<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دانشجویان ترکمن دانشگاه زابل</title>
<link>http://zabolturkmenler.blogfa.com/</link>
<description>زابل دانشگاه سینینگ تورکمن دانشجولرینگ وبلاگی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 16 Nov 2008 06:10:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>فراخوان جهت مديريت وبلاگ</title>
<link>http://zabolturkmenler.blogfa.com/post-451.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3&gt;با توجه به فارغ التحصيل شدن تمامي اعضاي تيم مديريت وبلاگ، هر يك از دانشجويان تركمن دانشگاه زابل كه مايل به فعاليت در اين وبلاگ هستند مي توانند از طريق تلفن و يا ايميل با بنده تماس بگيرند تا مديريت وبلاگ را واگذار كنم.&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;با تشكر نعمان جمالزاده&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;A href=&quot;mailto:n.jamalzadeh@yahoo.com&quot;&gt;n.jamalzadeh@yahoo.com&lt;/A&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;A href=&quot;mailto:saleh_4015@yahoo.com&quot;&gt;saleh_4015@yahoo.com&lt;/A&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 16 Nov 2008 06:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zabolturkmenler&amp;postid=451</comments>
<dc:creator>zabolturkmenler</dc:creator>
<guid>http://zabolturkmenler.blogfa.com/post-451.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>طعم روزه</title>
<link>http://zabolturkmenler.blogfa.com/post-450.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;طعمِ روزه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; مختومقلی ترک ایله مه اداسین           ترک ایله سنگ توتاورگیل قضاسین&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;معنیسینه یتیپ بیلسنگ مزاسین          عجب پیشه، عجب کأردیر بو روزه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; مختومقلی ادای آن تکلیف را ترک مکن و گر ترک کردی در پی قضای آن باش که چون به معنای آن برسی و طعم آن را دریابی خواهی فهمید که چه شگفت عملیست این روزه.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; طعم روزه را آن کودکی در می یابد که به وقت سحر نه صدای قاشقها و بشقاب ها و نه عطر خوش غذا و نه ندای &quot;پا شو فرزندمِ&quot; مادر بیدارش می کند بلکه او را آن شوقی که پیش از خواب در دل داشت از خواب بیدارش می سازد.دست بر چشم نمی نهد و خمیازه ای نیز نمی کشد و بر چهره اش نیست آن نشانی که بگوید دلگیر است از بیدارشدن نا بهنگامش.آرام به سوی سفره راه می رود و سنگین و آرام بر سر سفره می نشیند و آوای سلامش را به گوش پدر و مادرش می رساند و همچنان آرام و متین می ماند و اینگونه دست نوازرشگر پدرش را وا می دارد تا سر و مویش را سبکتر و مهربانتر از پیش نوازش دهد و بوسه اش را گرمتر از همیشه بر پیشانی اش بنشاند و &quot;آفرین فرزندمِ&quot; مادر را که با لبخندی دلنشین و نگاهی دل افروز آمیخته گشته است دلنوازتر از پیش بشنود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پیش از اذان سحر با خود چنین عهد می بندد که من فردا روزه ام را می گیرم و نمی شکنم  تا عزیزتر از پیش در نزد عزیزانم گردم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;صبح می شود و چشمانش باری دیگر بی دلخوری گشوده می شود تا روزی را که سحر با عهدش آغاز کرده بود ادامه دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;می رود سراغ بازی و همبازی هایش و هوشیار است که مبادا دروغی بگوید، دعوائی و قهری کند تا بازیش شیرین تر از پیش شود و مهربانتر و آرامتر از پیش با همبازیهایش بازی کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و وقتی زمان شکلات و بستنی می رسد و همبازیهایش چونان همیشه پا در مغازه می گذارند او نیز به عادت همیشگی اش خود را در مغازه می یابد با شکلاتی در دستش،صدای خنده بچه ها به هنگام خوردن در گوشش جاریست و او مکثی می کند و ناگه چشمش دستان خالی مانده در جیب خالی همبازیش را می بیند و شکلاتش را به او می بخشد و با فخری دوچندان بیش تر از فخر گرفتن نمره بیست،می گوید بچه ها من امروز روزه ام.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;غروب فرا می رسد و سفره افطار پهن می شود و باز آرام می نشیند و شادمانی که از نگاه و لبخند شیرینش پیداست رو به پدر می کند می گوید: با بام من تونستم جلوی خودمو بگیرم و روزه ام رو نشکنم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;باز نوازش و بوسه و آفرینی دیگر را می خرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آری این کودک دریافت طعم روزه را ، طعم عهد بستن و ماندن را،طعم صبر کردن و انتظار را،طعم خوب بودن و ایثار را،طعم پاک بودن را.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما چه دور است آن بزرگسالی که هزار قطره عرق از پیشانیش روان می سازد تا سکه ای در دستش بنشاند.وقت سحر او را شوقی نیست او را حسرت هست و غصه.