روستای تاتارعلیا شهری که شهر نمی شود
علاقه به زادگاه و وطن یکی از علایق فطری آدمی است و از بزرگترین آرزوهای هر انسانی آبادانی و توسعه زادگاهش می باشد
و من نیز چو هر انسان دیگری علاقه وافری به زادگاه خویش دارم و آبادانی وتوسعه زادگاهم از بزرگرترین آرزوهایم است و بی صبرانه منتظر روزیم که زادگاهم توسعه پیدا کند و مردمانش از رنج و سختی رهایی یابند.
قبل از این که به بحث اصلی بپردازم بهتر است به صورت مختصر زادگاهم را معرفی کنم
روستای تاتارعلیا:
روستای تاتارعلیا در منطقه ای قرار گرفته است که دارای آب و هوای معتدل و خاک حاصلخیز می باشد و به خاطر همین امتیاز به غیر از ترکمنهای بومی این روستا غیر ترکمنهای مهاجر زیادی را در خود جا داده است که غالبا از اقوامی چون سیستانی و بلوچ و افغانی می باشند
اینان یا در خود روستا و در مجاورت ترکمنها و یا در فواصل کمتر از یک کیلومتر از روستا به صورت سازمانی زندگی می کنند که این سازمان ها به مرور زمان و با ازدیاد جمعیتشان امروزه به عنوان روستا شناخته شده اند به عنوان نمونه می توان به روستاهای فجر،حاجی سیّد و سازمان دریا اشاره کرد.وبا در نظر گرفتن این روستاها و سازمانها که جزو حومه روستای تاتارعلیا محسوب می شوند روستای تاتارعلیا دارای جمعیتی بیش از 15 هزارنفر می باشد ونکته قابل ذکر در مورد این روستاها و سازمان ها این می باشد که این روستاها و سازمانها از بعد اقتصادی و امکانات اموزشی و بهداشتی وغیره کاملا وابسته به روستای تاتارعلیا می باشند.
همانگونه که ذکر کردم روستای تاتارعلیا دارای تنوع قومی می باشد و قومهای چون ترکمنها و سیستانی ها و بلوچها و افغانی ها را خود جا داده است که با وجود تفاوتهای زبانی و فرهنگی و مذهبی، در صلح و دوستی و توجه به همدیگر سالهاست که مشغول زندگی می باشند
این اقوام هرکدام در قسمتی از روستا زندگی می کنند . ترکمنها که جمعیت غالب و بومی روستا می باشند اکثر قسمتها و محلات روستا را به خود اختصاص دادند و سیستانی ها که بعد از ترکمنها پر جمعیت ترین قوم می باشد به استثنای سازمانهای مجاور درقسمتی از ضلع شمالی که با نام زابلی محله شناخته شده است و همچنین قسمتی از جنوب شرقی روستا که شهرک نامیده می شود مشغول زندگی می باشند و افغانیها و بلوچها نیزدر شهرک ساکن می باشند.
جمعیت ترکمنها در حدود ۳۰۰۰نفر می باشند و جمعیت سیستانی و افغانی و بلوچ به ترتیب عبارتند از۱۲۰۰و۳۷۷و۳۲۸ . در ضمن در این روستا اقوامی دیگری چون فارس و کرد نیز زندگی می کنند که البته تعداد آنها انگشت شمار می باشد.
منطقه جغرافیایی که روستای تاتارعلیا در آن قرار گرفته است دارای تراکم جمعیت بالایی می باشد و فاصله روستاها از یکدیگر بسیارکم می باشد. برای نمونه روستای فجر در ۹۰۰متری و روستای حاج سیّد در ۸۰۰متری و سازمان دریا در ۸۵۰متری و سازمان سلیمان در ۴۰۰متری واخلی بالا در ۱۵۰۰متری روستای تاتارعلیا قرار دارند که تمامی این روستا ها و سازمان ها تماما وابسته به روستای تاتارعلیا می باشندو روستاهای هیوچی و تاتارسفلی و توران فارس و اخلی پائین و توران ترک در فاصله کمتر از 5 کیلومتری روستا قرار دارند.
