‌قيمتي و صحافي سنتي نيز بايد به اين مجموعه افزوده شود.

درابريشم‌بافي پارچه‌هاي ابريشمي الوان به صورت طاقه‌اي به طول ۲/۵متر و عرض ۳۰تا ۴۰سانتيمتر با ابزاري چون ماكو، ماسوره، شانه تهيه مي‌شود.

مواد اوليه اين هنر صنعت الياف ابريشمي الوان، نخهاي طلايي و نقره‌اي است كه با ابزاري به نام "دار، نورد، شانه، قرقره، ماكو و ماسوره" انجام و براي استفاده درلباس، روسري، شال گردن، چادرشب، حوله و سفره كاربرد دارد.

اين هنر بيشتر در مناطق شرق استان گلستان همچون راميان، مينودشت، كلاله و نيز منطقه شاهكوه رواج دارد.

"نواربافي كتول" خاص منطقه كتول در حوزه شهرستان علي‌آبادكتول است و براي تزئين حاشيه لباسهاي سنتي و مصارف تزئيني ديگر با استفاده از نخ گلابتون توسط كارگاه مخصوص و سيم گلابتون بافته مي‌شود.

نخ گلابتون طلايي يا نقره‌اي، كامواي سياه و سفيد مواد اوليه آن بوده و با استفاده ازكارگاه نواربافي، ني‌تراش خورده‌كوچك و سيم گلابتون توليد مي‌شود.

"دوتار تركمن" ساز مخصوص تركمنها بوده و داراي دو سيم و ۱۱پرده است كه با چوب، استخوان و سيم توسط مغار و سوهان و چكش ساخته مي‌شود.

چوب توت و گردو، چسب، سيم، استخوان يا شاخ بز از مواد اوليه ساخت آن بوده و با ابزاري همچون اره، سوهان، سمباده، مغارهاي قاشقي و چكش ساخته مي‌شود.

اين ابزار بيشتر در مناطق تركمن‌نشين ازجمله شهرستانهاي گنبدكاووس، كلاله، بندرتركمن و آق قلا توليد مي‌شود.

"پلاس" نوعي گليم بدون پرز با نخ پشمي است و نقوش آن ساده و هندسي بوده و با رنگهاي مختلف به صورت تخت و برجسته توسط دار و شانه و قيچي براي استفاده به عنوان زيرانداز و كيف بافته مي‌شود.

در بافت پلاس، پشم مهمترين ماده اوليه بوده و توسط هنرمندان بافنده با استفاده از دار، شانه و قيچي براي مصارفي چون زيرانداز، كيف و پشتي (قارچين) در شهرستانهاي گنبد، كلاله، آق قلا و بندرتركمن بافته مي‌شود.

و اما بايد گفت قالي و قاليچه تركمن كه مهمترين و معروفترين هنر صنعت اين منطقه بشمار مي‌رود، دست‌بافي پرزدار است كه از طريق درگيري تار و پود و پرز با نقوش هندسي روي دار افقي بافته مي‌شود.

مواد اوليه فرشهاي زيباي تركمن پشم، كرك، نخ پنبه‌اي و نخ ابريشم بوده كه هنرمندان آن را با كمك ابزاري همچون دار (قورمه)، قلاب (كسر)، قيچي (سني) و شانه (داراق) به فرشي زيبا تبديل كرده كه هنوز در خانه بسياري از ايرانيان با افتخار "زيبا و دست بافت بودن" استفاده مي‌شود.

اين هنر علاوه بر زيرانداز بودن به عنوان قارچين (پشتي) و سرپرده نيز كاربرد داشته و توليد آن مربوط به مناطق تركمن‌نشين گلستان مي‌شود.

جاجيمچه يا "جاجم" نيز دستبافتي ضخيم و بدون پرز از جنس پشم و پنبه و داراي چله كشي بلند است كه به صورت راه‌راه و رنگين براي مصارفي چون زيرانداز و پادري بافته مي‌شود.

ابزار مورد نياز براي بافت جاجيمچه شامل چرخ، شانه، ماسوره، گورد و ماكو بوده و بيشتر در روستاي زيارت شهرستان گرگان توليد مي‌شود.

در اين ميان برخي از صنايع دستي منطقه نيز به مرور زمان به فراموشي سپرده شده كه از آن جمله سفالگري است.

گفته مي‌شود دوره تاريخي سفال جرجان در دوره صفوي پايان يافته است.

سفال به مواد يا قطعات و توليداتي گفته مي‌شود كه از خاك رس وبا استفاده از ابزارهاي سفالگري و چرخ آماده و در كوره پخته مي‌شود و مواد اوليه آن تنها خاك رس و آب است.

شيشه‌گري نيز كه متعلق به قرون سوم تا ششم هجري است، شامل محصولاتي بوده كه از طريق شكل دادن سيليس و ديگر مواد معدني در كوره و باروش دميدن توسط لوله مخصوص و ابزار ديگر براي ساخت انواع ظروف كاربردي و تزئيني استفاده مي‌شد.

مواد اوليه آن "سيليس، خورده شيشه، اسيد بوريك، عناصر ذوب‌كننده ، تثبيت‌كننده و سفيدكننده " بوده و با ابزاري همچون "بوري، ميزكار، قاشق چوبي، دستگاه آب، انبر، پنس، واگيره و قالب" ساخته مي‌شد.

مناطق توليد اين هنر جرجان قديم بوده است.

"مسگري" از ديگر هنرهاي منسوخ گرگان است كه براساس اعلام سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي گلستان فقط يك كارگاه از آن باقي مانده است.

ظروف مسي در گذشته در امور روزمره استفاده مي‌شد و امروزه نيز در برخي مراسم در ماههاي محرم يا رمضان مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

شايد يكي از دلايل منسوخ شدن اين صنعت، جايگزين شدن فلزات سبكي چون روي و آلومينيوم به جاي آن باشد.

معاون صنايع دستي سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي گلستان مي‌گويد: به منظور حمايت از صنايع دستي قرار است طي چند روز آينده نمايشگاه سراسري صنايع دستي با حضور برخي مسوولان كشوري و استاني در سايت نمايشگاهي باباطاهر واقع در جاده نهارخوران گرگان افتتاح شود.

انوشيروان گرايلي افزود: براي حضور در نمايشگاه سراسري صنايع دستي استان گلستان از هنرمندان كليه استانها دعوت شده است.

به گفته وي اين نمايشگاه داراي ۱۲۰غرفه است و به هر استان حداقل سه غرفه اختصاص مي‌يابد و غرفه‌هاي پژوهش، توليد و كاربرد جديد صنايع دستي نيز در نظر گرفته شده است.

از منظر ديگر براي احيا و ادامه برخي از صنايع دستي منطقه در سالهاي اخير توسط سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي گلستان اقداماتي ازجمله با برگزاري دوره‌هاي آموزشي انجام شده است.

گرايلي در اين ارتباط از ايجاد اشتغال براي بيش از دو هزار نفر در اين بخش از ابتداي سال جاري در استان گلستان خبر داد.

به گفته وي، اين اشتغال در رشته‌هاي معرق كاري، سوزن دوزي، گليم‌بافي، ابريشم‌بافي، طلاسازي و ديگر زمينه‌هاي صنايع دستي ايجاد شده‌است.

در حال حاضر ۱۱۰هزار هنرمند و صنعتگر در استان يك ميليون و ۶۵۰هزار نفري گلستان در زمينه صنايع دستي مشغول فعاليت هستند.

براي بيان و ارايه برخي از زيباييهاي صنايع دستي گلستان و استانهاي ديگر نمايشگاهي در گرگان از بيست و هفتم دي ماه برپا مي‌شود.

23 دی 1385

منبع ایرنا

|+| نوشته شده در  شنبه 23 دی1385 ساعت 3:39 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

اصطلاحات رايج درمحاورات تركمني
اصطلاحات رايج درمحاورات تركمني

همه ما درگفتگوهاي روزمره خود، عبارتهاي مصطلحي نظير ((مبارك باشد))، ((خسته نباشيد ))،((دستتان دردنكند))و… رادرحالات وموقعيتهاي گوناگون براي ابراز احساسات دروني مان نسبت به اطرافيان خودوگاه جهت آغاز ارتباط كلامي بكار مي بريم ،به طور مثال درزبان تركمني ،چنين ضرب المثلي وجود داردباي بير تازه دون گيسه ،((قوتلي بولسين !))ديير لر ،غريب تازه دون گيسه ،((نيردن آلدينگ ؟))دييرلر.

ترجمه :
اگر ثروتمندلباسي نوبپوشد،مي گويند: ((مبارك باشد!))اما اگر فقير لباس نوبپوشد،مي گويند: ((ازكجاگرفته اي؟))برخي از عبارتهاي مصطلح ،جوابي درخور دارندكه همواره در پاسخ گفته مي شود.مثلا":درجواب ((خسته نباشيد!))مي گويند: ((سلامت باشيد)).اينگونه عبارات مصطلح درتمامي زبانها شايع مي باشند واشخاص دربرقراري روابط اجتماعي ازآنها سودمي جويند ؛چرا كه اين عبارات ،عمل نخستين ديدار ونيز صميميت بامخاطب راتسهيل مي نمايد.زبان تركمني ،از حيث داشتن عبارات مصطلح بسيارغني وظريف است .درزبان تركمني عبارات فراواني درحالات وموقعيتهاي گوناگون (چون :كار،تجارت ،تولدفرزند،مرگ ،عروسي،اظهار تشكر،شكار ،زراعت و…)مورداستفاده قرار مي گيردكه درزير،به صورت فشرده به معرفي وتوضيح آنهاخواهيم پرداخت .گفتيم كه عبارات مصطلح درزبان تركمني غالبا"جوابي مناسب دارند ؛بر اين اساس آنها رابه دو گروه عمده مي توان تقسيم نمود:الف عبارات داراي جوابهاي ثابت،بعبارات داراي جوابهاي عمومي .
الف : عبارات داراي جوابهاي ثابت
اين گونه عبارات غالبا"باجوابهاي مشخص ،ثابت وشناخته شده أي پاسخ داده مي شوندواهم آنها درذيل آورده شده وموقعيت كاربردي هر يك ازعبارات ونيز ترجمه تحت الفظي هر يك از آنها قيد گرديده است :

به هنگام كار:
/_آرمانگ !(خسته نباشيد!)
ج_باربول .(سلامت باشيد.)

به هنگام دادوستد:
/_سودا گشاد!
ج_دولت زياد.

به هنگام بيان تشكر وامتنان :
/_تانگري يا لقاسين !(خداوندازگناهت درگذرد! )
ج_بيله يا لقاسين .(ازگناه هر دويمان درگذرد.)

به هنگام برداشت محصول (گندم وجوو… ):
/_خرمنينگابركت!(بركت برخرمنت!)
ج_عمرينگه بركت.(بركت بر عمرت).

به هنگام كاشت وكار:
/_تخمينگ مونگلسين!(بذرت هزارشود!)
ج_دشمنينگ اينگلسين.(دشمنت بنالد.)

به هنگام آغاز كار(ازقبيل قاليبافي ،ساخت خانه و…):
/_ايشينگ ايلريك !(كارت به پيش !)
ج_ياشينگ اوزين.(عمرت دراز.)

به هنگام ورودبه جلسه شورومشورت:
/_مصلحت بيريكسين!(مصلحت يكي{موردتوافق}باشد!)
ج_دشمنينگ ايريكسين .(دشمنت درمانده باشد.)

به وقت بازگشت از شكار:
/_آوقانلي !(شكارخونين باشد!)
الف_اگر طرف شكاري نزده باشد،مي گويد:
آوجانلي !(شكار جان دارد!)
ب_اگر موفق به شكارشده باشد،مي گويد:
ياشينگ اوزين !(عمرت دراز!)

به هنگام ديداردير هنگام درشب:
/_گيچ ياغشي !(دير بخير!)
ج_گلن ياغشي!(مهمان بخير!)

به هنگام بدرقه مسافر:
/_يولونگ آچيق !( راهت باز!)
ج_دشمنينگ باسيق !(دشمنت منكوب!)


ب:عبارات داراي جوابهاي عمومي
اين عبارات معمولا"جواب ثابت ومشخصي ندارندومعمولا"باپاسخهاي كل شمول وعمومي ازقبيل ((ساغ بول!))(سلامت باشي!)،((تانگري يالقاسين!))(خداونداز گناهت درگذرد!)و…جواب داده مي شوند:

به هنگام تبريك خانه جديد گفته مي شود:
_يورت آلادينگ !(جاي ومسكن بگيري!)

به هنگام فوت فرزندگفته مي شود:
_آخرت بالانگ بولسين!(كودك آخرتت باشد!)

به هنگام تبريك تولد فرزندگفته مي شود:
الف_اگر پسر باشد: ((قول توتدونگمي؟قوتلي بولسون!))(آياغلامي گرفته أي ؟ميارك باشد!)
ب_اگردختر باشد: ((باييدينگمي؟بختي بولسون!))(آيامكنت يافته أي؟خوشبخت باشد!)

به وقت زاييدن حيوانات خانگي (همانندگاوو…)گفته مي شود:
_هووري كوپ بولسون !(همراهش بسيارباشد!)

به هنگام عيادت از بيماروياكسي كه دررنج وسختي افتاده است،گفته مي شود:
_قورقانينگ قوت بولسون !(ترست به بخت مبدل شود!)

هنگام تحمل رنج وسختي ويابيماري :
_آخرت عذابينگ بولسون!(عذاب آخرتت باشد!)

به هنگام عرض تسليت گفته مي شود:
_ايزي ياراسين !(سربازماندگانش به سلامت!)
_ايمانلي بولسون!(باايمان باشد!)و…

به هنگام عرض تبريك گفته مي شود:
_قوتلي بولسون !(مبارك باشد!)

به هنگام عرض شادباش گفته مي شود:
_گوزونگ آيدينگ!(چشمت روشن) .

به هنگام ضرروزيان مالي گفته مي شود:
_خيرلي چيقداجي بولسون !(آنچه ازدست رفته ،خير داشته باشد!)

درمباركباداسب جديد گفته مي شود:
_قازيغينداقارريسين!(

درمباركباد عروسي جديدگفته مي شود:
_جيلاوينگداقارريسين!(پابه پاي هم پير شويد.)

مهمان پس از صرف طعام غالبا"مي گويد:
_قازانانينگ ياشي اوزين !(عمر ميزبان طولاني باد.)

_ساچاغينگابركت !(بركت به سفره ات)

مهمان هنگام ترك خانه مي گويد:
_اويونگ آبادان !(خانه ات آباد.)

براي بيان تشكر از شركت كنندگان درمراسم عمومي(عروسي ،عزاو…) گفته مي شود:
_سيلاغينگ تويونگداقايتسين!(احترامت درعروسي جبران شود.)

هنگام جدايي دونفر از يكديگر (كه به صورت اتفاقي همديگرراملاقات كرده اند)گفته مي شود:
_تويداساتاشايلي !(درعروسي يكديگرراببينيم .)

درآغاز هر امر خيري (از قبيل عروسي و…)گفته مي شود:
_اونگونا باشلاسين!(به فرخندگي شروع شود.)
_اونگ بولسون !(خبر باشد.)

براي بيان تبريك تولد فرزند،غالبا"مي گويند:
_ياشي اوزين بولسون !{يا}ياشي اوزاق بولسون !(عمرش دراز باشد.)
_صالجي سي بولسون .(ازصالحان باشد.)

به هنگام بدرقه زايران :
_يول بولسون!(اوغوربخير !)

به هنگام عيادت از بيمار :
_سونگي خير بولسون !(عاقبت بخير!)

درهنگام جدايي ،بدرقه و…
_ساغليقدا گوروشيلي !(ديدار به سلامت! )

فقط به هنگام بدرقه :
_ساغ آمان بار!(به سلامت!)

فقط به هنگام استقبال:
ساغ آمان گليا رمينگ ؟(به سلامتي مي آيي؟)كه غالبا"چنين جواب داده مي شود:
_قورغون گليا ريس !(به خوشي وسلامتي مي آييم.)

به هنگام مراجعت ازمسافرت به خانه و…
_ساغ آمان اوتير ميسينگيز؟(سلامت هستيد؟)كه غالبا"چنين جواب داده مي شود:
_قورغون اوتيريس !(الحمدلله !سلامت هستيم !)

دربيان مباركبادلباس نو:
_اگنينگده ييرتيلسين !(برازنده تنت باشد!)

دربيان مباركبادكفش نو:
_آياغينگدا توزسون !(برازنده پايت باشد!)

مباركبادهرچيز نو:
_خيري بولسون!(بخير باشد!)

درمراسم((صدقه))واطعام جهت اموات:
_آلنينابارسين!(ثوابش به اوواصل شود.)

درزمان پايان يافتن بافت قالي وقاليچه و…وبريدن آن:
الف_اگربراي فروش باشد:
_بازاري بولسون!(بازار خوبي داشته باشد!)
ب_اگربراي مصرف خود باشد:
_ياغشينگا(=تويا)ياراسين .(جهت امر خير {يا:عروسي}به كاررود.)

درجواب عبارات مصطلحي ازاين قبيل ،معمولا"متناسب بامعنا ومضمون آن ،يكي ازپاسخهاي زير داده مي شود:
_ساغ بول!(سلامت باشي!)
_تانگري يالقاسين !(خداوند ازگناهت درگذرد!)
هر دوموردفوق به منظورتشكر وسپاسگزاري است.
_آمين!
_آيدانينگ بولسون !(دعايت قبول باشد!)
هردوموردفوق به منظورطلب قبولي دعاي خير است.