هنگامی که بر سر سفره می نشیند حسرتش زبان می گشاید و می گوید: کی می شود بر سر سفره بنشینم بی آنکه در اندیشه ام دغدغه سفره فردایم نباشد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و غصه اش زبان می گشاید و می گوید:فردا چگونه هزار قطره عرق بریزم و قطره ای آب ننوشم مبادا توان کم گردد با این همه خرجی ماه رمضان چه کنم اگر دخلم کم شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و چگونه دریابد طعم روزه را آن بزرگسالی که هزار سکه در جیبش می نهد بی آنکه قطره ای عرق از پیشانی اش روان سازد.او را هم شوق آن کودک نیست به وقت سحر در اندیشه او تنها رفاه هست و فرار از رنج، می اندیشد که چه بخورد و چه بنشود که مبادا بکشد زجر گرسنگی و تشنگی را،طعم روزه را.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 04 Sep 2008 09:38:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zabolturkmenler&amp;postid=450</comments>
<dc:creator>zabolturkmenler</dc:creator>
<guid>http://zabolturkmenler.blogfa.com/post-450.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برای نادر ابراهیمی</title>
<link>http://zabolturkmenler.blogfa.com/post-449.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#3300ff size=4&gt;&quot;همه جای ایران آلاچیق من است&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-ascii-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پیش از آنکه تو قدم بر خاک صحرا بگذاری و با آن انس بگیری و آن را&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;دریابی، صحرا چنان در سکوت خود فرو رفته بود و چنان تنها بود که مردمانش دیگر دریافته بودند که در این سرزمین پهناور غریبه ای بیش نیستند که به تنهائی می بایست زندگی خویش را با درد و رنج هایش دنبال کنند و هرگاه از خاک خود پا فراتر می گذاشتند غربت چنان آنان را فرا می گرفت که گویی در سرزمینی دور و در میان مردمانی نا آشنایند که با آنان او را هیچ پیوندی نیست آنگاه که نگاههایشان بر او دوخته می شد سیل عظیم غربت به جانب او رهسپار می گشت چشم او ، زبان او،لباس او و همه چیز او برایشان غریب بود و دیگر او را طاقت آن نمی ماند که بیش از این در غربت بماند و بازمی گشت &lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;و پیش از آنکه تو صحرا را در کتاب و فیلمت بگنجانی، چه کسی می دانست که قطعه ای از خاک این سرزمین نامش صحرای ترکمن است؟ و چه کسی می دانست در این قطعه از سرزمینشان مردمانی زندگی می کنند که در نگاهشان جز مهر چیز دیگر یافت نمی شود و عشقشان یادآور عشقهای افسانه هاست و زندگیشان سادگی را معنا می دهد و درِ خانه هایشان همیشه بر روی کسانی که آنان را غریبه نمی پندارند باز است و همیشه آشنای خود را دوست می دارند و سفره مهمان نوازی خویش را در برابرش می گسترانند و او را نان گرم مهر می خورانند و چای داغ محبت می نوشانند&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;تو آمدی و با آتش بدون دودت ما را با سرزمینمان و سرزمینمان را با ما پیوند دادی و مرز غربت و بیگانگی را از خاک ما محو ساختی و گفتی همه جای ایران آلاچیق ماست و ما نیز همراه با تو فریاد برآوردیم همه جای ایران آلاچیق ماست چرا که می دانستیم این سخن تو از صمیم دل توست&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; تو نه مأمور بودی که به اجبار این سخن بر زبان رانی و نه آن ریاکاری که برای بهره بردن از نیروی ما بهر منافع خود این سخن بگوید آن هم به روزگارانی که کمی پیش از آن بسیار آمدند از این گونه غریبه ها بر خاک ما. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;و ما هیچ گاه تو را که با ما صادق بودی و قلم و فیلمت از صداقتت می جوشید فراموش نخواهیم کرد و یاد و نام تو را برای همیشه پاس خواهیم داشت .&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Jun 2008 15:34:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zabolturkmenler&amp;postid=449</comments>
<dc:creator>zabolturkmenler</dc:creator>
<guid>http://zabolturkmenler.blogfa.com/post-449.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://zabolturkmenler.blogfa.com/post-448.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;پاسداشت خانم لوئیز الیزابت فیروز&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Jadid&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Jadid&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;در جستجوی زمان از دست رفته&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;*&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;در همان دقایقی که خانم لوئیزالیزابت فیروز, در بیمارستان برزویه گنبد کاووس, نفس های آخرش را می کشید, چند کیلومتر آن طرف تر روزنامه نگار جوانی تصمیم گرفته بود تا برای نخستین شماره نشریه اش قرار گفتگوی اختصاصی با او بگذارد اما ...ساعاتی پس از آن پیامکی به دستش رسید که او را برای شرکت در مراسم تشیع جنازه بانوی سرزمین اسب وزین و ششلول به قره تپه شیخ فرا می خواند...