اگرچه از نظر تقسیمات سیاسی روستای تاتارعلیا جزو شهرستان رامیان می باشد ولی با توجه به وابستگی های فرهنگی و اجتماعی و راحتی ایاب و ذهاب مردم روستای تاتارعلیا برای رفع تمامی مشکلات خود به شهرستان گنبد کاووس که در 25 کیلومتری روستا واقع شده است مراجعه می کنند وبه شهرستان رامیان که در 35 کیلومتری روستا واقع شده است به علت مشکلات رفت و آمد تنها به منظور کارهای اداری و سازمانی مراجعه می شود
اما در مورد وضعیت اقتصادی روستا می توان گفت که که شغل اول و اصلی تمامی اهالی روستای تاتارعلیا کشاورزی می باشد.مزارع این روستا به علت داشتن خاک حاصلخیز کشتگاه محصولات متنوعی می باشد در محدوه این روستا بیش از ۴۰۰۰هکتار زمین کشاورزی که اکثرا آبی و با حلقه های چاه بتونی نیمه عمیق و عمیق وجود دارد و در آن محصولاتی نظیر گندم ،جو،پنبه،شالی،خیاروگوجه وهندوانه کاشته می شود و اهالی روستا با فروش این محصولات امرار معاش می کنند
در مورد این که کدام محصولاب غالب و پرکشت تر است امری نسبی است به عنوان مثال پنبه تا اواسط دهه ۷۰پرکشت ترین محصول بود ولی اکنون کشت این محصول بسیار کاهش یافته است . این محصول که تنها در این مناطق قابل کشت است به علت مشکلات کاشت و داشت و برداشت آن و تضمینی نبودن قیمت آن و عدم حمایت نه چندان دولت از این محصول درآمد و سودی برای کشاورزان ندارد و متاسفانه کشت این محصول بسیار کم شده است و گوجه و شالی جایگزین آن شده است .چند سالی است که گوجه فرنگی از محصولات پرکشت کشاورزان تاتارعلیا می باشد و در ماه های تیر و مرداد حجم عظیمی از این محصول به میدان بار گنبد و کارخانجات رب فرستاده می شود و از محصولا پرکشت دیگر می توان به گندم اشاره کرد و خوشبختانه به علت خرید تضمینی این محصول بیشتر کشاورزان مشغول کاشت این محصول هستند و از محصولات پرکشت دیگر می توان به شالی اشاره کرد از زمانی که پنبه از رونق افتاد بر کشت این محصول در سطح اراضی روستا سال به سال افزوده شد
از کشاورزی ،دامداری از منابع درآمد اهالی روستا می باشد و دامداران این روستا به پرورش گوسفند،بز،گاو،گاومیش،اسب،شتر وغیره مشغول هستند اما متاسفانه عواملی مانند چرای بی رویه دامها ،عدم دسترسی به مراتع غنی (مراتع این روستا به علت مبدل گشتن به زمینهای کشاورزی و مسکونی کاهش پیدا کرده است )کمبود علوفه،هر ساله دامداران در اول زمستان به مناطق کوهستانی بخش ۷گنبد می روند با درو محصولاتی چون گندم در اواخر بهار دامداران به روستا بر می گردند و یکی از عوامل بازگشت انان به روستا وجود چراگاه های وسیع (بعد از گندم) و همچنین عدم دسترسی آنان به منابع آب در فصل بهار و تابستان جهت دامهای خود می باشد. و علاوه بر کشاورزی و دامداری بیشتر اهالی این روستا در شغلهای آزاد مشغول به کار می باشند و یا در ادارات دولتی و آموزش و پرورش مشغول فعالیت می باشند و زنان ترکمن این روستا نیز تولید کننده صنایع دستی ترکمنی می باشند اگرچه دارهای قالی به عللی به مانند سالهای پیشین در خانه ها نمی باشند ولی باز هستند کسانی که مشغول قالیبافی ویا سوزن دوزی هستند
و جوانان این روستا غالبا در کارخانجات شهرهای بزرگی چون تهران مشغول به کار می باشند و اکثرا هم در آنجا ماندگار می شوند و این خود باعث شده است تا کشاورزی در این روستا به علت نبود نیروی جوان شدیدا رکود کند که این امر سبب به وجود آمدن مشکلاتی عظیم برای اهالی این روستا میباشد.
اگر بخواهم از اماکن و تأسیسات این روستا سخن بگویم حرف چندانی برای گفتن نیست. تا یک و دو سال پیش تأسیسات روستا عبارت بود از دو مدرسه دونوبته ابتدایی،یکی دخترانه و دیگری پسرانه و دو ساختمان مدرسه ای دو نوبیته که یک نوبت برای دانش آموزان دوره راهنمایی و برای دانش آموزان دوره دبیرستان بود که یکی از ساختمانها دخترانه و دیگری پسرانه بود و همچنین می توان به مخابرات روستا،درمانگاه و خانه بهداشت،دفتر پست و دفتر دهیاری اشاره کرد.
خوشبختانه در سال ۸۴و ۸۵تأسیسات جدیدی در این روستا افتتاح شد و یا در آینده نزدیک به بهره برداری می رسد که عبارتند از:دو پارک با امکاناتی چون فضای سبز و اسباب تفریح کودکان چون تاب و سرسره و سالانجیق(تاب ترکمنی) ودبیرستان پسرانه و جدول کشی و پاسگاه و سوله ورزشی که البته دو مورد اخیر در مراحل اولیه قرار دارند.
و این روستا از نعمات برق(از اواخر دهه۵۰) و تلفن(از سال ۷۶) و گاز(از سال ۸۳-۸۴) نیز بهره مند می باشد.
اکنون بعد از معرفی روستا به بحث در مورد اینکه آیا روستایی با این وسعت و جمعیت و استعداد فراوان، شایسته آبادتر شدن را ندارد؟
یک سال بود که شهر شدن روستای تاتارعلیا در بین اهالی این روستا شایع شده بود و تا حدودی هم درست بود و اهالی بر سر اینکه آیا شهر شدن روستا به نفع اهالی است یا نه ؟ بحث می کردند و موضوع اصلی سخنهایشان بود
و من نیز خوشحال بودم که روستا در آینده ای نزدیک به شهر تبدیل می شود و می تواند از امکاناتی که سزاوار روستا بود استفاده کند و برای یه چک خورد کردن نیاز به رفتن به شهر نباشد.
وقتی اوائل زمستان امسال به روستا و زادگاهم مراجعه کردم از مشاهده تغییراتی که در روستا به وجود آمده بود بسیار خرسند شدم علی الخصوص لحظه ای که از کنار پارک می گذشتم و کودکان را می دیدم که با خوشحالی مشغول بازی هستند بر شادیم افزوده شد و دانستم اینها اولین گامهای آبادانی این روستا می باشد.