_آلنينگا ياغشي !(برازنده وجود شماست!)
_سيزه _ده خداي يتيرسين !(خداوندنصيب شما نيز بكند.)
هر دوموردبراي درخواست وآرزوي امري مشابه (براي طرف مقابل)است.
ذكر تمامي عبارات مصطلح باتمامي مواردكاربردآنها امري بسياردشواراست؛زيرا درزبان ظريف تركمني حتي براي بسياري از جزئي نيز عبارات مصطلح ويژه أي استفاده مي شود.
به عنوان نمونه ،اگر كسي به عيادت بيماري برود وصحبت ازطبيب بيمار به ميان آيد،باگفتن عبارت ((ادني ام بولسون ))(آنچه مي كندشفابخش باشد)ويا((الي ينگيل بولسون ))(دستش سبك باشد)دعاي خيري مي نمايند.ريزه كاريها يي ازاين دست،محتاج تحقيق وتتبعي بيشتر وعميق تر درفرهنگ غني وپوياي تركمني مي باشد.
 منبع: کلوب مشاهیر ترکمن
|+| نوشته شده در  شنبه 16 دی1385 ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

واژه یورت

                                                           معنای واژه یورت

 

آنچه که ایرانی آن را آلاچیق می نامند و ترکمنها و ترکها آن را اوی  می نامند در بیشتر زبان های دنیا با نام یورت شناخته شده است

Yurt که واژه ای انگلیسی است گویا از واژه 'Yurta' که روسی است گرفته شده است به معنای خیمه کروی اقوام آسیای مرکزی می باشد و همین کلمات با اندک تغییری نیز در زبانهای آلمانی و فرانسوی نیز استفاده می شود که عبارتند از 'Yourte','Jurte' 

اما واژه یورت که در زبانهای گروه زبانی ترکی استفاده می شود نیز این معنا را می دهد در جواب باید گفت که این گونه نمی باشد چرا که معنای یورت آنچه که روسها و دیگر زبانها می پندارند نمی باشد بلکه واژه یورت به معنای سرزمین و منطقه و یا ناحیه گفته می شود و اقوام ترک زبان آن را در مورد خانه هایشان به کار نمی برند بلکه برای منطقه و ناحیه ای اطلاق می کنند و ترک زبانان و ترکمن ها مسکنشان را   oy  ،ey , uy  می نامند و مغولها 'Ger'  می نامند.

|+| نوشته شده در  سه شنبه 21 آذر1385 ساعت 8:55 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

آلاچیق ترکمنی
alachingh

 

ترکمنان در گذشته به علت این که دائماً در کوچ بودند از خانه های استفاده می کردند که قابل حمل بودند و آن را "اوی" می نامیدند این چادر از اسکلتی چوبی به شکل دایره ای با پوششی از نمد بوده است و این چادر ها خود بر دوقسمند:

الف-قره اوی: قره اوی به چادری گفته می شود که به خاطر استفاده زیاد رنگ انها سیاه و قهوه ای می شده است و در بیشتر اوقات محل زندگی خانواده ترکمن بوده است

ب:آق اوی:چادر سفیدی است که جز برای عروس و داماد و یا مهمانان دارای احترام زیاد بر پا نمی شود .این چادرها با نمد بسیار تمیزی پوشانده می شود

کار ساختن آلاچیق و بر پا کردن اسکلت آن به وسیله مردان صورت می گیرد و نزئینات داخلی نیز توسط زنها صورت می گیرد و در حین بر پا کردن آلاچیق مراسم مخصوصی نیز وجود دارد

eskelete alachigh

آلاچیق دارای بخشهای گوناگونی است که به اختصار به معرفی آن می پردازیم:

 

1-اسکلت چوبی که از چوبهایی به شکل کمان درست می شود و درب آن نیز از تخته چوبی میباشد و در قسمت پائین اسکلت جنس چوبها به صورت ضربدری می باشد و خود اسکلت نیز دارای بخشهایی است که عبارتند از:

الف:توی نوک:به چوب دایره ای شکلی در قسمت بالای آلاچیق گفته می شود که عمل نورگیری را انجام می دهد

ب-اوق: به چوبهای کمانی شکل بخش گنبدی آلاچیق گفته می شود

ج-تارم: بخش پائینی آلاچیق که به شکل استوانه ای بوده و چوبه های آن نیز به شکل ضربدری قرار گرفته اند و به وسیله بند پوستی به هم متصل می شوند

2-قامیش :سه قطعه حصیر از جنس نی است که به دور تارم کشیده می شود

3-کچه:نمد هایی که به دور آلاچیق کشیده می شود و جنس این نمدها نیز از پشم وصابون می باشد

 موااد اولیه ولازم برای ساخت آلاچیق عبارتند از:چوب عرعر برای ساخت اسکلت ،نمد برای پوشش چادر ،پوست حیوانات (غالباً شتر)به عنوان بند،نی برای حصیر،میخ چوبی،نخهای پشمی و نخ پنبه ای برای بافت نوارها

برای ساختن آلاچیق از ابزاری چون قلم فلزی،چکش،داس،دونوع خرک که یکی برای تراشیدن چوب و دیگری برای حالت دادن وفرم دادن و کوره و... استفاده می شود البته امروزه از وسایل جدیدی چون اره نیز استفاده می کنند

آلاچیق ترکمنی به منزله مسکن و خانه ترکمن است و کوچکترین بخش از نظام اجتماعی ترکمنهاست و با قرار گرفتن چند آلاچیق در کنار یکدیگر "اوبه"به وجود می آید که اغلب با یکدیگر فامیل می باشند ولی امروزه متأسفانه کاربرد چندانی ندارد و تنها در عروسی ها و مراسم ها مورد استفاده قرار می گیرد البته هستند کسانی که پایبند به گذشته خود می باشند و در کنار منزلش آلاچیقی نیز بر پا می کند.

با دیدن عکسهای زیر بیشتر با اجزا و کاربرد آلاچیق ترکمن آشنا شوید

توی نوک

 

 

شکل ضربدری چوب ها در قسمت تارم

 

 

 چگونگی قرار گرفتن در آلاچیق

 

 

آلاچیق ترکمن دارای تاریخی بسیار زیادی است که در روز های آتی سعی می کنیم اشاره ای هم به تاریخ آن داشته باشیم

|+| نوشته شده در  دوشنبه 20 آذر1385 ساعت 10:2 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

موسیقی ترکمن صحرا

 

موسيقي تركمن صحرا

مردم تركمن هميشه در زندگي خود رنجهاي زيادي را متحمل شده اند و موسيقي در تركمن صحرا از ريشه عميقي برخوردار است بطوريكه تركمن با آن زاده مي شود و با آن مي ميرد.موسیقی ترکمن صحرا
 

درتركمن صحرا نوازنده هاي محلي ( باغشي ) ناميده مي شوند و در اعياد و مراسم عروسي نقش بسيار عمده اي را برعهده دارند. موسيقي درتركمن صحرا مجموعه اي از جوانمرديها ، دلاوريها و اعتقادات و آمال مردم را دربر مي گيرد.
نوازندگان تركمن معتقدند كه موسيقي آنها مراسم عروسي رازنده نگاه داشته است .


موسيقي اجرايي تركمنها به شكلهاي مختلفي است :

۱. چوپاني خواني : موسيقي تغزلي تركمنستان است و تركمنان در درشت ومرغزار غزلهايي درباره سختي وناراحتيهاي خود مي خوانند.

۲. ذكر خواني : درباره روابط خداوند و انسان است واين موسيقي بارقص خنجر انجام مي شود كه به رقص خنجر هم معروف است .

۳. پرخواني : اين موسيقي درمراسم روان درماني بيماران و ديگر مراسم آيين بكار مي رود . واين مراسم با رقص انجام مي گيرد كه ارواح خبيث از جسم شخص خارج شود.

۴. هودي : دراين موسيقي تركمنان عواطف واحساسات و دعاي خير خودرا نثار فرزندان مي كنند وبطوركلي اين موسيقي نشانگر احساسات و عواطف آنها است.

۵. مولود خواني : اين موسيقي درمراسم تولد فرزندان يا مراسم مذهبي اجرا مي گردد.

٦. لاله خواني : لاله خواني سرودي عاطفي است كه بيانگر دوري و جدايي تركمنان است و درهنگام خواندن با سازه قوپوز همراه مي گردد.

۷. نقل خواني : اين موسيقي به حكايت و ياخواندن اشعار قهرماني براي سرگرم كردن افراد بكار مي رود.

۸. غزلخواني : دراين نوع موسيقي از غزلهاي حماسي فردوسي وحافظ وسعدي استفاده مي شود.

۹. نوحه سرايي : درمورد رويدادهاي غم انگيز و جدايي ابدي انسان ومرگ مورد استفاده قرار گرفته ميشود.

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 17 آبان1385 ساعت 7:46 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

مراسم آق قوئین در ترکمنصحرا
 

مردان ترکمن وقتى به سن ۶۳ سالگى مىرسند، به پاس بزرگداشت ۶۳ سال زندگى پيامبر اسلام،جشنى مىگيرند که آن را جشن «آق قوئين» (گوسفند سفيد) مىنامند. چگونگى اين جشن را منزلت و تمول شخصى معلوم مىسازد.

در انجام اين جشن معمولاً آبگوشتى مىپزند و عدهاى را به صرف آن دعوت مىکنند. در صورتى که صاحب جشن توانائى مالى داشته باشد به کلى دو بز يا گوسفند سفيد را ذبح کرده ميان مردم تقسيم مىکند يا جشن مفصلترى ترتيب مىدهد. بعضى اشخاص ثروتمند در اين جشن،مراسم اسبدوانى و کشتىگيرى نيز ترتيب مىدهند و براى آن جوايزى مانند يک قواره پارچه، پيراهن و گاهى هم نمد،بره و گوسفند در نظر مىگيرند.

|+| نوشته شده در  سه شنبه 9 آبان1385 ساعت 3:11 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

آداب و رسوم ترکمن ها در ماه خدا
/ آداب و رسوم ترکمن ها در ماه خدا /
رمضان و روزهای بهشتی زمین
ماه مبارک رمضان در میان ترکمن ها از جایگاه والایی برخوردار است . در این ماه ترکمن ها ، از مرد و زن تا پیر و جوان و نوجوانان ، با شور و شوق ، با برجای آوردن فرایض ، در مراسم ویژه این ماه شرکت می کنند .

به گزارش مهر ، یوسف قوجق - نویسنده معاصر و مدیرمسئول فصلنامه « یاپراق » (نخستین نشریه ترکمن های ایران) در مطلبی که به گروه فرهنگ و ادب خبرگزاری مهر ارسال کرده ، آورده است : نهمین ماه از تقویم هجری قمری ، ماه مبارک رمضان است . این ماه را عرب ها « شهر (ماه) الصیام » یا « شهر الرمضان» ، ترک ها « اوروج » (یا احتمالاً « عروج») و ترکمن ها « اورازا » (احتمالا تغییر یافته کلمه « روزه » است) و یا « رمضان » می نامند.


ترکمن ها به لحاظ کثرت آداب و رسوم در زندگی  روزمره ، دارای فرهنگی بسیار غنی هستند.  این مردم ، به خاطر داشتن پیشینه فرهنگی بسیار قدیمی ، تقریباً برای هر مناسبتی مراسم خاصی دارند.  یکی از این مناسبت ها ، ماه مبارک رمضان است. فرا رسیدن این ماه باعث خوشحالی هر فرد ترکمن می شود و به خاطر همین نیز سنت ها و مراسم ویژه ای نیز برای آن دارند که در این مقاله سعی شده است به ذکر هر کدام از آن ها پرداخته شود.

برای پی بردن به جایگاه والای این ماه در بین ترکمن ها ، به بیتی از شاعر بزرگ و بنیان گذار ادبیات ترکمن یعنی مختومقلی فراغی اشاره می کنیم. این سخنور بزرگ ترکمن در یکی از شعرهای خود در باره  جایگاه والای این ماه مبارک چنین نوشته است :

ییل نگ دؤرت پاصلیندا ، اون ایکی آیدا
رمضان دیرلر آیینگ یاغشی سین

ترجمه :

از بین چهار فصل سال و دوازده ماه
رمضان می آید و آن بهترین ماه است .

سنت های استقبال از رمضان

ترکمن ها حداقل یک هفته قبل از حلول ماه مبارک رمضان ، مقدمات ورود به این ماه پر فیض را فراهم می کنند ؛ زنان بیشتر از روزهای معمول به نظافت خانه و حیاط منزل می پردازند و مردان نیز خواربار و ملزومات مورد نیاز این ماه را خریداری می کنند.

در بسیاری از مناطق ترکمن نشین ، رسم است که زنان و دختران ترکمن آخرین جمعه ی قبل از حلول ماه رمضان ، به شکل دسته جمعی مسجد محل خود را نظافت می نمایند. برخی از خانواده‌ها نیز سجاده هایی از جنس قالیچه و نمد را که به آن « نمازلیق» می گویند ، به مسجد محل خود اهداء می کنند .

رویت هلال ماه ‌رمضان ( آی گؤرمک) نیز در میان ترکمن ها با هیجان خاصی همراه است. ترکمن ها عقیده دارند هرکس زودتر از بقیه هلال ماه را ببیند ، ثواب بیشتری می‌برد و حتی باعث افزایش بینایی می شود. به همین خاطر پیر و جوان سعی می کنند برای دیدن هلال ماه ـ که علامت حلول ماه مبارک است ـ به بالای ارتفاعات و پشت بام ها بروند تا زودتر از دیگران ببینند.

عصر شب های آخر ماه شعبان ، نگاه غالب مردم ترکمن به سمت مغرب آسمان است تا شاید هلال ماه را رؤیت کنند. فردی که هلال ماه را می ‌بیند آیه شریفه ای از سوره بقره را قرائت می ‌کند و با خوشحالی و صدای بلند به دیگران اعلام می کند که ماه را رؤیت کرده است .

رسم بر این است که هر فرد ترکمن ، چه آنها که در همان شب ماه را می بینند و چه آنها که در شب های دیگر آن را رؤیت می کنند ، به محض دیدن ماه ، دست خود را به سمت آن دراز می کنند و به پیشانی می سایند و این کار را سه بار تکرار می کنند و می گویند «گلجک ئیلا خدای یتیرسین !» (یعنی : دیدن این ماه در سال آینده نیز قسمت ما بشود)

یکی دیگر از سنت های حسنه ی ترکمن ها پیش از آغاز این ماه مبارک ، مراسم آشتی‌ کنان است. به این ترتیب که ریش سفیدان هر محله  ـ که به آنها « یاش اولی » می گویند ـ بنا به ابتکار خود ، آن ها را که در آن محله با هم کدورتی دارند ، بدون اطلاع از همدیگر برای صرف چای به خانه ‌اش دعوت می‌کند و آنها را آشتی می دهد.

برپایی نماز تراویح و ختم قرآن :

در طول ماه مبارک رمضان ، مساجد ترکمن ها پر ازدحام است و حال و هوایی دیگر دارد. اگر در شب های ماه مبارک رمضان در مناطق ترکمن نشین باشی و از گلدسته های مساجد صدای اذان برای برپایی نماز عشاء را بشنوی ، پیر و جوان و حتی کودکان را خواهی دید که با عرقچین های سفیدی که بر سر دارند ، به سمت مساجد می روند.

در شب های ماه مبارک رمضان ، جمعیت عظیمی که اکثر آنها را جوانان و نوجوانان و حتی کودکان تشکیل می دهند برای برپایی نماز عشا و نماز «تراویح» که پس از آن به جماعت می خوانند ، به مساجد می آیند. در بیش تر مساجد ، به خاطر کثرت نمازگزاران و کافی نبودن فضای صحن برخی از مساجد، نمازگزاران در حیاط و حتی بیرون از حیاط مساجد نماز را بر جای می آورند.

آغیز آچار ( افطار) :
روزهای ماه مبارک ، شادی و نشاط را مهمان چهره ها می کند. هر روز قبل از اذان افطار ، کودکان هر محله در محل ورودی به مسجد محل خود تجمع می کنند و منتظر اعلام فرا رسیدن وقت افطار می شوند و به محض اینکه موذن مسجد آن را اعلام می کند، به سوی منازل خود رفته و با صدای بلند فرارسیدن زمان افطار را به اطلاع دیگران می رسانند.

در بین ترکمن ها رسم بر این است که هر روز هر کدام از خانه های یک محله ، غذایی درست می کنند و آن را به مسجد محله ی خود می فرستند تا نمازگزاران با آن افطار کنند.

قدر گیجه سی (شب قدر):
هرچند شب قدر دقیقاً مشخص نشده است ولی در بین ترکمن ها از قدیم الایام و با استناد به شواهدی که فقهای ترکمن بیان می کنند ، این مراسم در شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان برگزار می ‌شود. ترکمن ها معتقدند که در این شب دو پیامبر الهی یعنی حضرت خضر و حضرت الیاس ظاهر می‌شوند و هرکس با آنها برخورد کند ، خوشبخت می ‌شود.

در این شب هر خانواده سفره مخصوصی پهن کرده و بر آن آجیل ، میوه ، شیرینی و نوعی شیرینی خانگی به نام « بیشمه » و آرد برنج به نام « قاوورداق » و سمبوسه ای گوشتی به نام « بؤرک » می گذارند . در روستاهای ترکمن نشین ، جوانان درگروه های مختلف ، هر کدام مبلغی پول هزینه می کنند و با آن آجیل و میوه و شیرینی می خرند و در خانه ای گرد هم می آیند و ضمن خوردن و آشامیدن ، به دعا و نیایش می پردازند و نماز شب قدر را برپا می دارند.

در این شب ، بین این گروه ها حتی تعریف افسانه و حکایت های قدیمی و پرسیدن چیستان ها از همدیگر نیز مرسوم است. همچنین رسم بر این است که هیچ کدام از افراد گروه نباید تا اذان صبح بخوابند و اگر کسی بخوابد ، دیگر اعضای گروه ، برای مطایبه با وی ، با نخ و سوزن ، او را به نمد یا زیرانداز می دوزند و یا با انگشت ، سیاهی دیگ را بر روی صورت وی می کشند. این مراسم شب نشینی تا اذان صبح ادامه می یابد و اعضای گروه ، پس از خوردن سحری ، برای روز بعد نیت روزه می کنند. 

در این شب همچنین برخی از دختران جوان دسته جمعی در فضای باز ، گرد هم می نشینند و تصنیفی به نام « لاله » را به صورت گروهی و با صدای بلند در دل شب می خوانند. نواختن « قوپوز» (زنبورک) توسط دختران نیز از دیگر مرسومات این شب است . یکی دیگر از رسومات این شب ، آن است که از طرف خانواده داماد برای نوعروس یا دختری که تازه نامزد شده ، هدیه ‌ای برده می ‌شود.

مراسم « یارمضان » و شکل برپایی آن در بین ترکمن های ایران و ترکمنستان


یکی دیگر از مراسم ماه رمضان در میان ترکمن ها ، مراسم « یارمضان » است. این مراسم در بین ترکمن های ایران ، در شب چهاردهم ماه رمضان و در ترکمنستان یک روز پیش از حلول این ماه مبارک برگزار می شود.

دراین قسمت ، نگارنده بر آن است ضمن توضیحی کوتاه در باره وضعیت برپایی مراسم دینی در ترکمنستان کنونی و شرح این مراسم و چگونگی اجرای آن و تنوع در قرائت اشعار مربوط به این مراسم در بین ترکمن ها ـ  به ویژه ترکمنهای ایران و ترکمنهای ترکمنستان ـ و تفاوت های برپایی مراسم « یارمضان » در بین ترکمن های ایران و ترکمن های مقیم ترکمنستان را بیان نماید.

« یارمضان » را از این لحاظ که خاستگاه مردمی دارد و سینه به سینه از نسل های گذشته به نسل امروزین ترکمنها رسیده ، بایستی در ردیف ادبیات شفاهی که با ماه رمضان ارتباط مستقیم دارد ، قرار دهیم.  
ساکنان مناطق ترکمن‌نشین که به اجرای این مراسم سنتی دیرینه واقف هستند ، همه ساله در این شب به انتظار رسیدن این گروه ها می نشینند تا پس از شنیدن اشعاری در وصف رسول اکرم (ص) ، برکات ماه مبارک رمضان و دعا برای اهل خانه ، هدایایی به آنان تقدیم کنند.

ترکمنها بر این عقیده اند که این مراسم باعث افزایش برکت در منزل و اعطای سلامتی اعضای خانواده می‌شود و بنا به اعتقاد ترکمن های ایران ، برپایی آن به این معناست که خانواده ها بر تداوم امساک در مابقی ایام ماه مبارک رمضان همت گمارند .