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;**&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;رفته بود تا ببیندش روزنامه نگار,خدر پیشکار مخصوص و همراه سیزده ساله خانم لوئیز, &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;به سرای بانو فراخوانده بودش, روزنامه نگار او را دیده بود با روسری آبی گل ریزی که لچک وار سرش را پوشانیده بود و تی شرت طوسی رنگ و پیراهن آبی به رنگ آسمان که دکمه هایش فلزی بود و سیگاری که دیگر حالا یادش نیست کنت بود یا مالبرو یا وینستون !&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;*&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;و حالا در جاده میراند به اتفاق همان دوستی که با پیامک خبر از فوت خانم داده بود. درسکوت جاده و در هوای خفه و آسمان گرفته ابرآلود یک روز خردادی, بی خبر از آنچه که بر بانو آمده است از دوم خرداد می گفت و حضور احتمالی شیخ کروبی در انتخابات ریاست جمهوری آینده وتیر خلاصی که قرار بود شیخ اصلاحات به سوی خاتمی و یارانش پرتاب نماید. کسی از مرگ&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;لوئیز فیروز خبری نمی گرفت !&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;**&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;زن تمایلی به گفتگو نداشت . این را می شد از چهره او خواند. با احترام از میهمانش پذیرایی نمود. روزنامه نگار به خاطر ندارد که چای خورد یا قهوه اما این را خوب به خاطر دارد که خانم تمایلی به گفتگو نداشت &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;اگر چه به &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;سئوالات پاسخ می گفت اما ...انگار دلش از همه جا و همه کس گرفته بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;*&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;خوشه های زرد گندم, نسیم خوش نفس بهاری و در دور دست ها جنگل های سبزینه پوش به همراه&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;خیل مشتاقان بانوی سرزمین اسب و زین و ششلول نخستین تصاویری&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;بودند که در ذهن مرد جای گرفتند آن&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;هنگام که از اتوموبیل فکسنی اش به همراه&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;دوست&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;خبر رسانش پیاده شد تا در تشیعع جنازه لوئیز شرکت کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;**&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;در مزرعه بانو چرخی زده بودند, سفال های گندم خبر از بی آبی و خشکابی می دادند, اسب ها در اصطبل&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;بی قرار روزی بودند که اشتیاق را دوباره در چشمان آبی پرورش دهنده شان بیابند. زن همچنان نا امید از همه راه هایی که رفته بود و قرارهایی که به نتیجه نرسیده بود خسته و دلشکسته به اسبانش می نگریست و به مزرعه ای که عمرش را به پای آن گذارده بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;*&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;مرد پیراهن نارنجی به&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;اتفاق&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;مرد میانه سال گور ابدی خانم فیروز را در سایه ی محوی از ردپای&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;نخستین آلاچیقش حفر می کنند. صندلی هایی به رنگ بنفش , دورتا دور محوطه ای که قرار است بانو درآ ن به خاک سپرده شود , چیده شده است. دوستداران واقعی خانم فیروز از دور و نزدیک آمده اند و آن هایی که نزدیک به اویند مدام در تب و تاب اند تا مراسم تشیع جنازه او به نحو شایسته ای برگزار گردد به همین منظور از ساعتها قبل در مزرعه خانم فیروز گرد آمده و طبق برنامه پیش می روند و آنهایی هم که آمده اند به بدرقه او , در سکوت بر صندلی های پاستیکی نشسته یا در گوشه ای در جمع های دو یا سه نفره به پچ پچ مشغول هستند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;**&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;مزرعه به سختی نفس می کشید و این را می شد در چشمان کارگرانی که برای خانم کار می کردند به راحتی تشخیص داد. لوئیز فیروز درپس تمام نامرادی ها و کم لطفی ها که به او می شد برای عدم صدور مجوز صدور اسب پونی, بیش از ان که نگران خودش باشد . اندوهناک زندگی کارگرانی بود که مدتها در کنار او زیسته و اینک درزلزله خشکسالی و پس لرزهای آن امیدهایشان رنگ می باخت و زندگی را نومیدانه به تماشا نشسته بودند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;*&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;جنازه&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;سوارکار برجسته , سوار بر مزدای سفید رنگی که هیبت نعش کش را به خود گرفته و آمبولانس نامش نهاده اند , می آید. دوستداران خانم فیروز از نیمه های&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;جاده قره تپه شیخ , جسم سبک ونحیف خانم را بر تابوت گذارده و بی بانک مسلمانی در سکوت او را بر شانه گذارده وبه سوی مزرعه روان می شوند. لحظاتی بعد زنان ترکمن - در نخستین خانه ای که او پس&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;از آلاچیق برای خودش ساخته است – او را در جامه ی ابدی اش می گذارند و دقایقی بعد جمیعت بانو را تا درب خانه مشایعت می کنند تا او برای بار آخر خانه را نظاره کند و فرزندان او را ...