بعد از چند روز از اهالی شنیدم که به جای روستای تاتارعلیا ، روستای توران فارس قرار است شهر بشود روستای توران فارسی که از نظر وسعت و جمعیت شاید نصف تاتار هم نشود.
اولین سوالی که در زهنم مطرح شد این بود که چرا توران فارس باید شهر بشود و در حالی که تاتارعلیا شایسته تر است؟
علت اینکه تاتارعلیا شایسته تر است در این است که اولا از توران فارس بزرگتر و نیازمند تر است و در حالی که توران فارس نسبت به تاتارعلیا کوچکتر می باشد و اگر چه نام شهر بر آن نیست ولیکن از بیشتر امکانات شهری استفاده می کند از جمله می توان به بانک اشاره کرد که البته بیشتر مشتریهای این بانک از اهالی تاتارعلیا و یا حومه اش می باشد و همچنین تمامی سازمانها و روستاهای کوچک به روستای تاتارعلیا نزدیکتر است و در فاصله کمتر از 2 کیلومتری از تاتارعلیا قرار دارند و این در حالی است که تمام این سازمان ها و روستا ها در فاصله بیش از ۴کیلومتر از توران فارس قرار دارند و اگر بخواهم به صورت قابل فهم تر بیان کنم اینگونه باید بگویم که با شهر شدن توران فارس شهروندان این شهر بیش از ۴یا ۵هزار نفر نیستند و با شهر شدن روستای تاتارعلیا شهروندان این شهر کمتر از ۱۴هزار نفر نیستند. و هم چنین رفت و آمد اهالی توران فارس به شهرهای مجاور بسیار آسانتر و بی دردسرتر از رفت و آمد اهالی تاتارعلیا به شهر های مجاور می باشد چرا که از تاتارعلیا تنها به گنبد خط مستقیم وجود دارد . و همچنین نیروی جوان و بیکار روستای تاتارعلیا بیشتر از توران فارس می باشد و مطمئنا با آمدن یک سری تاسیسات و امکانات فرصتهای شغلی بیشتری نیز به وجود خواهد آمد.
اما جواب این سوال که چرا تاتارعلیا که شایسته تر است شهر نمی شود و به جای آن توران فارس از این نعمت بهره مند می شود؟ برای من چندان مبهم نیست و جوابش تنها دریک کلمه است "عدالت"
قصد من از نوشتن این مطلب به خاطر جایگزین کردن کلمه شهر به جای روستا قبل از تاتار نیست و یا اینکه توران فارس نباید شهر بشود نیست. بلکه این است که اهالی تاتارعلیا مجبور نشوند برای استفاده از کمترین امکانات به شهر های مجاور بروند و یا جوانان روستا به خاطر نبود کار و یا اماکن تفریحی سالم به کارهایی باطل و بیهوده روی بیاورند که عاقبتی جز گسترش خلاف و نا امنیتی و از بین رفتن استعدادها و پتانسیلها ندارد.انتظار ما از مسئولین بیش از دایر کردن حداقل امکانات چون بانک و نهادهای اداری دیگر و فضاهایی برای جوانان که سبب شکوفایی استعدادها می شود به مانند کتابخانه و اماکن ورزشی و.. نیست . خواه تاتار را شهر کنند یا نه .ما نیازمند امکانات شهری هستیم نه نام شهر.
نعمان جمالزاده از روستای تاتارعلیا
اسفند ماه 1385
|
گبرى قلعه در ۱۵ کيلومترى شرق گنبد کاووس واقع بوده و شکلى مانند مربّع دارد. هريک از اضلاع آن حدود ۶۵۰ متر است که مساحتى در حدود ۳۶ هکتار را دربرمىگيرد. دو ديوار داخلى و خارجى اين شهرک را محصور مىکند که ارتفاع ديوار خارجى ۵ متر و داخلى ۵۰/۱۶ متر است. دور شهرک در فاصله دو ديوار داخلى و خارجى خندقى حفر شده که بين ۷۰ الا ۱۰۰ متر عرض دارد. دژ اصلى قلعه در ضلع شمالشرقى قرار گرفته و در حدود ۲۰ متر از زمينهاى مجاور بلندتر و در حدود ۱۲،۰۰۰ مترمربع مساحت دارد. سفالهاى جمعآورىشده از سطح تپّه و ديوارهاى خارجى و داخلى نشان مىدهد که شهرک در دورههاى قبل از اسلام و اسلامى سکونتگاه بوده است. |
|
|
كليات سد گلستان در 12 كيلومتري شمال شرقي شهرستان گنبد كاووس بر روي رودخانه گرگانرود قرار دارد. هدف از احداث آن توسعه اراضي ساحل راست گرگانرود با استفاده از سيستم آبياري تحت فشار در سطح 5600 هكتار خالص اراضي، كمك به بهبود اراضي فعلي شبكه آبياري سد وشمگير معادل 9200 هكتار و كنترل و مهار سلابهاي مخرب سالانه مي باشد. اب مورد مصرف شبكه توسط دو خط انتقال اصلي از محل ايستگاه پمپاژ با دبي 9/6 متر مكعب بر ثانيه تامين مي گردد. |
|