سرخوان را معمولا اعضای دسته انتخاب می کنند و معمولا فردی انتخاب می شود که چهره موجهی نسبت به بقیه داشته باشد و صدای رسا و زیبایی نیز داشته باشد. در برخی از مناطق ، طلاب حوزه‌های علمیه برای این انتخاب ارجحیت داده می‌شوند
« یارمضان » در حقیقت واگویه های عامیانه ای است که به مناسبت ماه مبارک رمضان از سوی گروه های مذکور به زبان ترکمنی خوانده می شوند. به این ترتیب که جوانان ، نوجوانان و کودکان ترکمن دسته هایی را تشکیل می دهند و به در خانه های ترکمن رفته و مقابل آن تجمع می کنند و سرخوان شروع به خواندن ابیاتی که غالبا درباره  فضیلت ماه مبارک رمضان و دعا و نیایش درباره  اهل آن خانه است ، می کند. 


« الوداع والفراق یا شهر رمضان » (روزهای پایانی ماه مبارک رمضان):
در شبهای آخر ماه مبارک در مساجد ترکمن ها آوای حزن‌ انگیز « الوداع و الفراق یا شهر رمضان » طنین می اندازد و روزه ‌داران ترکمن ، محزون از ایام رو به پایان ماه میهانی خدا ، دست به دعا و نیایش برای قبولی طاعات و عبادات برمی دارند.
علمای ترکمن بر این عقیده اند که بر اساس حدیثی از رسول اکرم (ص) هرکس با آغاز ماه مبارک رمضان خوشحال و با اتمام آن محزون و غمگین شود، بهشت براو واجب می شود و بر اساس این باور است که در شبهای پایانی ماه مبارک رمضان ندای غم ‌انگیز وداع با این ماه عزیز سرداده می ‌شود .

باش پیطره (پرداخت فطریه)

پرداخت فطریه از دیگر مراسم مذهبی است که معمولا در چند روز آخر ماه رمضان و تا قبل از نماز عید انجام می‌شود.
بنا به اعتقاد علمای ترکمن ، پرداخت فطریه با آغاز ماه مبارک رمضان جایز است و وقت واجب برای پرداخت آن ، تا قبل از ادای نماز عید فطر است . پرداخت فطریه ‌اهمیت خاصی در بین ترکمنها دارد . علمای ترکمن برای هرعضوی از خانواده مبلغی را تعیین می کنند و هر خانواده محاسبه نموده و آن مبلغ را به مسکینان و افراد نیازمند می رسانند.

در فقه اهل سنت پرداخت فطریه واجب است و به گفته علما معمولا مقدار معینی از قوت غالب مردم هر منطقه مبنای پرداخت آن است. بر همین اساس در بین ترکمن ها مبنای پرداخت فطریه غالبا گندم است که مبلغ ریالی آن از سوی علما تعیین و اعلام می‌شود. 

رویت هلال ماه شوال و مقدمات برگزاری عید فطر

در روزهای پایانی ماه مبارک رمضان نیز درست همانند روزهای آغازین ، مردم تلاش می کنند زودتر از دیگران هلال ماه شوال را رؤیت نمایند. 

ترکمنها در چند روز آخر ماه مبارک رمضان با انجام خانه تکانی و خرید لباس نو به استقبال عید فطر می ‌روند خرید لباس نو و تهیه انواع شیرینی ‌های خانگی و انجام خرید برای سفره عید از جمله کارهایی است که هر خانواده ترکمن انجام می دهند.

با اعلام رویت هلال ماه شوال ، این موضوع در روستاها از طریق پیک های موتوری و ماشین به دیگر روستاها اطلاع داده می شود و در شهرها نیز از طریق بلندگوی مساجد به اطلاع عموم می رسد و اعضای خانواده‌ ها و عموم مردم در برخورد بایکدیگر، عید را به همدیگر تبریک گفته و آرزوی رسیدن به مهمانی خدا در سال آینده را برای یکدیگر می ‌کنند.

« اورازا بایرامی » ( عید فطر ) :

آخرین مراسم ماه مبارک رمضان در میان ترکمن ها مراسم عید فطر است که به عنوان یکی از اعیاد بزرگ جشن گرفته می شود.

صبح اول وقت ، مردها ، جوانان و نوجوانان ترکمن با پوشیدن بهترین لباس ، سواره و پیاده به سمت عیدگاه می روند تا ضمن گوش سپردن به مواعظ علما و بهره‌مندی از ارشادات دینی ، نماز عید فطر را برجای می ‌آورند . نمازعید فطر را به جای آورند . آنها فطریه را نیز به مستمندان می دهند. پس از پایان یافتن نماز ، همگی به سمت ردیف های جلو هجوم می آورند تا ضمن دست دادن به امام جماعت و دیگر روحانی ها ، عید را به آنها تبریک بگویند .

در این مواقع ، صفی طولانی ایجاد می شود و همگی صبر می کنند تا نوبت به آن ها برسد. ترکمن ها عقیده دارند که دست دادن به روحانی ها در عیدگاه ، باعث قبولی بیشتر طاعات می شود . پس از آن ، همگی به خانه های خود باز می گردند و آماده می شوند تا دید و بازدید عید را انجام داده و به خانه های همسایگان و آشنایان بروند. آن روز هر خانه سفره ای رنگین پهن می کند و آن را تا آخر شب جمع نمی کند، دراین روز بزرگترها به بچه ها عیدی می دهند .

منبع:خبر گزاری مهر نیوز
|+| نوشته شده در  دوشنبه 24 مهر1385 ساعت 1:15 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

ماه رمضان

ياش اولي " روزه داران تركمن را آشتي مي دهد.

 

تركمن ها در ماه رمضان به وساطت ريش سفيدخانواده با كساني كه از آنها كدورت دارند آشتي مي كنند. زيرا معتقدند افرادي كه با يكديگر قهر باشند روزه هايشان كامل نيست .مردم شناسي، نسيم خليلي : تركمن ها ماه مبارك رمضان و شب هاي اين ماه را فرصتي براي انجام كارهاي خير مي دانند.
يكي از رسوم ديرينه مردم تركمن كه معمولا در ماه رمضان برگزار مي شود آييني ست كه در فرهنگ بومي و به اصطلاح محلي ، آشتي كنان با وساطت " ياش اولي " يعني ريش سفيد خانواده ، خوانده مي شود.
تركمن ها ماه رمضان را فرصتي مي دانند براي زدودن كينه ها و آشتي ميان افراد ، رمز اين كار در اين موضوع نهفته است كه بر اساس عقايد مذهبي و اعتقادي مردم تركمن ، اگر كسي نسبت به ديگري كدورتي در دل داشته باشد ، روزه اش به طور كامل مورد قبول درگاه خداوند قرار نمي گيرد. در نتيجه يكي از بزرگان تركمن كه ريش سفيد خانواده است و " ياش اولي " لقب دارد ، بر اساس سنتي كهن ، ابتكار عمل را به دست گرفته و در يكي از شب هاي ماه رمضان ، برنامه اي براي آشتي كنان اين دو نفر تدارك مي بيند.
به اين ترتيب كه در خانه اش سماور را روشن كرده و چايي دم مي كند و آن دو نفر را ، بدون اطلاع از يكديگر دعوت مي كند و مراسم آشتي كنان را به شكلي نمادين و سنتي ، برگزار مي كند. آن دو نفر با شنيدن صداي غل غل سماور و ديدن و استكان هاي چاي تازه دم ، به احترام " ياش اولي " با هم دست دوستي مي دهند .

|+| نوشته شده در  شنبه 8 مهر1385 ساعت 9:17 قبل از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

هيچ قشر بندي طبقاتي در ميان ترکمن ها وجود ندارد


: «خورشيد عمرت به شفق نشسته است.» مردمي كه در فرهنگسراي اقوام روزجمعه به مناسبت جشنواره فرهنگي، هنري تركمن‌ها در ساعت 4 بعد‌از‌ظهر گردهم آمده بودند، با شنيدن اين مصرع شعر شاعر تركمن «مختومقلي»، كه به زبان تركمن‌ها خوانده شد دست زدند و برنامه شروع شد.

تركمن‌ها مراسم خاصي هنگام سلام و احوالپرسي دارند.


فرد كوچك تركمن وقتي به بزرگ‌تر خود مي‌رسد سلام مي‌گويد، سپس فرد بزرگتر بايد احوال‌پرسي كند و به همين منوال آداب و رسوم احوال‌پرسي به جا آورده مي‌شود.


«فرهنگ ايراني بر‌آمده از فرهنگ اقوام ايراني است. تركمن‌ها ناخود‌آگاه ما را به ياد سومري‌ها مي‌اندازند. به تازگي به اثبات رسيده است كه سومري‌ها شاخه‌اي باستاني از اقوام ترك بودند، شباهت خانه‌ها، آلاچيق‌ها، زبان و نام‌ها نشان دهنده هم ريشه بودن اين دو قوم است، پس مي‌توان نتيجه گرفت قوم تركمن‌ها بشريت را تحت تاثير نبوغ خود قرار داده است.»


«ملا عاشور قاضي»، مدرس دانشگاه، مترجم قرآن كريم عضو پيوسته زبان‌شناسي ايران، پژوهش فرهنگ و ادب تركمن در جشنواره تركمن‌ها كه با محوريت مختومقلي برگزار شد، سخن گفت. او از مختومقلي تنها شاعر و عارف تركمن به عنوان شاعري كه شعرش را تنها در راه اسلام و دين سروده است، نام برد. شعر‌هاي مختومقلي به فرانسه، آلماني، روسي و فارسي ترجمه شده است.


قاضي گفت: «مختومقلي آرزوي وحدت مردم را داشت.»


برنامه با اجراي هفت بند، تك نوازي ني و اجراي موسيقي سنتي ادامه پيدا مي‌كرد. خانواده «مجيد تكه» ساز مي‌نوازند. مجيد و سه دخترش با لباس‌هاي تركمن‌ها و باز زيور‌آلات نقره‌اي سه تار نواختند و مجيد تكه تك خواني مي‌كرد.


«محمد امين كنعاني»، دكتراي جامعه‌شناسي با گرايش جمعيت شناسي هيات علمي دانشگاه معتقد است كه هيچ قشر بندي طبقاتي در ميان تركمن‌ها وجود ندارد. آنچه تركمن‌ها را از هم جدا مي‌كند سن تركمن‌هاست. ميان «باي» و «غريب» كه همان فقير و غني فارسي است از نظر لباس پوشيدن و صحبت كردن هيچ تفاوتي نيست.»


«چومرها» در دوران گذشته تركمن‌هاي دامداران و كشاورزان يكجانشين بودند. البته ثابت شده است كه تركمن‌ها به دلايل حكومتي همواره در كوچ بوده‌اند حتي خود «چومرها» هم به دليل عدم پرداخت ماليات و زير فشار بودن حكومت كوچ مي‌كردند. در زمان رضا شاه يعني از سال 1304 زندگي تركمن‌ها دچار تحول شد سياست يكجانشيني رضا شاه، ساختار سياسي و فرهنگي تركمن‌ها را دچار تحول عميق كرد.»


«با حشتي طواق سعادتي» با «خدر زيتونلي» موسيقي سنتي تركمن‌ها را اجرا كردند. زيتونلي، تكنوازي ني هفت بند «يدي بوغون» را با صداي طواق سعادتي هم نوا كرد.


«اسفنديار رحيم مشائي» رييس سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران و معاون شهردار آخرين نفري بود كه تنها وارد فرهنگسرا شد. ساعت هفت بود و برنامه به جهت سخنراني او به تعويق افتاده بود. اما خبرنگار‌ها در سالن آمفي تئاتر سينما بهاران او را رها نمي‌كردند، «ايران هميشه شاهد حضور و همبستگي اقوام مختلف بوده است. آنهايي كه مي‌گويند ملتي اقتدار دارد كه يك قوم باشد بايد نظري به تاريخ ايران افكنند. در آينده جهان مرزي وجود ندارد، دست‌ها همه در دست‌هاي يكديگر است. اين آينده مختوم بشر است. آينده زمين از آن انسان‌هاي با فطرت است. فطرت و ذات پاك مختص قوم يا رنگ پوستي نيست. همه مردم با همه ظرفيت‌هاي‌شان مي‌توانند فطرتي پاك داشته باشند. قوم تركمن در اين ميان جزو ايرانياني بود كه ذات پاك خود را نشان داد و دست در دست ديگر اقوام، ايران را ساخت. اين شكوه و عظمت ايران امروز نشانه همدلي همه اقوام كشور بوده است. وظيفه ما انتقال ميراث بزرگ فرهنگي پدران‌مان به آيندگان است.»

|+| نوشته شده در  یکشنبه 28 خرداد1385 ساعت 10:24 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

قالی ترکمنی

قالي هاي ترکمن

قالي هاي ترکمن در زيبايي شهره عام وخاص است. و در نمايشگاههاي بين المللي جايگاه خاص خود را دارد. سياح ايتاليايي " مارکو پولو " نيز در سياحت نامه خود مي نويسد: " آيا مي دانيد که در اينجا نفيس ترين و زيباترين قالي ها بافته مي شود. درخصوص قالي ترکمن کتاب ها ومقالات علمي متعددي نوشته شده و آلبوم هاي مصور چندي به چاپ رسيده است. موضوع اين مقاله، نقوش پر راز و رمز قالي ترکمن و تلاش در راستاي يافتن پاسخي به معاني نقوش قالي ترکمن از طريق طرح سوالاتي ازقبيل قدمت قالي ترکمن چيست؟ هدف اصلي از بافتن قالي چه بوده است؟ و... است. دانشمنداني همچون زالتايو، موشکووا، سايرووا، ميرتوو، و سايرين، به اين موضوع پرداخته اند که به آنها اشاره مي کند. در پاسخ به سوالات فوق از آثار قديمي وازکتابهاي مورخين و جغرافي داناني چون استرايون، والري فلاکان، لوکيا، پولين، کوينت کورتسي روف، بلا رامبرگ، ابوالقاضي بهاردرخان وهمينطور ازمنابعي همچون اوستا، تاريخ هرودت و ... نيز بهره مي جويد. اين مقاله، اقوام اسکيف ـ ساک ( م: اسکيت ياسکاها که نام آنها در طايفه سقر و سخاوي يا سکاوي ترکمن ها حفظ شده است). را که در زمانهاي دور در آسياي ميانه زندگي مي کردند، از نياکان اوليه ترکمنها به حساب مي آورد وبا استناد به منابع تاريخي و ذکر نام برخي از حکمداران آنها از قبيل توميريس ( م: تومار دايزا) و...، به اين موضوع مي پردازد که قالي ترکمن همچون آينه اي اوضاع وشرايط مختلف اجتماعي، اقتصادي، سياسي و ... نياکان ترکمن ها از قبيل سکاها و اوغوزها را منعکس مي کنند ناشر:

" هنر، زيباترين قالب براي همه پيام هاي نوين و مايه گسترش و نفوذ اين پيام ها تا هر سوي خطه وسيع دلها و جان هاي انساني است."
مقام معظم رهبري
چکيده مقاله:
قالي هاي ترکمن در زيبايي شهره عام وخاص است. و در نمايشگاههاي بين المللي جايگاه خاص خود را دارد. سياح ايتاليايي " مارکو پولو " نيز در سياحت نامه خود مي نويسد: " آيا مي دانيد که در اينجا نفيس ترين و زيباترين قالي ها بافته مي شود. درخصوص قالي ترکمن کتاب ها ومقالات علمي متعددي نوشته شده و آلبوم هاي مصور چندي به چاپ رسيده است. موضوع اين مقاله، نقوش پر راز و رمز قالي ترکمن و تلاش در راستاي يافتن پاسخي به معاني نقوش قالي ترکمن از طريق طرح سوالاتي ازقبيل قدمت قالي ترکمن چيست؟ هدف اصلي از بافتن قالي چه بوده است؟ و... است.
دانشمنداني همچون زالتايو، موشکووا، سايرووا، ميرتوو، و سايرين، به اين موضوع پرداخته اند که به آنها اشاره مي کند. در پاسخ به سوالات فوق از آثار قديمي وازکتابهاي مورخين و جغرافي داناني چون استرايون، والري فلاکان، لوکيا، پولين، کوينت کورتسي روف، بلا رامبرگ، ابوالقاضي بهاردرخان وهمينطور ازمنابعي همچون اوستا، تاريخ هرودت و ... نيز بهره مي جويد.
اين مقاله، اقوام اسکيف ـ ساک ( م: اسکيت ياسکاها که نام آنها در طايفه سقر و سخاوي يا سکاوي ترکمن ها حفظ شده است). را که در زمانهاي دور در آسياي ميانه زندگي مي کردند، از نياکان اوليه ترکمنها به حساب مي آورد وبا استناد به منابع تاريخي و ذکر نام برخي از حکمداران آنها از قبيل توميريس ( م: تومار دايزا) و...، به اين موضوع مي پردازد که قالي ترکمن همچون آينه اي اوضاع وشرايط مختلف اجتماعي، اقتصادي، سياسي و ... نياکان ترکمن ها از قبيل سکاها و اوغوزها را منعکس مي کنند.
در پاسخ به سوال " قدمت قالي" از "قالي پازريق " ( باقدمت حدود دو هزاروپانصد سال واز کشيات تپه پازريق درآلتاي )، از "يادگاري جلگه سومبار" ( در نزديکي قارري قلا) و... صحبت به ميان مي آورد. و به سوال "هدف اصلي از بافت قالي ترکمن چه بوده است؟ " نيز پس از صحبت مفصل در خصوص آينه و کاربرد آن و جايگاه آن نزد " پورخان ها " و " طالع بينان" و همينطور بحث از نقشي به نام " نقش آينه " ( آينه نقشي ) در قالي ترکمن، اين پاسخ رامي دهد که قالي هاي ترکمن به روش آينه بافته شده است و در درجه اول نه در حکم فرش، بلکه درحکم آينه اي است که اوضاع و شرايط اجتماعي، اقتصادي ،سياسي و ... اقوام آفريننده آنها را منعکس مي سازد و شجره نامه آنهاست.
دراثبات پاسخ خود، به اشکال تعديل يافته گياهان، جانوران، خورشيد، کوه، دريا، شاخ بزکوهي، رنگها و... استناد مي کند وبه تفسير يکايک آنها مي پردازد. به عنوان مثال، در انعکاس طبقات اجتماعي براي روحانيون از رنگ سفيد و براي کشاورزان از رنگ سبز وبراي حکام و سربازان از رنگ قرمز استفاده مي شود.
کليد واژه: قالي، نقوش، معاني نقوش، قدمت قالي، هدف بافت، گل، درياچه، اسکيف ـ ساک، اوغوزها، آينه، اشکال تعديل يافته، گياهان، جانوران، کوه، خورشيد، دريا، رنگها، اوضاع اقتصادي، طبقات اجتماعي، شجره نامه
.
متن ترکمني مقاله:
تورکمن ال حالي لاري قديمي دوور لردن باري اوزي نينگ نفيس ليگي و اووادا نليغي بيلن بوتين دنيا ني حيرانا قالديريپ گليار. حلق آرا سرگي لرينده اولار الميداما يوقاري بها مناسيپ بوليارلار. باريپ 13- نجي عصردا اورتا آسيا سياحت اديپ گورن ايتاليا سياحت چيسي مارکوپولو تورکمن حاليسي حاقدا اوز سياحت ناماسيندا شيله بللا پدر:" بيليانگيز مي، بويرده دنيا ده اينگ نفيس و گوزل حالي لار دوقاليار". اوندان باري گچن دوور ايچينده تورکمن حالي لاري حاقدا اووگي سوزلري آز آيديلمادي. بوتحسين حالي لار حاقدا انچمه کتاب لار، علمي مقاله لار يازيلدي، صورتلي آلبوم لار چيقاريلدي اساسا هم سونگقي ييللاردا تورکمن حالي لارينا جمعيت چيليک اولي انس بريب باشلادي.
موسکووانينگ " صونغات" نشر ياتيندا چاپ دان چيقان" تورکمنستانينگ قديمي وتازه يوللاري " ديين کتابدا هم تورکمن حالي لاري حاقدا يوريته گوررونگ قوزغاليپ، اولارا اوران اونگات بها بريليار. کتابينگ آوتوري س. زالتايو حالي لارا سالنان نقش لار حاقدا ـ داگينگدن دوروپ گچمک بيلن ، اولارينگ نفيس دن گلن چيلشيريملي ديغيني واونگا دوشونمگينگ جوداقين ديغيني آيراتين بلله يار. اول: "تورکمن حالي سينا چيتيلن نقش لارينگ معني سينه حتي اونونگ وطنينده هم دوشونيان آز" ديپ يازيار. حقيقت دان ـ دا، توركمن حالي لارينا سالنان نقش لارينگ آنگلاديان معني سينه دوشونمك آنگسات دال، ايندي بيرناچه عصر باري بوحالي لارا سو نناله ينپ چيتيلن نقش لار اوز سيريني برمان گليار، ايسم ـ ده بولسا، شول حالي لارا چيتيلن نقش لار ناحيلي معني آنگلاديارقا؟ اوز عمري نينگ چاريك عصريني (25 ييليني ) اورتا آسيا دا ياشايان حالق لارينگ حالي چيليق سنديني و صوتغاتيني ( هنريني ) اوورنما گه باغيش ادن اتنوگراف عالم و. گ. موشكووا توركمن حالي لاري نينگ گول لري قديمي اوغوز طايفه لاري نينگ توتم علامت لاريندان دوزولندير ديين نيتجا گليپدير.
و. س. زالتايو هم يوقاردا بلله نيپ گچيلن كتابيندا توركمن ال حالي لارينداقي گول- گرب طايفه نينگ اوران چيشير يملي گرالديكي علامتي، خاص د وغروسي " سمبل لار چمني دير" دييپ خاصيت لنديريار. صوتغاتي اوورنيجي گ. سايرووا بولسا 1960 ـ نجي ييلينگ 22ـ نجي ماييندا "كومسومولتس توركمنستانا" قازيتينده چاپ اديلن "حالي لار واونونگ تاريخي " ديين مقاله سيندا توركمن حالي لار نينگ مركز يندا كي نقش بولان گول باراداشيله دييار:" گولده استيل لشدير يلن گولونگ، كولونگ گوچمه معني دا آنگلاديليان شكلي، شيله ـ ده، قوش لارينگ آياق ايز لاري چيتيليپ دير. تكه حالي لاري نينگ عالمينه پيچتيني يادا ساليان شكل دوقاليپ دير". حالي صوتغاتيني اوونيجي جووزا شابرداييوا ـ دا توركمن حالي لارينا سالنان نقش لارينگ استيل لشديريلن قوش لارينگ، اوسوملوك شكليني آنگلا ديا نديغيني يانگز يديار. توركمن حالي لارينا سالنان نقش لارينگ آنگلاديان معني سي بارادا باشقا ـ دافكرلر كوپ. اما اولارينگ اهليسي(همه سي) ديين يالي علمي تايدان دولي ثبوت اديلمه گيني طلب اديان چاقلامالاردير. شو نونگ اوچين حالي نقش لاري شو گونه چنلي تاپماچا( معما) بولماقيندا قاليار. ايسم بوسيرلي تاپماچاني چوزمه گي نامه دن باشلامالي؟ بلكي ـ دهحالي نينگ ايلكي باشدا نامه مقصد بيلن دوقاليپ باشلانانديغيني كسگيت له مك ضروريدر. حالي ايلكي دوشك اوچين نيت لنيپ ني ياـ ده اوني د وردن حالقينگ تاريخي نينگ گوزباشيني، كوكيني نيردن آليپ قايدانديغيني آنگلاديان، اولارينگ شول دو وورداكي حالي ني ياغداييني گوزكزيان توتم علامت لارينگ جمي ـگرب حكمينده دور ديليپ مي؟ گوررونگ شو سوال جواب تاپماقدان باشلانايسا بو نقش لارينگ معني سينا دوشونماگه سينا نيشان عالم لارينگ گلن عمومي نتيجه سينه سر اتسنگ و اولارينگ " حالي نينگ نقش لاري، اوني دوردن حالقينگ دورموشوندان آلنان دتاللاردير" ديين فكر يندن اوغورآلسانگ، بوايشه حالي نينگ ياشيني كسگيت له مك دن باشلا مالي ديغي آشكار بوليار، بوحالي لارينگ آصيل نوسغاسي هايسي دووورده كيم طرفيندن دور ديلديكا؟ خاص تاقيقي، اولارينگ ياشي ناچه كا؟ پيلينيالارينگ اولوسي نينگ حالي لار بارادا" طبيعي تاريخ" ديين كتابيندا برن معلومات لاري بيزينگ آراميزينگ بيرينجي عاصرنيا دگشيلي، اما حالي لار حاقينداقي كابير معلومات لار ولين، بيزي خاص آنگري، جودا قديمي دووورلره چنلي آليپ گيديار. كابير سوويت عالم لاري نينگ فكر ينه گورا لنينگراد ارميتاژدا ساقالانيان توركمن حالي لاري بيزينگ آراميزدان اونگ (ميلاددان اونگ) 6-5 عصر لاردا دوقاليپ دير. ( بو بارادا ب . ميرتووينگ " توركمنستانينگ يادگار ليق لاري " ژورنالي نينگ 1971- نجي ييلينگ فورال ( فوريه) سانينداقي " توركمن حالي لاري ناچه ياشيندا؟" ديين مقاله سيندا گينگيش ليين دو روپ گچيليار). قارري قالانينگ قولاييندا سومبار جلگه سينده آرشئولوگيك قازو ـ آغتاريش ايش لري گچيريلن ده، اول يرده بورونج عاصرينا دگيشلي زاتلا ر تاپيليپ دير. شولارينگ آراسيندا سومبار،
II وپاراخايا I آدلا لذيريلان قونامچيليق لارداقي عايال لارا دگيشلي بولان قبورلاردا.II ساني قوشا، تگه لك ايكباش لوله لر و حالي چيلارينگ كسه رينه منگزش پردمت لر بار اكن. شوفاكت لارينگ اهليسي ( هممه سي ) حالي چيليق سندي نينگ شول ساندا توركمن حالي چيليغي نينگ هم اوز گوزباشيني اينگكان ايركي دووورلردن آليپ قايدانديغينا شاياتليق اديار. ايسم شول دوورونگ حالي لارينا سالنان نقش نوسغا لاري نينگ شو دووورده دوقاليان حالي لارينا آزداـ كانده منگزش ليگي بولوميقا ؟ 1974- نجي ييلدا داغليق آلتاي دا، تلتسن كولونينگ گون دوغارينلاقي باشينجي پازريق (پازريك) دپه سيندن آرشئولوگ لار 2500 ياشي بولان حالي تاپيپ ديرلار.
" توركمنين فرم " اول حالي لار حاقدا شيله معلومات بريار: " حاضيركي زمان توركمن حالي لاري وپازريق دان تاپيلان حالي بيري ـ شيله بير منگزش ولين، حاي اولارينگ آراسيندا ايكي ياريم مونگ ييل ياتانديغينا اينانا سينگ گله نوق". ("توركمنستان ايسكارا " قازيتي، 1973-نجي ييلي، 18-نجي نويابر ـ نوامبر ـ ). ياغداي شيله بولانسونگ، نقش لارينگ آنگلاديان معني سيني شول دووورده ياشان و شول حالي ني دوردن حاقينگ دورموشوندان گوزلمه لي ديين نتيجه دولانيپ گلياريس. علمي تايدان اقرار اديلن اهلي(هممه) تاريخي معلومات لار توركمن حالقي نينگ آنگيرسي نينگ قديمي دووورده اورتاآسياداياشان اسكيف ـ ساك طايفه لارينا باريپ دير يانديگيني گوركزيار. بوچارواطايفه لارينگ شول دووورداكي دورموشي بارادا بيزه يتيپ گلن تاريخي معلومات لارجودا اوجيپ سيز. دنيانينگ آنيك قديمي كتاب لاري نينگ بيري بولان اوستادا ساك لارينگ (تورلار ينگ) آتا باشيسي حساب لانان ترايتانينگ دنيان ي اوچ بوگكه بولوپ، اوچ اوغلونا بولوپ: تورا ( توران لارينگ آتا باشيسي )، سايريما ( سارمات لارينگ آتاباشيسي) هم- ده آريا ( آريا لارينگ آتاباشيسي ) برنديگي حاقدا آيديليار. قديمي دوورونگ تاريخيني اينگ اينام دار بيان ادن گرك (يونان) تاريخچي سي هرودت " تاريخ" آدلي كتابيندا اسكيف لرينگ " ياشايان يرلريني اوز گوزوم بيلن گوردوم ديين آداما دوشماديم" ديسه، بللي جغرافياچي عالم استرابون هم، "بو حالق لار حاقدا اوورنجي لرطرفيندن، تاريخچي لارينگ انگلس ليك اتمه گي ضرارلي و ارته كيلره ييقغين اذيليگي اوچين هيچ بير قووي معلومات توپلانماندير" ديپ نالايار. اولي پليني هم " طبيعي تاريخ" آدلي كتابي نينگ 6- نجي بوگلينده ساك لار حاقيندا گوررونگ اتمك بيلن شيله بلله يار:" يازيجي لار هيچ بير باشقا مسئله ده شيله چاپراز گليان فكر آيتما يارلار، اونونگ سبابيني بو طايفه لارينگ چاروا بولانليغي اوچين دييپ اويلانيارين".
شيله ـ ده بولسا، سونگقي دوورونگ تاريخچي لارينا ساك لار حاقدا انچمه معلومات تو پلاماق باشارديپ دير. بوقديمي تاريخي چشمه لري اونس لي بارلاپ چيقماق، آرشئو لوگيكي قازيپ آغتاريش لارينگ نتيجه سيني ايميقلي اوورنمك و بار بولان كوپ سانلي تاريخي معلومات لاري دنگش ديريپ گورمك آرقالي ممكن بولدي. توركمن لرينگ آتا- بابا لاري حساب لانيان ساك طايفه لاري نينگ ياشن يرلري نينگ گئوگرافيكي و طبيعي شرط لري كؤپ درجه ده اولارينگ اؤسوشي نينگ اوغروني كسگيت لاپدير. چؤل يرلرده سوو يتمز ليگي ضرارلي اكرانچيليق بيلن مشغول لانماغا ممكن چيليگي بولماديق چاروالاري خود د ورموشينگ اؤزي چارواچليق اتمك آرقالي گؤن ـ گذران دولاماغا ايتك لاپدير.
شونگليغي بيلن دنيا اهميت لي علم درجه سينه چنلي اؤسوپ يتن مالدار چيليق پوداغي نينگ اساس لارينا ايلكينجي كرپيچ جيكلري ساك طايفه لاري قويوپ باشلاپدير دييسك لاپ اتديگميز بولماز. آدامزاد طرفيندن بو بابت ده توپلانان اومماسيز تجربه نينگ جم له نيپ، يؤريته علمه اؤورؤلمه گينده ايلكينجي چاروا طايفه لاري نينگ توپان تجربه سيني، مهم ـ پايخا سي نينگ ايترگي نقطه سي بولانديخي قواندير يجي فاكت دير. اؤكوز قوشولان ارابه لارينگ دؤرمه گي، آتينگ، اشه گينگ ايرله نيپ مونولمه گي، دويه لرينگ يوكه، ورزيش اديلمه گي، مالارينگ، سويدوندن دورلي اييميت اونوم لري نينگ ياسالماغي، قويون لارينگ يونگوندن، ماللارينگ دري سيندن ياشاييش اوچين مهم بولان زاتلارينگ دوقالماغي، ياسالماغي يالي تاريخي اهميتلي آچيش لار اوچين هم بيز شول چاروالارا منت دار بولمالي ديريس. حالي ـ پالاس دوقاماق سنديني اويلاپ تاپيپ اوني صونغات ( هنر ) درجه سينه چنلي اوسدورنليگي اوچين هم اولارا ساغ بولسون آيتمالي ديريس. دينگه حالي صونغاتي ( هنري ) دأل، بو چاروالارا دگيشلي، كؤپ سانلي آرشئولوگيكي قازيب ـ آغتاريش ايش لري نينگ نتيجه سينده تاپيلان بورونچ دن، ميس دن، كوموش دن، آلتين دان ياسالان شاي ـ سپ لرينگ، اؤي قوش لارينگ، ياراغ لارينگ، بيله كي زاتلارينگ هم صونغات درجه سينه چنلي يتيريلن ديگي اولارينگ مدنيتي نينگ گوللأپ اؤسن ديگيندن خبر بريأر.
صونغات عالمينده: " آندرون دؤوري " و " واغشي استيلي " دييپ آد آلان و بوتين دنيأده آدي آغزاليان چاروا طايفه لارينا دگيشلي دييپ اقرار اديلن، قديمي صونغات يادگارليك لري نينگ كؤپوسي اؤز ياساليش استادليغي، چپر فانتزي بايليغي، نفيس ليگي بيلن حأضر هم گؤرني آنگق اديأر.
باريب بيزينگ اراميزدان اؤنگكي ايكينجي مونگ ييلليغي نينگ اورتالاريندا بو چاروا طايفه لارينگ مدنيتي گوللأپ اؤسوپ دير. اولار شول دؤوورده ميس نينگ و قالايي نينگ عملي بيرلشمه سيني آلماغي باشاريپ ديرلار. اؤران برك متال لاردان دورلي گؤرنوش لي تحسين پيكام لاري بولان اوزاغا آتيان اوق ـ يايلاري ياساپ دير لار. يوكه جيداملي اولي ـ اولي، دايا و يابي لاري هم ـ ده اوزاغا چاپيان ييندام آت لاري يتيشديريپ ديرلر. نتيجه ده، بيزينگ اراميزدان اؤنگلي 700ـ نجي ييل لاردا بو چاروا طايفه لار اؤرأن اولي و خووپ لي حربي گويجي بولان استاد اورشوجي لارا اؤوروليپ ديرلر. شول دؤوورده قديمي آسيانينگ اينگ گويجلي دولت لرينه حؤكميني يؤرديپ بيليأن دولت لرينگ بيري بولان آسورينگ پادشاسي آسارخاددون ( بيزينگ اراميزدان اؤنگ 669 ـ 680 نجي ييل لار ) ساك ـ اسكيف طايفه لاري نينگ گويجوندن قورقوپ اولار بيلن اؤز آرا آرقاداشليق حاقدا شرط ناما باغلاشيپ دير. شونونگ اوچين اولي پادشا اؤز قيزيني چاروالارينگ خاني پارتاتووا أره بريپ دير.
شول دؤوورده ساك لار بير طرفي قارا دنگيزينگ آنگري كنارلارينا، بيله كي طرفي سيبري و مصره چنلي بولان آراليق لارا اؤز حؤكموني يؤرديپ بيليپ ديرلر.
يووروك آت لارا آتلانان، قيليچ ديرـ نايزاتي ازبر ايشلديان واوق يايي آت اوستونده اوتوران يرينده هم مرگن ليك بيلن آتان چاروا قوشون لاري گؤرن لر اولاردان باش لاريني ساتين آليپ بيلسه راضي بولوپ ديرلار. حتي مصر فرعون لاري اولارا سالغيب تؤلأپ ديرلر. چاروالارينگ باي ـ باي قالا لارا ايزي گيدرلي اديأن چوزوش لاري نتيجه سينده كؤپ بايليق توپلانيب دير و اولارينگ مدنيتي اونگكي سيندن ـ ده بايلاشيپ دير.
اولار اسير دوشن اوسسالار، ال لريندن دور دؤكوليان هنرمندلر، چپر اللي عيال لار عجايب زاتلار دؤرتمه گي باشاريپ دير.
اينه، شول دؤوؤر هم حالي چيليق سندي نينگ صونغات درجه سينه چنلي گؤته ريلن و کامل ليگه يتن دؤوري بولاندير دييپ چاقلاياريس.
شيله ـ ده حالي لارا سالنان نقش لار، شول دؤوؤر دأکي چاروالارينگ دورموش او برازي نينگ سمبل لاشديريلان بياني، يعني حالي بولمالي ديين فکر حقيقاتاً خاص ياقين دييمک چي بولياريس.
شو فکر دن اوغور آليپ، ساک لارينگ دورموشينا دگيشلي فاکت لاري حالي داقي سمبليکي نقش لار بيلن دنگشديرسنگ، گؤونوميزه بولماسا، تورکمن لرينگ آتاـ باباسي کيم بولوپ دير، اولار نأمه کأر اديپ ديرلر، شول دؤوؤرده جمعيت چيليک قورلوشي نأحيلي بوليپ دير، چاروالار کيم لر بيلن آراقا تناشيق اديپ ديرلر. اولارينگ ديني و دين حادثه لرينه نأحيلي قارايشي بوليپ دير، نأحيلي دأپ ـ دستورلاري بار اکن. قوشوني نأحيلي ياراغلانيپ دير، نأمه بيلن اييميت لنيپ ديرلر و باشقا ـ دا شونگا منگزش شوراغ لارا جوغاپ تاپيلايجاق يالي.
تورکمن ال حالي لاري نينگ گؤرنوش لري بير نأچه دير. اولار تکه، بشير، يموت، ارساري، چوودور حالي لاري و شونگا منگزش دييليپ آدلانديريليار.
تورکمن طايفه لاري نينگ آدلارينا لايق لاشديريلان بو حالي لارينگ گؤرنوش لري نينگ کؤپ دورلوليگي يالي، اولارا سالنان نقش لارينگ هم آيراتين اؤزبولوشلي ليغي بار، شونونگ اوچين ـ ده، بيز بير حالي نينگ، يعني مرکزينه سالنان نقش ـ کولونگ اهلي ( همه ) بيله کي حالي لاراـ دا مخصوص بولان نوسغاسي، " تکه حالي سي نينگ " مثاليندا گورونگ اتمکچي.
حالي نينگ عالمينه بوغداي سنبل نينگ سمبليکي شکلي چيتيليپ دير. بو ساک لارينگ چارواچيليق بيلن بير خاطاردا بوغداي اکمک بيلن هم مشغوللانديق لاريني آنگلاديان بولسا گرک. قديمي گرک شاهيري هريل نينگ " پريسکا " اثري نينگ اوچونجي بولوميندن آلنان آشاقداقي سطرلر بيزينگ شو فکريميزي تصديق لايار:
اسکيف نسلي دووار چوپاني ساقلار،
بول بوغدايلي آسيادا ياشايار
اورتا آسياداقي، آرال دنگيزينه قويان سير دريانينگ، آمودريانينگ هم ـ ده اونونگ کاسپي دنگيزينه باريپ قويان شاخه سي توني دريانينگ، آقابا اغروندا هم ـ ده انودن باشلاپ، کاسپي دنگيزينه قويان آرال درياسي نينگ اوغروندا حأضيرکي دؤوورده هم بير وقت لار اکرانچيليق بولانديغي بيلديريپ دور. قديمي دؤوورده جوشوپ آقان توني دريانينگ، قاراقوم چؤلونينگ ايچينده ( اوزبوي ) ديکلاو بولوپ ياتان اوغري، خوارزم دن کاسپي دنگيزينه چنلي سوزوليپ گيديأر. بو دريالارينگ کنارلاريندا شول دؤوور لرده بوغدايينگ بول حاصيلي اؤسدوريليپ يتيشديريليپ دير. يري گلنده آيتساق، ساک ـ اسکيف لرينگ بير بؤلگي دايخان چيليق بيلن مشغول بولوپ دير. آتاـ بابالارميزدان قالان بو دايخان چيليق دأبي شول يرلرده ياشايان ايلات طرفيندن حأضير هم دوام اتديريليار. عألم دن شونگ تکه حالي لاريندا داغينگ، دنگيزينگ و گونونگ سمبليکي شکلي چيتيليپ دير. بو شکلي لرينگ نقش اديليپ حالا ( حالي غا ) چيتيلمه گي نأمأني آنگلاديارقا؟
هردوت نينگ ( تاريخ ، 4 ) کتابيندا برلن بير روايت داشيله دييليار: اسکيف لرينگ دويپ گليپ چيقيشي اوچ دوغاندان باشلاپ قايديار. اولار: آرپوکساي ـ معني سي " سوو پادشاسي " يا ـ دا " سووونگ حؤکومداري ". ليپوکساي ـ " داغينگ حؤکومداري "، کولوکساي ـ معني سي " گون پادشاسي ". بيزينگ فکريميز چه، حالي چيلار شو سمبل لاري حالي ( حالي غا ) چيتمک بيلن، آغزاليپ گچيلن روايت داقي گوررونگ لري ابدي لشديرن ديرلر و اوز گليپ چيقيش اوغروني گؤرکزن ديرلر. اونسونگ هم روايت اديليشينه گؤرأ پادشاليق اتمک گزگي ايلکينجي نوبت دا " گون حؤکومدارينا " برليپ دير. اول اسکيف آتاسي نينگ اوغلي دير. هردوت نينگ " تاريخ " کتابي نينگ " ملپومني " بؤلومينده آيتماغينا گؤرأ، " اسکيف لرينگ يرينه آسماندان اوچ ساني آلتين زات قاچيپ دير. اولار: کونده، بويونتيريق ( يوغ )، قيليچ و تاباق. اوني ايلکي اولي، دوغاني گؤوروپدير و قولاي باراندا آلتين زاتلاري يالين قاپلاپدير، ايکينجي دوغاني هم باراندا شيله ياغداي قايتالانيپ دير، اينگ کيچي دوغاني باراندا، يالين سؤنوپ دير و اول زاتلاري آرقايين اؤيونه گتيريپ دير. شونونگ اوچين، اولي دوغان لاري اونگا پادشاليغي بريپ ديرلر. شونونگ اوچين ـ ده، حالي دا هم گونونگ شکلي بيله کي لردن تفاوتلي اولي چيتيليپ دير. اؤزي ـ ده " داغ " بيلن " دنگيزينگ " آراليغيندا چيتيليپ دير. گونونگ بو سمبليکي شکلي گوني خاطار ( رديف ) بيلن حالي نينگ دؤت طرفينا دولي هم انديگان آيلانيپ چيقيار. بو پرده حالي داقي بو نقش نينگ آدي " چرخ ـ فلک " يأده " گيجه گونديز " دييليأنديگيني ياتلاساق، اوندا اولارينگ دورلي رنگ لرده ايزي گيدر گرک لشيپ گلمه گي نينگ معني سينه آنگسات دوشونريس. قيزيل ـ الوان رنگ ـ دوغوپ گليأن گوني، آق رنگ ـ گونديزکي آسمانداقي پارلاق گوني، ينه بير گزک قايتالانيان قيزيل ـ مأميشي رنگ ـ ياشيپ باريان گوني، قارا رنگ ده چيتيلن گون هم گيجأني آنگلاديار.