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;**&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;از فرزندانش تصویر روشنی در ذهن روزنامه نگار باقی نماند .بانو, کارنش را بسیار دوست می داشت . او خبرنگار موفق رویترز بود . از روشن نیز سخن گفت اما عاطفه اش را خبرنگار در همان روز از یاد برد تا سال های بعد &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;که در مراسم خاکسپاری خانم, زیبایی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;بانو را در عاطفه و چهره&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;میانه سالی او را در روشنش دید.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;*&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;ترکمن هایش, &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;گور او را به شیوه آداب و رسوم خاکسپاری مسلمانان, آماده نموده اند و این جا خبری از تابوت و دسته گل و آدم های کت وشلواری بزک کرده&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و چشمان سرخی که عینک دودی بر چهره زده اند, خبری نیست. قبل از خاکسپاری , علمای ترکمن و ریش سفیدان با هم شور می کنند و از فرزندش کارن اجازه می گیرند تا نماز هم بر جنازه او بگذارند و ...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;**&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;روزنامه نگار دستی را که به سوی او دراز شده است می فشارد و با اندوه بسیار از وضعیتی که انسان پاک و زلالی &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;همچون او گرفتارش شده است, خانم را ترک می گوید. در حالیکه می داند از دست او برای خانم جز انعکاس تلخ یک گزارش چیز دیگری بر نمی آید.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;*&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;کارن در گور, روسری&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;نارنجی که مادرش در آخرین روزهای حیات بر سر داشت و چند تکه ریز که شاید گردنبند و گوشواره اش باشد را به همراه یک تکه کاغذ سپید را بر سینه اش می گذارد و دستی او را از گور بالا می کشد تا مرد پیراهن نارنجی, نی های کوتاه شده را اریب وار بر روی سوفه تنهایی بانو نهد و لحظاتی بعد تکه گلی بر روی آن بگذارد و در زیر نگاه های حسرت بار و اندوهگین&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;کارن که به ساعتش می نگرد, خاک ها از همه سو به سوی گور روانه شود تا بانو برای همیشه&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;از چهره دوستدارانش پنهان شود و ...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;**&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;چند روزپس از آن دیدار روزنامه نگار جوان و دوست همراهش با خانم لوئیز الیزابت فیروز, یکی از نشریات محلی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;تصویری از او در صفحه نخستش به چاپ&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;رساند در حالیکه خانم فیروز بر روی اسب نشسته&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و روزنامه نگار او را&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;بانوی سرزمین اسب وزین و ششلول&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;نامیده&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و برخی از دغدغه های او را به همراه دلتنگی های کارگرانش چاپ نموده است . گفتگویی که خدر مطمئنا بادش هست !&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;*&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;آخوند قرآن می خواند و جمیعت بر زمین می نشینند و پس از تلاوت آیات قرآن برای آمرزش روح بانو دعا می کنند و مراسم پایان می پذیرد بی آنکه اشکی ریخته باشد یا ناله کسی بلند شده باشد. جماعت برای فردا ظهر دعوت به صدقه می شوند و روزنامه نگار یادش می آید قرار بوده&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;فردا در مزرعه&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;خانم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;فیروز مراسم حراج اسب برگزار شود و بانو یکی از برگزار کنندگان این مراسم بوده است . مراسمی که اینک به مجلس ختم و صدقه برگزار کننده اش &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;مبدل شده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;**&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;روزنامه نگار جوان اینک در جاده می راند به یاد ساعات خوبی که با بانو گذرانیده است. از حسرت یک گفتگوی داغ به جامانده , سری به تاسف تکان می دهد و دوباره از خاتمی, کروبی, قالیباف وبرادر محمود احمدی نجات و اقتصاد پویایش و مجلس هشتم و ویرانه مجلس هفتم سخن بر زبان میراند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;*&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;... وبانو برای همیشه به تاریخ می پیوندد. تا چند سال دیگر از او جز خاطره ای کنگ, هیچ چیز دریادها &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;نمی ماند و آن خاطره نیز به مرور کمرنگ و کمرنگ می شود تا روزی که دیگر همه چیزش محو شده باشد&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و مزرعه اش نابود ...!