مشخصات سد سد از نوع خاكي همگن بوده كه ارتفاع تاج سد از پي حداكثر 25 متر، طول تاج سد 1350 متر ، ضخامت در پي 200 متر، تراز تاج سرريز 66 متر از سطح دريا، حجم مخزن در تراز آستانه سرريز 86 ميليون متر مكعب، حجم مخزن در تراز نرمال 56 ميليون متر مكعب، حجم آب قابل تنظيم 101 ميليون متر مكعب مي باشد. آب رودخانه اوغابي كه در پايين سدت سد به گرگانرود مي ريزد با احداث سد خاكي انحرافي به طول 113 متر و ارتفاع 28 متر متوسط كانال انحراف به طول 450 متر و عرض كف 80 متر وبه مخزن اصلي وارد مي گردد. سيستم انحراف و تخليه كننده تحتاني از دو عدد لوله فلزي به قطر 4/2 متر و به طول 160 متر در بدنه سد تشكيل شده است. |
|
زمين شناسي منطقه گنبد كاووس را دشت وسيعي مي پوشاند كه از رسوبات ماسه أي و سيلتي غير متراكم و سخت نشده پوشيده شده است. اين رسوبات كه از نوع ماسه هاي بادي (لس) هستند طي دوران چهارم با ضخامت نسبتا زياد در منطقه دشت و در پاي ارتفاعات جنوبي و شرقي نهشته شده اند. |
|
مشخصات سازه هاي جنبي سرريز از نوع آزاد بتني به طول 130 متر در تكيهگاه چپ سد واقع شده است. تراز آستانه سرريز 62 متر از سطح دريا، حداكثر ظرفيت سرريز 1553 متر مكعب بر ثانيه، و ارتفاع آب روي سرريز در هنگام تخليه سيلاب PMF برابر 35/3 متر ميباشد. نوع تند آب پله أي (تركيب گابيون و بلوك بتوني)، عرض تند آب 130 متر و طول آن 450 متر (متشكل از 9 عدد حوضچه آرامش 50متري) ميباشد. اختلاف ارتفاع دو حوضچه متوالي 2 متر است. آب عبوري از سرريز به رودخانه اوغان وارد و از آنجا به رودخانه اصلي (گرگانرود) هدايت خواهد شد. |
|
| گلستان1 | نام سد | مازندران و گلستان |
نام سازمان |
|---|---|---|---|
| 1374 | سال شروع ساخت | خاكي با هسته رسي |
نوع سد |
| گلستان | محل سد - استان | 1379 |
سال شروع بهره برداري |
| خزر | نام حوضه آبريز اصلي | گنبدكا ووس, 12 |
نزديكترين شهر و فاصله از آن به كيلومتر |
| گرگانرود-اوغان | نام رودخانه | گرگان و دشت |
نام حوضه آبريز فرعي |
| 25 | ارتفاع از پي - متر | 17 |
ارتفاع از كف - متر |
| 10 | عرض در تاج - متر | 1350 |
طول تاج - متر |
| 200 |
عرض در پي - متر | ||
| 11000 |
سطح زير كشت - هكتار |
88 |
MCM - حجم آب قابل تنظيم ساليانه |
| 0 |
ظرفيت نيروگاه - مگاوات |
74 |
MCM - حجم كل |
| آزاد |
نوع سرريز |
72 |
MCM - حجم مفيد |
تالاب بين المللي آلاگل
از مجموع تالاب هاي سه گانه آلاگل ، آلماگل و آجي گل
Alagol International Wetland
گزارش : کانون ديده بانان زمين – نسرين دخت خطيبي – پژوهشگر جغرافي


در دشت هموار ترکمن صحرا و در مرز شمالي با کشور ترکمنستان و تقريباٌ از غرب روستاي "داشلي برون" به سمت درياي خزر ، به لحاظ وضعيت زمين ساختي و وجود شاح آبهاي رودخانه اترک در اين منطقه، مجموعة تالابي شگفت انگيزي بوجود آمده است. اين تالاب ها شامل آلماگل –آلاگل– اينچه – دانشمند– بي بي شيروان – آجي گل – شور و... که مجموع مساحت آنها بر حسب سال هاي پر آبي و يا خشک سالي متغير است . و تا 3000 هکتار( ماخذ شماره 3 ) نيز تخمين زده شده است. مساحت سه تالاب "آجي گل ، آلاگل و آلماگل " 1400 هکتار است . ( ماخذ شماره 2 ) . گرچه برخی اوقات از این تالابها در نقشه هاي جغرافيايي به عنوان درياچه ذکر می شود, نظير درياچه دانشمند ، درياچه آلاگل ، درياچه شور ( نمک ) اما همة آنها در قالب تعاريف تالاب گنجانده مي شوند.
اين تالاب ها در اراضي مسطح و هموار ترکمن صحرا و در محدوده تپه هاي شني کم ارتفاع و اراضي شني مسطح قرار گرفته اند. از نظر زمين ساختي نيز بستر طبيعي آنها در منطقه " پلايا " و جزو سواحل و مناطق آبگير محسوب مي شود که در شمال تراس هاي لسي و آبرفتي دشت گرگان قرار دارد . رودخانه اترک و ريز آبه ها و سيلاب هاي آن نقش قابل توجه اي در تامين آب اين تالاب ها دارد ( رودخانه اترک با 535 کيلومتر طول مسير، از ارتفاعات قوچان در خراسان سرچشمه مي گيرد و پس از عبور از استان خراسان در مراوه تپه وارد استان گلستان مي شود و در شمال شهرستان آق قلا وارد ترکمنستان مي شود و در نهايت به درياي خزر مي ريزد . اين رودخانه 190 کيلومتراز مرز مشترک ايران و ترکمنستان را تشکيل مي دهد)
چشم اندازي از تالاب آلاگل -آبان 84 -
آب و هواي اين منطقه در تابستان خشك و گرم و زمستانها معتدل ميباشد. متوسط بارندگي اين منطقه مشابه تهران و کمتر از 300 ميليمتر در سال است بعلاوه وجود دوره هاي خشک سالي و تر سالي از ويژگيهاي بارز اقليم اين منطقه است.