بيزينگ شو چاقلاماميزينگ حقيقت دان داش دألديگيني اوستادا و ودالاردا بريلن بير معلومات هم تصديق لايار. ودالاردا اسکيف لر ـ آري لر گون خداييني آسماندا قاييپ باريان آت آرابالي اديپ شکل لندير يأرلر، شوندا آت آراباسي گون تگه له گيني، آت لارينگ سچله نيپ باريان يالي ( يال ) هم گون شعله سيني آنگلاديار. گوندير اول ياغتي گيجه هم قارانگقي قاراپينا اؤوروليار دييليأر.
شو پرده ينه بير زادي بللأپ گچه سيميز گليأر. ابوالقاضي خانينگ " شجره تراکمه " کتابيندا دا هم اوغوز خاني اوچ اوغلانا گون خانا، داغ خانا، و دنگيز خانا يورت پايلاپ برشي حقدا معلومات لار بريليأر. شوندا ابوالقاضي خان هم گون خانينگ ايلکينجي شاليق اديپ باشلاغديغيني آيديار. حالا ( حالي غا ) چيتيلن داغ بيلن دنگيزينگ سمبيليکي علامت لري هم حالي نينگ دورت تؤورگينه انديگان آيلانيپ چيقيپ دير. داغينگ شکلي حالي دا اوچ رنگ ده: آق، ياشيل و ساري رنگ لرده گزک لشديرليپ چيتيليپ دير. داغ شکلي نينگ سمبل نينگ قديمي اسکيف لرينگ آراسيندا رواج بولان بلگي ( علامت ) اوچ بورچلوق گؤرنوشينده اويتگديلمأن بريلمه گي انسي چکيأر. ايسم داغ شکلي نينگ اوچ رنگ ده بريلمه گي نأمه اوچين کأ؟
آق شکلي دأکي داغ ـ قيش دؤوروندأکي اوستي قارلي وقتيني، ياشيل شکل ـ داغينگ اوستونه اوت گؤگرن فرصتي، ساري شکل هم ـ توموس وقتي ايسا يانيپ، اوتونگ سارالان دؤوروني آنگلاديان بولسا گرک. داغينگ، دنگيزينگ، گونونگ شکل لرينده شونگ حالي دا انديگان گورنوشده حالي نينگ مرکزي بوله گيني دؤرت طرفدن جأهک له يأن خاطار ( رديف ) بار. بو خاطار دا ( رديف ده ) داغ تکه سي نينگ شاخي چيتيليپ دير. مونگا نأحيلي دوشونمه لي؟ بو سمبل نينگ معني سيني آچماغا گيريش مزدن اوزال اسکيف لرينگ آراسيندا قديمي دؤورده رواج بولان بير ياغداي حاقيندا دوروپ گچلينگ.
قديمي چاروالار فکريني اوبرازلار و سمبل لار آرقالي بيان ادمأ گه اورچ بولوپ ديرلار.
اولارينگ جادا ( جادوغا )، جاديگؤي لره، پورخان لارا، پالمان لارا اينانجي نينگ چاقي بولماندير. شونونگ اوچين ـ ده، چاروالارينگ دورموشيندا اولانيلان سمبل لار چمينه دوشونمزدن کؤوپ آنگلاتمالارينگ معني سينه عقل يتيرمک قين، پشت ده بلله نيشينه گؤرأ ييلديريمينگ هم ـ ده ينگشينگ خدايي ورتران غا شمال ( يل )، اوکوز، آت، دويه، پکه قاپان، بورگوت، قوپون، قوچ اورشوجي گؤرنوشينه گچيپ بيليپ دير ( وارخان يشت شيله اؤورولمک اوقيبي شول دؤوورلرده اينانيليان اهلي ( هممه ) خداي لارا ديين يالي مخصوص دير ). بو اؤورولمه لر کأ حالت اوزين زينجيرلار بولوپ دورلي سمبل لار گؤرنوشينه گچيپ دير. بير يرده داغ ورتراگنا داغ قوچونا اؤوروليأن بولسا، باشقا بير يرده داغ قوچي ورتراگناني آنگلاديان سمبل بوبولوپ گليپ دير. آيري ـ آيري فرصت لرده سمبل حؤکمونده توتوش شکلي بريلمأن، اونونگ بللي بير بؤله گي گؤرکزيليپ دير. مثلم: داغ تکه سي نينگ، شاخي اونونگ اؤزوني آنگلاديان بولسا، اؤز گزگينده اول ورتراگنانينگ سمبلي بولوپ گليپ دير. داغ تکه سي نينگ شاخي نينگ ورتراگنا دييپ دوشونيلمه گي، ينگيش ديين معني ني بريپ دير. شيله چيلشيريملي سمبل لار زينجيري نينگ اؤرأن قين بوليار. حأضيرکي دؤوورده هم شو دأبينگ قاليندي لاري دوام اديأار. مثلم خداي يولونا قويون صدقه آيديلاندا، ملانينگ اؤنگونه توتوش قويوني گتيرمأن اونونگ کله باش آياغيني بيشيريپ گتيريپ قوييارلار. شو يرده قويونينگ کله سي توتوش قويونينگ صدقه آيديلانديغيني آنگلاديار. ايندي داغ تکه سي نينگ نأمه معني آنگلاديان ديغنيا گلسک، اوندا بو يرده ينگيشي، حربي شهرتي علامت لانديريان بولمالي دييپ بيله ريس. تورکمن حالي سي نينگ اورتا بوله گينه يعني مرکزينه بيرنأچه خاطاردان ( رديف دن ) عبارت گؤل لر چيتيليپ دير. هر خاطاردا ( رديف ده ) گؤل لرينگ انچمه سي بار. گؤل لرينگ شکلي بير ـ بيرينه ترس باقديريليپ قويان اوقلي يالي يادا ساليار. اولارينگ آراسي بؤلوپ دوران ديک چيزيق نيزه يأـ ده قيليجا منگزش. گول لرينگ اورتاسيندا قديمي آغاچ کرسنه منگزش شکل بولوپ، اونونگ اورتاسيندا هم سکگيز آياقلي جاندارينگ سمبلي چيتيليپ دير. گؤل ايچي ـ داشلي اوچ حالقادان عبارت بولوپ، اونونگ داشقي آرقاسي ايکي رنگ ده ـ آق و آلتين سوو قيزيل رنگ لردير. اولي حالقانينگ ايچي دؤرت بؤلگه بؤلنيپ، ايکي بؤلگي ياشيل، ايکي برلگي هم قارامتيل قونگور رنگ لردير. اينگ کيچي، ايچکي حالقا هم آق رنگ ده بريليپ دير. بو زات لارينگ چاروا ساک لارينگ دورموشي بيلن نأحيلي باغلانيشيغي بارقا؟
قديمي رم تاريخ چيسي کونيت کورشي روف « الکساندرينگ تاريخي » ( اسکندر ذوالقرنين دييپ دوشونمه لي ) ديين کتابي نينگ يدينجي بوله گينده هردوت نينگ ساک لارا آسماندان اينن اوچ جاديلي زات حاقينداقي روايتيني قايتار لايار و اولارينگ معني سيني ساک لارينگ اوزي شيله دوشونديريار دييپ يازيار. بيز اؤکوزلرينگ کمکي بيلن حاصيل ( محصول ) يتيشديريأرس، تاباق بيلن صدقه بريأرس ( نايزا بيلن، ياقينداقي، اوق ـ ياي بيلن داشداقي دشمن لري اوريارس ). شو آيديليان زات لارا انس برسنگ، " جاديلي " زات لارينگ شکلي نينگ حالي داقي سمبل لارا کيبابداش گليأنديگيني گؤريأرسينگ.
« قديمي تورک سوزلري نينگ سؤزلوگينده »، " گؤل " سوزوني قوشماق، بيرلشديرمک معني نينگ بار ديغي آيديليار. حالي داغي گؤله هم سؤزونگ دولي معني سينده بير چوغدام اديلن بيرلشديريلن سمبل لارينگ جمعي دير دييسک يالنگيش ماريس.
اوق ـ يايينگ ساک لارينگ دورموشوندا اولي رل اوينانديغي حاقيندا بيز گوررونگ اديپ ديک. حاضيرکي تورکمن سؤزونينگ هم قديمي دؤوورده اوقي آنگلاديان " تير " و يايي آنگلاديان " کمان " ديين سؤزونگ قوشولماغيندا ( تيرکمان ) دؤرأپدير ديين علمي چاقلامالار بار. علم بلارامبرگ تيرـ کمان اولارينگ کرامتلي نشاني حسابلاناني اوچين بو طايفه لاري تير ـ کمان لي لار ( تيرکمان لي لار، تورکمن لر ) دييليپ دير دييپ بلله يأر.
حالي گولونينگ داشقي اولي حالقاسي نينگ آق هم ـ ده آلتين سوو ـ قيزيل رنگ لرده ديگيني بللأپ گچيپ ديک. بو رنگ لر قديمي ساک لارينگ دورموشيندا نأحيلي معني آنگلاديپ دير دير ديين سؤال غا جوابي والري فلاکان نينگ " آرگوناوتيکا " اثريندن تاپياريس. بوکتاب دا « کولاکساي آلتين سوو ـ قيزيل گيينن حربي اوتريادينگ باش توتاني » اديليپ گؤرکزيليأر. " ليپوکساي ( آوخ ) بولسا ( جرتس ) دين وکيلي گؤرنوشينده گؤرکزيليپ، اونونگ کله سينده تفاوت لانديريجي قولاقجيني بار، اؤزم توتوش آق گينن ".
ساک لاردا رنگ لرينگ هم سمبيليکي معني سي نينگ بولانديغيني آيدمالي ديريس. اولاردا آلتين سووـ قيزيل رنگ طايفه سردارلاريني، يوقاري قاتلاغينگ وکيلي ني آنگلاديان دير و اولار شول رنگ ده گيينيپ ديرلر. آق رنگ دين خادم لارينا ( جرتس لره ) مخصوص بولوپ دير. دييمک، گؤل دأکي اولي حالقانينگ آق و قيزيل بؤله گي، يوقارقي قاتلاغينگ وکيل لريني آنگلاديپ دير.
عموماً، قديمي دؤوورده قاتلاق لارينگ، صنف نينگ آدي نينگ اؤزي رنگ ديين معني ني آنگلاديپ دير. مثلم، هندي لرده " وارنا " قديمي ايران ديلينده " تشيتري " دييمه گينگ اؤزي رنگ دييمگي آنگلاديار. بيز
XIX-XVIII ـ نجي عصر لاردا هم تورکمن طايفه لاري نينگ هرسي نينگ اويان رنگي نينگ بولانديغي باردا " يار قيرميزي گيينيپ دير " ديين مقاله دا يازيپ ديق. اورتاقي حالقا، زحمت کش حالقي آنگلاديپ اولارينگ ياشيل رنگ ليسي آزاد دايخان لار و چاروا لار، قارا رنگ ليسي هم قول لار، حقوق سيز چاروا لارديغي دوشنوکلي دير. شو يرده تأ اکتبر انقلابينا چنلي تورکمن لرينگ طوقونينگ هم ياشيل بولانديغي حقيندا آيدماق يرليک لي بولسا گرک. گؤل دأکي اوچونچي، کيچي آق حالقا دين وکيل لري نينگ اقرار اديلن علامتي دير. ساک لارينگ اينانان ديني بارادا شو آشاقداقي لاري آيدماق ممکن. داريوش بيستون دأکي يازديران يازغي سيندا: « ساک لار دين سيز ديرلر و اهور امزدا سجده ادمه يأردير » دييپ گؤرکزيأر. ساک لار اساسا ـ دا جادي نينگ گويجونه، پورخان لارا هم ـ ده قدرت، کرامت کؤکمونده طبيعي حادثه لارا اينانيپ ديرلار. هردوت نينگ تاريخ کتابيندا ساک ـ اسکيف طايفه لاري نينگ بيري بولان ماساگت لرينگ ديني حاقدا شيله دييليأر: « اولارينگ اينگ بييک خدايي گون حساب لانيار، اولار اونگا آت لاري قوربان اديأرلر » ( تاريخ 1 ).
پولين اؤزونينگ " حربي مکيرليک لر " ديين کتابيندا ساک لار " ابدي ( باقي ) اودا " و " کراماتلي سووا اينان يارلار " دييپ گؤکزيأر. اسکيف لرينگ ديني حقدا يازان بيله کي تاريخ چيلار هم اولارينگ گويجه، " باقي اودا " ، " کراماتلي سووا " عسگر شهرتينه هم ـ ده جادي نينگ گويجونه اويانديق لاري و اينانانديق لاري حقدا يازيارلار. شو يرده آيديلان لارا بير زادي قوشماق ضرور دير. حالي نينگ عمومي فونونينگ رنگي نينگ ـ ده قيريل بولماغي شو اساسدا دير. بو رنگي يعني دوغوپ گليأن گون شفق نينگ رنگي حوکمونده ساک لار ايراتين حرمت لاپديرلار. شو يرده تکه حالي سي بارادا گوررونگ گيديأن ليگي اوچين، انقلابدان اؤنگ طايفا قيزيل رنگ نينگ مخصوص بولانديغيني ينه بير گزک بللأپ گچمه لي ديريس.
گؤل لرينگ اورتاسيندا سکيز آياقلي جاندارينگ سمبلي مسه ـ مأليم بيلديريپ دور. ايسه م بو شکل نأمأني آنگلاديار؟
لوکيانينگ " اسکيف مي، مهمان؟ " ديين اثرينده اسکيف لر " سکگيز آياق لار " يعني، " قوشا اؤکوزلي لر " دييپ، آدلانديريأر. لوکيانينگ بو کسگيت لمه سي هم اسکيف لرينگ جادي لي بويوتنيريق ( يوغ ) باراداقي گوررونگينه اساسلانان بولماغي ممکن.
يؤنه هر نيچيک ده بولسا بو " سکگيز آياقي " سمبل نينگ حقيقت داندا، اسکيف لره مخصوص علامت ديغي اقرار اديلن دير. حالي نينگ مرکزي بؤله گينده گؤل لرينگ آراليغينا شوووت گينه ن، حربي آدام لار ديغي مسه ـ مأليم بيلديريپ دوران و اونياليان کارت لارداقي کرولي يأده سالان شکل ايکي طرف لايين چيتيليپ دير. بو شکل لر نأمأني آنگلاديارقا؟
قديم وقت دا هر بير چاروا طايفه سي نينگ، سرداري نينگ ( طايفه باشي سي نينگ ) بولانليغي معلوم دير. اولار عادت بولشي يالي حربي آدام لار اکن.
بو شکل لرينگ ايکي طرف لي اديپ چيتيلمه گينده هم آيراتين معني بار. سردار لار بير طرف دان اوزوني حالقينگ اوغلي اديپ گؤرکزسه، ايکينجي طرف دان اولار خدائينگ يردأکي وکيلي حوکمونده قبول اديليپ دير. حالي نينگ گوللي بؤله گي نينگ قيراسيندا شيله سردارلارينگ بير طرف لي اديليپ چيتيلن شکلي هم بار. اولار تيره باشي نينگ بللأن سردارلاري بولماغي ممکن، يعني بولارينگ آصلي گليپ چيقيشي يرلي، بير طرف لي اولارينگ خداي لارينگ آديندان يرده وکيل چيليک اتمأگه حقي يوق .
عموماً، طايفه سردارلاري ساک لارينگ جمعيتيندأکي اوچ قاتلاقدان ـ عاداتي چاروالاردان، اورشوجي لاردان، جرپ لردن يوقاري حسابلانيپ دير.
خوت شونونگ اوچين هم سردار اوچ قاتلاغينگ جمعي بولان گؤل لردن داشدا، اؤز باشداق چکيليپ دير. اسکيف ـ ساک سردارلاري بارادا گوررونگ اديلنده ينه بير ياغدايي بلله مه لي ديريس. اسکيف جمعيتي نينگ کؤپ سانلي طايفه لاردان عبارت بولانديغي بللي . اولارينگ سان سيز قوشون لاري نينگ هم بولانديغي مأليم. سؤزوميزي تصديق لاماق اوچين اسکيف لار حاقدا اؤرأن آنيق و کؤپ معلومات جم له نن هردوت نينگ " تاريخ " کتابينا ينه بير گزک يوزلنه لينگ: « بير گزک اولارينگ آريانت آدلي پادشاسي، اسکيف لرينگ سانيني بيله سي گليپ، هر بير اسکيفه ياي اوقونينگاوجونداقي بير پيکامي گتيرمأگه بويروپ دير ... شيله ليکده، اؤرأن کؤپ پيکام ييغنانيپ دير و شا اولاردان: ميس قابي قويماغي بويروپ دير. اسکيف لر دأکي شول قابا 600 آمفور آرقايين سيغيار اکن ... اينه من اسکيف لرينگ ساني بارادا نأمه اشيتديم ». ( تاريخ ، 4 )
اولارينگ نأحيلي گويجه ايه بولانديغي حاقيندا هردوت شيله يازار: « اسکيف لرينگ آيراتين ليغي شوندان عبارت، يعني اولارينگ اوستونه چوزان هيچ بير دشمن، قاچيبام قوتوليپ بيلمز، باسيبام آليپ بيلمز، اگرـ ده اولارينگ اؤزي آچيق بولماق ايسلمه سه لر: سبأبي، اولار شهرلري، برکيتمه لري بولماديق ، اؤي لري آرقاسيندا، هر بيري .... آتلي مرگن ... بولان حالق ... بيله حالق نأحيلي ينگيل مز و آلينماز بولماسين ». ( تاريخ ، 4 )
هردوت نينگ بو فکريني بيزينگ اراميزدان اؤنگکي 5ـ نجي عصرده ياشاپ اؤتن قديمي يونانلي لارينگ حربي تاريخچي سي فوکيديد هم شيله سؤزلر بيلن تصديق لايار. اسکيف لر بيلن " دينگه اروپاداقي پادشاليق لار دنگلشمه گي باشارانوقلار ... اسکيف لره قارشيما ـ قارشي دوروپ بيلجک خالق ، اگر ـ ده اولار آغزي بير بولسالار آسيادا ـ دا يوق " ... . شيله کؤپ سانلي اسکيف لر دينگه اهلي ( هممه ) طايفه لار آغزي بير بولاندا، بيرله شنده اؤرأن گويچلي بولوپ دير.
طايفه لارينگ اؤز آرالاريندا اوروش آليپ بارنديغي و ايلکينجي توبت ده اسکيف اورشوجي لاري نينگ شيله چاقنيشيق لاردا تاپلان ديغي بللي، يؤنه اولي قوشون، گويچلي داشارقي دشمن بيلن اوروشمالي بولان لاريندا اسکيف طايفه لاري بيرله شيپ دير. موني بيز اسکيف لرينگ کوروش بيلن سؤوشيندن آنگياريس. شول سؤوشده اسکيف ـ ساک قوشون لارينا بير نأچه سردار يولباشچي ليق اديأر. پولين، « حربي مکيرليک لر » ديين کتابيندا: ساک بيرلشمه سينه اوچ پادشا ... ساکس، آمورگ هم ـ ده توميريس ( تومار دايزا ) سردارليق اتدي دييپ گؤرکزيأر.
شونلوق دا گؤل لر حاقدا آيديلان لاري جم له سک، شيله نتيجه گلمک ممکن. گؤل لر اسکيف لرينگ اجتماعي ياغداييني آنگلاديان سمبليکي علامت. حالي داقي گؤل لرينگ ساني نينگ بير نأچه بولماغي هم تؤتأن دن دأل. هر گؤل بير طايفه ني آنگلاديار دييپ دوشونديرسک حالي داقي گؤل لرينگ جمعي و اولارينگ سردارلاري، توتوش اسکيف لرينگ جمعيتني آنگلاديار.
طايفه لارينگ ساني دورلي دؤوورده هر حيلي بولوپ دير. بيزه يتيپ گلن تاريخي چشمه لرده اولارينگ آنيق سانيني کسگيت له مأگه ممکن چيليک بريأن معلومات لار يوق. شو آيديلان لاري جم له سک، تورکمن ال حالي سينا ( تکه گؤللي حالي غا ) سالنان نقش لار تورکمن حالقي نينگ اؤرأن قديمي آتاـ بابالاري نينگ، سمبل لاشديريلان دورموش بياني، حالي دير دييمک چي بوليارس. حالي لارينگ قيراسي نينگ نقش سيز بؤله گي بار. اونگا حالي چيلار " توپراق " ديييأرلر. بو زولاجيغينگ هم سمبليکي معني سي بولوپ، اول انه يري آنگلادييپ دير. تورکمن ال حالي سي نينگ، ( تکه گؤللي حالي نينگ ) شيله تحسين بير آيراتين ليغي بار. اول هم حالا ( حالي غا ) سالنان نقش برک سيمتري قاعده سينه ايه ر يأندير. اگر بيز گؤررونگ اديليأن حالي نينگ سچکلي طرف لاريني قاپدالا اديپ ديواردان آسساق، اونونگ نقش لاري نينگ اهليسي ( هممه سي ) گوني هم ـ ده يوقاري باقيپ دوراندير. شونگ قايتادان حالي ني آشاق باقيپ دوران طرفيني يوقاريق اتسک ينه ـ ده شول ياغداي. يأـ ده حالي ني يره يازيپ، دؤرت طرف دن هم آدام اوتورسا حالي نينگ نقش لاري، اونونگ قاپداليندا اوتوران آدام لارا گؤني باقيپ دوريار. مونونگ سببي حالي " آينه " اوصوليندا دوقالان ليغي اوچين دير. اونداقي هر نقش، هر بير اؤيدومينگ برک سيمترياسي بار، خود شو سبأبه گؤرأ، بو حالي نينگ نقش لاري عصر لار بويي اويتگه مأن گليپ دير دييپ چاقلاياريس. حالي داقي نقش لارينگ انديگان ليغي، دنگ طرفلي ليغي، دنگ قيران ليغي، دنگ سان ليغي ـ بو برک ترتيبي، تحسين سازلاشيغي، شول ساندا عجايب گوزل ليگي بو زمان، اونگا زپر يتيرمأن، هايسي دير بير قوشماجا نقش، حتي اونونگ اينگ بير کيچي جيک د تاليني ـ دا قوشماغا ممکن چيليک برمه يأر. عصرلارينگ جنبشينده دؤرأپ، شو گؤن لره چنلي اويتگو سيز يتيپ گلن بو حالي غا دينگه بيرجه قوشماچا گيريزمک ممکن بولوپ دير.
اول هم حالي داقي نقش لارينگ آنسامبليني بوزمان اينگ قيرادان گيريزيليپ دير. شول قوشماچاـ اوچ بورچ ليق شکلي " دوغاجيق " آتلي نقش دير. بو اسلام ديني نينگ تأثيري نتيجه سينده، حالي چيلارينگ قوشان قوشاندي دير. " دوغاجيق نينگ " حالي غا چيتيلمه گي، اوني گؤردن ـ ديل دن قورار ديين ايناما اساس لانان دير . اسلام دنيأسينده گؤز دگمزليک اوچين يوريته دوغالارينگ يازيلان ديغي و گينگ دن پيدالانيلان ديغي هممه لره مأليم دير. حالي دوقازيلاندا اولاردان کؤپلنج بورونچ دن ياسالان آينه تاپيليان ديغيني آيديارلار. بو قبورلارداقي آينالارينگ کمکي بيلن پورخان لار جادي دوغا سيني اوقاپ، آدام لاري بو دنيادان گچن آتا ـ باباسي نينگ روحي بيلن دوشوريان اکن. پورخان چيليق بيرينگ گونلري ميزه چنلي ساقلانيپ گليپ دير. کأبيز پورخان، پالمان بيزينگ عصري ميزينگ باشيندا هم آينا سر اديپ طالعي ني آيديپ برنديگي ، آينا قاراپ فال آتانديغي بارادا ياشولي آدام لار گوررونگ بريأرلر. بير شؤز بيلن آيدانينگدا، پورخان لار، پالمان لار اوچين کرامت قورالي آينه بولوپ دير. آينه دنيانينگ چؤوره يوزوني ـ ده گؤزکزيپ بيليأنديگي اوچين، اوني کرامت دييپ حساب لاپديرلار. ساک لارينگ روايتينا گؤرأ، آينه اولارينگ پورخانينا آسمان دان ، عألم قوشاردان قاچيپ دير هم ـ ده آينه ايکي دنياني بيرلشديريأن پنجره حساب لانيب دير. قديمي دؤوورلرده آينه دينگه پورخان لاردا بولوپ دير. ادي نينگ، کرامتينگ گويجونه اينان يان قديمي حالق اؤز تاريخيني، دورموش اوبرازيني، ايناميني، بير سؤز بيلن آيدان دا حال ـ احواليني حالي غا چيتمک آرقالي سمبل لاشديران، ادبي لشديريلن حالاتيندا، " آينه " کيمين کرامت اوندان داشدا قاليپ بيلمزدي. خود شونونگ اوچين هم، آينانينگ خاصيتي ـ ده حالي غا دولي سنگديريليپ بيليپ دير دييپ حساب لاياريس.
شو يرده ينه بير حالي بارادا آيتمان گچمک بولماز. اول تورکمنستاندا ياشايان حالقينگ شو گونلي حالي ني گؤرکزيأر. شو حالي دا تورکمنستانينگ بايداغي نينگ، گرب نينگ شکلي چيتيليپ دير. حالي غا چيتيلن گرب ده تورکمنستانينگ حأضيرکي ياغداينيا مخصوص بولان خاصيت لريني اهلي سي ( هممه سي ) ديين يالي اؤز بيانيني تاپيپ دير . بو يرده اييأم تيره ـ طايفه علامت لاري ييت يأر. اونگا درک بأش شلپه ـ شول حالي نينگ چيتيلن دؤورونده رسپوبليکاميزدا بأش ساني اوبلاست باردي ـ بأش اوبلاستي آنگلاديار. شول حالي نينگ آشاق اته گينه تورکمن حالقي نينگ گچميش تاريخيني آنگلاديان نقش لار چيتيليپ دير. حالي ني دؤرت طرف دان شعله ساليپ دوران گون جأهک له يأر. حالي دا تورکمنستانينگ پايتاغتي بولان عاشق آباد شهري نينگ ـ ده اوسوش تاريخي گؤرکزيليپ دير. گؤررونگ اديلن ايکي حالي دا تورکمن حالقي نينگ قديمي دؤوري و حأضيرکي زامان داقي ياغدايي گؤرکزيليپ دير. دينگه بو حالي لارينگ دأل، تورکمن ال حالي لاري نينگ هر بير گؤرنوشي نينگ نقش لاري نينگ اؤز بولوشلي بريأن معني سي حاقدا دينگه بير طرف لايين گوررونگ اديلدي. شو يوقارداقي آيديلان لاردان باشقا ـ دا حالي نقش لاري نينگ اؤز گچه دوشونديريليأن واريانت لاري ـ دا بار. خود شو مقالانينگ آوتوري نينگ اؤزي نينگ ـ ده تورکمن ال حالي لاري نينگ نقش لاري نينگ بريأن معني سي حاقدا حأضيرکي دن دويپ گوتر تفاوت لانيان ينه بير چاقلاماسي باردير.
عموماً، حالي نقش لاري نينگ سيرينا آرالاشماق، دويپ لي علمي درنگه وي طلب اديأن ايش دير. شيله ـ ده بولسا بيزگينگ اوقيجيلار کؤپچي ليگي نينگ اونسيني شو تما ( موضوغا ) چکمک مقصدي بيلن، مسئله ني يؤنه کي لشديريپ، جدل لي صحبت حکمينده اوقيجي لارينگ دقتينا هؤدورله ديک. بلکي ـ ده، تأزه، ياش اؤسدوريم شو چاقاچنلي بو اوغوردان ايش آليپ باريان آدام لاردان خاص ارجل ، خاص انس لي بولوپ چيقيپ، نقش لارينگ اصل معني سيني آچماغا سينانيشيپ گؤروپ ، اوستونليک قازانماغي باشارا يادي ...
ان شاءا...