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: left&quot; align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;محمد جوان – خرداد۸۷&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: left&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;A style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot; href=&quot;http://mohammad-javan.blogfa.com/&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;http://mohammad-javan.blogfa.com&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 May 2008 07:39:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zabolturkmenler&amp;postid=448</comments>
<dc:creator>zabolturkmenler</dc:creator>
<guid>http://zabolturkmenler.blogfa.com/post-448.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آغاز به کار شاخه جوانان بندر ترکمن</title>
<link>http://zabolturkmenler.blogfa.com/post-447.aspx</link>
<description>&lt;TABLE dir=rtl width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot; align=right&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD style=&quot;FONT-SIZE: small; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;شاخه جوانان حزب مشارکت ایران اسلامی حوزه بندر ترکمن با حضور جمعی از جوانان و دانشجویان این منطقه افتتاح گردید. حسن رضایی رئیس شاخه جوانان جبهه مشارکت منطقه گلستان با بیان اینکه مراسم با حضور چهره های شاخص اصلاح طلب برگزار می شود، افزود: این مراسم با ارائه برنامه های شش ماه اول سال و بررسی شرایط سیاسی منطقه همراه خواهد بود.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;این تشکل حزبی از همه جوانان هم اندیش و بویژه جوانان برومند این حوزه که آینده ای روشن را برای همه ایرانیان می طلبند برای فعالیت در این تشکل دعوت بعمل می آورد&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;منبع: &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;barayefarda.org&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-font-size: 9.0pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Wed, 21 May 2008 08:41:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zabolturkmenler&amp;postid=447</comments>
<dc:creator>zabolturkmenler</dc:creator>
<guid>http://zabolturkmenler.blogfa.com/post-447.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عکسهایی از دانشگاه زابل</title>
<link>http://zabolturkmenler.blogfa.com/post-446.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 497px; HEIGHT: 527px&quot; height=531 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i27.tinypic.com/2dt87mf.jpg&quot; width=433 align=baseline border=0&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;نما از بالای دانشگاه&quot; hspace=0 src=&quot;http://i31.tinypic.com/1oozde.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 18 May 2008 14:17:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zabolturkmenler&amp;postid=446</comments>
<dc:creator>zabolturkmenler</dc:creator>
<guid>http://zabolturkmenler.blogfa.com/post-446.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مختوم قلي در شب يادمانش شاهد عاشقانش بود</title>
<link>http://zabolturkmenler.blogfa.com/post-444.aspx</link>
<description>&lt;P class=itemText&gt;مراسم پر شور صبح سالگرد مختوم قلي در زاد گاهش حاجي قوشان و حضور مردمان ترکمن از جاي جاي ايران نويد شبی بياد ماندني در جوار آرامگاه آن شاعر بزرگ ترکمن مثل سالهاي گذشته را مي داد.مهمانان بعد از اتمام مراسم در حاجي قوشان به سوي آق توقاي ميعادگاه عاشقان روانه شدند. چادرها يکي يکي برافراشته مي شد.