اين تالاب ها از نظر موقعیت سياسي در بخش " داشلي برون ، شهرستان گنبد کاووس ( استان گلستان) قرار دارند .
مسير دسترسي به اين تالاب ها از گرگان ( مرکز استان ) به سمت آق قلا و اينچه برون است
تالاب آلاگل در غرب جاده آق قلا – اينچه برون و در
17 کيلومتري جنوب غربي اينچه برون قرار دارد .
در زبان ترکي " ُگل " به تالاب اطلاق مي شود و اسامي تالاب هاي فوق الذکر در زبان ترکمني به معني تالاب هاي شور و گل آلود است .
مساحت : 2500 هکتار ( در زمان پر آبي ) با وجود نوسان سطح آب آن در سال هاي خشک اما اين تالاب کاملاٌ خشک نمي باشد .
ارتفاع از سطح دريا : 6 - (شش متر پايين تر از سطح آبهاي آزاد)
متوسط عمق تالاب: در حدود 2 متر و آب آن نسبتاٌ لب شور است .
معيار هاي تالابي : اين تالاب به علت داشتن معيار هاي 1a ( به عنوان يک نمونه شاخص خوب از يک تالاب طبيعي ، داراي صفتهاي ويژه مربوط به يک منطقه جغرافيايي زيستي باشد ) ,2a ( در بر دارندة مجموعه اي از گونه ها و زير گونه هاي نادر ، آسيب پذير يا در خطر انقراض از گياهان و يا جانوران و يا تعداد قابل ملاحظه اي از افراد هر يک يا تعداد بيشتري از اين گونه ها باشد ) 3a ( جزو به طور منظم 20 هزار پرندة آبزي را در خود نگهدارد) و 3c ( در جايي که اطلاعات راجع به جمعيت در دسترس است به طور منظم يک درصد افراد جمعيت يک گونه يا زير گونه پرندگان آبزي را حمايت و نگهداري کند ) در سال 1354 به همراه دو تالاب ديگر ( آجي گل و آلماگل ) تحت يک عنوان در فهرست کنوانسيون حفاظت از تالابها ( رامسر ) به ثبت رسيد.
اين تالاب به ترتيب از نوعSs ( مردابها ي شور ، لب شور ، آهکي ، فصلي / ادواري ) Ts (مرداب ها و حوضچه هاي آب شيرين فصلي/ادواري ) R ( درياچه هاي شور ، لب شور و آهکي فصلي /تناوبي ) P ( درياچه هاي آب شيرين فصلي /ادواري ) W ( تالاب هاي با پوشش درختچه اي ) طبقه بندي شده است .
اين تالاب از نظر شکل نيز جزو تالاب هاي گِرد محسوب مي شود .
آب و هواي معتدل زمستاني يکي ديگر از شاخص هاي طبيعي اين تالاب است و آب آن در زمستان يخ نمي زند و همين خصوصيت آن را مهمان پذير پرندگان مناطق سرد شمالي کرده است .
شاخص هاي زيستي ( اکولوژيکي ) : همچنانکه اشاره شد اين تالاب پذيراي پرندگان مهاجر در زمستا ن است که جوجه آوري نيز مي کنند. تا کنون 85 گونه پرنده شامل 19 گونه بومي و 66 گونه مهاجر در اين تالاب ها ي سه گانه ( آلاگل ، آجي گل ، آلما گل ) شناسايي شده است. از پرندگان مهاجر نيز 14 گونه آن عبوري بوده و بقيه زمستان گذراني مي کنند و يا در تابستان جوجه آور هستند . برخي پرندگان ديده شده در اين تالاب ها از جمله آلاگل عبارتند از :
فلامينگو ، غاز پيشاني سفيد ، پليکان سفيد ، پليکان پاخاکستري ، قوي گنگ ، قوي فرياد کش ، انواع کشيم ها ، بو تيمار هاي کوچک ، سليم ها و پرستو ها
سرپرست حفاظت محيط زيست گنبدكاووس در 24 مهر ماه سال جاري (84) خبر از فرود پيش قراولان پرندگان مهاجر شمال سيبري در اين تالاب هاي بين المللي را داد.
وي گونه هاي اين پرندگان مهاجر را شامل انواع اردك، قو، چنگر، حواصيل، اگرت، باكلان، كشيم، غاز و پرندگان شكاري از قبيل سنقر تالابي، عقاب ها، شاهين و سارگيه ها خواند (منبع شماره 3 )
گياهان اين تالاب چنانکه در تصاوير ضميمه نيز ملاحظه مي شوند يا در حاشيه تالاب قرار دارند نظير " گز " و يا ريشه در آب دارند. نظير لوئي . که تلفيق اين دو چشم انداز هاي بسيار شگفت انگيزي را در اين تالاب بوجود آورده است.