|+| نوشته شده در  پنجشنبه 18 خرداد1385 ساعت 10:56 قبل از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

مروری بر کلتور و فرهنگ ترکمنها

دکتروفا

مروري برکلتوروفرهنگ ترکمن ها



ریشه های خاستگاه اسطوره ای نه درتجربه،که درمیل بازنمایانده می شود. تکرار صورحماسه ها وسمبل هابه دلیل این نیست که مبتنی بر حقیقت اند بلکه دقیقا ازآنجا ناشی می شوند که درمقیاس جهانی،بهترین شیوه جلب توجه مخاطب به شمار می روند.دلیل مطلب نیز آنست که خواسته ها وآمال قلبی وموانع رسیدن به آنها عمیق ترین خواست ها ونگرانی های بشر رانشان می دهند. بنابراین دراین نظریه مفهومی ا زسرشت فرهنگ مشترک بشری نهفته است.دراین رابطه "فرای"فرمالیست بزرگ غربی ادبیات وهنر را تقلیدی ازرؤیای کلی بشر می دا ند نه تقلید جهان. تمدن "فرایند تولید صورتهای انسانی درطبیعت(بدون دخالت طبیعت) است. به قول فرای:« اکنون طبیعت دردل انسانی نامتناهی جای دارد که شهرهای خود را ازدل کهکشان راه شیری می آفریند.این واقعیت نیست،بلکه محدوده قابل درک یاقابل تخیل میل وکششی است بی انتها،جاودانه ولذا مکاشفه ای است» بااين مقدمه باید گفت که ترکمنها نیز همانند سایرا قوام وجوامع بشری دارای سمبلهای خاص خودهستندکه این سمبلها تنها ویژه ترکمنها نیست بلکه به نسبتی درکل جهان می توان آنرا به اقوام مختلف تعمیم داد. بسیاری راعقیده برآ نست که ترکمنها قبل ازظهوراسلام توتم پرست بوده اندوعده ای نیز آنها راطبیعت گرا وطبیعت پرست می دانند که حاکی ازعم ارتباط این افراد باطبیعت حکایت دارد. بعضی نیز معتقدند"اغوزها(ترکمن های اولیه) قبل ازاسلام پیرو آیین شمینیسم(بودا یی) بوده اندوبه خالق خود«اولوغ بایات»(خدای بزرگ) می گفته اند.آنان عناصر طبیعت مانندآفتاب،روشنایی،آب ودرخت را مقدس می شمرده اند. ترکمن ها آفتاب راسمبل پاکی،طهارت وسرزندگی می دا نسته اند. قوچ دربین ترکمن ها سمبل قدرت وجنگند گی بوده است. ستاره قطبی نیز برای ترکمن ها محترم بوده وآنرا بعنوان "دمیرقازیق"((Demir ğaziğ ستایش می کرده اند."دمیر قازیق"بمعنای میخ بزرگ آهنی میباشد. سمبل استواری واستقامت! چون درسرزمین ترکمنها وزش باد شمالی همیشه شدیدتر بوده وعامل فروریختن آلاچیق ایشان می شده، آ نها میخ بزرگ آلاچیق را همیشه دقیقا روبه شمال (رو به ستاره قطبی) می گرفته اند. ترکمن ها پرنده ها را نماد عروج می دانند،عقرب زرد(ساری اوچیان/Sari uçyan) را نماد بدیمنی می دانند ومعتقدند اگر عنکبوتی ازارتفاع بالا رود بدیمن است وچون پایین بیاید خوش یمن! همینطور آنها به پرندگان شکاری علاقه خاصی داشته اندوچون معمولا قدرت وشوکت دربین هر قوم وقبیله ای ستودنی ست آنان به این پرندگان به دیده احترام می نگریسته اند بطوری که اکثر " تمغاها"(نشانه های قبایل 24گانه اغوز)الهام گرفته ازبازهای شکاری بوده است. ونیز ترکمن ها به اسب به عنوان یک حیوان مقدس می نگرند وهیچگاه تازیانه بر ساب نمی زنند. فیل راسمبل موضع برتر می داند و«فئل پای»((Fil pay را نمادی ازعظمت وبزرگی فیل می دانند.آنان به شتر به عنوان یک حیوان صبوروبردبارونیز به عنوان یک حیوان مبارک وخوش یمن احترام خاصی قائلند. و«آق کوشه ک»(Ağ köşek/ شتر سپید) درفرهنگ فولکلور آنان نماد عروسی وسپید بختی می با شد.این سمبل ها همگی درفرش ترکمن بصورت نماد وسمبل آمال و ارزوهای جامعه ترکمنی وبصورت استیلیزه شده،ظهور وبروز یافته وجاودانه مانده اند. شکل وقالب فرش ترکمن و فرش های سایر ملل شرقی ، معمولا ا زدو محدوده اصلی تشکیل
می شود:1. متن یازمینه 2. حاشیه .