شيفتگان مختوم قلي با وجود کمبود بنزين و مشکلات دیگر خود را از جاي جاي ايران به آرامگاه آن عزيز ترکمن رسانده بودند تا شاهد مراسم به ياد ماندني باشند . مراسم امسال در ساعت 9 شب با هنر نمايي شاعران و نوازندگان چيره دست کلاله و مراه تپه شروع شد و عاشور قولا ق شاعر جوان از خطه کرند مجري گروه کلاله ومراوه تپه با شور خاصي به حاضران مراسم خوشامدگویی کرده و با شعري در وصف مختوم قلي حاضران را به وجد آورد. بعد از هنر نمايي باخشي ها نوبت به شهرستان هنرمندان کمش تپه رسيد. بخشي کمش تپه عیسی کوچکی تمام احساس و عشق خود را با مردم تقسيم کرد شاعران کمش تپه نيز همچون هميشه سنگ تمام گذاشته اند . نوبت به شهرستان بندر ترکمن رسید&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ارازدردی خوجه عاشق بزرگ مختوم قلي از ناز آباد ميکرو فون را به دست مي گيرد. احساس سر تا پاي وجودش را مي گيرد&lt;BR&gt;شعر ترکمنيم را با صداي مخمليش شروع به خواند ن مي کند. سکوتي پر از احساس در بين جمعيت فراگير مي شود .آري اين صداي عاشق ترکمن و مختوم قلي بود که در حال سوختن بود. گرماي صداي اراز دردی باعث جاري شدن قطرات اشک از گونه هاي هزاران عاشق که در کنار بزرگ مردشان جمع شده بوده اند ،گرديد .نوبت به استاد کر و عبدالرحمان فراخي به همراه گروه هنري و فرهنگي چاووش صحرا رسيد. اجراي آنها نيز&lt;BR&gt;با تشويق هاي بي امان حضار مواجه شد.سپس غفار اصفهانيان به نمايندگي از شاعران بندر ترکمن در وصف مختوم قلي قطعه شعري را خواند.بعد از اجراي زيباي هنرمندان بندر ترکمن نوبت به سيمين شهر رسيد. لقمان نعماني يکي از گويندگان بزرگ منطقه از طرف مردم سيمين شهر به حضار جشن بزرگ مختوم قلي را تبريک گفت سپس نوبت به يکي ديگر از نخبگان صداي صحرا جبار يار علي رسيد، جبار نيز با خواندن شعر حضار را به وجد آورد.سپس بخشي پنق با صداي گرمش به همرا ه گروه همراهش هنر نمايي کرد.بعد از سيمين شهر نوبت به آق قلا رسيد پقه با صداي گرمش مجري هنرمندان آق قلا بود . ساوچي صحرا به صحنه فرا خوانده شد،ستار آقا نيز از حضور مردم ابراز خوشحالي کرده و دو قطعه از اشعارش را تقديم مختوم قلي مي کند،نوبت به ديگر هنرمندان آق قلا مي رسد که در غياب استادشان عيدي اونق که چندي پيش در فراغ پسرش داغدار شده بود مي رسد.مقاله اي زيبا در بار مختوم قلي توسط اساتيد آق قلا خوانده مي شود .بعد از پايان مراسم هنرمندان آق قلا نوبت به يک مهمان هنرمند مي رسد عرفان هنرمند بزرگ شهر آنکارا ي ترکيه با دوتارش دو قطعه از اشعارمختوم قلي را مي خواند که موجب تعجب حاضران مي شود اجراي زيباي عرفان مردم را به وجد مي آورد و از عرفان خواستار ادامه برنامه اش مي شوند ولي به دليل کمبود وقت نوبت را به هنرمندان گنبدي مي دهند. منصور طبري رئيس انجمن شعر ميراث گنبد با شعر طنزش لبخند را به حاضران به ارمغان مي آورد.قهار صوفي راد ديگر شاعر خطه گنبد از ديوان اشعارش قطعه اي را مي خواند، بخشي هاي و شاعران گنبدي تا پاسي از شب در حال اجراي مراسم بوده اند.اما در قسمت شرقي شهر يک روزه چادرهاي بزرگي خودنماي مي کرد.چادر هنرمندان بندر ترکمن در کنارش چادر هنرمندان آق قلا بود در کنار آنها آلاچيق ترکمني که به همت هنرمندان سيمين شهر بنا نهاده شده بود.در آن سوي ميدان چادر کمش تپه برافراشته شده بود .هنرمندان بعد از اجراي مراسم به چادرهاي خود آمده اند وشروع به هنر نمايي کردند. عقريه هاي ساعت 2 نصف شب را نشان مي داد و درآلاچيق سيمين شهر و چادر هاي کمش تپه و بندر ترکمن وآق قلاهنرمندان وشاعران تا سپيده دم دور هم جمع بوداند شب را نخوابيده بودند تا شبي به ياد ماندني را به جاي بگذارند آري ديشب شب شعرو هنر ترکمن بود شب مختوم قلي بود ،شب عاشقان مختوم قلي بود و در آخر ديشب ،شب ترکمن بود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خبرنگار سايت ترکمن آنلاين:حاجي قربان طريک&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 May 2008 11:47:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zabolturkmenler&amp;postid=444</comments>
<dc:creator>zabolturkmenler</dc:creator>
<guid>http://zabolturkmenler.blogfa.com/post-444.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://zabolturkmenler.blogfa.com/post-443.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i30.tinypic.com/29p2ftk.gif&quot; align=baseline border=0&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i30.tinypic.com/2ry3n7o.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=548 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i27.tinypic.com/10pbwuc.gif&quot; width=524 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i26.tinypic.com/2u9lld4.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i27.tinypic.com/5l3wjd.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i25.tinypic.com/1zy7tg.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i30.tinypic.com/oa1vy9.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 May 2008 10:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zabolturkmenler&amp;postid=443</comments>
<dc:creator>zabolturkmenler</dc:creator>
<guid>http://zabolturkmenler.blogfa.com/post-443.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تصویری از نسخه قدیمی شعری از مختومقلی فراغی</title>