از گونه هاي گياهي آن مي توان به
Carex spجگن
Typha angustifolia لوئي–گرز
Tamarix aphylla شورگز– گز شاهي
Potamogeton pectinatus بارهنگ آبي شانه اي
Phragmites australis ني
Ceratophyllum demersumعلف شاخي غوطه ور
Ranunulus trichophyllus آلاله ميوه کرکي
Juncus spp صوف-سازو
Polygonum amphibium هفت بند دوزيست اشاره کرد .

نمونه اي از گونه هاي گياهي تالاب آلاگل

نمونه اي از گونه هاي گياهي تالاب آلاگل


نمونه اي از گونه هاي گياهي تالاب آلاگل
مخاطرات تالاب : شکار ( قانوني و غير قانوني ) ، مشابه تالاب هاي ديگر از مخاطرات اين تالاب است. فصل شكار طبق تقويم اداره محيطزيست از اول پاييز تا آخر زمستان هر سال و هر هفته دو روز(چهارشنبه و جمعه) ميباشد. که عملاٌ بر قانوني بودن کشتار پرندگان به عنوان تفريح و تفنن صحه مي گذارد ، که البته امسال (84) به دليل شيوع انفولانزاي مرغي ظاهراٌ محدوديت هايي ايجاد شده است .
یکی ديگر از معضلات جدی گریبانگیر این تالاب، جاده در دست احداث است که از کنار این تالاب می گذرد. هم اکنون اين جاده کشي ظاهراٌ نيمه تمام رها شده است . اين جاده کشي ضمن آنکه مخاطراتي براي خود تالاب داشته و به بافت زيستي آن آسيب مي زند جاده را نيز بسيار آسيب پذير مي کند . (بر اساس بازدید اعضاي کانون دیده بانان زمین در آبان 1384 که امیدواریم قابل توجه مسئولین سازمان حفاظت محيط زيست قرار گیرد )
از ديگر مخاطرات تهدید کننده این تالاب، کانال کشي در کنار آن می باشد که در بهم خوردن تعادل طبيعي تالاب بي تاثير نحواهد بود .

تصوير فوق کانالي است که آب تالاب آلاگل به وسيله پمپاژ به آن هداست مي شود . در دوطرف کنال جاده کشي شده . اين تالاب در روز هاي تعطيل محل صيد ماهي است -عکس از کانون ديده بانان زمين آذر 84

تصوير فوق کانالي است که آب تالاب آلاگل به وسيله پمپاژ به آن هداست مي شود . در دوطرف کنال جاده کشي شده . اين تالاب در روز هاي تعطيل محل صيد ماهي است -عکس از کانون ديده بانان زمين آذر 84

تصويري از ماهيگيري از كانال خروجي از تالاب(ماهي كپور). عكس از كانون ديده بانان زمين، آذر 84
احداث سد خاکي در بالادست اين تالاب نيز از ديگر مخاطرات اين تالاب و تالاب هاي همجوار آن است .
مجموع اين مخاطرات در صورت عدم کنترل، موجب مي شود يکي از مهم ترين کارکرد هاي اين تالاب که همان کنترل سيلاب ها است به مخاطره بيافتد.
اگر چه اين تالاب به دليل دور بودن از کانون هاي جمعيتي، خوشبختانه نسبت به ديگر تالاب هاي استان هاي شمالي زيبايي و بکر بودن خود را حفظ کرده ولي اميدواريم مديریت تالاب هاي کشور بتواند با کنترل بيشتری اين تالاب را از گزند مخاطرات آتي حفظ نمايد .
کانون هاي جمعيتي اين محدودة شامل " تنگلي " ، "اوخي تپه" ، " اينچه برون " است که مطابق با شواهد ذکر شده در برخي مآخذ همواره در تهديد سيل هاي رودخانه اترک بوده اند و حتي موقعيت استقرار برخي از آنها بر پايه ، در امان بودن از اين سيلاب ها بوده است. نظير اوخي تپه که بر روي تپه اي واقع است و در موقع طغيان رودخانه اترک اطراف تپه را سيلاب فرا مي گرفته ولي روستا در امان مي مانده است .
با توجه به موقعيت منطقه که در مسير و يا در بستر سيلاب هاي عبوري رودخانه اترک به سمت درياي خزر قرار دارد، ويژگي و ساختار بسيار حساسي را براي آن از دير باز بوجود آورده است . بنا براين هر گونه ساخت و ساز و ايجاد موانع در مسير سيل و تغيير بستر سيلاب ها با اهداف توسعه اي از جمله گردشگري با ساختار طبيعي منطقه کاملاٌ منافات داشته و تعادل طبيعي اين منطقه را به هم زده و عملکرد هاي اين تالاب هاي شگفت انگيز را ، از جمله نقش کنترل سيل و ساختار اکوليژيکي و حفظ تنوع زيستي آن را مختل مي کند.
******

چشم اندازي از تالاب آلاگل Alagol International Wetland-Iran

چشم اندازي از تالاب آلاگل Alagol International Wetland-Iran

چشم اندازي از تالاب آلاگل Alagol International Wetland-Iran
چشم اندازي از تالاب آلاگل Alagol International Wetland-Iran
منابع :
1- مشاهدات محلي کانون ديده بانان زمين ( مينا محبوبي – طاهره ابوطالبي – فرشته موثق نژاد – صبور حبيبي و نسرين دخت خطيبي- آبان 84
2- راهنماي تالاب هاي ايراني ثبت شده در کنوانسيون رامسر – سازمان حفاظت محيط زيست – تهيه و تدوين مسعود باقر زاده کريمي و مهبد روحاني رانکوهي
3- پيش قراولان پرندگان مهاجر در تالاب هاي گنبد كاووس فرود آمدند – سرپرست حفاظت محيط زيست گنبدكاووس کيهان 21 مهر 84 )
4- کتاب گرگان ودشت – اسدالله معيني – چاپ سال 1344
5- رود ها و رد خانه هاي ايران – انتشارات گيتا شناسي
.