درشکل گیری ،ترکیب واتصال نقوش قالینچه ترکمن جز خط راست خط دیگری وجود ندارد. درقالين های ترکمن «موتیف»هایی وجود دارند فرم هندسی آنها بشکل بیضی(نمادزمین) یا دایره(نماد ماه بدر یا خورشید)است وبمنظور اجتناب ازترسیم خطوط منحنی،این گونه موتیف ها به صورت کثیرالاضلاع های منتظم نزد یک به فرم بیضی یا دایره درنقوش فرش ترکمن جای می گیرند.اندا زه طرح «گؤل»Göl)/ نقش)از علائم ممیزه اصلی فرش های قبایل گوناگون ترکمن می باشد. نقش «ساق داق»(Sağ daq) ترکیبی ازستاره هشت پربه همراه شعاعهای نور منشعب شده ازآن یکی ازنقوش استعاری فرش ترکمن می باشد که درحوا شی پهن قالی به کا ر می رود. ستاره نشانه ی کورسوی امید بهنگام تیره روزیها وشکستهای پی درپی می باشد. رنگ ستاره وشعاعهای نوری منشعب ازآ نها طوری انتخاب می شوندکه نمایانگر پرتو نور خورشید باشند(تبدیل کورسوی امید به منبع فیض،سعد وسعادت) موش درفرهنگ ترکمن نماد دشمن زبون وخوا رشده آن ملت است که درپی شکست ازترکمن ها راه فرار رادرپیش گرفته است ونقش «سئچان ایزی»( Ciçan izi/ ردپای موش) درواقع نمادی ازاین دشمنان شکست خورده می باشد که فرار کرده وتنها ردپایی ازخود بجا گذاشته اند.«سئچان ایزی»از کهن ترین نمادهای فرش ترکمن است وچه بسا از آغاز اولین جنگهای تاریخی ترکمنها با آنان بوده است!
نقش«قییچاق»(Ğyçak) فرم هندسی تغییر یافته نیزه می باشد که به ا وساط چهار ضلع «یانقاق» (Yanğak/ گونه انسان) که کمی بطرف خارج برجستگی داردمتصل می شودوعمود بر آن قرار می گیرد. طول «قییچاق» درجهت طول افقی بلندترودرجهت عمودی کوتاه تر است.این نقش ازنمادهای جنگ است وسمبلی برای تهییج احساسات ترکمن برای شرکت درنبرد برای حفظ خاک به شمار می رود.آثار شبیه به این نقوش را می توان درمیان قبایل سرخپوست آمریکا ونیز قبایل ازتک درآمریکای لاتین مشاهده نمود. نیزه دراین نقش به وسط گونه ا نسان خورده است واین به این معناست که می توان باافزارجنگ، د شمن رامغلوب کردو خاک وطن را ازهجوم دشمن حفظ نمود.
منجوق(mönjiğ)ازدیگر نقوش کهن ترکمنی می باشد که ازرواج اعتقاد به طلسم وجادو برای دفع ارواح خبیثه دربین اقوام ترکمن درعهدقدیم حکایت می کند. هنرمند ترکمن درتقسیم بندی نقوش،هرخطی راسمبل بخشی ازبدن جانوریا قسمتی ازگیاه گرفته است. درخت درنظرترکمن سمبل رشدوبالندگی ورسیدن به کمال است. نقش کبوترمظهرپرواز ورسیدن به اوج است ونیز ازدیگر شاخصه های فرش ترکمن استفاده ازدوایر پیچ درپیچ به شکل هند سی بسیارزیبا می باشد واین نقوش برتارک فرش ترکمن فراوان می نشینند.

اگرچه بافنده ترکمن به لحاظ تئوری آگاهیی نسبت به علم هندسه ندارد اما خود هندسه دان ماهری است که چگونگی بکارگیری زوایا، مناظر، خطوط ونقاط را نیک می داند وبه پیچیده ترین شکلی هندسه را درک میکند! نقوش هند سی غیر ازدست بافته ها، درزیورآلات، قاب دعا، گل يخن ها وحتی سنگ مزارها ودرآرایش احشام ترکمن ها نیز به چشم می خورند. بایدگفت ترکمن اهل نقش است، « نقشبند» است وشیفته نقوش هند سی ، و " ناقئش"(گؤل) درکلام ترکمن هنر نقش اندازی براساس نگاره های کهن، جادویی، اسطوره ای وحماسی می باشد. صدای حرکت ایل( صدای سمّ اسبان وحشی دردشتهای سبز وبیکران،هی هی مردان، همهمه گوسفندان) صدای آب وباد وطوفان، صدای نفس های صیادان ونمد مالان، خنده ها وگریه های کودکان ومناجات مردان وزنان؛ دربرخورد با احساسات، تمنّیات، آرزوها وذهنیات یک بافنده به شکل نقشمایه های فرش متجلّی می گردد ودرواقع « نقش» چیزی جز ورود یک ذهن پرسشگربه تاریکترین واسرارآمیزترین قسمت زند گی وي نيست وحدیث مکاشفه بافنده زن فرش ترکمن دررابطه با ایل وطبیعت نیز درهمین نکته متجلی می گردد. ثروت وفقر، سلامت وبیماری، غم وشادی، بیم وامید، جنگ وصلح، هستی ونیستی دربین اقوام ترکمن به یکدیگر پیوسته اند وبراساس این مبارزه وجدال دائمی انسان ومحیط برای هستن وبودن است که حماسه ها جان می گیرند، ا فسانه ها وداستانها ازدل انسان ها زائیده می شوندونمادها، نشانه ها وسمبل ها به وجود می آیند وبه این ترتیب باورها وبرداشتها بر خانه دل وتاريک ذهن می نشینند وعصاره فرهنگ،هنر واعتقادات مردم ترکمن بصورت نقشمایه های جان درتاروپود قالین جان می گیرد وجاودا نه می شود. درباره "معماری ذهنی"بافندگان زن ترکمن بایدگفت ترکمن ها – بنابه شرایط محیط ونحوه زیست قبیله ای- دارای ذهنیت سا ده ودرک بی واسطه ای اززند گی هستند ولی این سادگی ذهن رادرقالب پیچیده ترین طرحها بازتاب داده ا ند. زن ترکمن کنش عقلمند ساده وبی پیرایه ای دا رد ولی این کنشها به غامض ترین اشکال ورمزآ لودترین نوع در نقوش فرشها بازنمایی می شوند. وی براساس "معماری ذهن" خود سا ده ترین شکلهای طبیعی را به صورتی پیچیده به نقش می کشد وبه باوری، وی ساده می اند یشد وپیچیده می آفریند. پیچیده ترین اشکال درفرش ترکمن، اشکال زیستی است ودرعین حال رؤیایی ترین نقوش ترکمنی نیز به شمار می رود.این نقوش آرمان ها وایده آل های قوم ترکمن را برای زیستن درسرزمینی وسیع باچشم اندازی طبیعی درداخل خانه هایی بامعماری دایره وار ( آلاچیق) که سمبل نامتناهی بودن است به نمایش می گذارند.آلاچیق مأمن امنی برای ترکمن هاست که معماری آن براساس نیازهای طبیعی وسازگار بامحیط اطراف وی ساخته شده است. موا دسازنده آلاچیق - ني چوب ونمد است که هرسه این ابزاررا ترکمن ها ازطبیعت اطراف می گیرند. چوب وني ازجنگلهای اطراف آنها تأمین می شود ونمد نیز حاصل تلاش زنان است که ازپشم گوسفند حاصل می آید. نقش آلاچیق درقالین ترکمن هیچگاه بصورت مشخص وویژه جلوه نکرده است امّا دوایرمتعدد ونیزاشکال ونقوش شبیه به آلاچیق درفرشهای ترکمن مؤید برداشت وطرزتلقی متفاوت زنان ترکمن از زیست- بوم اطرافشان می با شد. درنهایت باید افزود که تمامی هنرهای مردم ترکمن ارتباط مستقیمی با طبیعت اطراف دارند ومحیط وطبیعت مادر، منشا وسرچشمه زایش هنر درمیان مردم ترکمن می باشند. بازنمایاندن نقوش فرش ترکمن نیز چیزی جز بررسی رابطه بین سمبل های طبیعی وجاری بین این ملت ونیز تدقیق درارتباط بین "معماری ذهنی"زنان ترکمن باطبیعت پیرامون نیست. واین امر میتوا ند درحالت کلی تر یک قاعده برای مطالعات بیشتر روی فرش ترکمن باشد.
منبع : ترکمنچه ، ترکمنلروايل- گون .

|+| نوشته شده در  شنبه 23 اردیبهشت1385 ساعت 10:23 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

درباره ذکر خنجر

 

 

  

نحوه اجراي ذكر

  

در حالت ايستاده

آيا دوسلار برادر لار اليمدان شونقاريم اوشدي

توتاي ديسام قوليم تيمز ايكي باقيم اوزليب قاجدي

آمين خدا ، آمين خدا

هو ، ها ، هو ( در حالت حلقه زدن )

در حالت ايستاده

اي كريم بوبا كريم قادر خدا سندن مدد

بار چالارنينگ آتاسي آدم حوا سندن مدد

هر نه بولغاي كل عالم انبياء سندن مدد

فخر عالم حبيبي مصطفي سندن مدد

هو ، ها ، هو

اي آلاي آلاي ، اي آلاي آلاي

اي گوزيم سني اي گوزله يار اي ديليم سني اي سوزله يار

اي قلبيم سني اي اسله يار آلاي آلاي آلاي

استه يور آي آلاي آلاي

استه يور هو ، ها ، هو

ترجمه :

ايا ياران برادران مرغ شاهينم زدستم گريخت

دستان بگرفتن آن قادر نيست زيرا دو دوستم از بدنم گسيخت

خدايا مرا ياري ده هو ، ها ، هو

اي كريم كارساز قادر متعال از تو مدد

اي آدم و حوا نياي انبيا از تو مدد

اي حبيب فخر جهان محمد مصطفي از تو مدد

هو ، ها ، هو

يارب ، يارب ، يارب

چشمانم تو را مي نگرد زبانم گوياي تو است

قلبم تو را مي خواهد يارب يارب

ترا يارب يارب

ترا هو ، ها ، هو

تعداد افراد در ذكر مطرح نيست ، گاهي 6 و گاهي 8 و يا افراد بيشتري به ميدان مي آيند .

 

|+| نوشته شده در  دوشنبه 28 فروردین1385 ساعت 10:51 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

موسیقی ترکمن از بدو تا امروز
موسيقي تركمن از بدو تا امروز

پانا - گلستان(بندرتركمن) :

بررسي قوم تركمن بدون جستجو در تاريخ و فرهنگ اين قوم كاري است بس دشوار. از همين رو ابتدا نگاهي اجمالي بر تاريخ و فرهنگ تركمني مي اندازیم تا از اين مقوله به اساس و چگونگي شكل گيري موسيقي تركمني نزديك شويم. براساس منابع تاريخي اقوام ترك و مغول از چند هزار سال پيش در اطراف درياچه هاي آرال، بالخاش و رودخانه يه نه سئي مي زيستند حركت و كوچ اين اقوام از صحراي مغولستان طي قرن ها صورت پذيرفت و رفته رفته گروه هاي زيادي از آنان در سمت شرقي درياچه خزر و صحراي وسيع آسياي ميانه پراكنده شدند.
اين قوم در منابع تاريخي با نام آغوزيان تركان شناخته شده اند آغوزها به دليل دشواري هاي طبيعي و همچنين فشار امپراطوري چيني به طرف غرب و جنوب رانده شدند به طوري كه در قرن يازدهم ميلادي در شمال تركمنستان امروزي در نواحي اويت يورت و مان قشلاق سكني شدند و پس از سال ها جنگ و گريز با اقوام بومي ضمن درآميختن با آنها به صورت قومي شناخته شده با نام تركمن در آمدند.
تحقيقات نشان مي دهد كه اول بار تيره هايی از طوايف تركمن با پذيرفتن شرايطي كه از سوي سلطان سنجر تعيين گرديد رسماً در دو سوي رودخانه اترك سكني گزيدند.
بايد گفت همراه با مهاجرت ها و كوچ هاي طولاني آغوزها به سوي آسياي ميانه خنياگراني حضور داشتند كه اوزان ناميده مي شدند كه امروزه به آنها بخشي مي گويند.
بخشي ها زبان گوياي زندگي كوچ شادي و اندوه مردم بوده و در ميان قوم تركمن از اعتبار معنوي بالايي برخوردار بودند. آنها داستان سرايي، حماسه سرايي و شعر خواني پرداختند و هم از اين رو سمبل فرهنگ و تاريخ قوم تركمن شناخته شد و مورد علاقه و احترام مردم بوده اند.
آنها همچنين كار پرخواني را نيز برعهده داشتند كه آميزه اي از حركت، فرياد موسيقی بوده است و در باور تركمنان در آمادگيهاي رزمي و دعا براي پيروزي به اجرا در مي آمده است.
عبدالرئوف گرگاني 

منبع:سایت ایران پانا

 
 
|+| نوشته شده در  دوشنبه 8 اسفند1384 ساعت 9:36 قبل از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

فرش ترکمن
سوابق تاریخی

ترکمن های ایران در منطقه ترکمن صحرا واقع در مرز شمالی ایران و جمهوری ترکمنستان و همچنین در قسمت شمال شرقی خراسان زندگی می کنند. اغلب ترکمنهای ایران را طوایف یموت، گوکلان، سالیر و همچنین ساریق و تکه تشکیل می دهند.

مردم ترکمن اگر چه اصالت خود را حفظ کرده اند، سنتهای فراوانی را چه در جنگهای قبیله یی، چه در جنگ با همسایگان و چه تحت تأثیر فرهنگ های مسلط همسایگان از دست داده اند، به طوری که پیگیری تاریخ آنان کار آسانی نیست.

این قوم بیش از هر کالایی به فرش های خود علاقمند بوده و آنها را به شکل ها و اندازه های گوناگون می بافته اند تا نیازهای متنوع زندگی کوچ نشینی و نیمه کوچ نشینی را برآورد، نمادهای آن نوع زندگی را یادآوری کند و مایه ی شادی زندگی کوچ نشینی باشد.

بنیاد اقتصادی زندگی اغلب ترکمن ها، مثل همه ی عشایر، دامداری است. با وجود این، اوضاع جغرافیایی و سیاسی گاه امکانات بهتری مثل کشاورزی را فراهم می آورد.

زنان عشایر و از جمله ترکمن ها در انواع بافته ها چنان کاردان و مسلط بودند که با ساده ترین ابزارها مجموعه ی متنوع و شگفت انگیزی را ایجاد می کردند که گاه، به ویژه هنگام عروسی، بر روی شتر و اسب به نمایش گذاشته می شد. در عین حال، همین فرش ها، هر اندازه با دقت و زیبا بافته شده بود، زیر دست و پا و در زندگی گذرا و ناپایدار و در عین حال پر غرور و حادثه ی ترکمن ها از بین می رفت. به همین دلیل، تنها نمونه هایی باقی مانده است که یا پیشامد یا دست بیگانه یی که با اعجاب و تحسین به سوی آنها رفته، انواع قابل توجهی را از گزند روزگار نگه داشته است. کهنه ترین این نمونه ها از قرن دوازدهم هجری (هیجدهم میلادی) عقب تر نمی رود، و به همین دلیل، تاریخ قالی ترکمن اساساً روشن نیست.

از میان قبایل مختلفی که قالیبافی در آنها رواج داشته است (در قرون گذشته) فقط نام سه قبیله کهنه به جای مانده که از قالیبافی آن سختن رفته است: سالور، چدر (جولدر، دولدر) و ایمدلی (ایمور، المور).

كهنه ترين و عمده ترين قالیهای ترکمن از قرن نوزدهم میلادی، باقی مانده است. در عین حال که بافت قالی در بین برخی از قبایل ترکمن تأیید نشده است، چندین قبیله که قدیمتر، بزرگتر و نیرومند تر از همه هستند قالی می بافته اند.

ایلهای بزرگی چون سالور، تکه (که منشعب از ایل سالور است) ساریک، یموت و ارساری و چدر از قدیمترین ایلاتی بوده اند که قالیبافی در آنها رواج داشته است و هر کدام از آنها نقوش مربوط به قبیله خود (توتم) داشته اند.

تاریخ قالی ترکمن انعکاسی از تاریخ این قوم است. همچنان که در مورد تاریخ هیچ قبیله یی نمی توان با اطمینان سخن گفت، بیان تاریخ قالی ترکمن نیز خالی از اشکال نیست الگوی کلی قالی ترکمن نشان از تحولات شدید ندارد، زیرا به صورت نقش های تکراری باقی مانده است. این نقش ها در ایران بیش از ششصد سال سابقه دارند و در بسیاری از مینیاتورهای قرن هفتم هجری به بعد منعکس شده اند. از آنجا که کهن ترین قالی به دست آمده ی جهان نیز دارای نقش های تکراری است، باید پذیرفت که نقش های ترکمنی در یک مرحله ی ابتدایی باقی مانده اند.

 

 

- ساختار

تار و پود قالیهای ترکمنی در بعضی از موارد از پشم است و آنها از پشم گوسفندان خود برای بافتن چنین فرشهایی استفاده می کنند. قالی ترکمن را زنان بر روی دار افقی و در درون چادر می افند، در نتیجه بافت قطعات کوچکتر، رواج دارد. علاوه بر قالی، انواع دیگری از بافته های فرش و گلیم گونه نیز که عمدتاً کاربرد ویژه ای دارند در مناطق ترکمن نشین تولید می گردد که از آن جمله می توان به خورجین، آلمالیق و اجاق باشی اشاره کرد.

امروزه ترکمنها، بیشتر به بافت پشتی قارچین مشغولند و تقریباً انواع دیگر بافته ها را به فراموشی سپرده اند و اغلب به بافت یک نوع قالیچه مشغولند. گاهی برخی بافنده ها از سر تفنن کیفهایی هم برای خانمها می بافند. امروزه پلاس یا گلیم خیلی کم بافته شده و اجاق باشی یا آلمالیق دیگر بافته نمی شود.

بهترین بافته های قالی ترکمن مربوط به "ایل تکه" است. تعداد بافته های ایل تکه کمتر از بافته های دو طایفه یموت است، آتابای در کیفیت بافندگی سپس از تکه قرار دارد و بیشترین حجم قالی را تولید می کند. جعفربای سپس از آتابای قرار دارد و تولید آنهم کمتر است.

نوع گره قالیهای ترکمنی هم ترکی و هم فارسی است. ایل تکه بیشتر از گره ترکی استفاده می کند ولی در سایر مناطق گره فارسی هم استفاده میشود.

شیرازه متصل در قالیهای ترکمنی به کار می رود و گلیم بافی فرشهای آنها از نوع فارسی است. بیشتر قالیهای ترکمن از نوع درشت باف هستند ولی در ایل تکه که بیشتر از ابریشم استفاده می کنند، ریز بافی تا حد رجشمار 40 و 50 دیده می شود. مهمترین ویژگی فنی بافت قالی آنها تک بوده بودن قالی آنها است (تک پود نازک) که به همراه قالیچه های بلوچ از بارزترین نمونه های این شیوه در این زمان هستند.

به طور کلی می توان گفت فرش های ترکمن تخت باف هستند.

- طرحهای رایج

نقشه های ترکمنی اصیل همه تکراری هستند، یعنی از تکرار یک یا چند نقشمایه شکلمی گیرند. "جان تامپسن" ویژگی نقوش قالی ترکمن را اینگونه توصیف می کند:

ویژگی بافت ترکمن "گل" است. هر کسی روزگاری عملاً دراین اندیشه رفته است که این نقش های دقیق چه معنایی دارد. اغلب نظریه ها می گویند که نقش های قالی ترکمن نشانه چیزی است، از جمله نظام آبیاری و مزارع، چادرهای یک اردو، و انواع گل. اندیشه ی دیگر این است که نقش های ترکمن از طرح های در هم رفته و رایج دوره ی تیموری گرفته شده است. این نظریه مبتنی بر شباهت گل های ترکمنی است با نقش های قالی هایی که در مینیاتورها تصویر شده است. متاسفانه شباهت فقط سطحی است ....

نقش های تمرکز یافته از جمله نیلوفر آبی، شقایق، ابر، موج و نمونه های دیگر رایج هنری از شرق به هنر آسیای مرکزی راه یافته اند. آنها را از قرن نهم هجری (پانزدهم میلادی) در قالی ترکمن واز قرن دهم هجری (شانزدهم میلادی) در قالی های ایرانی می توان دنبال کرد....