<link>http://zabolturkmenler.blogfa.com/post-442.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 560px; HEIGHT: 486px&quot; height=487 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://turkicworld.files.wordpress.com/2007/05/magtymguly-pyragy-maxtumqulu-feragi-el-ayzmasi.gif&quot; width=506 align=baseline border=0&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 May 2008 08:35:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zabolturkmenler&amp;postid=442</comments>
<dc:creator>zabolturkmenler</dc:creator>
<guid>http://zabolturkmenler.blogfa.com/post-442.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یاغمیر یاغدیر سلطانیم</title>
<link>http://zabolturkmenler.blogfa.com/post-441.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;یاغمیر یاغدیر سلطانیم&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پیر مرد نگاهشو به آسمون دوخته بود و کودک هم به چشمان او . کودک چنان به پیرمرد نگاه می کرد که از بازی خرگوشها غافل مانده بود و آنچه را که در نگاه پیرمرد می یافت براش عجیبتر از جست و خیز خرگوشها بود کودک توی چشمان پیرمرد حالتی رو می دید که خیلی شبیه حالت چشمای خودش بود وقتی که می خواست از باباش پول تو جیبی بگیره و باباش هم نداشت تا بهش پول تو جیبی بده و اون همانطور که پیرمرد به آسمون نگاه می کنه به باباش نگاه می کرد و آخرش هم یک سکّه ای از باباش می گرفت که می ترسید باهاش بره مغازه و شکلات بگیره آخه مغازه داره بهش می گفت&quot; برو با این چیزی نمیشه خرید&quot;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پیرمرد چشماشو از آسمون کند و به زمین دوخت و کودک همچنان مات نگاه پیرمرد بود و این بار نگاهش یه جور دیگه واسه اش آشنا بود این بار مثل نگاه خودش بود وقتی از مغازه می اومد بیرون و به سکه ای که نمی تونست چیزی باهاش بخره زل می زد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پیرمرد بی آنکه نگاهشو از خاک زیر پاش بکنه با پاهایش زیر و روش می کرد و اینبار کودک نگاهشو از چشمان پیرمرد کند و به پاهاش خیره شد باز براش عجیب بود و آشنا پیرمرد با پاهاش همونجور خاک رو زیرورو می کنه که وقتی خودش از مغازه ناامیدانه بر می گشت خونه،توی راه خاکارو زیر و رو می کرد تا شااااااید سکه ای پیدا کنه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پیرمرد نگاهی به کودک کرد کودک سرشو زیر انداخت. ساقهای کوتاه گندم چون چوب خشکی بی حرکت بودند گندم هایی که سال پیش با فوت کوچولوی کودک بازیگوش خم می شدند و دوباره می ایستادند و کودک شاد می شد از این که تونسته گندمها رو برقصونه و بعدش با دیدن یه دنیا ساق سبز و بلند گندم که با موسیقی ملایم نسیم می رقصیدند دستاشو مثل بال شاهینهای در حال پرواز باز می کرد و مثل خرگوشهایی که گهگاه سرشو نو بلند می کرد شروع می کرد به ورجه وورجه کردن &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;کودک سرشو بلند کرد و به اطراف نگاه کرد دنبال چیزی می گشت که باهاش بازی کنه نگاهی به آسمون کرد خبری از شاهینها نبود که اداشونو در بیاره خرگوشها که نتونسته بودند واسه خوردن چیزی پیدا کنند هم رفته بوند و باد گرم هم اذیتش می کرد خواست یه ملخ بگیره اما ازشون می ترسید کودک حوصله اش سر رفت خواست به پیرمرد بگه می خواد بره خونه اما دید که پیرمرد زانوهشاو رو خاک گذاشته و تو یه دستش ساقهای خشک گندم بود و تو اون یکی دستش یه مشت خاک.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پیرمرد چشماشو به آسمون دوخته بود و دستی که پر از خاک بود رو رو به آسمون کرد و گفت: ای خدا این خاکو ببین تشنهء تشنه هست می بینی چقدر خشکه!چشم انتظار ابریه که خودش رو تیکه تیکه کن و با ذرات پیکرش سیرابش کنه &lt;I&gt;(دستی که پر از ساقهای خشک گندم بود را بالا برد)&lt;/I&gt; این گندمو می بینی منتظره که این خاک گل بشه تا بتونه ریشه هاشو مثل خنجری بزنه توی دلش تا با خونِ دلِ خاک بزرگ بشه و بار بده (هر دو دستشو پائین آورد و قدری سرش رو به سوی خدا کشید)ای خدا منو می بینی منتظرم تا این گندما بار بدن تا خودشونو بسپارند به داس من تا من تا دستام پر بشه (با چشمان و سرش به کودک اشاره کرد&lt;I&gt;)&lt;/I&gt; ای خدا این بچه رو می بینی منتظره تا دستام پر بشه تا بتونم &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;اشک حسرت رو از چشاش پاک کنم تا بی آنکه سکه ای باشد درس ایثار رو یاد بگیره. می بینی ما همه منتظر ایثاریم تا ایثار کنیم. باران را که نعمت بزرگ توست بر ما عطا کن تا نعمت بزرگتر از اون که ایثاره توی دستای ما جا بگیره &quot;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;کودک مات لبهای پیرمرد بود. همه جا سرخ شد پیرمرد بلند شد جای زانوهاش بر خاک پیدا بود. کودک دوست داشت حرف بزنه دوست داشته بگه چرا اینجا اینجوری شده؟ چرا شما اینجوری شدید ؟چرا منو هر روز پیاده میاری اینجا؟ چرا که امروز عروسیه منو نبردی عروسی؟