اینجا جزیره آشوراده است، بکرترین و زیباترین جزیره دریای خزر که چند سال پیش ساکنانش به دلایل گوناگون آن را ترک کردند. چند سال که سازمان مناطق گردشگری بخشی از زمین های این جزیره متروک را خرید برآن بود تا با اجرای طرح های گردشگری مطابق با محیط زیست، این جزیره را به یکی از جذابترین مناطق کشور بدل کرده و گردشگران داخلی و خارجی را بدانجا بکشاند. اما اکنون پس از گذشت چند سال، جزیره به همان حالت اولیه باقی مانده و هیچ تغییری در احوال آن پدید نیامده است، به دلایلی که می خوانید.



شهر جرجان هزار سال پيش از تهران، داراي فاضلآب بود
شايد تا به حال در هنگام گذر از خيابانها و كوچههاي مختلف شهر تهران كارگراني را ديده باشيد كه بعد از گذشت بيش از صد سال از تاسيس هسته اوليه شهر تهران به عنوان پايتخت كشور تازه در حال حفر چاههاي عميق زير زمين و ايجاد سيستم فاضلآب شهري هستند، اما آخرين كاوشها و حفاريهاي باستانشناسي در شهرهاي جرجان نشان ميدهد كه مهندسان جرجاني هزار سال زودتر از مهندسان و مسئولان شهر تهران و قبل از احداث اين شهر به فكر ايجاد سيستم فاضلآب بودهاند.
شهر جرجان يا شهر سفالهاي زرينفام يكي از مهمترين شهرهايي است كه در اوج شكوفايي و تمدن خود جزو چهار شهر بزرگ دوره اسلامي بوده است. اين شهر داراي بقاياي معماريهاي مسكوني، صنعتي و كارگاهي از قرون چهارم و پنجم تا قرن هشتم هجري قمري است.
«محمد مرتضايي»، سرپرست كاوشهاي باستانشناسي در جرجان، گفت: «در اين فصل از كاوشهاي باستانشناسي در جرجان كه از دو ماه پيش آغاز شده؛ موفق به كشف كانالهاي فاضلآب و دفع آبهاي سطحي شهر تاريخي جرجان با بيش از يك هزار سال قدمت در اطراف معابر شهري شديم. بررسيها نشان ميدهد كه معماران جرجاني اين سيستمها و كانالها را در زمان تاسيس شهر طراحي و اجرا كردهاند.
وي با اشاره به اينكه بسياري از شهرهاي كشور نظير تهران و گنبد كابوس كه در چند كيلومتري شهر جرجان، جا گرفته است هنوز سيستم فاضلآب ندارند، گفت: «سيستم دفع آبهاي سطحي و فاضلآب جرجان آبهاي واحدهاي مسكوني را از طريق آبراهها و تنبوشههاي سفالي به كانالهاي واقع در كوچهها و بعد به كانالهاي خيابانها و سپس به كانالهاي اصلي براي خروج از شهر هدايت ميكند.»
به گفته مرتضايي، وجود سيستم فاضلآب در شهر جرجان بيانگر وسعت و اهميت اين شهر در گذشته است و ميتواند بيانگر پيشرفت ايران در بخش مهندسي شهرسازي در آن دوران باشد.
شهر تاريخي جرجان كه در استان گلستان و در شهرستان گنبد كاووس جاي گرفته است 200 هكتار وسعت دارد. در كاوشهايي كه در گذشته در اين محوطه انجام گرفته است، كارشناسان توانستهاند ظروف سفالي و اشياي تاريخي مختلفي را كشف كنند. مهمترين آثار تاريخي به دست آمده از جزجان ظروف زرينفام است كه در ساخت آنها از لعاب خاصي استفاده شده است.