به عقیده او ترکمنها نقشها را متمرکز (درهم فشرده) می کرده اند. انزوای فرهنگی آنان را در حفظ طرحهای کهنه کمک کرده است. اگر نقشی در قالی قدیم ترک (عثمانی قدیم و ترکیه امروز) پیدا شود کلید کار است.

طبیعی است که تا همین حد اشکالات فراوانی بر این نظریه وارداست، به طوریکه می دانیم، "نیلوفر آبی" یا لوتوس از کهن ترین زمانها در هنر ایرانی رایج بوده است و در آثار پس از اسلام نیز همیشه دیده است.

به عقیده "جان تامپسن" حلقه ابر نماد هر گونه حلقه، روزنه و امثال آن است. و رواج این نقش در قالی های ترک (آسیای صغیر) را به شکل گیری گل ترکمنی مربوط می داند. این حلقه ابر شناخته در ایران "میله بندی و در میان ترکمنها تمیر چین" (آهن چین) است و در نقش قالی بر مینیاتورهای قرن هشتم هجری دیده می شود.

جان تامپسن ترنج هشت گوشه قالی ترک در قرن دوازدهم هجری را منشأ گلهای ترکمنی می داند در حالی که تنها بخشی از ظاهر آنها به هم شباهت دارد. و نموداری نیز در این مورد ارائه داده است. (نمودار در صفحه بعد) مهمترین مسأله در این است که محققانی نظیر تامپس هیچ گاه به نام اصلی این گلها توجه نمی کنند.

در صورتی که گلی از حلقه ابر یا هر چیز دیگر گرفته شده باشد باید نشانی هر قدر هم کوچک وناچیز از آن سرچشمه در این گلها باشد، در حالی که حتی یک نمونه نمی توان یافت که آنرا بتوان به هنر چین یا آسیای مرکزی پیوند داد.

ترکمنها گلهای اصلی قالی خود را نامهایی داده اند که صورت مهمترین آنها و معنی نام آنها مسائل بسیاری را روشن می کند.

"و چه زیبا گفته است بوگولیوبرف محقق نامی فرش ترکمن"

در فرش ترکمنی، ما به یک منبع زیباشناختی  از کار و تلاش گروهی بر می خوریم که طی نسلهای متوالی گرد آمده است. بهترین و زیباترین آنها حفظ شده و اگر خطری در کمین این باز مانده های گرانبهای زمانهای دور دست و کهنه باشد همانا، شرایط تمدن و تاراجگری زندگی کنونی ماست.

مهم ترین گلهای قالی ترکمن چنین است:

 

 

1- فیلپی گول

Filpay gül

به معنی نقش کف ای فیل. نام گل بزرگی است
(قابل مقایسه با چپات اشتر در سیستانی به معنی کف پای شتر).

2- چمچه

čemče

به معنی چمچه یا چمچه. چمچه لغت فارسی است به معنی قاشق گود.

3- کجبه

kejebe

به معنی کجاوه و گرفته از تلفظ بسیار قدیم واژه یعنی کجابه

4- گولی گول

Gulli gül

به معنی نقش گل گلدار و آن نقش مایه یی است دارای گل های ریز

5- دغا

doqā

به معنی طلسم. در ترکی ریشه ندارد و همان دعاست.

6- سکیز کله

Sekiz kelle

به معنی هشت کله. ترجمه از فارسی است.

7- سکیز قاپی

Sekiz gāpi

به معنی هشت در. ترجمه ی نادرست هشت بر است.

8- چرخ پلک

Čarx palak

به معنی چرخ فلک.

9- آینا؛ آینا گل

āynā göl

به معنی نقش آینه.

10- آت ایاقی

āt ayāqi

پای اسب به تقلید از فیلپی گول

 

 

همانگونه که قبلاً ذکر شد، اکثر نقوش قالیهای ترکمنی از آنجائیکه بر گرفته از اشیاء کاربردی خاص و یا  نمونه های طبیعی مشخص هستند لذا در اکثر موارد به همان نام، موسوم شده اند. که برای نمونه موارد زیر را ذکر می نمائیم:

آدینه که به معنی اذین (زیور) است و به شکل یک زیور زرین هم هست؛ آینا؛ آینه؛ آیناقوچک (ترکیبی از آینه و قوچک)؛ اتنک، آذین )آذینک)؛ آلا و ترکیب های بسیاری با آن (سرخ، چند رنگ)؛ آق سرای (سرای سپید)، آلتی بازار (شش بازار، تقلید از چهار بازار، چهار سوق فارسی)؛ آلماباغی (باغ سیب)؛ اره گل (ترنجی که حاشیه ی دندانه دار، مثل اره دارد)؛ بادام؛ برکرک (رگبرگ)؛ بستان (بوستان)؛ بغلک (بغلک ستون، اصطلاح معماری)؛ بوتا (بوته، بته)؛ بورک (سه گوشه، سیستانی: بورک)؛ پارسی گل؛ پچ (پیچ)؛ پنجه گیره (دستگیره، پنجه گیره)؛ تاواقچا (طبقچه)؛ ترس حلقه (حلقه ی بر عکس)؛ تکبنت (ترک بند)؛ تمیر چین گل (ترنج آهنین، ترنج دارای میله بندی)؛ تومار (طومار)؛ تویه تاپان (پای شتر، سیستانی: چپات اشتر؛ این اصطلاح ترکمنی، ترجمه است).

سکر گل (شکر گل، گلشر)؛ سکر گیشیک (آب نبات)؛ تلبرگ (رگبرگ)؛ جودور (چاودار، جودانه)؛ جوز (juz، جوز، گردو)؛ چتنک (چیده، شطرنجی، سیستانی: چیتانک)؛ چرخ پلک (چرخ فلک)؛ چمچه (چمچه)؛ چووال گل(ترنج جوال)؛ قارچین گل (ترنج خورجین)؛ خمتز (خمتاز، قیقاج)؛ خوناوا (خونابه، لکه ی سرخ)؛ هراتی (شبیه ماهی درهم)؛ دالموچ (دالموش)؛ دغا (دعا، بازوبند)؛ دغدن (داغدان)؛ رگمه (رگه، ردیف)؛ زولفی زر(زلف زر، رشته ی زرین)؛ زنجیر لیک (زنجیره)؛ ساری گیره (گیره ی زرد؟)؛ ساندیق (صندوق، نوعی ترنج، مقایسه کنید با کلاردشت: صندوقی به معنی ترنجدار)؛ سگداغ گول(گل سگداغ، داغ سگ)؛ سیمک؛ شخک (شاخک)؛ شهی نوز(شهنواز)؛ شیر پنجه (پنجه ی شیر)؛ غازایاق (پای غاز، پنجه ی غاز)؛ قچک (قوچک، سر قوچ)؛ کاساکلکن (کاسه ی گلکن، کاسه ی گلین که از خود نقش دارد)؛ کرمک (نقش ریز)؛ کمر (کمر)؛ کله (کله)؛ کویر گه (دنده، ترجمه ی غلطی از دندانه)؛ گلین بارماق (انگشت عروس، ترجمه از فارسی؛ در فارسی انگشت عروس، ابروی عروس و ... نام چند نقش است)؛ گول (gül، گل)؛ گولی گل (گل گلدار، ترنج گلدار)؛ قورباغا (قورباغه)؛ گولپر (گلپر)؛ گومبذ (گنبد)؛ گیجک (کجک، زلفین)؛ گیره (گیره)؛ گیلیم (گلیم، نقش گلیم)؛ مشتی (مشهدی)؛ مورغن (مرغان)؛ میحراب (محراب، مهراب)؛ نقشی گشت (نقش گشت، شطرنجی)؛ نلداغ (نعلدان، داغ حاصل از نعل) و تعدادی دیگر ...

همانگونه که می بینیم اکثر نقشمایه ها نام ترکی دارند ولی ممکن است در میدان هر قوم دیگری دیده شوند.

مثلاً داراق (شانه) از منتهی الیه شمال قفقاز تا میان لرها قشقایی ها و بلوچ ها؛ سو (آب)، آق سو (آب روشن) حاشیه باریکی است که در تمام ایران آب یا راه نامیده می شود، آل منجیک (منجوق سرخ) حاشیه ای از دامنه های ریز است که در ایران منجوق مروارید وامثال آن نامیده می شود. بعضی از نقشمایه های آنان هم به اعتقادات قبل از اسلام بر می گردد مثل القم (نوعی نشان)، بش آی (پنج ماه) و گرنه انواع گل (göl) یا آبگیر (برابر ترنج یا حوض فارسی)، جولبارس تاپان (پای پلنگ)؛ دیرناق (ناخن)، اریک گول (گل زرد آلو)؛ ایاق (پا) و ... نامهای عادی برای نقشهای معروف است.

در آثار مردم شناسی به برخی از نشانه های کهن ترکمنها نیز بر می خوریم، نقشهایی مثل نر و ماده (از نقشهای اصیل قوم کوچ نشین) طلسم و امثال آن، دیده می شود.

می توانیم بگوییم که اصولاً عشایر به حسب فرهنگ و نوع زندگی خود نمی توانند نقشمایه هایی پیچیده داشته باشند و اگر اتفاقاً مورد پیچیده ای پیش آید نشان ذوق آزمایی است و بهترین نمونه آن در میان قشقاییها است. 

دسته یی از گل های ترکمن به نام ایل معروفند و معمولاً با نام ایل به کار می روند، مثل سالور گل، تکه گل و .. از قدیم ترین نمونه های قالی ترکمن تاکنون، اینها مهم ترین نقش مایه های قالی این قومند و در واقع بیش از هر نماد یا نشان دیگری، دلیل وابستگی بافته به ایل ویژه یی هستند. دقت در این گل ها چیزی از علائم قومی، مثل نشان یا توتم را کشف نمی کند. این گل ها اساساً هشت ضلعی هستند اما گاه تغییراتی می کنند. در این تغییرها زائده ها یا تزیین هایی به قالب اصلی اضافه می شود. تغییراتی بیرون هشت ضلعی ها، اضافه شدن قطعات ذوزنقه شکل است که در همه ی اضلاع صورت می گیرد ولی هیچوقت بیش از نیمی از طول ضلع را
نمی گیرد. در دو ضلع جانبی کنگره ی بزرگی هم افزوده می شود که ذوزنقه را در بر می گیرد.

شکل اصلی معمولاً دارای دو محور است و این محورها فقط در پهلو ها تا منتهی الیه کنگره ها ادامه می یابد و به این ترتیب معمولاً تمام گل به وسیله ی این دو محور به چهار قسمت متقارن تقسیم می شود.

در درون هشت ضلعی ممکن است هشت ضلعی دیگری، یک تا سه چهار ضلعی تودرتو یا شکل هایی با اضلاع موج دار پدید آیند. در فاصله ی این شکل ها تزیین های اضافه تری مثل گل (شبدر، گشنیز یا جعفری)، مرغ، میله بندی، خاج، ضربدر و ... قرار می گیرد و به این ترتیب مجموعه ی گل به صورت یک نقش پیچیده ی اسرار آمیز جلوه می کند. در تصویر دیگر ملاحظه می کنیم. در تصویر سمت چپ شکل زیر، چهار نوع از تزیین های داخلی گل ها را می بینیم.

 

گل : یکی از نقش مایه ها که اکنون در قالی ترکمن دارای بیش از بیست شکل مختلف و به ویژه نوع خاصی در هر ایل، طایفه یا حتی تیره است، همان چیزی است که در میان همه ی ترک زبانان هم به گول (gül) معروف است و در میان عشایر و روستاییان فارسی زبان حوض نامیده می شود. گل ترکمنی همان ترنج ایرانی است و در نقشه ی قالی های ترکمنی تکرار می شود. این نوع نقشه، یعنی نقشه ی با گل های تکراری (ترنج ترنج) تا پیش از دوره ی تیموری در قالی های گرانبها و درباری ایران رایج بوده است و در مینیاتورهای قرن های هشتم و نهم و اوایل قرن دهم هجری دیده می شود. اکنون گل های ترکمن دو دسته اند. دسته یی بسیار شبیه به هم، به طوری که اگر آنها را با هم مقایسه کنیم، می توانیم به این نتیجه برسیم که احتمالاً سرچشمه ی همه ی آنها یکی بوده و در ذوق آزمایی های قومی از هم فاصله گرفته اند. از جمله:   



 

دسته ی دیگر گل هایی که شباهتی به گل های دیگر ندارند و احتمالاً هر یک سرچشمه ی جداگانه یی داشته اند، از جمله:

 

 

 

 

ساندوق (صندوق) را هم باید از انواع حوض شمرد؛ دسته ی دیگری از نقش مایه های ترکمنی مانند قچک؛ بوینوز یا موینوز (شاخ)؛ آلتی ایپ (شش بند)؛ دورلی قچک؛ قوچکر؛ همه ی انواع قوچکرک؛ موئیز (شاخ)؛ عمده یی از انواع پودک؛ سینک؛ زنجیر لیک؛ شخک؛ سکیز کله (هشت کله) و حتی او شورمه همه دارای یک سرچشمه هستند و می توان آنها را با هم مقایسه کرد.

چخماق : نقش های خان قمچی؛ ایت قویروق؛ زر حلقه (در متن: سر حلقه)؛ ساری ایچان؛ ترس حلقه (در متن: ترس خلقه)؛ القم؛ باقیشتاچکسی (در متن: bāgištačakasi)؛ چخماق (در متن: čakmak)؛ تویه میون؛ رگمه وانواعی از لجک دارای سرچشمه ی مشترکند.

 

 

 

 

 

خمتاز : عده یی از نقش مایه های معروف به خمتاز (در متن: chamtos)؛ لیوف (lyuf) و مارك (در متن: morak) يکی هستند.

 

 


 

 

تعویذ : سرباز از نوع دعا و القم است؛ خیزابی یا سگ زنجیری ترکمن (آلمانی laufender hund) که عقرب زرد (ساری ایچان)، شمرده شده است و انواعی از سیرغا (گوشواره) یکی هستند و همه از انواع تعویذ (دعای بازوبندی برای دفع چشم زخم) و امثال آن گرفته شده اند و القم و دعا را به خاطر می آورند.

 

 

 

ارگنگ قشته، ارکشیک، انواعی از آلتی ایپ، گیره، ایرمک قشنه، پیچاق اوجی و تکوزجیپ یک هستند.

همانگونه که می بینیم ترکمنها قومی کم آمیزش و محدود بوده اند و به همین دلیل تعداد کمی نقش پذیرفته اند، اغلب نقشهای قالی آنان تکراری بوده و گاه در بعضی قالیها بیست نقش به کار می رود. نقشهای اقوام مختلف با هم فرق دارند و تفاوتهایی از همدیگر قابل تشخیص اند.

 

تصاویر


 
مار گل، نماد قوم ترکمن

 

 

 


 

کاروان شتر

 

 

 

 
 

نقش عقاب (طغر) متعلق به طایفه ی جعفربای

 

 

 


 

طرح آینه گل، متعلق به طایفه جعفر بای، ساکن شرق دریای مازندران

 

 

 

 
 

نقش عقرب، متعلق به طایفه ی تکه

 

 

 




 

قابسه گل، متعلق به طایفه ی جعفر بای، این نقش لانه ی پرنده یی است که در
سواحل دریای مازنداران، در میان چارپایان تخم می گذارد و مورد احترام آنهاست.

 

 

 

 


 

گرمج یا حصار. نقشی متعلق به طایفه ی تکه. وسیله یی است که در اطراف جای
چار پایان کشیده می شود که در اینجا با فرش بافته شده است.

 

 

 

 

 
 

گرمج یا حصار

 

 

 

 

 
 

درناق گل، متعلق به طایفه ی جعفر بای

 

 

 

 



 

طرح درناق گل، کار استاد نیازی با الهام از کتاب مشکووا

 

 

 

 

- رنگبندی

فرش ترکمن، در دورانهای گذشته، تنها از رنگهای گیاهی و سنتی بهره می گرفته است، اما در فاصله ی دو جنگ بین الملل، رنگ های طبیعی که معروف ترین آنها روناس و قرمز دانه بود از بین رفت و رنگ های شیمیایی جای آنها را گرفت. از ره آورد این جنگها، از بین رفتن رنگ سرخ تیره ی (فلفلی) قدیم بود که به جای آن قرمز روناسی (آنیلین)، استفاده
می شود.

رنگ در فرش ترکمن محدود است. فرش ترکمن تنوع رنگ آمیزی فرشهای دیگر نقاط ایران را ندارد. سابقاً پنج رنگ (سفید، سیاه، سبز تیره، لاکی تیره، و لاکی متمایل به زرد در فرش ترکمنهای ایران به کار می رفت ولی هم اکنون با تلاش افرادی همچون نیاز جان نیازی این رنگها به عدد دوازده رسیده است تا فرش ترکمنی ایران بتواند گاهی در راه پیشرفت بگذارد. رنگهایی که او افزوده عبارتنداز: طوسی، دارچینی، عبایی، قهوه اییروشن، قهوه یی تیره، طلایی، نخودی و آبی آسمانی، زیتونی، سرمه یی، سبز، مشکی، لاکی

 

 

- رنگرزی

ترکمنها  رنگها را از گیاهان مختلفی همچون روناس، برگ مو، پوست انار، پوست گردو، اسپرک به دست آورده و برای رنگ قرمز از قرمز دانه استفاده می کنند، رنگ سرمه ای نیز از نیل بدست می آید.   

امروزه، اگر بافنده ای بخواهد اصالت فرش ترکمنی را حفظ کند، از رنگرزی گیاهی استفاده می کند ولی با اینهمه در برخی رنگها، ناگزیر برخی مواد شیمیایی به کار می برد که جز این هم چاره ای نیست. "نقشهای قالی ترکمن با رنگرزی ثابت بافته نمی شوند بلکه تنوع محدودی دارند و این تنوع بیشتر تاریخی است تا جغرافیایی، مثلاً در بافته های قرن سیزدهم هجری ترکمنها، رنگ آبی ویژه یی (نیلی، کبود) به کار می رفته که در قرن چهاردهم متروک شده ولی هم اکنون به یاری هنرمندان از نو زنده شده است."

 

- ابعاد

- توزیع جعرافیایی

- وضعیت فعلی

- فهرست منابع و مآخذ

  • ترکمنهای جهان، "مراددوردیف، شهرات قادیرف" ترجمه "امانگلدی ضمیر"، انتشارات درخت بلورین، تهران چاپ اول 79

  • فرشهای ترکمنی، بوگولیوبوف، ترجمه ناز دیبا خزیمه علم، تهران موزه فرش ایران 1356

  • نقشهای قالی ترکمن و اقوام همسایه ، علی حصوری، انتشارات فرهنگان، چاپ اول 1371

  • نیاز جان و فرش ترکمن، ذبیح الله بداغی، انتشارات فرهنگان، تهران، چاپ اول 1371

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه 7 اسفند1384 ساعت 10:32 بعد از ظهر  توسط نعمان جمالزاده   | 

 

JavaScript Codes
Jamasp
جستجو در وب جستجو در http://www.jamasp.com