و هزار سوال دیگه اما نمی تونست هیچ کدومو بپرسه &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پیرمرد دستای کودک را که توی دستاش بود رو حس نمی کرد و شاید وجود کودک را هم حس نمی کرد . ذهنش انباشته شده بود از اگرها&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اگر بارون نباره اگر گندم بار نده اگر نتونم بدهی هامو بدم اگه کسی هوامو نداشته باشه اگه کسی به دادم نرسه اگه نتونم شکم خونواده رو سیر کنم اگه مجبور بشم زمین رو بفروشم...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پیرمرد با اگرهای خود پیش می رفت که به ناگه صدای کودک او را از ازدحام اگرها بیرون آورد&lt;I&gt;&quot; بابابزرگ اونجا رو بابام داره میاد&quot;&lt;/I&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پیرمرد نگاهش رو به سمتی که کودک اشاره می کرد دوخت &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;مرد جوان به سویشان آمد و روبه پیرمرد کرد&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و سلامی داد کودک را به آغوش گرفت پیرمرد سوالی نکرد و مرد جوان که گویی سوالی ازش کرده باشند گفت: دکترا گفتن نیاز به عمل داره مادر باید برد تهران امّا با کدوم پول&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;و اگرهای دیگری ذهن آشفته پیرمرد را آشفته تر ساخت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;بادِ گرم گام هایش را سیریعتر بر می داشت و آهنگی را که از زبان باغشی گرفته بود به گوش پیرمرد می رساند:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;سنينگ‌ دك‌ قادردان‌ ديلگ‌ ديلارين‌&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;رحم‌ ايله‌ييپ‌، ياغمير ياغدير، سلط‌انيم‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;غريبام‌، غمگينام‌، ناليش‌ ايلارين‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;رحم‌ ايله‌ييپ‌، ياغمير ياغدير، سلط‌انيم‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;قدر الله‌ دوكگين‌ نصرت‌ باراني‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;اكينينگ‌ همدمي‌، يرينگ‌ ياراني‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;يرينگ‌، گوگينگ‌، عرشينگ‌، كرسينگ‌ سبحاني‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;رحم‌ ايله‌ييپ‌، ياغمير ياغدير، سلط‌انيم‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;بلبل‌لر مست‌ بولسون‌، عالم‌ آييلسين‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;قايغي‌لار دپ‌ بولسون‌، غملار ساويلسين‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;نوشيروان‌ وقتي‌ دك‌ جهان‌ ياييلسين‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;رحم‌ ايله‌ييپ‌، ياغمير ياغدير، سلط‌انيم‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;رحمتينگ‌ ايشيگي‌ عرشدان‌ آچيلسين‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;نورينگ‌ اينيپ‌، ير يوزونده‌ ساچيلسين‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;غبار گوچسين‌، عالم‌ گردي‌ آچيلسين‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;رحم‌ ايله‌ييپ‌، ياغمير ياغدير، سلط‌انيم‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;عالم‌ تقدير گوزلار ـ حقينگ‌ فرماني‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;جهاني‌ بسط‌ ايله‌، چيقسين‌ آرماني‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;سندن‌ بيتر دردلي‌لرينگ‌ درماني‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;رحم‌ ايله‌ييپ‌، ياغمير ياغدير، سلط‌انيم‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;بنده‌ بيچاره‌يم‌، نه‌ باردير منده‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;رحيم‌ سن‌، رحمان‌ سن‌، كرم‌ كان‌ سنده‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;كرمينگ‌ بولماسا، قالديق‌ درمنده‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;رحم‌ ايله‌ييپ‌، ياغمير ياغدير، سلط‌انيم‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;درگاه‌دان‌ ديلنر ناليش‌لي‌ قوللار&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;مناجات‌ ايله‌ييپ‌، آچيلار ديل‌لر&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;يامانليق‌ گوترليپ‌، ياييلسين‌ ايل‌لر&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;رحم‌ ايله‌ييپ‌، ياغمير ياغدير، سلط‌انيم‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;مختومقلي‌، عشقينگ‌ ايلار اراده‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;عشقينگ‌ني‌ كمال‌ ات‌، قويما آرادا&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoPlainText dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;يتيرگين‌ مقصده‌، محشر - مرادا&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;رحم‌ ايله‌ييپ‌، ياغمير ياغدير، سلط‌انيم‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 16 Apr 2008 12:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zabolturkmenler&amp;postid=441</comments>
<dc:creator>zabolturkmenler</dc:creator>
<guid>http://zabolturkmenler.blogfa.com/post-441.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