| جبهه سبز ايران | |
| جزیره ی آشوراده؛ گنجینه ی ملی بر باد رفته | |
![]() |
جزیره ی آشوراده؛ گنجینه ی ملی بر باد رفته شبه جزیره ی میانکاله در بخش جنوب شرقی دریای خزر و شمال شرق شهرستان بهشهر واقع شده است. مساحت آن 68800هکتار و ارتفاع آن 20 متر پایین تر از سطح دریای آزاد است. این زیستگاه مجموعه ای از شن زارهای ساحلی، اراضی باتلاقی، آبگیر، مناطق جنگلی با پوشش درختچه های گز، تپه های شنی، جنگل انارستان، بوته های تمشک و سازیل است. کل منطقه با وسعت 97200 هکتار در تاریخ 12/8/1348 به عنوان " منطقه ی حفاظت شده " تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست در آمد. در تاریخ 21/5/1353 به دلیل دارا بودن ویژگی هایی چون جذب گونه های نادر و در معرض خطر انقراض پرندگان آبزی مهاجر، ارزش های آبزی پروری به خصوص در جهت تکثیر طبیعی و زاد و ولد ماهی کپور و کلمه، همچنین جاذبه های طبیعی خاص به " پناهگاه حیات وحش " ارتقاء یافت. شبه جزیره ی میانکاله، خلیج گرگان و آب بندان لپوزاغمرز در همین سال به عنوان تالاب های بین المللی کنوانسیون رامسر با وسعت 100000 هکتار به ثبت رسیدند. پناهگاه حیات وحش میانکاله با وسعت 68800 هکتار در سال 1355 از سوی یونسکواعتبار نامه ی شبکه ی " ذخیره گاه های زیستکره " جهان را دریافت کرد. این تالاب همچنین به عنوان منطقه ای مهم برای پرندگان توسط سازمان بین المللی حیات پرندگان شناسایی شده است. در این منطقه 126 گونه پرنده آبزی گزارش شده است که 40 گونه از نظر بین المللی دارای اهمیت بوده و از کانون های زادآوری اگرت، حواصیل، پرستو و گلاریول در فصل تابستان حمایت می کند. علاوه بر پرندگان می توان به پستاندارنی از قبیل شغال، گراز، گربه جنگلی و فک دریای خزراشاره کرد. اما جزیره ی آشوراده که در منتهی الیه شرق شبه جزیره ی میانکاله و در شمال شرقی خلیج گرگان واقع گردیده است، بخشی از پناهگاه حیات وحش میانکاله با همان اختصاصات منحصر به فرد می باشد که پس از کشمکش های فراوان و تصمیمات اخیر دولت، به سازمان مناطق گردشگری واگذار گردید. ماجرا بدین ترتیب بود که بنیاد علوی ( وابسته به بنیاد مستضعفان و جانبازان ) در سال 1382 مدعی مالکیت 1960 هکتار از اراضی شبه جزیره میانکاله و جزیره آشوراده شد. در آذر ماه سال 1383 نیز علیرغم حاکمیت سازمان حفاظت محیط زیست بر مناطق حفاظت شده، بنیاد علوی 380 هکتار از اراضی جزیره ی آشوراده را با قیمت 19 میلیون تومان! ( در واقع با ارزش هر متر مربع 5 تومان یا 50 ریال ) به سازمان مناطق گردشگری واگذار کرد. این در حالی است که بر طبق اصل 45 قانون اساسی تالاب، جنگل ،مرتع و . . . در زمره ی انفال است. همچنین در ماده 31 قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل ها و مراتع ( مصوب 14/3/1354 ) و همچنین ماده 16 قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست ( مصوب 28/3/1353 ) مالکیت کلیه ی املاک متعلق به دولت در محدوده ی مناطق حفاظت شده و تالاب ها در اختیار سازمان حفاظت محیط زیست قرار دارد و این سازمان حتی حق واگذاری آنها را ندارد. حال چگونه این اراضی توسط بنیاد علوی به سازمان مناطق گردشگری واگذار شده، معلوم نیست. اطلاعات ارائه شده در سایت سازمان مناطق گردشگری با نشانی اینترنتی www.tao.ir حاکی از آن است که این سازمان به دنبال ایجاد سه شبکه ی " دهکده ی جهانگردی " با محورهای کویر، زاگرس و البرز می باشد. بنابراین با توجه به تعریف مشخصی که سازمان مذکور از دهکده و شبکه ی دهکده ی جهانگردی ارائه می دهد، تخریب محیط زیست تنها به محدوده ی جزیره ی آشوراده ختم نمی شود. علاوه بر این، در سایتی که با نشانی اینترنتی www.ashooradeh.com توسط سازمان گردشگری راه اندازی شده است، 5 دهکده با عناوین ماهی، درنا، صدف، پروانه و حلزون برای طراحی، ساخت و اجرا در جزیره ی آشوراده در نظر گرفته شده و در هر کدام امکانات خاصی طراحی گردیده است. بدیهی است آگاهی و تنویر افکارعمومی به منظور حفاظت از محیط زیست با آموزش مستقیم در طبیعت نتیجه ی بهتری خواهد داشت اما این امر منوط به رعایت استانداردهای خاصی است که منجر به دخالت کمتر در محیط زیست و استفاده از تکنولوژی های سازگار با طبیعت می شود نه ایجاد هتل، رستوران، سایت های ورزشی و . . . آن هم در منطقه حفاظت شده و به منظور رفاه حال طبیعتگردان. اگر همان طور که در سایت سازمان مناطق گردشگری ذکر شده است یکی از ارزش های برنامه های سازمان مذکور حفظ محیط زیست و توسعه ی پایدار باشد، مساله ی فوق این امر را نقض می کند هر چند در روند پروژه( بنا بر اظهارات مسولان سازمان گردشگری ) یک مشاور خارجی و معمار طبیعت گرا حضور داشته باشد.آماری که سازمان مناطق گردشگری در خصوص تعداد بازدیدکنندگان در محور البرز ( جزیره ی آشوراده در این محور واقع شده است )پیش بینی می کند، 20 میلیون نفر در سال و حتی بیشتر از دو محور دیگر می باشد و با این وضع تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل! اما مهمترین مساله ای که این امر و کاهش مساحت پناهگاه حیات وحش میانکاله در پی خواهد داشت، تقلیل وتخریب زیستگاه است؛ یعنی وقوع مهمترین عامل نابودی گونه ها در جهان. بنابراین به نظر می رسد باز هم خود را حاکم بر طبیعت دیده ایم نه جزئی از آن. |















